هواشناسی همدان
 مؤسسه فرهنگی حوراء بانوان استان همدان
دانلود نرم افزارهای کاربردی
شهروندنگارشبنم ها
24. آذر 1396 - 17:54   |   کد مطلب: 19908
گفتگو با دختری که عاشق سقوط و آسمان است;
دنیای آسمان خیلی با دنیای زمین متفاوت است
اکرمی اولین زن ایرانی است که در ایران پرش از ارتفاع انجام داده و به گفته خودش عاشق آسمان و رها بودن در آبی بیکرانش است.
دختر پرنده,فاطمه اکرمی,پارکور,اسکای دایوینگ,ورزش,shabnamha.ir,شبنم همدان,afkl ih,شبنم ها;

به گزارش شبنم همدان به نقل از برترین ها : اکرمی از کودکی عاشق ورزش های هیجان انگیزی مانند ژیمناستیک و پارکور بوده و چند سالی است که اسکای دایوینگ یا پرش از ارتفاع را تجربه کرده است. اکرمی اولین زن ایرانی است که در ایران پرش از ارتفاع انجام داده و به گفته خودش عاشق آسمان و رها بودن در آبی بیکرانش است. در ادامه گفتگوی ما با این دختر پر انرژی و شجاع را می خوانید.

 

خانم اکرمی اصلا چطور شد جذب ورزش های هیجان انگیز شدید؟

- در کودکی جذب ورزش ژیمناستیک شدم که ورزش بسیار هیجان انگیز و متنوعی است. این ورزش باعث می شود که ورزشکار کمی بدعادت شود چون بعد از این که این ورزش پر تحرک را تجربه کردید دیگر دوست ندارید سراغ ورزش های معمولی تر بروید. متاسفانه ژیمناستیک در ایران پس از 18 سالگی برای خانم ها بی معنا می شود چون دیگر نه مسابقه داخلی برای سنین بالای 18 سال وجود دارد و نه می توانیم به مسابقات خارجی برویم. افرادی که به این رشته علاقه مند هستند باید پس از رسیدن به این سن به صورت فردی و باشگاهی به ژیمناستیک بپردازند و این رشته بسیار محدود و کمرنگ می شود.

من به دنبال رشته ای بودم که هیجانی باشد، ژیمناستیک داشته باشد و سراغ رشته های ورزشی بسیاری مانند دوومیدانی، ووشو و ... رفتم اما هیچ کدام تنوع و جذابیت ژیمناستیک را نداشتند تا این که با رشته پارکور از طریق یکی از همکلاسی های دانشگاه آشنا شدم. در مسیر دانشگاه به خانه بودیم که ایشان پیشنهاد دادند پارکور کار کنیم. من تعجب کردم و گفتم «آخه من شلوار جین پوشیدم.» ولی دوستم اصرار کرد و شروع به کار کردیم. در همان جلسه اول حدود 5 تکنیک را به صورت کامل یاد گرفتم و برایم انگیزه ای شد که سراغ این رشته بروم.

رشته پارکور در کشور ما حتی برای پسران هم با محدودیت های زیادی همراه است، شما با محدودیت هایی که این رشته دارد چطور به فعالیت ادامه می دهید؟

- کلا من رشته هایی را انتخاب می کنم که برای خانم ها محدودیت دارد (می خندد). شخصا وقتی کسی من را از چیزی منع کند، بیشتر راقب می شوم آن کار را انجام دهم. می دانستم محدودیت ها در این رشته خیلی زیاد است و با این آگاهی کارم را آغاز کردم. به هر حال ما در ایران زندگی می کنیم و می دانم باید از قوانین کشورم تبعیت کنم. خب واقعا سخت است که در اوج گرمای تابستان با مانتو و مقنعه و لباس ورزشی که روی این لباس ها هم باید پوشیده شود تحرک و ورزش کرد اما من مشکلی با این قضیه ندارم چون عاشق ورزش هستم.
 

انسان به صورت فطری از ارتفاع می ترسد؛ شما هیچ ترسی از ارتفاع ندارید؟ یعنی وقتی برای اولین بار خواستید از ارتفاع چهار هزار متری بپرید، دچار ترس نشدید؟

- همه ترس از ارتفاع دارند. البته من هم اینطوری نبودم که بگویم وقتی از پل عابر پیاده رد می شوم پایین را نگاه نمی کنم (می خندد)، ضمن این که پرش از ارتفاعی مانند اسکای دایوینگ خیلی متفاوت است. به این معنا که ارتفاع آن قدر زیاد است که به چشم شما نمی آید. من به همه می گویم در این رشته واقعا ترس از ارتفاع وجود ندارد و مانند وقتی است که شما سوار هواپیما شده اید. همه چیز از آن ارتفاع بسیار کوچک و شبیه نقطه است و ارتفاع برای تان بی معناست. وقتی در رشته ای مانند بانجی جامپینگ در ارتفاعی نزدیک به زمین قرار دارید چون می دانید به سرعت به زمین نزدیک خواهید شد، ترس بیشتر است اما در اسکای دایوینگ شما آنقدر از زمین فاصله دارید که دیگر از پریدن نمی ترسید.

 

خانواده تان با فعالیت تان در ورزش سخت و پر مخاطره مخالفتی نداشتند؟ مثلا نمی گفتند دخترجان بنشین سر درس و مشق ات و این ورزش های خطرناک را ول کن؟

- پدر و مادرم تنها به شرطی به من اجازه می دادند سر تمرین هایم حاضر شوم که نمره هایم خوب باشد. ضمن این که والدین ام خیلی ایده آلیست هستند و من هر کاری را آغاز کرده ام علاقه مند بودند در آن رشته بهترین باشم. مثلا وقتی ویدئوی پارکورم را به مادرم نشان می دهم مایشان از بخشی از حرکتم ایراد می گیرند و می گویند «ای بابا چرا این حرکت رو فقط یک بار زدی؟ بیشتر بزن. تمرین کن بالاتر بپری.» (می خندد) یا مثلا وقتی برای اولین بار در کلاس اسکای دایوینگ ثبت نام کردم نتوانستم سر کلاس حاضر شوم و صبح روز جمعه با من تماس گرفتند که چرا کلاس نیامدی. من انگلیسی با آنها صحبت می کردم و توضیح می دادم به فلان دلیل نتوانستم بیایم. مادرم با تعجب به حرف هایم گوش کرد و وقتی متوجه ماجرا چیست کلی ناراحت و عصبانی شد که چرا سر کلاس حاضر نشده ام و گفت خودش بلیت و ویزا را آماده می کند تا هفته بعد با هم به دبی برویم.

و به این ترتیب پرش از ارتفاع را هم تجربه کردید.

- راستش من اصلا در مورد اسکای دایوینگ چیزی نمی دانستم تا این که در مورد این رشته به صورت اتفاقی چیزهایی خواندم و به آن علاقه مند شدم. ابتدا خواستم در ایران سراغ این رشته بروم اما متوجه شدم در ایران این رشته برای بانوان مدرسه ای ندارد. در سرچ هایم متوجه شدم نزدیک ترین مدرسه اسکای دایوینگ دبی است و در این کلاس ثبت نام کردم.
 

شما اولین زن ایرانی هستید که این ورزش را تجربه کرده اید؟

- بله، در ایران من اولین نفر هستم. البته در خارج از کشور هم خانم های ایرانی این ورزش را تجربه کرده اند اما در کشور خودمان من اولین نفر هستم.

مردم در شبکه های اجتماعی و صفحه شخصی تان درباره فعالیت های تان چه می نویسند؟

- در حالت کلی نوشته ها و کامنت ها مثبت، خوب و مشوق است اما خب به هر حال افرادی هم هستند که مدام نیمه خالی لیوان را می بینند. گاهی هم می شنوم یا می خوانم که درباره ام می نویسند که فلانی چون خیلی پولدار است سراغ این رشته رفته و اگر ما هم پول داشتیم این کار را می کردیم. این حرف ها خیلی من را ناراحت می کند چون این آدم ها همه زحماتم را نادیده می گیرند. من از شش سالگی نه عروسی رفته ام و نه میهمانی و نه حتی عزا. همه زندگی ام را معطوف این رشته کرده ام و این آدم ها هیچ چیز از زندگی من نمی دانند. برخلاف تصور آنها من پولدار نیستم و برای رسیدن به خواسته ام تلاش و کار کرده ام. من به جای میهمانی و رستوران و ماشین بهتر و ... هر چه حقوق می گیرم صرف ورزش می کنم. خیلی ها ممکن است کلی هم پول داشته باشند ولی سراغ این رشته ها نروند اما من عاشق پریدن و ورزش های هیجان انگیز هستم و زندگی ام را وقف این کار کرده ام.

 

نگاه افراد فامیل، دوستان و آشنایان به فعالیت های ورزشی تان چطور است؟

- خوشبختانه والدین ام همیشه حامی بوده اند اما دوستانم همیشه به من می گفتند «تو دیوانه ای که این کارو انجام میدی و اگر تو پرش هات بیفتی بمیری ما حتی سر خاکت نمیایم.» (می خندد) اما حالا که زمان زیادی گذشته آنها هم اسکای دایوینگ برای شان جالب شده و تشویقم می کنند. البته طی این 5 سالی که پارکور و پس از آن اسکای دایوینگ را آغاز کرده ام طبعا دوستانی هم در این جمع دارم که کلی حرف مشترک با هم داریم. ما با هم سفر می رویم و با هم می پریم. مثلا پیش از سفر به روسیه برای اخذ مدرک مربیگری پارکور به بانکوک رفتیم و روز آخر سفرمان از یک ساختمان نیمه تمام بالا رفتیم و از در و دیوار آویزان شدیم. (می خندد)

وقتی هم برای اسکای دایوینگ می رویم از صبح پرش داریم و در میانه پرش های مان با هم درباره ورزش و علایق مشترک حرف می زنیم و وقتی هم که خسته به هتل می رسیم باز هم درباره پرش ها و تجربه هایی که همان روز داشتیم صحبت می کنیم و ویدئوهایش را می بینیم.
 

مگر در یک روز چند بار پرش دارید؟

- بستگی به شرایط جوی دارد. ممکن است تا 11 بار هم پرش داشته باشیم.

جدا؟ من فکر می کردم یک بار می پرید.

- یک بار که خیلی کم است (می خندد)، دستکم هشت بار می پریم. من بعد از پرش به سرعت چترم را جمع می کنم تا به پرش بعدی برسم.

اولین بار چه کسی به شما گفت «دختر پرنده»؟ خودتان این لقب را دوست دارید؟

- نمی دانم چه کسی این لقب را به من داد، اما خیلی دوستش دارم. خیلی اصطلاح هیجان انگیزی است (می خندد)، وقتی اسمم را در اینترنت سرچ می کنم، این لقب هم در ادامه اسمم هست که برایم خوشایند است.

در حرف های تان اشاره کردید خانواده تان مصر بودند که حتما ادامه تحصیل بدهید. در چه رشته ای درس خوانده اید و آیا در زمینه دیگری مشغول به کار هستید؟

- من در دبیرستان همیشه شاگرد اول بودم و در دانشگاه هم رشته مهندسی سخت افزار را که رشته بسیار سختی است انتخاب کردم اما بعد از دو سال حس کردم این رشته با روحیات من سازگار نیست و به خاطر همین پس از دریافت مدرک کاردانی تغییر رشته دادم و در حال حاضر مشغول به تحصیل در رشته تربیت بدنی هستم که خیلی دوستش دارم.

پس رشته تحصیلی تان هم در نهایت ورزشی شد.

- بله، قسمت این بود (می خندد). مادرم خیلی اصرار دارد که رشته های دیگر را هم تجربه کنم و زندگی تک بُعدی نداشته باشم اما ورزش مانند گردباد من را به داخل خود کشیده است و رهایی از آن ممکن نیست.
 
پرش برایم دریچه ای است برای رها شدن از زندگی زمینی

وقتی در ارتفاع چهار هزار متری زمین قرار دارید و میان زمین و آسمان هستید به چه چیزی فکر می کنید؟

- راستش از لحظه ای که می پرم به هیچ چیزی فکر نمی کنم. پرش برایم دریچه ای است برای رها شدن از زندگی زمینی و به هیچ چیز در آن لحظات فکر نمی کنم. برای همه کسانی که اسکای دایوینگ را تجربه کرده اند، پرش، ورود به دنیایی دیگر است و تا وقتی در آن شرایط قرار نگیرید حس ما را نخواهید فهمید. دنیای آسمان خیلی با دنیای زمین متفاوت است و تجربه پرواز به شدت زیبا و دوست داشتنی است.
 
وقتی در آسمان پرواز می کنید، تنهای تنها هستید و همه چیز در اختیار شماست. اگر قرار است آسیب ببینید، بترسید، لذت ببرید، نگران شوید و ... در همه این شرایط کاملا تنها هستید و فقط خودتان مسئول حس و حال و سلامت تان هستید. در آن شرایط نه کسی می تواند به شما آسیبی بزند و نه می تواند کمک تان کند. شاید این حس تنهایی و رهایی برای خیلی از آدم ها ترسناک باشد اما برای من تجربه این همه رهایی و آزادی بسیار لذتبخش است.

ظاهرا کلاس های این ورزش و پرش هایی که دارید بسیار پرهزینه هستند.

- فعالیت در این رشته در آغاز کار خیلی گران است اما وقتی لایسنس دریافت کنید هزینه ها کمتر می شود اما باز هم زیاد است مخصوصا برای من که در کشورم این امکانات وجود ندارد و باید به کشورهای همسایه بروم و هزینه هواپیما، هتل و ... بدهم. البته در همه جای دنیا وقتی یک زن یا یک مرد در کشورش بنیانگذار کار، تجربه یا ورزش جدید می شود از او حمایت های همه جانبه صورت می پذیرد اما در ایران اسپانسرشیپ و حمایت از کارهای تازه هیچ معنایی ندارد. اسکای دایوینگ رشته ای فوق العاده جذاب و تبلیغاتی است و می توان در تبلیغات از آن استفاده کرد.

درباره سفرتان به روسیه و پرش هایی که در این کشور داشتید و مورد توجه قرار گرفت هم برای مان بگویید.

- در سفر روسیه من برای اولین بار لباس بالدار پوشیدم و با این لباس پرش را امتحان کردم. پوشیدن لباس بالدار در اسکای دایوینگ یکی از خطرناک ترین بخش های کار است. این لباس از دینامیک بدن پرندگان الهام گرفته شده و شما هم بال دارید و هم بین پاها و دست ها و پهلوهای تان بال گذاشته شده است. این باعث می شود قدرت واکنش تان کم شود چون در واقع دست و پای تان بسته می شود. مثلا اگر چترتان را باز کنید و به مشکل بربخورید کار برای تان از حالت عادی سخت تر می شود چون دست و پای تان بسته است و همه کارها را کندتر انجام می دهید، ضمن این که این لباس سرعت جلو رفتن را به شدت بالا می برد که برای فرود خطرناک است.

ولی در عوض مدت زمانی که در آسمان هستید بیشتر می شود.

- بله، بیشتر از دو برابر. به طور متوسط با لباس عادی تقریبا یک دقیقه طول می کشد تا به زمین برسیم ولی با لباس بالدار این زمان حتی به دو دقیقه و نیم می رسد.

رشته ای که در آن فعالیت می کنید خیلی وقت گیر است اما حتما علاقه مندی های دیگری هم در زندگی دارید. مثلا موسیقی، تئاتر، سینما، کتاب و ...

- از کودکی موسیقی را دوست داشتم و همزمان با ورزش ژیمناستیک موسیقی را هم آغاز کردم و دو سال هم به کلاس های ویولن رفتم اما به خاطر فعالیت در رشته ژیمناستیک پوست انگشتانم کنده می شد و نمی توانستم سیم های ویولن را در دست بگیرم و استادم به من گفت باید فکری به حال انگشتانم بکنم. خلاصه مجبور شدم بین موسیقی و ورزش یکی را انتخاب کنم. البته همچنان مخاطب موسیقی هستم و عاشق فیلم دیدن و کتاب خواندن هستم و در هر فرصتی که داشته باشم سراغ کتاب، فیلم و موسیقی می روم.

به عنوان یک ورزشکار، آن هم این ورزش سخت و استرس زا، سبک زندگی تان چطور است. برای مثال سبک تغذیه خاصی دارید؟ یا ساعات خواب تان بیشتر است؟

- من کلا فکر می کنم خوابیدن کار اشتباهی است (می خندد) وقتی می خوابم از کارهایم عقب می مانم و دلم می خواهد این زمان را هم صرف کارهای مورد علاقه ام بکنم. البته آدم خوش خوابی هستم و از خوابیدن لذت می برم اما اگر مثلا یک روز ساعت 9 صبح بیدار شوم حس می کنم جنایت کرده ام (می خندد) چون ساعات بین 6 تا 9 را از دست داده ام. در مورد سبک تغذیه ام هم باید بگویم تغذیه نسبتا سالمی دارم. من نوشابه نمی خورم و همیشه از سالاد و سبزیجات استفاده می کنم. برنج و نان کم مصرف می کنم و سعی می کنم بیشتر غذاهای سبک و مقوی بخورم.

انتهای پیام/ص

دیدگاه شما

آخرین اخبار