پیغام خطا

  • Notice: Use of undefined constant CMF_Ln_English - assumed 'CMF_Ln_English' در cmfcCalendarV1::factory() (خط 63 از /home/shabnamha/domains/shabnamha.ir/public_html/sites/all/modules/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarV1.class.inc.php).
  • Notice: Use of undefined constant CMF_Error - assumed 'CMF_Error' در cmfcCalendarV1::factory() (خط 63 از /home/shabnamha/domains/shabnamha.ir/public_html/sites/all/modules/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarV1.class.inc.php).

14. بهمن 1399 - 14:04   |   کد مطلب: 12676
«من زنده ام» زنی را روایت می کند که در سن 17 سالگی اسیر شد و مانند کوه ایستاد ومقاومت کرد زخمهای بسیاری خورد اما زخم ها را مرهم نهاد

کتاب من زنده ام کتابی است در حورزه دفاع مقدس به روایت معصومه آباد از انتشارات بروج

این کتاب از زمان کودکی تا زمان اسارتش در کشور عراق و اردوگاه بعثی را به تصویر می کشد و کتابی است که به جنگ و اسارت از دیگاه یک زن پرداخته است. وقت جنگ اجباری با بی رحمی  کشوری را در بر میگیرد برایش زن وکودک ومرد تفاوتی ندارد  فقط  درجه تحمل آدمها در برابرش متفاوت است وقتی بخواهند برای زن بگویند بسیار قوی وشجاع است می گویند مثل یک مرد جنگید ولی در این کتاب بانوی را میبینیم از جنس زن که مانند کوه ایستاد ومقاومت کرد زخمهای بسیاری خورد اما زخم ها را مرهم نهاد کتاب «من زنده ام»  زنی را روایت می کند که در سن 17 سالگی اسیر میشود تحمل اسارت برای یک مرد سخت است اما برای یک زن سخت تر.

کتاب شامل 555 صفحه است که 116 صفحه به روزهای کودکی راوی ونویسنده می پردازد وبقیه صفحات زمان اسارت را به تصویر کشیده معصومه اباد به همراه 3زن دیگر 40 ماه در اسارت بودند.

راوی کتاب (معصومه آباد) یکی از نیروهای جوان هلال احمر بوده که پس از انقلاب اسلامی به عنوان نماینده فرماندار در یکی از یتیم خانه های شهرش مشغول به کار می شود و در آغاز حملات رژیم بعث عراق بچه ها را به شیراز منتقل می کنند.  وی در راه برگشت در روز های ابتدایی جنگ اسیر می شود . نثر کتاب ساده و روان است و نویسنده به گونه ای بیان کرده که همه احساساتش به خوبی به خواننده کتاب القا می شود.

بخش هایی از کتاب:

«سلمان نگاهی به من کرد وگفت قول بده با یک نوشته مارو از سلامتی ات مطلع کن.

با ناراحتی گفتم چی؟ نوشته؟ تواین بزن بزن من چطوری قول بدم نه نمی تونم من کاغذ و قلم از کجا گیر بیارم ؟

با عصبانیت گفت با التماس وگریه زاری کریم رو راضی کردی و از تهران اومدی اهواز, با قلدری رحیم  رو راضی کردی اومدی آبادان توی این آتیش وخون حالا حتی زیر یک خط نامه ام نمیری که لاقل دلمون آشوب نباشه؟

گفت :بابا چقدر برای نوشتن با من چانه میزنی. نگفتم شاهنامه بنویس دوکلمه  بنویس من زنده ام.»

تقریظ رهبر فرزانه انقلاب در مورد این کتاب:

«کتاب را با احساس دوگانه اندوه وافتخار گاه از پشت پرده اشک خواندم و بر آن صبر وهمت و پاکی و صفا و براین هنرمندی در مجسم کردن زیباییها و رنجها وشادیها آفرین گفتم. گنجینه یادها وخاطرات مجاهدان و آزادگان ذخیره عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درس ها و  آموختنی را پرشمار می کند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهن وحافظه بیرون کشیدن برقلم هنر و نمایش سپردن این نیز از نوشته هایی است که ترجمه اش لازم است به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام می فرستم.»

 

انتهای پیام/

دیدگاه شما

آخرین اخبار