
به گزارش شبنم ها به نقل از مهر، یکی از اتاق های ساختمان رادیو نمایش یک میز به همراه ۱۲ صندلی قرار دارد که هنرمندان دور تا دورش نشسته اند و متنی را تمرین می کنند. سر میز آشا محرابی کارگردان نمایش و به همراه گروه در حال تمرین نمایشی با نام «دختر شینا» است که این روزها کتاب آن در میان یکی از پرفروش ترین آثار در حوزه خاطرات دفاع مقدس قرار دارد.
در میان هنرمندان دو نفر شخصیت های اصلی این نمایش را بازی می کنند. سعیده فرضی در نقش قدم خیر و در مقابل او مهرداد مهماندوست در نقش همسرش صمد.
دیالوگ ها را تمرین می کنند و با هر دیالوگ آشا محرابی جمله ای می گوید و آنها را تنظیم می کند.
«صمدجان»، این نام را فرضی با اشک و با صدایی که به سختی از دهانش برون می آید، بیان می کند. وی نقش قدم خیر را بازی می کند که همان دختر شیناست و داستان در دوران دفاع مقدس روایت می شود. در این صحنه بعد از مدتی انتظار به قدم خیر خبر داده اند که همسرش صمد در بیمارستان است و حالا یک باره همسرش را روی تخت می بیند. اشک شوق و دلتنگی را هر دو با هم باید نشان دهد. به محض اینکه همسرش را می بیند او را با گریه و ناله صدا می کند.

محرابی تاکید می کند که برای درآمدن فضای درست نمایش دو بار «صمد جان» را تکرار کند.
قدم خیر: صمدجان... صمدجان.
مهماندوست (صمد): آمدی قدم جان، بچه ها کجان؟
قدم خیر: پیش خواهرم، حالشون خوبه... تو خوبی؟
همه این جملات را همراه با اشک بیان می کند و محرابی بعد از تمرین اولیه به او می گوید که گریه کار را ضعیف می کند و از او می خواهد در این قسمت ها از گریه استفاده نکند. توضیح می دهد که در لحظه ای که صمد را می بیند برای زنده بودن او شاد است بنابراین اگر هم قرار است گریه ای داشته باشد باید اشک شوق باشد.
متن ها را بیشتر از یک دور نمی خوانند ولی با همان یک بار فرم و لحن کار مشخص می شود و نیازی به تمرین بیشتر نیست. به همین دلیل در چند ساعت به راحتی چند قسمت را ویرایش کرده و درباره آنها با هم گفتگو می کنند. در یکی از این صحنه ها قدم خیر از همسرش صمد که دایم به جبهه می رود، می خواهد که قید کار را بزند و با هم به شهرشان بازگردند. صمد خیلی با ملایمت به این درخواست جواب منفی می دهد و می گوید: «نه اصلا حرفش را هم نزن، من سرباز امامم، قول دادم سرباز امام هم بمونم قدم، هنوز کشور به من احتیاج داره، به جای این حرفا دعا کن هرچه زودتر حالم خوب بشه برم سر کارم. نمی دونی این روزا چقدر زجر می کشم. من نباید توی رختخواب بخوابم، باید برم به این ممکلت خدمت کنم...» به این نقطه که می رسد سرفه می کند.

محرابی نکته ای را متذکر می شود و می گوید: این سخن قدم خیر آنقدر اذیت کننده است که باعث می شود صمد به سرفه بیفتد، بنابراین مخاطب باید به نوعی این واکنش را ببیند. ریتم کلام باید در اینجا تندتر باشد و حتی باید نشان هد که صمد از گفته قدم خیر اذیت شده و به سرفه افتاده است.
صمد دوباره سخنش را تکرار می کند و این بار محرابی تاییدش می کند. هر جمله ای که می خوانند او توضیحی می دهد و بیشترین تاکیدش بر این است که کار شعاری نشود.
بخش دیگری از دیالوگ ها را در صحنه ای دیگر اینجا می خوانید:
صمد: من میرم سپاه و زود برمی گردم.
قدم خیر: عصری بریم بازار؟
صمد: کجا؟
قدم خیر: نزدیک عیده... می خوام برای بچه ها لباس نو بخرم.
صمد: چی؟ لباس عید؟ (این کلمات را با تعجب و کمی هم پرسشگرانه می گوید)
قدم خیر: حرف بدی زدم؟

صمد: یعنی من دست بچه هامو بگیرم ببرم لباس نو بخرم؟ اون وقت جواب بچه های شهدا را چی بدم؟ یعنی از روی بچه های شهدا خجالت نمی کشم؟ ای داد بیداد... نیستی، ببینی هر روز چه دسته گل هایی جلو چشامون پر پر میشن. خیلی هاشون زن و بچه دارن قدم خیر! کی شب عیدی برای اونا لباس نو بخره؟
قدم خیر: باشه ببخشید اصلا بچه های من لباس عید نمی خوان.
محرابی بعد از این دیالوگ ها تنها تاکید می کند که لازم است اعتقاد و حسی که صمد برای بیان این جملات دارد بیشتر شود تا باز هم از شعاری بودن دربیاید.
حالا مهین نثری هنرمند پیشکسوت نمایش های رادیویی هم به جمع اضافه می شود. دیالوگ ها ادامه دارد اما در عین حال همه به او ادای احترام می کنند و حتی یک نفر از دور میز بلند می شود تا او بنشیند.
به دیالوگ های صحنه ای می رسند که در آن مهین نثری در نقش شیرین جان یا شینا دخترش قدم خیر را به دلیل انتظار و غصه برای صمد که در جبهه است نصیحت می کند و او را به صبر فرامی خواند.
ابتدا بازیگران به همراه کارگردان درباره این نکته بحث می کنند که آیا در دیالوگ ها به نوعی اشاره شده است که در میان فامیل، شیرین جان را شینا خطاب می کنند یا خیر و بعد از آن، گوینده نقش قدم خیر می خواهد در دیالوگ خود از نام شینا استفاده کند تا مشخص باشد که این نام عمومیت دارد.

قدم خیر در این صحنه خبری می شنود که گویی همسرش از جبهه به منزل بازگشته است و سراسیمه به داخل کوچه می رود. متوجه می شود که رزمنده ای که برگشته یکی از همسایه هایشان است و بعد با ناراحتی به شینا که به دنبال او بیرون آمده است می گوید که به منزل بازگردند. شینا نیز در این صحنه به او در حالی که حالتی از اشک دارد، می گوید به جای گریه به کودک تازه از راه رسیده خود فکر کند و با جملاتی مادرانه سعی در آرام کردن وی دارد.
«دختر شینا» یک نمایش رادیویی است که به صورت سریالی به نگارش درآمده است. «دختر شینا» خاطرات قدم خیر محمدی کنعان درباره زندگی او با همسرش سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر است که نسخه کتاب آن به قلم بهناز ضرابی زاده نوشته شده است. این اثر از دوران کودکی راوی تا زمان مرگ همسرش را روایت می کند. قدم خیر محمدی کنعان در سال ۱۳۴۱ در روستایی در همدان متولد شد، در سال ۵۶ با ستار ابراهیمی هژیر ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند شد. وی در سال ۱۳۶۵ شوهرش را در جنگ از دست می دهد و مسئولیت بزرگ کردن کودکانش را به تنهایی بر عهده می گیرد.
فرشاد آذرنیا تهیه کننده نمایش رادیویی «دختر شینا» درباره متن اولیه آن که برای نمایش رادیویی تنظیم شد گفت: این متن را نیما بیگلریان تنظیم کرده بود که در ابتدا بیشتر شبیه فیلمنامه بود و ما با کمک خانم محرابی آن را بار دیگر تنظیم کردیم و در سه جلسه متن را که در هفت قسمت تنظیم شده بود، تمرین کردیم.

وی درباره انتخاب کتاب «دختر شینا» توضیح داد: من پیش از این نسخه صوتی کتاب «دختر شینا» را هم تولید کرده بودم و می دانستم که متن آن با جامعه و آدم ها به خوبی ارتباط برقرار می کند. داستان این کتاب درباره زندگی ساده یک زن قهرمان است که همه سختی ها را تحمل می کند و همه اتفاقات زندگی او در عین سادگی رخ می دهد بدون اینکه نویسنده بخواهد شعار دهد.
آذرنیا با اشاره به واقعی بودن اتفاقاتی که در «دختر شینا» رخ می دهد بیان کرد: من پیش از این کتاب های «آن بیست و سه نفر» و خاطرات «فرنگیس» را کار کرده بودم و وجه مشترک همه این آثار مستند بودن آنهاست و همین باعث شده است که من به این کتاب ها علاقه مند شوم، این داستان ها واقعا از زبان افرادی است که خودشان در جنگ بوده اند.
این تهیه کننده نمایش های رادیویی درباره اهمیت ساخت چنین آثاری اظهار کرد: من گاهی می شنوم که عده ای می گویند سال هاست که جنگ تمام شده است و دیگر چه دلیلی دارد که به آن بپردازیم و من همیشه سعی می کنم یادآوری کنم که ما باید به خاطر بسپاریم که چه کسانی به جبهه ها رفتند تا امروز ما با امنیت زندگی و کار خود را داشته باشیم.
آذرنیا همچنین با اشاره به کم کاری هایی که گاهی برای تولید نمایش های رادیویی انجام می شود، تصریح کرد: یکی از ویژگی های رادیو سرعت و ارزانی آن است که بعضی هم از آن به عنوان یک نقیصه یاد می کنند، متاسفانه گاهی کیفیت فدای این سرعت می شود و چون بعضی آثار قرار است زودتر به پخش برسند به کیفیت لازم نمی رسند که به نظر من پیش می آید.

مهین نثری بازیگر نقش شینا در این نمایش رادیویی نیز در سخنانی درباره نقش خود بیان کرد: من در این اثر نقش شینا را دارم زنی که نام اصلی او شیرین است و با شینا شناخته می شود. شینا مادر قدم خیر است با این حال در این نمایش چندان به نقش شینا پرداخته نشده است و خانواده وی کمرنگ تر هستند. اتفاقات بیشتر پیرامون قدم خیر می گذرد، زنی که وارد جریان زندگی می شود و بعد می فهمد چه وقایعی برایش رخ می دهد.
این هنرمند پیشکسوت نمایش های رادیویی در پایان کرد: در فضاهایی شبیه به «دختر شینا» بهترین و کاملترین شخصیتی که من در این سال ها بازی کردم در نمایش «دا» خاطرات زهرا حسینی بود که کارگردانی آن را میکائیل شهرستانی بر عهده داشت.
نمایش رادیویی «دختر شینا» کاری از اداره کل هنرهای نمایشی رادیو نمایش است که توسط حدود ۲۰ بازیگر تولید شده است. تمرین این نمایش در سه روز انجام شد و در هفت قسمت ساخته شده است.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها به نقل از ایرنا، شهیندخت مولاوردی عصر دوشنبه در جریان بازدید از نمایشگاه تسنیم افزود: حلقه مفقوده ای در بخش صنایع دستی بانوان داریم به طوری که زمانی که هنرهای دستی بانوان تولید می شود ما با مشکل اساسی در زمینه بازار آن در کل کشور مواجه هستیم.
وی تصریح کرد: تقاضاهای جدی برای بازاریابی ، فروش و حتی بازارداری در عرصه صنایع دستی بانوان وجود دارد و اگرچه معاونت امور زنان وظیفه ذاتی در این زمینه ندارد اما پیگیری های لازم را انجام می دهد.
مولاوردی با بیان اینکه بانوان هنرمند ایرانی در بازدیدها و دیدارها که از نمایشگاه های مختلف یا حضور در استان های دیگر را داریم از ما می خواهند که این موضوع را پیگیری کنیم، افزود: باید دولتمرندان نیز در راستای کمک و حمایت از تولیدات صنایع دستی بانوان کمک شایانی داشته باشند.
وی در ادامه برگزاری اینگونه نمایشگاه ها و به نمایش گذاشتن تولیدات بانوان درباره مد و لباس، هنرهای دستی و حتی استفاده از کالاهایی که دور ریخته می شود اما بانوان آنها را به شیوه های مناسب و دوباره به کار می گیرند را ضروری دانست.
مولاوردی تصریح کرد: این نمایشگاه بسیار کاربردی است چون از نظر قیمت مناسب است و بسیاری از بانوان می توانند از آن خرید کنند و حتی در بسیاری از غرفه ها نیز آموزش های کاربردی در زمینه هنرهای دستی به صورت رایگان به بانوان بازدیدکننده ارائه می شود.
نمایشگاه تسنیم از 16 تا 23 دی ماه در محل بوستان گفتگو دایر است.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها به نقل از به دخت،کتاب دختران آفتاب کتابی است که در چند سال اخیر به خاطر موضوع خاص و ارزشمندش بسیار مورد توجه بوده است. این کتاب علاوه بر مخاطب خاص ، مخاطب عام را هم درگیر میکند؛ چراکه بحثهای کتاب، جواب گفتوگوهای تربیتی و نقدهای اجتماعی و شوخی جمعهای خانوادگی و محفلهای مختلط زنانه و مردانه دربارهی مسائل زنان است.
کتاب برای زنان و مردان رفعکنندهی برخی گرههای ذهنی در روابط عاطفیشان با همسرشان است و همچنین کلیدهای خوبی از نیازهای تربیتی فرزندان را در اختیارشان قرار میدهد و برای فرزندان و بهویژه دختران، آگاهی و ترسیم فضای آینده و پیشرو را به دست میدهد.
در مورد نویسنده
دکتر امیر حسین بانکی پور در سال ۱۳۴۹ در استان اصفهان دیده به جهان گشود و با توجه به علاقه وافری که به علوم دینی داشت در سال ۱۳۶۱ وارد حوزه علمیه شدو تا مقطع سطح ۲ اقدام به تحصیل نمود.
وی علاوه بر مدرک حوزوی دارای مدرک کارشناسی ارشد الهیات – فلسفه اسلامی در سال ۱۳۷۶ از دانشگاه تربیت مدرس تهران و همچنین مدرک دکترای فلسفه غرب است. از بانکی پور آثار ارزشمندی مانند «مطلع مهر»، «سر دلبران» و «اخلاق خانواده» به چاپ رسیده است.
سبک و داستان کتاب
کتاب «دختران آفتاب» با استفاده از سبک «داستانمقاله» به بررسی و نقد مباحث و شبهات حوزهی زن و خانواده میپردازد و میتوان گفت از موفقیت زیادی در این زمینه برخوردار است.
مباحث کتاب در حین برگزاری یک اردوی ده روزهی دخترانهی دانشجویی از دانشگاه تهران اتفاق میافتد که بهقصد زیارت امام رضا علیهالسلام راهی مشهد شدهاند. به مناسبتهای مختلف و اتفاقاتی که میافتد، موضوعات مطرح و بررسی میشوند و به نتیجه میرسند.
راوی داستان دختری است به نام مریم که به دلیل بیتوجهی مادر به محیط خانه در اثر توجه شدیدش به کار در بیرون از منزل و ایجاد گسست خانوادگی، دچار روحی رنجور و ناآرام شده است و تصمیم میگیرد برای تنبیه والدینش هم که شده، چند روزی آنها را بیخبر رها کند.
به ذهنش میرسد که فرار کند، اما خوب که فکر میکند میفهمد آدم این کار نیست. در همین موقع، یاد اطلاعیهی اردوی زیارتی دانشگاه میافتد و بدون معطلی ساک مختصری آماده میکند و خود را به جمع زائرین میرساند.
فاطمه که یکی از مسئولین برگزارکنندهی اردوست، با اخلاق خوش و آرامش و با وجود فقدان صندلی خالی، موجبات همراه شدن مریم با اردو را فراهم میکند. او در طی سفر با همدلی و همراهی که با احساس بچهها دارد، از بروز جدل و درگیریهای لفظی بین آنها جلوگیری میکند و با استفاده از مطالب مرجع و مستند، به بحثها جهت مثبت میدهد.
نویسنده این کتاب، آن را از منظر بچههای هیئتی نگاشته و از اصطلاحات آنها بیشمار در مکالمات کتاب بهره برده است.
البته این مکالمات، محاورات قریب به دو دههی پیش است و از این جهت، هم نوستالژی خوبی برای کسانی است که در اواخر دههی هفتاد و اوایل دههی هشتاد، در سن راهنمایی و دبیرستان بودهاند و هم برای جوانان امروز این امکان را فراهم میکند که با محاورات آن سالها آشنا گردند و متوجه تغییر این محاورات در این بیست سال شوند و مثلاً بفهمند مسائل دختران بیست سال پیش چه بوده و بین آنها چه کلماتی رواج داشته است و به این ترتیب، با دغدغههای آنها بهخوبی آشنا میشوند.
کتابی مورد توجه رهبر انقلاب
خواننده در لابه لای رمان پاسخ شبهات و پرسش های خود را در مسائلی چون کنوانسیون زنان (ص ۹۹) , زن در غرب (۱۰۳) , فمینسیم و جنبش زنان (۱۱۲), زن در اسلام (۱۳۰) , قضاوت و حکومت زن (۱۷۰) , ارث (۱۷۴) , شهادت و دیه (۱۷۷), نقصان عقل (۱۸۰), تعدد زوجات (۲۱۷) , تنبیه زنان (۲۳۷) , کار در منزل (۲۴۰), طلاق (۲۴۳), اشتغال (۲۷۰), همسران نمونه(۲۹۳) , تفاوت های زن و مرد(۳۳۰)، حجاب ( ۲۴۶)، حیا (۳۶۳)، ارتباط دختر و پسر(۳۷۵)، عرف برخورد (۳۹۱)، اقسام ارتباط (۴۰۰) و نمونه های راستین زنان (۴۲۸) را می یابد بدون آن که از اصل داستان و قصه دور شود و به آهنگ آن آسیبی برسد.
شاید توجه رهبر انقلاب به این دو روش، یعنی شعر و رمان، برای انتقال مفاهیم به ویژه مفاهیم انقلاب اسلامی ایران، جنگ تحمیلی و دفاع مقدس و مفاهیم دینی از همینرو باشد. ایشان در یادداشتی در مورد کتاب نوشته اند :
“بسمه تعالی
پس از نزدیک سه سال توانستم در این روزها -ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها- این کتاب را بخوانم.
در میان کتابهای داستانی که هدفش طرح مسائل فکری است، این بهترین کتاب از نویسنده ئی ایرانی است. طرح کلی داستان و درونمایه های داستانی آن خوب و شیرین است. حرفها هم قوی و منطقی است.
اتفاقاً پیش از این، کتابِ … را خوانده ام. آن قویتر است. ولی با توجه به برخی ملاحظات (عمدهً بهره برداری نکردن از عامل جنسی در کتاب حاضر) در این کتاب، هنر بیشتری به کار رفته است.
باید ترویج شود. تنها نقطه ضعف آن ذکر مشخصات استاد فاطمه است در فصل آخر کتاب.”
قسمت هایی از کتاب
کتاب از فرازوفرودهای خوبی برخوردار است. ریزداستانهای جالبی در زمان اردو اتفاق میافتد و داستان زندگی بچهها و تجربیات شان جالب است. گم شدن عاطفه یا حضور برادرش همزمان با برگزاری اردو در مشهد، داستان بمبگذاری در حرم امام رضا و شهادت جمع کثیری از مردم در روز عاشورا که مریم آن را اینگونه روایت میکند نیز جالب است:
“چند قدم دیگر رفتم و دوباره برگشتم بهسمت فاطمه.
فاطمه جان!
سرش را بالا آورد اما اینبار نگاهش غریبه بود…
دیگر معطل نکردم و خودم را به کفشداری رساندم. میان دو نیروی متضاد گیر کرده بودم. یکی مرا به درون میکشید و دیگری به بیرون هل میداد.
نگاهی به برگهی زیارت عاشورا کردم. سعی کردم بفهمم فاطمه کجا را میخواند. احساس کردم که حتی صدایش را هم میتوانم بشنوم.
اللهم اجعنی فی مقامی هذا ممن تناله منک صلوات و رحمت و مغفره
کفشها را گرفتم. کفشهای خودم را گذاشتم روی زمین تا پایم کنم. دوباره صدای فاطمه آمد. صاف و شفاف
“اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد”
رویم را برگرداندم بهسمت صدا. صدای مهیبِ شدیدی زمین و زمان را به هم ریخت. یا فاطمهی زهرا! احساس کردم چیزی جلوی صورتم منفجر شد.
موجی از گرما از روی سروصورتم گذشت. چشمهایم سوخت و گوشهایم تیر کشید. بیاختیار فریاد زدم: یا فاطمهی زهرا! تازه بعد از آن بود که فهمیدم صدای انفجار از توی حرم بوده است… به یاد خواب دیشب افتادم. آتش! فاطمه…”
سخن آخر
کتاب دختران آفتاب با وجود تمام نقدهای مثبت و منفی که در این سالها در موردش نوشته اند کتابی خواندنی و قابل توجه است. این کتاب با لحنی ساده و گیرا مخاطب را به درون یک اتفاق تاریخی می کشد و به سوالاتی که ذهنش را مشغول کرده است، جواب می دهد.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها به نقل از فرهنگ نیوز، به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت این دانشمند هسته ای خاطره ای از کتاب، با عنوان "ماجرای خواستگاری شهید احمدی روشن" که حاوی نکات اخلاقی فراوانی برای نسل جوان می باشد را نقل می کنیم.
مادر مصطفی: سال سوم دانشگاه بود،بهم زنگ زد،گفت:دختر خانمی تو دانشگاهمون هست که از لحاظ اعتقادی ملاکش قابل قبوله.اگه اجازه بدین،توسط همسر دوستم؛روح الله اکبری و در حضور ایشون می خوام تو مسجد دانشگاه با این خانم صحبت کنم،ببینم نظرش چیه.
گفتم :اشکالی نداره.
چند بار تاکید کرد:مامان جون،خودت داری اجازه میدی ها!بعدا حرف و حدیثی که نیست؟.
گفتم :نه مادر.چه حرف و حدیثی؟
صحبت های مقدماتی رو در حظور همسر آقا روح الله اکبری،تو مسجد دانشگاه شریف انجام داده بود.منم خواهر بزرگش ؛مرضیه رو فرستادم یه دیدار و صحبتی با ایشون داشته باشه و ببینه اجازه می دن بریم خونشون؟
یک سال فاصله افتاد.موکول شد به فارغ التحصیلی مصطفی.
مصطفی فارغ التحصیل شد،ولی هنوز سربازیش رو انجام نداده بود.من از پدر و مادر عروس برای فردا ساعت پنج عصر وقت گرفتم.از قضا اتوبوس همدان تهران تو راه خراب شد و من به قرار نرسیدم.وقتی وارد تهران شدیم،شب شده بود.رفتم خونه ی همین آقای روح الله اکبری. زنگ زدیم و قرار رو موکول کردیم به فردا.بعد از ظهر فردا رفتیم خدمت پدر مادر فاطمه خانم.با مادرش و مادربزرگش صحبت کردم و اونا کلیاتی رو از من سوال کردن.عروس خانم اومد،دیدمش.یه فرصت کوچولو پیش اومد که مادرش رفت تلفن جواب بده.من بهش گفتم:فاطمه خانم،مصطفی تک پسر منه.عروس یه دونه شدن خیلی سخته.میتونی؟
گفت:حاج خانم سعی می کنم که بتونم.می دوم سخته،ولی سعی می کنم که بتونم.
کل صحبتی که بین من و فاطمه خانم رد و بدل شد،همین بود.می خواستن مصطفی رو هم ببینند.ایشون تو کوچه منتظر من بود.اومدم پایین بهش گفتم:حالا که شما می خوای بیای تو،بریم گل و شیرینی بگیریم.
برگشتیم گل وشیرینی گرفتیم و رفتیم تو.صحبت مصطفی با پدر فاطمه خانم حول وحوش دو سه ساعتی طول کشید.
تو جمع خانوادگی،خیلی اهل بگو بخند بود،ولی تو جمع نامحرمی ،ملاحظه می کرد.به ویژه از وقتی بزرگتر شد.تا جایی که دوستای خانومش گفته بودن:تو میخوای با این ازدواج کنی؟این آدم اخموی بد اخلاق که همیشه سرش پایینه؟
بعد که رفته بودن پیش بچه های خوابگاه تحقیق کرده بودن،هم خوابگاهیاش گفته بودن این اصلا وارد هر اتاقی میشه بمب خندس!
بعد از آشنایی اولیه،کلی فاصله افتاد تا شد نزدیک عید غدیر.من وباباش اومدیم برای طی کردن مهر ویه انگشتری هم آوردیم.
مصطفی روی چهارده تا سکه تاکید داشت،ولی پدر فاطمه خانم می گفت:ما دختر بزرگمون مهرش خیلی بیشتر از این حرفا بوده.حالا خوب زشته،فردا این دو تا خوب خواهرن،میگن چه طوری بوده که این خواهر این طوری،اون خواهر اون طوری.حرف وحدیث پیش میاد.
پدر فاطمه خانم روی 114 تا سکه راضی بود.اقا رحیم گفت:نه.چون مهر خواهرش بالاتر بوده ،منم برام مهمه که فردا کسی نشینه حرف وحدیث درست کنه.هرچند اینا اصلا خوشبختی نمیاره.
آقا رحیم گفت:500 تا سکه.
مصطفی همون جا به فاطمه خانم گفت:فاطمه خانم،این توافق بزرگتراست.هر وقت پونصد تا سکه رو خواستی،بابام بهت میده.ولی هر وقت مهر منو خواستی،چهارده تا سکه.موافقی؟
ایشون هم گفتند:بله،موافقم.
زبوناً چهارده تا سکه و رسماً پونصد تا سکه شد.
همین آخرا بود،یه روز به مصطفی گفتم:هر طور شده باید مهریه ی ایشون رو تهیه کنی ،بهش بدی.
گفت: چهارده تاست دیگه؟
گفتم :نه،500 تاست.
گفت:اونو بابا گفته!
گفتم:خوب گفته باشه. شما هم قبول کردی،زیرش رو امضا کردی.حق خانومته باید بهش بدی.
قبول کرد.
بعد از تعیین مهریه ،قرار مراسم رو گذاشتیم.افتاد تو شهریور؛میلاد امام هادی علیه السلام.
خرید ها رو ما قبل از عقد انجام داده بودیم،که مصطفی تو این فاصله وارد سایت نطنز شده بود.
خانومش به من زنگ زد گفت:حاج خانم،می دونی پسرت داره میره نطنز کار کنه؟منم هر کارش می کنم،قبول نمی کنه که این کارو انجام نده.اون جا تشعشعات اورانیوم هست،خطرناکه.ممکنه ایشون مریض بشه.خواستم شما در جریان باشید.
من یه خورده فکر کردم، بعد با آقا رحیم مشورت کردم. حاج آقا گفت:خوب این بچه دوست داره این جا بره،چرا شما مانعش می شین؟ بهتره که ما بچگی نکنیم و اجازه بدیم هر کاری که دوست داره انجام بده.
با همسرش صحبت کردم،گفتم به نظر من خداوند یکیه و همه جا هم یکسانه.همه جا زیر نظر خداست.اگه بخواد کسی رو نگه داره ،نگه می داره.اگه بخواد،شیشه رو کنار سنگ،نگه می داره.حتی این اواخر هر وقت ایشون اعتراض می کرد و می ترسید،همین رو بهشون می گفتم.می گفتم نگران نباش.خواست خواست ما نیست،خواست خداست.هر چی خدا بخواد همون میشه.
عقدشون رو تو محضر خوندیم.یه جشن کوچیک هم تو خونه ی عروس گرفتیم.چند نفری از همدان با ما اومده بودنو خواهر و مامان و داداشم از یزد.قرار عروسی افتاد سال بعد.
عروسی انجام شد.بعد از عروسی همسرش رو با خودش برد کاشان تا به محل کارش نزدیک باشه.اونجا خونه گرفتن حول وحوش نه ماهی اونجا بودن.معمولا هم چون کارش تو نطنز خیی سخت بود،خیلی کم خونه بود.همین باعث آزار و اذیت فاطمه خانم می شد.
یه روز بهش گفتم چرا شما این کار رو می کنید؟شما یه خونه ی کوچولو نزدیک خونه ی مادر فاطمه خانم تو تهرانپارس بگیر،خانومت رو برو بذار اونجا،با خیال راحت برو سر کارت.خدا رو خوش نمیاد.شما ایشون رو گذاشتی تو خونه.این بنده خدا هم که اهل برو بیا تو کوچه و محله نیست.تحصیلش هم که تموم شده.دلتنگ میشه.گفتم گناه داره،کم کم همسرت افسرده میشه.
اومد اینجا یه خونه نزدیک خونه ی مادر خانمش پیدا کرد،خانمش رو آورد گذاشت تهران.چون جزو چهار نفری بود که غنی سازی سه درصد انجام می دادن،حول و حوش ده دوازده روز نطنز بود،یکی دو روز تهران.
بعد مشغول ساختن دستگاه سانتریفیوژ شدن.که تحریم علیه ایران صورت گرفت و کار سخت تر شد.کالا هایی رو که تحریم شده بود رو با ذکاوت و درایتی که داشت تامین می کرد و نمی گذاشت که سایت برای چیزی لنگ بمونه.از لحظه ی قرار داد تا وارد شدن کالا و تست شدن وجواب نهایی ،زیر نظر خودش بود.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها، به نقل از سایت شبکه العربیه، نهاد عوض، مدیر اجرایی شورای روابط اسلامی آمریکا گفت: تصویر زنی مسلمان که مورد اهانت قرار میگیرد و از یک تجمع سیاسی بیرون انداخته میشود، پیامهای هولناکی را به مسلمانان آمریکا و تمامی کسانی میفرستد که سنتهای ملت ما در تنوع دینی و مشارکت مدنی را میستایند.
عوض افزود: دونالد ترامپ، کاندیدای احتمالی جمهوری خواهان برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باید علنی از زن مسلمانی که از تجمع انتخاباتی وی بیرون انداخته شد، عذرخواهی کند و بیانیه شفافی را مبنی بر این امر صادر کند که زنان آمریکایی مسلمان به عنوان شهروندان زن و به عنوان زنان شرکت کننده در روند سیاسی کشور مورد استقبال هستند.
«رز حمید» 56 ساله زنی مسلمان است که با پوشیدن روسری و به تن کردن تیشرتی با نوشته "سلام. من برای صلح آمدهام" به کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ، نامزد جمهوریخواه آمریکا برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 رفت و درست در پشت سر ترامپ قرار گرفت. وی امید داشت با این حرکت خود عقیده برخی از حامیان ترامپ را درباره پیروان اسلام تغییر دهد.
ترامپ در سخنان جنجالیاش درباره پناهجویان سوری بر لزوم ممنوعیت ورود آنها به خاک ایالات متحده آمریکا صحبت کرد و گفت که بسیاری از آنها با داعش در ارتباط هستند!
این زن مسلمان در اعتراض به سخنان ترامپ در جای خود ایستاد. پس از آن پلیس فورا دست به کار شد و وی را از سالن اخراج کرد.
طرفداران ترامپ میلیاردر هم سخنانی توهینآمیز علیه این زن مسلمان مطرح کردند. یکی از مردان حاضر فریاد میزد: «تو بمب داری. تو بمب داری!»
از سوی دیگر، جان کسیک، فرماندار ایالت اوهایو و یکی از رقیبان ترامپ در حزب جمهوری خواه جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری گفت که واکنش حاضران در آن تجمع مناسب نبود.
کسیک در مصاحبه با خبرنگاران گفت: ما به دنبال جنجال و تقبیح و ترساندن شخصی نیستیم که تصمیم داشت به نوعی اعتراض ساکت داشته باشد.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها، زهره آبآبزاده امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس، با اشاره به لزوم فرهنگسازی به منظور افزایش زایمان طبیعی، اظهار کرد: زایمان طبیعی سلامت مادر و نوزاد را به همراه دارد و باید آگاهیبخشی به مادران باردار در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.
وی با بیان اینکه فرهنگسازی با هدف گرایش مادران به زایمان فیزیولوژیک همت همگانی را طلب میکند، گفت: باید اقدامات اساسی در ترغیب مادران باردار به این نوع زایمان صورت گیرد.
مدیر بیمارستان فاطمیه همدان با بیان اینکه با اجرای طرح تحول نظام سلامت، ترغیب مادران باردار به افزایش زایمان طبیعی مورد توجه قرار گرفته است، گفت: دولت حمایت خود را برای کاهش زایمان سزارین و افزایش زایمان طبیعی به کار گرفته و در این خصوص اقداماتی در حال انجام است.
وی با اشاره به برگزاری کلاسهای آموزشی در راستای کاهش ترس از زایمان طبیعی، خاطرنشان کرد: کلاسهای آموزش زایمان بیدرد از برنامههایی است که در حال حاضر در بیمارستان فاطمیه به طور جدی پیگیری و برگزار میشود.
آبآبزاده با اشاره به لزوم حمایت از زایمان طبیعی، گفت: پزشکان و دانشجویان فعال در زمینه زنان و زایمان باید از آن حمایت کنند و زمانی که مزایای زایمان طبیعی محرز شود مادران باردار نیز به این نوع زایمان سوق خواهند یافت.
وی از انجام 3 هزار و 641 زایمان طبیعی طی امسال در بیمارستان فاطمیه خبر داد و افزود: 4 هزار و 35 نفر نیز در این مدت سزارین شدند.
مدیر بیمارستان فاطمیه همدان با بیان اینکه در مقایسه با سال گذشته 220 مورد افزایش زایمان طبیعی وجود داشته است، گفت: 164 مورد سزارین نیز نسبت به سال گذشته افزایش داشته که در مجموع پنج درصد افزایش تولد را نسبت به سال گذشته شاهد بودیم.
وی با بیان اینکه امسال 7 هزار 678 مورد تولد در این بیمارستان به ثبت رسیده است، گفت: 253 مورد دوقلو و چندقلو در بیمارستان فاطمیه متولد شدهاند.
آبآبزاده با بیان اینکه متأسفانه در این مدت 154 مورد مرگ نوزاد به ثبت رسیده است، افزود: کاهش استرس مادران از زایمان طبیعی موضوع مهم و مورد توجه است و باید فواید زایمان فیزیولوژیک برای مادران باردار عنوان شود.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها مهرزاد حمیدی در گفتگو با ایسنا گفت: موضوع چاقی در کودکان اشاره و عنوان کرد: زمان طلایی پیشگیری از چاقی، دوره ابتدایی است.
وی ادامه داد: در سنین طفولیت سلولهای چربی کودکان تکثیر، اما با افزایش سن بر حجم این سلولها اضافه میشود. به همین علت باید مراقبت کنیم تا کودکان در دوران طفولیت چاق نشوند، زیرا در بزرگسالی کم کردن وزن برای آنها بسیار سخت خواهد شد.
معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه عدم تعادل در سنین بزرگسالی برای ما بسیار خطرناکتر از دیابت، بیماریهای قلبی و دیگر تبعات چاقی است، گفت: اگر کودک در دوران طفولیت سواد حرکتی را نیاموزد دیگر در بزرگسالی قابلیت جبران ندارد.
حمیدی ادامه داد: اگر تعادل، تجربه نشده باشد فرد با کوچکترین ضربهای استخوانهای بدنش میشکند و در آینده با موجی از شکستگیهای استخوان مواجه خواهیم شد که علت آن وجود دانش آموزان نامتعادل است.
وی با بیان اینکه البته آموزش و پرورش نمیتواند پیشگیری از چاقی را به تنهایی جلو ببرد.علاوه بر مدرسه خانواده و محله نیز دراین زمینه نقش دارند، گفت: برای ایجاد یک جامعه سالم و فعال درهمه کودکان نیازمند اصول دقیق مهارتهای ورزشی و حرکتی در راستای ساخت زندگی سالمتر هستیم.
معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: سواد حرکتی توسعه مهارتهای بنیادین حرکتی و ورزشی است که به کودک اجازه میدهد در برابر شرایط محیطی موجود واکنش مناسب را نشان دهند.
حمیدی تاکید کرد: برای توسعه سواد حرکتی در کودکان نیاز به تسلط برمهارتهای حرکتی بنیادین در آنان داریم، اما دستیابی به این تسلط در همه آنان و به یک باره به وجود نمیآید. در دوره اول ابتدایی برای توسعه سواد حرکتی باید دانش آموزان را به انجام بازیهای بدون ساختار تشویق کنیم.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها به نقل از حوزه، زنان مسلمان شهر راکفورد در ایالت ایلینوی آمریکا، معتقدند با حجاب و پوشش اسلامی، به پایداری و آزادی رسیدهاند. در زمانهای که همگان سخن از افراطگرایان اسلامی میگویند، زنان مسلمان و محجبه راکفورد، ایدهها و نظراتشان را درباره ضرورت حجاب و پوشش اسلامی عنوان کردند.
باربارا مارتینز : مردان، احترام بیشتری به من می گذارند
باربارا مارتینز، اهل پورتوریکو، در سن 18 سالگی به اسلام روی آورده و پس از مدتی محجبه شد. او درباره حجاب چنین میگوید: از زمانی که به پوشیدن حجاب روی آوردهام نتوانستهام آن را کنار بگذارم. گویی حجاب جزئی از وجود من است. دیگران خصوصا مردان احترام بیشتری به من میگذارند و من هرگز حاضر نیستم به خاطر فشارهای اجتماعی و اسلامهراسان حجابم را کنار بگذارم.
لینته روجاس : حجاب، عامل انتخاب های بهتر می شود
لینته روجاس، از معلمین جوان آمریکاست که با مشورت مادرش، به اسلام و حجاب علاقه مند شده و از 7 سالگی حجاب به سر کرده است. او دراین باره میگوید: حجاب بخشی از وجود من است. حجاب انسان را محدود نمیکند بلکه سبب میشود انتخابهای بهتری در زندگی داشته باشیم.
نسیبه بینبک: مهم این است که در پیشگاه خدا عزیز باشم
نسیبه بینبک، معلم دستیار در مرکز مراقبتهای جنسیز در شیکاگو در خانوادهای مسلمان بزرگ شده و از دوران نوجوانی به پوشیدن حجاب عادت داشته و با غرور و افتخار درباره حجاب سخن میگوید. او معتقد است که حجاب او را به پرچمی برای اسلام تبدیل کرده و با تاکید درباره پوشش اسلامی میگوید: زیبایی شما برای غریبهها نیست که آن را به هر کسی نشان بدهید. عدهای میخواهند چنین کنند، اما من پوشش اسلامی را انتخاب میکنم. بعلاوه من این پوشش را در راستای فرامین الهی انتخاب کردهام، برای همین رویکرد اشتباه عدهای اذیتم نمیکند. مهم نیست چه میگویند، زیرا من در پیشگاه خداوند مورد قضاوت قرار گرفته و این رفتارها تنها مرا در نگاه خدا عزیزتر میکند.
یز زاتار: هدفم نشان دادن باورها و اعتقاداتم است
یز زاتار، مشاور زیبایی شرکت مری کی و دانشجوی امینت اطلاعات دانشکده والی راک در خانوادهای نیمه مسلمان و نیمه مسیحی بزرگ شده، اما زمانی که به سن بلوغ رسیده، حجاب و اسلام را انتخاب کرده است.
او درباره حجاب میگوید: من برای کسب احترام دیگران حجاب نمیگذارم، بلکه هدف من نشان دادن باورها و اعتقاداتم است. اسلام دینی اجباری نیست، بلکه اسلام در قلبها جای دارد. زیبایی اسلام در همین است ، در نبود اکراه و اجبار در دین است.
میشا احمد: حجاب، قدرت من است
میشا احمد، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات و روانشناسی در دانشگاه ایلینوی، در خانوادهای مسلمان به دنیا آمده است و از سنین نوجوانی به حجاب روی آورده است. او در این باره میگوید: حجاب قدرت من است و هویت من را تعریف میکند.
او درادامه میگوید: در جامعه آمریکا با فرهنگ از هم پاشیده درباره پوشش و کردار زنان، حجاب به من کمک میکند. به عقیده من حجاب آزادی است. در جامعه مادیگرای آمریکا به زنان گفته میشود که باید چه پوششی داشته باشند و چه لباسی به تن کنند و از نظر من این دیدگاه تعدی و اجبار است.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها به نقل از مهرخانه، مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بانوان گفت: شاید زنان تا 50 سال دیگر هم ثروت و امکانات لازم را برای ورود شخصی به عرصه انتخابات پیدا نکنند، اما اگر احزاب خودشان را موظف بدانند که یکسوم کاندیداهایشان را از میان زنان معرفی کنند یا در قانون انتخابات این مسئله تصویب شود، زنان تا یک بازه زمانی میتوانند خودشان بهصورت برابر رقابت کنند.
سهیلا جلودارزاده؛ مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بانوان و نماینده ادوار ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار مهرخانه، در رابطه با مشارکت سیاسی زنان و افزایش حضور زنان در مناصب بالای سیاسی گفت: من همیشه به مسایل از دید وظیفه و تکلیف نگاه میکنم. اینکه امام خمینی (ره) فرمودند «زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند» برای من به این معنی است که زنان باید در بخشهای مختلف حاکمیتی که مقدرات اساسی مملکت را تعیین میکند، حضور مؤثر و فعال داشته باشند.
حضور زنان در مراکز تصمیمسازی به مصرف عادلانه منابع کشور کمک میکند
او با اشاره به اینکه نوع خلقت زن و مرد به گونهای است که نیازهای آنها با هم متفاوت است و یک حکومت چون منابع یک مملکت را در اختیار میگیرد و برای آن برنامهریزی میکند باید به نیازهای زن و مرد اشراف داشته باشد، اظهار داشت: وقتی زنان در مراکز تصمیمسازی حضور داشته باشند، کمک میکنند که منابع کشور عادلانه مصرف شود. وقتی هم در جامعهای عدالت بهوجود بیاید، پایدار میماند. با این تعبیر، حضور زنان برای حفظ نظام لازم است؛ چون «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم»؛ یعنی اگر عدالت در ملک و حکومت و حکمرانی برقرار شود، باعث حفظ نظام است.
برای پایداری نظام، زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند
مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بانوان خاطرنشان کرد: در مورد توسعه هم به همین شکل است. مثلاً اگر برای ساختن یک ساختمان آجر بهکار رود، اما از ملات استفاده نشود، آن ساختمان و بنا پایدار نمیماند. در طبیعت امور مختلف باید با هم همراه باشند تا ساختاری بهوجود بیاید. عدالت، همکاری و همفکری محترمانه زن و مرد در حکمرانی است تا بتوانند نیازهای یکدیگر را لحاظ کنند. در خانوادهها هم همینطور است و در خانوادهای که به زن ظلم شود، آن خانواده پایدار نمیماند. ما برای پایداری نظام باید به این مسئله توجه داشته باشیم که زنان در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند.
نماینده ادوار ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی در خصوص حضور زنان در ردههای مختلف مدیریتی و تصمیمگیری بیان داشت: وقتی امام خمینی (ره) از دخالت زنان در مقدرات اساسی مملکت یاد میکنند؛ یعنی هر جا این مقدرات رقم میخورد، زنان باید حاضر باشند و در مرحله اجرا هم بهعنوان دیدهبانهای عدالت در ساختار جامعه حضور داشته باشند.
جلودارزاده تصریح کرد: شبانهروز یک انسان اعم از زن و مرد باید به 8 ساعت کار، 8 ساعت عبادت و 8 ساعت استراحت تقسیم شود، اما وقتی زنان نباشند، ممکن است مردان تا ساعت 12 شب هم کار کنند و وقتی برای عبادت و استراحت و خانواده نداشته باشند، اما وقتی زن هم با مرد همراه باشد، در محیط خانواده تعادل ایجاد میشود. وقتی کشور به شرایط پایدار برسد، نباید این حالتها وجود داشته باشد. به پایداری رسیدن هم مستلزم این است که با مشارکت آحاد ملت این کار انجام شود تا حتی بحرانهای بزرگ به آسانی از جلوی راه برداشته شود.
موانع تاریخی و فرهنگی ورود زنان در مناصب مدیریتی
او با اشاره به اینکه بسیاری از موانعی که پیش پای زنان برای ورود به مناصب سیاسی وجود دارد به سابقه تاریخی و فرهنگی ما برمیگردد، بیان داشت: در کشور ما تا قبل از جمهوری اسلامی اصولاً مردم در حکومت نقش نداشتند و شاه و خاندان سلطنتی و وابستگان آنها حکومت میکردند. به قول امام خمینی (ره) مگر مردان در کشور دخالت داشتند و آزاد بودند که زنان آزاد باشند؟ ما شهدای زیادی برای مشروطیت دادیم تا بتوانیم برای حاکم شرط بگذاریم که باید مردم را در امور مشارکت دهد. پس این مسئله به سابقه تاریخی کشور ما برمیگردد که به شکل تقسیم کار ارباب و رعیتی بوده است؛ یعنی نه تنها زنان، که مردان هم در مقدرات اساسی مملکت دخالت نداشتند. همین ساختار در خانواده هم وجود داشت و غلبه با مردسالاری و حکومت مرد بر خانواده بود. این تاریخ و فرهنگ، موانع اجتماعی را هم بهوجود میآورد. در کل دنیا هم وضع به همین شکل بوده است و سابقه دموکراسی در بیشتر نقاط دنیا بیش از یکصد سال نیست.
سرمایه مالی و ارتباطات اجتماعی زنان کم است
نماینده ادوار ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی افزود: یکی دیگر از موانع حضور زنان در مناصب سیاسی به عدم آمادگی خود زنان برمیگردد که این مانع، در حال از بین رفتن است. از سوی دیگر زنان سرمایه کمی دارند؛ چراکه برای شرکت در انتخابات، افراد یا باید عضو حزبی باشند یا باید توانایی مالی داشته باشند. زنانی که در آموزشوپرورش هستند یا پزشک هستند و ارتباطات اجتماعی گسترده دارند، به جهت اینکه مردم آنها را میشناسند میتوانند در رقابتهای انتخاباتی شرکت کنند و حتی در شهرستانها رأی هم میآورند، اما در شهرهای بزرگ این رقابت سخت است و یا باید در لیستها باشند یا باید خودشان توانایی مالی و ارتباطات اجتماعی خیلی قوی داشته باشند که این دو ویژگی هم کمتر در میان زنان وجود دارد.
پیامبر (ص) در بیعت رضوان با زنان بیعت کردند
جلودارزاده با اشاره به تفاوت مشارکت سیاسی زنان در ایران با دیدگاههای فمینیستی اظهار داشت: دیدگاههای فمینیستی در کشورهایی بهوجود آمد که برای زنان موجودیتی قائل نبودند و زن را جنس دومی میدانستند که حق مالکیت نداشت و حق رأی به او نمیدادند. در واقع، فمینیسم عکسالعملی نسبت به آن شرایط بود، اما در دیدگاه ما بهعنوان مسلمان شیعه، این مسئله متفاوت است. بهطوریکه پیامبر (ص) با وجود اینکه خود مهبط فرشته وحی بودند، برای یکی از مهمترین پیمانهای سیاسی؛ یعنی مقدرات اساسی مملکت اسلامی، باز هم بیعت رضوان انجام دادند و با تکتک زنان بیعت کردند. این یک نوع نظرخواهی در اداره کشور بود تا مردم یاد بگیرند که اگر مثلاً خلیفه شدند فقط دستور ندهند و همه هم بدون چون و چرا به دستورات او عمل کنند. چون اصلاً امکانپذیر نیست و انسان اینگونه خلق شده است که وقتی بخواهد صلح هم انجام دهد، باید اقناع شود. وقتی یک نفر مسلمان شد و شهادتین را گفت، بر اولیبودن پیامبر بر شخص خودش شهادت داده است.
مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بانوان تصریح کرد: امام خمینی (ره) میفرمایند زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند. از نظر ما که مقلد ایشان هستیم، این یک حکم سیاسی برای ماست. ما به تفاوت نقشها و وحدت روح و اینکه در زن و مرد از یک روح دمیده شده و باید به کمال برسند، قائل هستیم. به همزیستی توأم با عشق و محبت زن و مرد در خانواده اعتقاد داریم و خانواده را یک محل مشترک میدانیم که زن و مرد در ساختن آن با محبت مشارکت دارند و تفکیک نمیکنیم. ما این تفاوتها را با فمینیستها داریم.
او در رابطه با میزان توانمندی زنان برای تصدی مناصب سیاسی عنوان داشت: الان حدود 40 سال از جمهوری اسلامی میگذرد و نه تنها ما، که حتی اپوزوسیون هم برای خود نیرو تربیت کرده و نسل جدید آورده است. کشور ما که همه چیز هم در اختیار دارد و دانشگاهها و سایر مراکز، کار تربیت نیروی انسانی را انجام دادهاند. ما مدیریت و حتی وزارت زنان را هم تجربه کردیم که تجربه بسیار خوبی بود. بسیاری اوقات وقتی به فعالیت همکاران مرد نگاه میکنیم، نقطهنظر اصلاحی داریم.
باید گزینش عادلانه انجام شود
جلودارزاده در ادامه گفت: من نمیگویم همه زنان ایران توانمند هستند و مدیر شوند، اما همه زنان ایران توانمندیهایی دارند که در جای خود میتوانند رقابت کنند. البته، ما نمیخواهیم بازی رقابت راه بیندازیم، اما میخواهیم از زنده به گور شدن یک روحیه پرتوان و پرانرژی که میتواند خلاق باشد و مدیریت کند، جلوگیری کنیم. این حق دینی و قانونی زنان است و باید به آنها داده شود. ابتدا باید ظرفیتسنجی کنند و ببینند آیا واقعاً این خانم ظرفیت مدیریت را دارد یا خیر و بعد او را نصب کنند. در واقع، باید یک گزینش عادلانه انجام شود، اما بسیاری از اوقات عزل و نصبها براساس عدالت یا دانش صورت نمیگیرد.
سهمیهبندی جنسیتی شرایط رقابت برابر زنان و مردان را تسریع میکند
مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بانوان در خصوص عدم وجود تبعیض مثبت برای زنان در عرصههای مدیریتی بیان داشت: در همه کشورها زنان باید در حدود 30 درصد در تصمیمسازی و تصمیمگیری مشارکت داشته باشند تا تعادل بهوجود آید و نیازهای همه در نظر گرفته شود. این مسئله میتواند از طریق تبعیض مثبت زمان را کمتر کند؛ مثل کسی که باید 7 سال درس بخواند تا پزشکی بگیرد، اما فشردهتر درس میخواند.
او با اشاره به اینکه سهمیهبندی جنسیتی برای کمکردن این فاصله زمانی مناسب است، خاطرنشان کرد: شاید زنان تا 50 سال دیگر هم ثروت و امکانات لازم را برای ورود شخصی به عرصه انتخابات پیدا نکنند، اما اگر احزاب خودشان را موظف بدانند که یکسوم کاندیداهایشان را از میان زنان معرفی کنند یا در قانون انتخابات این مسئله تصویب شود، زنان تا یک بازه زمانی میتوانند خودشان بهصورت برابر رقابت کنند. در نظر گرفتن این درصد میتواند بسیار مفید باشد و به جامعه زنان کمک کند. الان آمارهای زیادی از آسیبهای اجتماعی مانند زنان کارتنخواب، اعتیاد و طلاق منتشر میشود که حل این مسایل تنها به وسیله یک نهاد کوچک امکانپذیر نیست و یک کار کشوری و ملی است و مجموعه حکومت باید کمک کند تا این مسایل حل شود.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها به نقل از ایرنا، دکتر علی شیخ الاسلامی در همایش ازدواج در عصر یخبندان در محل یادمان شهدای هفتم تیر افزود : در برخی کشورها از جمله آمریکا با کار رسانه ای توانسته اند میزان ازدواج دراین کشور را در چند سال اخیر افزایش دهند و از میزان آمار طلاق بکاهند.
مدیرعامل موسسه خانواده سلامت بنیان یاداور شد که رسانه ها باید تبلیغات زیادی در مورد فواید ازدواج همچون طول عمر بیشتر افراد متاهل ، سبک زندگی سالمتر و گردآوری ثروت و سرمایه اقتصادی بیشتر داشته باشند.
وی در مورد طرح همسرگزینی این موسسه توضیح داد: این طرح با تاکید بر حفظ شان افراد، احترام و منزلت خانواده و پاسداشت ستنهای ملی و اسلامی در کنار استفاده از روش ها و شاخص های علمی صورت می گیرد.
به گفته وی، افراد مجردی که قصد ازدواج دایم دارند به این دفتر مراجعه و با ثبت نام در طرح همسر گزینی و ارائه مدارک لازم پرونده تشکیل می دهند .تست شخصیت از آنها گرفته و نتیجه و تفسیر آن ارائه می شود.
این روانشناس ادامه داد: این افراد در کارگاه های آموزشی ملاک های ازدواج و همسر گزینی آگاهانه شرکت می کنند تا توانمندی های لازم را برای انتخاب درست به دست آورند.سپس کارشناسان موسسه ازبین افرادی که ثبت نام کرده اند گزینه مناسبی که از نظر شخصیتی، اعتقادی ،شرایط فرهنگی و سبک زندگی در شان فرد متقاضی باشد به وی معرفی می کنند.
وی خاطرنشان کرد: فرد پس از مطالعه اطلاعات و روحیات شخص معرفی شده در صورت تمایل در دفتر موسسه زیر نظر کارشناسان با وی دیدار خواهد داشت.درصورت نبود مشکل ، زمینه ازدواج موفق آنها فراهم می شود.
**گذر از سنت به مدرنیته از عوامل کاهش ازدواج
شیخ الاسلامی با اشاره به عواملی نظیر گذر از سنت به مدرنیته در کاهش ازدواج در جامعه افزود: نداشتن مهارت های لازم و آگاهی فکری نیز مانع از انتخاب صحیح افراد برای همسر گزینی می شود هرچند دلایل این اتفاق متعدد است.
وی با انتقاد از برخی رسانه های داخلی به دلیل فراموش کردن رسالت خود در زمینه ترویج ازدواج گفت: این مطبوعات و رسانه ها غیر مستقیم بر روی افزایش آمار طلاق مانور می دهند که این نگرش منفی را در مورد پیوند آسمانی ( ازدواج ) ایجاد می کند.
شیخ الاسلامی با تاکید بر ارایه راهکار برای یک ازدواج پایدار توضیح داد: ازدواج یک رابطه دو لبه است یعنی می تواند به یک ارتباط آشفته و ناآرام و یا رابطه ای عاطفی و پر آرامش بیانجامد.
مدیرعامل موسسه خانواده سلامت بنیان در بخشی دیگر از سخنانش به نقش خود شناسی و داشتن مهارت های زندگی زناشویی در موفقیت ازدواج اشاره کرد و گفت: مهارت های زندگی مقدمه ازدواج است برای این که بتوان از آنها در زندگی مشترک و ارتباطات کلامی بهره گرفت و موانع و مشکلات را از سر راه برداشت.
وی درباره دلایل زندگی های ناآرام و آشفته گفت: نگذاشتن وقت و انرژی برای تفریح و سرگرمی، اختلاف در شیوه تربیت فرزند، لجبازی زوجین، منفی گرایی و عیب جویی ا زجمله این عوامل هستند.
**ملاک های ازدواج ثابت باشد
شیخ الاسلامی درباره ملاک های انتخاب همسر افزود: این ملاک ها باید ویژگی های ثابت طرف مقابل را بسنجد یعنی ویژگی که در ابتدای ازدواج وجود داشته در میانه راه تغییر نکند همچنین در گذشته فرد هم قابل مشاهده باشد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، در این همایش که با حضور تعدادی زیادی از دانشجویان و جوانان امروز در مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد، حجت الاسلام محمد رضا زائری مدیر این مجموعه سخنانی ایراد کرد و از حاضران خواست تا سوالات و پیشنهادهای خود را برای برگزاری جلسات پرسش و پاسخ در زمینه ازدواج و مسائل مرتبط با آن مطرح کنند.
وی گفت: خداوند برای افراد گزینه های مناسب را برای همسرگزینی قرار داده که باید آنها با جست و جوی نیمه دیگر خود از طریق راهنمایی و مشاوره والدین، کلینیک های خانواده و مراکز مشاوره آن را یافته و سپس ازدواج کنند.
انتهای پیام/ج