پیغام خطا

  • Notice: Use of undefined constant CMF_Ln_English - assumed 'CMF_Ln_English' در cmfcCalendarV1::factory() (خط 63 از /home/shabnamha/domains/shabnamha.ir/public_html/sites/all/modules/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarV1.class.inc.php).
  • Notice: Use of undefined constant CMF_Error - assumed 'CMF_Error' در cmfcCalendarV1::factory() (خط 63 از /home/shabnamha/domains/shabnamha.ir/public_html/sites/all/modules/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarV1.class.inc.php).

هواشناسی همدان
17. بهمن 1394 - 9:14   |   کد مطلب: 9173
سکینه جعفریان مادر شوهر شهید طيبه واعظي دهنوي یکی از شهدای انقلاب اسلامی، گفت: عروسم طیبه جهيزيه اش را به فقرا بخشيد و همواره با مزد قالي بافي اش براي جوانان جهيزيه تهيه مي كرد و براي كودكان نیازمند لوازم التحرير مي خريد.
عروسم جهیزیه خود را به فقرا بخشید/ زندگی مخفیانه با کودک شیرخوار برای اهداف انقلابی
به گزارش  شبنم ها به نقل از پایگاه اینترنتی بسیج جامعه زنان، شهید طيبه واعظي دهنوي شهید شاخص امسال بسیج، در سال 1337 در يكي از روستاهاي اصفهان چشم به جهان گشود، طیبه در خانواده ای مذهبی و در سایه پدری روحانی رشد کرد.
 
طیبه واعظی در خانه پدری آن هم در سن 7 سالگی خواندن قرآن را آموخت و سرانجام در سن 14 سالگی با پسر خاله خود "ابراهیم جعفریان" که یکی از جوانان مومن و انقلابی بود ازدواج کرد، ماحصل این ازدواج فرزند پسری به نام "محمد مهدی" است که در کودکی طعم تلخ از دست دادن پدر و مادر را کشید و اکنون به عنوان دکتر دندانپزشک به جامعه خدمت می کند.
 

ازدواج طیبه با پسرخاله اش ابراهیم نقطه عطفی در زندگی این دختر جوان به شمار می رود و این ازدواج مسیر زندگی طیبه را تغییر داد.

عمل به قرآن وجه تمایز طیبه

خانم  سکینه جعفریان مادر ابراهیم جعفریان همسر شهید طیبه واعظی در گفت وگو با خبرنگار پایگاه اینترنتی بسیج جامعه زنان کشور به گوشه ای از خاطرات خود در مورد زندگانی عروس خود پرداخت و اظهار داشت: من مادر 4 شهید انقلاب اسلامی هستم، طیبه  دختر بسیار آرام و مهربان و عادی بود، آنچه که او را متمایز می کرد این بود که وقتی قرآن و نماز می خواند در عمل نیز مراقب کارها و رفتار خود بود یعنی به آنچه که می خواند عمل می کرد.

وی می گوید: من خودم در منزل قالی بافی می کردم و زمانی که طیبه با پسرم ابراهیم ازدواج کرد 2 اتاق داشتیم که در اختیارشان قرار دادیم تا زندگی مشترک خود را شروع کنند، طیبه در کنار من نیز قالی بافی می کرد، همیشه با وضو  بر دار قالی می نشست و وقتی علت این کارش را می پرسیدم می گفت دوست دارم تمام کارهایم را با وضو انجام دهم.

وی در خصوص مراسم ازدواج طیبه بیان می کند: جشن عروسی ساده ای با حضور اقوام و دوستان برگزار شد، جوان هاي فاميل قصد داشتند در عروسی ساز و آواز راه بياندازند و از ابراهیم خواستند که برقصد اما پسرم ابراهيم رو به مهمان ها کرد و گفت: اگر گوش كنيد من بخوانم شما نيز دم بگيريد و شروع به خواندن كرد: يا دائم الفضل علي البريه، يا باسط اليدين بالعطيه، صل علي محمد و آل محمد.

خانم جعفریان می گوید: پسرم ابراهیم در زمینه مطالعه کتب مذهبی و تفسیر قرآن به طیبه کمک می کرد چرا که ابراهیم صداقت و ايماني را كه لازمه يك فرد مبارز است را در وجود طيبه يافت و همین باعث شد که این زن و شوهر پابه پای بکدیگر در فعالیت های انقلابی در غالب گروهی به نام مهديون فعالیت کنند.

مادر  همسر شهید واعظی بیان می کند: طیبه و ابراهیم صاحب فرزند پسر شدند و از آنجایی که این دو در فعالیت های انقلابی شرکت داشتند و از طرفی ساواک دنبال آنها بود مجبور شدند با وجود کودک شیرخوار زندگی مخفیانه را انتخاب کنند.

سکینه جعفریان می گوید: سرانجام روز سي ام فروردين 56، در پي دستگيري يكي از اعضاي گروه مهدیون در تبريز، يكي از گشت هاي بازرسي به ابراهيم مشكوك شد و او را دستگير می کنند كرد. در بازرسي بدني او اجاره نامه خانه اش را پيدا کرده و خانه را تحت‌نظر قرار مي دهند.

وی در ادامه می افزاید : طیبه و ابراهیم با هم قراری داشتند که اگر ابراهیم دیر به منزل آمد، طیبه اسناد و مدارک را از بین ببرد و از خانه فرار کند، این بار طیبه با دیر کردن ابراهیم این کارها را انجام داد اما از اینکه خانه اش تحت کنترل ساواک بود بی خبر بود.

جعفریان می گوید: ماموران ساواک طیبه را به همراه کودک 4 ماهه اش دستگیر می کند از آنجایی که مرتضی برادر طیبه شاهد ماجرا بود به دفاع از طیبه به سمت ماموران تیراندازی می کند که در این درگیری مرتضی نیز به شهادت می رسد؛ زمانی که ساواك طيبه را دستگير و به دست هايش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بُكشيد ولي چادرم را برنداريد.

مادر همسر شهید واعظی ادامه می دهد: طيبه به اتفاق همسر و فرزندش پس از 2 روز شکنجه توسط ساوک از تبريز به زندان اوین منتقل مي شوند و یک ماه زير سخت ترين شكنجه ها قرار مي گیرند که نهایتا در 3 خرداد بر اثر شگنجه های وحشیانه ساواک به شهادت می رسند.

بخشش جهیزیه به نیازمندان

وی در ادامه این مطلب تصریح می کند: ساواک محمدمهدي فرزند طیبه و ابراهیم  را به پرورشگاه می برد و به مسئولان آنجا گفته بودند که پدر و مادر این بچه بر اثر اعتياد از دنيا رفته اند و از آنجایی که نمی خواستند این کودک شناسایی شود نام او را شهرام گذاشته بودند، ما برای پیدا کردن محمد مهدی خیلی تلاش کردیم و تنها امیدمان این بود که او را پیدا کنیم تا جای خالی پدر و ماردش را برایمان پُر کند که پس از 2 سال پیگیری های فراوان او را پیدا کردیم.

مادر همسر شهید واعظی در خصوص ویژگی های اخلاقی این شهید ادامه می دهد: طیبه دختر دلسوز و با گذشتی بود، به یاد دارم هنوز چند وقتی از عروسی اش نگذشته بود که گفت: می خواهم جهيزيه ام به خانواده هاي فقير ببخشم، جهيزيه اش را به فقرا بخشيد و همواره با مزد قالي بافي اش براي جوانان جهيزيه تهيه مي كرد و براي كودكان نیازمند لوازم التحرير مي خريد.

جوانان باید احیا کننده امربه معروف و نهی از منکر باشند

جعفریان خاطرنشان کرد: برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی خون هزاران طیبه و ابراهیم ریخته شده است و امروز وظیفه ما و جوانان است که از این خون ها دفاع کنیم، امروز جوانان ما نقش بسیار مهمی در حفظ انقلاب دارند، جوانان ایران اسلامی با تقوا پیشه کردن می توانند حماسه ساز باشند؛ جوانان نباید لحظه ای از سرنوشت کشور خود غافل باشند و همواره برای احیای امر به معروف و نهی از منکر آماده باشند.

انتهای پیام/

دیدگاه شما

آخرین اخبار