پایگا خبری مقام معظم رهبری
پژوهشکده عفاف
 مؤسسه فرهنگی حوراء بانوان استان همدان
دانلود نرم افزارهای کاربردی
شهروندنگارشبنم ها
هواشناسی همدان
18. دى 1395 - 15:22   |   کد مطلب: 14662
مصطفی در آخرین دیدار قبل از رفتن با رفتار عجیب و حرف هایش نشان میداد دیدار آخر ماست. انگار خودش می دانست که این آخرین دیدار خواهد بود و قرار است شهید شود.
شبنم ها , afkl ih, کانون اسلامی خواهران, shabnamha.ir, خانواده شهدا

به گزارش شبنم ها، 

، امنیت و آرامش امروز جامعه ایران مرهون رشادت و ایثار جوانانی است که به قیمت جان خود در مقابل متجاوزان ایستادند. خانواده این شهدا گرانبها ترین داشته زندگی خود را به اسلام و کشور تقدیم کردند و وظیفه همه ما دلجویی از آنهاست. تعدادی از اعضای کانون اسلامی خواهران شهر همدان برای انجام این وظیفه خطیر به روستای امزاجرد رفتند تا از خانواده یکی از شهیدان دفاع مقدس دلجویی کنند .

 

شهید مصطفی قهوه چی سرباز وظیفه داوطلب بود که پس از دو سال خدمت در جبهه در سال 1364 در منطقه  میمک به شهادت رسید.

مادر شهید با رویی گشاده از میهمانانش پذیرایی میکند. او از اولین فرزندش سخن می گوید. فرزندی که در سن 18 سالگی و سالهای آغاز جوانی لایق درجه رفیع شهادت شد. ایمان و اعتقاد این جوان 18 ساله به درجه ای رسیده بود که بتواند مرگ با افتخار و در راه دفاع از ارزش ها و کشورش را بر زندگی دنیا ترجیح دهد.

حاج خانم به غیر از مصطفی،  3 پسر و ۱ دختر دیگر دارد. او  در مورد آخرین خاطره از فرزند دلیرش می گوید:

دخترم انس عجیبی با مصطفی داشت ، آخرین باری که مصطفی بعد از مرخصی به جبهه می رفت خواهرش خیلی بهانه گرفت و گریه کرد. این کار دخترم برای اولین بار بود و قبل از آن با رفتن برادرش اینقدر بیقرار نمی شد. با گریه و بیقراری دخترم دلشوره عجیبی گرفتم. مصطفی هم قبل از رفتن با رفتار عجیب و حرف هایی که نشان میداد دیدار آخر ماست نگرانم کرده بود. انگار خودش می دانست که این آخرین دیدار خواهد بود و قرار است شهید شود.

مادر از ویژگی های اخلاقی پسر شهیدش برای جمع صحبت می کند و می گوید مصطفی همیشه به نماز اهمیت می داد و خیلی با حجب وحیا بود. همیشه همه اعضای خانواده را به نماز و روزه سفارش می کرد. به حلال و حرام اعتقاد داشت و نسبت به آن بسیار سخت گیر بود. مادر با زنگ لرزان صدایش از میهمان نوازی شهید قهوه چی حرف می زند. وقتی از پسرش می گوید فضا مملو از شوق و حسرت مادرانه است. شوق مادری که حسرت دیدار فرزند را دارد اما به راهش و به کارش ایمان دارد و با همه وجود راه او را برحق می داند.

او از نحوه شهادتش پسرش صحبت می کند و برای جمع عنوان می کند: مصطفی فقط دوساعت بعد از رسیدنش به منطقه به شهادت میرسد . شرایط  سخت جنگ تن به تن باعث می شود پیکر مصطفی ۲۴ روز بر روی زمین بماند. سرانجام پس از 24 روز یکی از رزمنده ها که از اهالی گره چاقه است از خود گذشتگی کرده و پیکر شهید قهوه چی را  به عقب می آورد.

پس از بازگرداندن پیکر شهید خبر شهادت وی را به خانواده اش می دهند.

انتهای پیام /

 

شبنم ها , afkl ih, شهید مصطفی قهوه چی, shabnamha.ir, دفاع مقدس

دیدگاه شما

آخرین اخبار