
به گزارش شبنم ها به نقل از ملکشاهی خبر، حماسه جاوید دفاع مقدس سرشار از خاطراتی است که حافظه تاریخ را پر از غرور و افتخار کرده است. در این راستا بلاشک انتقال مفاهیم پرمغز دفاع مقدس ، مرهون راویانی است که با فصاحت و بلاغت خود ، چراغ تابناک مهر و مجاهدت را برافروخته و بیرق آزادی و ظفر را بر بام ایران اسلامی به اهتزاز درآورده اند. در این بین اما ، خانم « صنم امیدی » که پیر زنی عشایر و پرکار از دیار شجاعان،ملکشاهی است ، همچون سادگی اش ، خاطره ای را از شهید « احمد کشوری » روایت می کند که ابعاد دیگری از اخلاق و نوعدوستی را در عرصه کار زار دفاع مقدس به رخ می کشاند.
وی می گوید : به واسطه شغل دامداری در منطقه مهران سکونت داشتیم . جنگ و شرایط بسیار بدی که بر ما تحمیل شده بود ، باعث گردید، تا در غارها زندگی کنیم و همین امر سبب بیماری دخترم که شش ماه داشت ، شده بود.
دسترسی به بیمارستان و مراکز بهداشتی در آن شرایط ، برایمان امکانپذیر نبود. از اینرو ،هر لحظه که می گذشت ، بچه ام را یک قدم به مرگ نزدیکتر می کرد.
کلافه شده بودم و از اینکه کاری از دستم بر نمی آمد ناراحت بودم و با ناراحتی دخترم ذره ذره آب می شدم. با وخیم شدن حال دخترم ، از سر ناچاری به اتفاق شوهرم عازم مقر توپخانه ارتش که همسایه ما بود شدیم ، اما در جواب گفتند که اینجا توپخانه است و دوا و دکتر وجود ندارد.
ناامید، در حین برگشت، هلی کوپتری که برای بازدید و شناسائی جبهه آمده بود ، کنار مقر توپخانه زمین نشست. خوب که دقت کردیم ، سه نفر از هلی کوپتر پیاده شدند.
بعدا که برایمان گفتند ، استاندار وقت ایلام بود و شهید شیرودی و شهید احمد کشوری. وقتی نزدیک آمدند ، تعجب کردند و گفتند که شما وسط خط مقدم جبهه چه می کنید؟ گفتیم که اینجا محل زندگی ماست و نمی توانیم آنرا ترک کنیم.
وقتیکه بچه را در آن وضعیت دیدند و از نیت حضور ما آگاه شدند،استاندار که اسمش را نمیدانم گفت : حاضرید که شما را بفرستم بیمارستان؟وقتی اعلام آمادگی کردیم،مارا به شهید احمدکشوری سپرد تا به درمانگاه شهر ارکواز ملکشاهی برساند.
استاندار و شهید شیرودی در مقر توپخانه مشغول شدندومابه اتفاق شهید احمد کشوری به طرف بهداری پرواز کردیم .
اولین بار بود که ما سوار هلی کوپتر شده بودیم و از این رو برایمان لذت خاصی داشت. دیدن زمین از بلندای آسمان ، حس پرواز را به ما می داد . مخصوصا مناطقی را که در آن زندگی می کردیم و اینک برای اولین بار تصویری متفاوت را از آنها می دیدم. یک لحظه غمهایم را فراموش کرده بودم .
وقتی شهید کشوری متوجه ذوق زدگی ما شده بود و این مساله را خوب فهمیده بود ، با لبخندی به ما گفت : دارید لذت می برید؟
تپه ماهورها ، پستی و بلندیها و آبادیها را پشت سر گذاشتیم و یک لحظه متوجه شدیم که مسیر را اشتباه می رود. وقتی شهید کشوری متوجه صحبتهای ما شد ، گفت : چیزی شده ؟ گفتم : این مسیری که می روید ، به سمت ایلام است و شهر ارکواز را جا گذاشتیم .
گفت : من مسیررا نمی دانم و با شوخ طبعی خاصی به شوهرم گفت : اگر می خواهید برگردیم ، بیا و این شاسی قرمز رنگ را فشار بده . شوهرم که بسیار ساده و صمیمی بود باورش شد. رفت و شاسی را فشار داد و هلی کوپتر چرخید و در نیمه راه به سمت شهر ارکواز برگشتیم .
با زمین نشستن هلی کوپتر در ارکواز ، شهید احمد ، سریع به طرف بچه آمد و او را بغل گرفت و قبل از اینکه ما پیاده شویم او را به اورژانس برد.
وقتی داخل رفتیم ، دیدیم که شهید کشوری قنداقه بچه را روی تخت درمانگاه باز کرده و برای دکتر که مشغول معاینه بود صحبت می کرد. پس از پذیرش و رسیدگی اولیه ، بر اساس رای دکتر ، لازم شد که دخترم برای مدت بیشتری تحت مراقبت پزشکی قرار بگیرد.
حالا ما مانده بودیم و زندگی بسیار سختی که باید من و شوهرم به لطف خدا آنرا اداره می کردیم . چرا که مابقی خانواده بدون سرپرست،در غار، و دنبال گله در کوه و بیابان آواره بودند ومن ونوزادم در بیمارستان.
فاصله ارکواز تا منطقه جنگی « گِردَل » هم نسبتا زیاد بود و ماشین به راحتی در آن رفت و آمد نداشت . از طرفی شوهرم هرچه سریعتر باید خودش را به بچه ها می رساند. اینجا بود که شهید کشوری پای پیاده ، درسطح شهر ارکواز ، به دنبال ماشینی می گشت تا شوهرم را راهی منزل کند.
بعد از تلاش فراوان ،او را با وانت نیسانی که برای رزمندگان در منطقه « گِردَل » نان و آذوقه می برد ، همراه کرد و خود به دنبال ادامه ماموریتش به آسمان پرواز کرد.
با گذشت تقریبا دو هفته از ماندن در بیمارستان و پیگیریهای پزشکی به جمع خانواده برگشتم .
از آن به بعد ، هلی کوپتر احمد برایم پرنده ای آشنا بود ، به گونه ای که هرو قت از آسمان محل سکونتمان به طرف جبهه می رفت ، برایش دعا می کردم و می گفتم « نام خدا » این هلی کوپتر احمد است ، خدا نگهدارش باشد.
این حالت به گونه ای بودکه ارتباط عاطفی عمیقی با صدا و دیدن هلی کوپترش برایم ایجاد شده بود .
مدتی به همین شکل گذشت . در یکی از روزها دو هلی کوپتر که به طرف جبهه می رفتند ، از بالای سرمان گذشتند . احمد کشوری بود و یکی دیگر. طبق معمول با سلام و صلوات بدرقه شان کردم و گفتم که این هلی کوپتر احمد است که به من وبچه ام در آن شرایط سخت و ماموریت کاری ، لطف کرده است .
دقایقی که گذشت ، طبق معمول منتظر برگشتشان بودم. اما در عین ناباوری دیدم که تنها یکی از هلی کوپترها برگشت . خوب که دقت کردم،دیدم هلی کوپتری که برنگشته ، هلی کوپتر احمد است .
انگار زمین و زمان دور سرم می چرخید . دعا می کردم که اتفاقی نیفتاده باشد . مهر مادر و فرزندی اش به دلم نشسته بود و نمی توانستم به راحتی بپذیرم که اتفاقی برایش افتاده باشد. در میان این واگویه های تلخ ، اوقاتی را سپری کردم که هیچوقت فراموش نمی کنم. تا اینکه خبر رسید که هلی کوپتر احمد کشوری را زده اند و خودش نیز شهید شده است . برایم خبر بسیار تلخ و شکننده ای بود . به فاصله ده تا پانزده روز از شهادت شهید احمد ، دخترم نیز فوت کرد و او هم به آسمان پر کشید.
پس از طی گذشت مدتی خبر تلخ دیگری مرا آزرده خاطر کرد و آنهم چیزی نبود جز خبر شهادت شهید شیرودی.
به هر حال آن ایام گذشت ، اما چیزی که هیچوقت آنرا فراموش نمی کنم ، ایثار و فداکاری و مهر ورزی شهید احمد کشوری است که در آسمان دلم جای گرفته است . به همین خاطر هر جمعه برایش فاتحه می خوانم و از خدا برایش طلب مغفرت و عزت بیشتر می کنم و تا زنده ام چشمانم را در آسمان به دنبالش می چرخانم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، به دلیل استقبال پرشور هموطنان از مسابقه بزرگ کتابخوانی «دختران آفتاب» که از سوی بسیج جامعه زنان کشور و با همکاری سایت طنین یاس برگزار می شود، مهلت شرکت در این مسابقه یک هفته تمدید شد.
علاقهمندان برای شرکت در این مسابقه میتوانند تا 8 دی ماه به سایت طنین یاس به آدرس tanineyas.ir مراجعه کرده و به سؤالات مسابقه به صورت اینترنتی پاسخ دهند.
همزمان با حماسه 9 دی نتیجه مسابقه اعلام میشود و به سه نفر اول کمک هزینه سفر به عتبات عالیات(10 میلیون ریال)، به 10 نفر کمک هزینه سفر به مشهد مقدس (سه میلیون ریال) و به بقیه نفرات جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.
علاقهمندان برای خرید نسخه چاپی و الکترونیک کتاب دختران آفتاب میتوانند به سایت انتشارات سروش به نشانی http://soroushpublishingco.ir مراجعه کنند و یا با تلفن 88310610 تماس بگیرند.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها به نقل از نافع، در سالروز شهادت امام رضا(ع) همزمان با سراسر کشور آیینهای عزاداری و سوگواری با حضور مردم سوگوار همدان در این شهرستان برگزار شد.
سوگواران و عزاداران هیئتهای عزاداری ولایی همدانی در قالب دستههای سینهزنی منظم و مشترک در خیابانهای این شهر به راه افتادند و در سالروز شهادت جانسوز علی بن موسی الرضا(ع) به عزاداری پرداختند.
این مراسم با حضور پرشور ارادتمندان به ساحت امام رضا(ع) در مساجد و حسینه های سطح شهرستان برگزار شد و مردم ولایی و مؤمن همدان در سوگ شهادت آن امام بزرگوار اشک ماتم ریختند.
توزیع نذوریات و مداحی از دیگر برنامه های معنوی هیئت های مذهبی شهرستان همدان است که امروز در سالروز شهادت امام هشتم شیعیان توسط مردم ولایی همدان انجام شد.
انتهای پیام/ح

به گزارش شبنم ها به نقل تبیان، لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّی تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1 سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2 وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3 وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.(1) مؤمن، مؤمن واقعی نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد: سنّتی از پروردگارش و سنّتی از پیامبرش و سنّتی از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،
امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است، امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.
حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام می فرماید: مَن ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَم یَقْوَ لِسِّرِ غَیرهِ. کسی که نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمی تواند اسرار دیگران را نیز حفظ کند
راز به معنای سرّ، آن چه باید در دل نهفته باشد و چیزی که باید پنهان بماند یا به اشخاص مخصوصی گفته شود، است. حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیش تر و پیش تر از هر کس، از اعمال، حالات، رفتار، عیوب و گناهان بندگانش با خبر است، اما حلم، بردباری، پرده پوشی و رازداری او بیشتر از همه است. چنانچه می فرماید: خداوند متعال در آیه در رابطه با رازداری فرموده است: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا(2)؛ داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى کند» خداوند متعال، از همه ی اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه؛ اما با این وجود، هیچ کس از اسرار غیب او آگاه نیست. خداوند متعال خود، رازهای بندگانش را می پوشاند و به همین دلیل بر رازداری تاکید دارد.
چنان که حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام می فرماید: مَن ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَم یَقْوَ لِسِّرِ غَیرهِ(3)؛ کسی که نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمی تواند اسرار دیگران را نیز حفظ کند.
از سوی دیگر، شخصی که در حفظ اسرارش، ناتوان یا نسبت به آن بی اعتناست، نباید توقع داشته باشد که مردم سرّ او را پوشیده نگاه دارند. امام باقر علیه السلام می فرماید: «لَم یَخُنْکَ الْاَمینُ و لکِن اِئْتَمَدْتَ الخائنَ (4)؛ امین به تو خیانت نکند، تویی که به خیانت کار امانت سپردی».
خامشی به که ضمیر دل خویش با کسی گفتن و گفتن که مگوی
ای سلیم، آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد، نتوان بستن جوی
سخنی در نهان نباید گفت که بر انجمن نشاید گفت (5)
مودت با مومنان و مدارا با مردم از خصلت های نیک اسلامی انسانی است. انسان ها در موقعیت های گوناگون شاید رفتارهای نادرستی داشته باشند و اشتباهاتی بکنند. از این رو می بایست با مردم کنار آمد و سخت گیری نکرد. این که بخواهیم نسبت به مردم سخت گیری کنیم ومته روی خشخاش بگذاریم و گیر بدهیم کاری ضد اخلاقی انجام داده ایم. سنت و سیره عملی پیامبر (صلی الله و علیه وآله) این گونه بود که حتی نسبت به منافقان و دشمنان و مخالفان خود کوتاه می آمد وبا آنان مدارا می کرد که گویی چیزی از آن نمی داند و حرف های نادرست ایشان را گوش می داد و گاه با آن که می دانست دروغ می گویند ولی به همان ظاهر کلام ایشان بسنده می کرد به طوری که ایشان را به تحقیر و استهزاء و تمسخر «اذن» می گفتند.(6)
روایات زیادی در این زمینه وجود دارد از جمله اینكه رسول اكرم صلى الله علیه و آله مدارای با مردم را هم طراز اداء فرایض می دانند:أَمَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النّاسِ كَما أَمَرَنى بِأَداءِ الفَرائِضِ؛پروردگارم، همان گونه كه مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا كردن با مردم نیز فرمان داده است. (7)
در جایی دیگر مدارا كننده تری انسانها را به عنوان عاقل ترین انسان معرفی می كنند: أعقَلُ الناسِ أشَدُّهُم مُداراةً للناسِ(8) ؛خردمندترین مردم، با مداراترین آنها با مردم است.
به هر حال پیغمبر گرامی اسلام و پیشوایان دینی ما بر اساس رفق و مدارا با مردم رفتار می کردند و از جمله ابزار کار آنها در رفتار با مردم همین اصل بوده است و اگر این اصل را نداشتند حتی یک روز نمی توانستند با مردم زندگی کنند، زیرا مردم یکسان نیستند، بلکه آنها دارای فرهنگها و ملیت ها و اخلاقها و تربیتهای گوناگون هستند، یکی زود عصبانی می شود، دیگری تندخو و عجول است، سومی کم طاقت و بی حوصله است و ... اگر رهبران الهی و سایر مردم که با انسانهای مختلف سر و کار دارند، دو صفت رفق و مدارا را نداشته باشند و آن را رعایت نکنند، در زندگی شکست می خورند و هرگز نمی توانند در صحنه حضور داشته باشند. اگر انسان خشک و یک دنده و انعطاف پذیر باشد نمی تواند در کنار مردم باشد، حتما منزوی شده و تنها می ماندو انسانهای منزوی و دور از مردم نمی توانند برای جامعه، مفید و کارگشا باشند. (9)
بی جهت نیست كه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله دلیل برتری انبیاء بر مردم را شدت مدارای آنها با مردم می دانند: إِنَّ الانبیاءَ إِنَّما فَضَّلَهُمُ اللّه عَلى خَلقِهِ بِشِدَّةِ مُداراتِهِم لأَعداءِ دینِ اللّه و َحُسنِ تَقیَّتِهِم لأَجلِ إِخوانِهِم فِى اللّه(10)؛ خداوند از این رو پیامبران را بر دیگر مردمان برترى داد كه با دشمنان دین خدا بسیار با مدارا رفتار مى كردند و براى حفظ برادران همكیش خود نیكو تقیه مى كردند.
از مهم ترین زمینه هاى درک فیض و عنایت الهى، صبر و شکیبایى است تا جایى که ائم اطهار (علیهم السلام) به واسط صبر بزرگی که داشتند به مقام شامخ ولایت و امامت نایل شدند، قرآن در این باره می فرماید:
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا...(11) «و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى کردند؛ چون شکیبایى نمودند...»
حضرت امیرالمومنین على علیه السلام تشبیه جالبی در مورد صبر دارند: الصَّبرُ فِی الامورِ بمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ، فإذا فارَقَ الرَّأسُ الجَسَدَ فَسَدَ الجَسَدُ و إذا فارَقَ الصَّبرُ الامورَ فَسَدَتِ الامورُ.
صبر در كارها، به منزله سر در بدن است. همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن فاسد مى گردد، صبر نیز هرگاه از كارها جدا شود، كارها تباه مى گردد.
نقل شده است كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از معنی و تفسیر صبر را پرسیدند، جبرئیل عرض كرد:
تَصبِرُ فی الضَّرّاءِ كما تَصبِرُ فی السَّرّاءِ و فی الفاقَةِ كما تَصبِرُ فی الغَناءِ و فی البَلاءِ كما تَصبِرُ فی العافیَةِ، فلا یَشكُو حالَهُ عندَ المَخلوقِ بما یُصِیبُهُ مِن البَلاءِ(12)؛ این كه در سختى شكیب ورزى، همچنان كه در [روزگار] آسایش صبر مى كنى؛ در تهیدستى صبر كنى، همچنان كه درتوانگرى صبر مى كنى و در بیمارى و گرفتارى صبر كنى، همچنان كه در زمان سلامت و عافیت صبر مى كنى، [آدم صبور] از بلایى كه به او مى رسد نزد مخلوق شِكوه نمى كند.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله هم كتمان فقر و مصیبة و درد را از گنج های بهشت دانسته اند كه اگر كسی به چنین توفیقی دست یابد، هم خصلت خدایی دارد (كتمان) و هم خصلت امام (صبر بر گرفتاری):
أربعٌ مِن كُنوزِ الجنّةِ: كِتْمانُ الفاقةِ و كِتْمانُ الصَّدقَةِ و كِتْمانُ المُصیبَةِ و كِتْمانُ الوَجَعِ (13)؛چهار چیز از گنج هاى بهشت است: نهان داشتن فقر ،نهان داشتن صدقه ، نهان داشتن مصیبت و نهان داشتن درد.
پی نوشت ها:
1-کافی، ج 2، ص 241؛ امالی صدوق، ج 1، ص 339؛ عیون اخبارالاخبار، ج 1، ص 256؛ معانی الاخبار، ص 184؛ تحف العقول، ص 312 و 442؛ چنان که در منابع دسته دوم؛ مانند مشکاة الانوار، ص 85؛ کشف الغمة، ج 2، ص 292؛ روضة الواعظین، ج 2، ص 432؛ التمحیص، ص 67؛ و... نیز آمده است
2-جن، 26.
3-غرر الحكم: 8941.
4-تهذیب الأحكام: 7/ 232/ 1013.
5-گلستان سعدی.
6-توبه، 6.
7-كافى (ط-الاسلامیه) ج 2، ص 117، ح 4
8-میزان الحكمه، ج ، 493، حدیث: 7563.
9-فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم، محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی.
10-بحارالأنوار (ط-بیروت) ج 72، ص 401، ح 42
11-سجده، ۲۴.
12-میزان الحكمه، ج 6 156، حدیث 1024.
13- میزان الحكمه، ج 2 299 ، حدیث 2808.

به گزارش شبنم ها به نقل از مرصاد، یکی از مدیران شبکه جم تی وی در گفتگو با هفته نامه تماشاگران امروز از دستمزد کارکنان این شبکه از جمله دو بازیگری که با کشف حجاب به این شبکه رفته اند گفت: دستمزد ما تقریبا هزار رینگیت مالزی که به پول ما می شود حدود ماهی 835 هزار تومان است.
وی با اشاره به امکانات این شبکه تصریح کرد: تقریا امکاناتی وجود ندارد و با وسایل معمولی کار پیش می رود.
پیشتر هم اعلام شد که یکی از این بازیگران به دلیل مفاد قرارداد خود با جم تی وی که او را وادار به تن دادن به خواستهای روزانه مدیران این شبکه می کند وچار افسردگی شدید شده است.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها، روابط عمومی نمایندگی کمیته جست و جوی مفقودین در همدان از رونمائی تمبر یادبود شهید جابر شیرزادی خبرداد و گفت: یکشنبه 22 آذرماه با حضورخانواده، جمعی از همرزمان معزز شهید شیرزادی، تنی چند از مسئولان شهرستان ملایر و اصحاب رسانه تمبر یادبود این شهید رونمائی می شود.
به گفته این نمایندگی: شهرستان ملایر دارای 87 شهید مفقودالجسد بوده که شهیدجابر شیرزادی نیز از جمله شهدای فرهنگی این شهرستان می باشد که در سال 65 در منطقه عملیاتی پیرانشهر واقع در غرب کشور به فیض شهادت نائل آمده و پیکرمطهر وی در این منطقه به یادگار مانده است.
لازم به ذکر است مراسم رونمائی از تمبر شهدا را از جمله اقدامات صورت گرفته جهت معرفی هرچه بیشترآنها به نسل امروز می باشد و این شهید معزز دومین شهیدجاویدالاثراستان بوده که تمبریادبودآن چاپ وتوزیع می گردد.

به گزارش شبنم ها به نقل از هفته نامه همشهری جوان - بهناز سعیدی: عادت ندارد پایش را روی زمین سفت بگذارد. مدام در حال صعود و بالا رفتن است. زهره عبدالله خانی، دختر 31 ساله ایرانی از همان اول کودکی به همراه پدر و مادرش کوهپیمایی را به صورت تفننی شروع کرد. همه چیز عادی ادامه داشت تا اینکه در 18 سالگی تصمیم می گیرد به صورت حرفه ای ورزش کند.
عبدالله خانی سال 82 علی رغم میل مربی اش، صخره نوردی را شروع می کند و دو سال بعد رقبایش را کنار می زند و اولین مدال کشوری اش را دور گردن می اندازد. زهره از سال 89 مسیرش را به سمت سرما تغییر می دهد و به دختر یخی ایران معروف می شود.
روند موفقیت اش اکیدا صعودی است و در مسابقات آسیایی یخ نوردی شرکت می کند و نایب قهرمان آسیا می شود و حتی به المپیک زمستانی سوچی هم دعوت می شود و به همراه مسعود زینالی الهام بخش یخ نوردی المپیک نام می گیرند.
زهره علاوه بر ورزش در تحصیل هم حسابی موفق است و دانشجوی نمونه کشوری در رشته هوانوردی است. در یک یاز روزهای سرد اواخر آبان ماه با زهره عبدالله خانی، دختر یخ نورد ایرانی گپ و گفت داغی داشتیم.
چه شد که سراغ صخره نوردی و یخ نوردی رفتی؟
- پدر و مادر من کوهنوردی می کردند و به واسطه آنها با این رشته آشنا شدم. از کودکی با پدر و مادرم به کوه می رفتم و استارتش را مدیون پدر و مادرم هستم. سالی که کنکور دادم، گفتم حالا به جز درس خواندن یک ورزشی هم انجام بدهم و چون در خانواده پیش زمینه آن را داشتم، این رشته را انتخاب کردم. البته آن موقع اصلا فکر نمی کردم که بخواهم ورزش قهرمانی انجام دهم. فقط می خواستم زندگی یک بعدی فقط علمی نداشته باشم.
18 سالگی برای شروع دیر نبود؟
- چرا اتفاقا. این سن برای شروع یک ورزش قهرمانی خیلی دیر است. یادم است آن موقع وقتی برای ثبت نام به باشگاه رفتم، مربی گفت بروید درس بخوانید. حس می کرد ما در ورزش آینده ای نخواهیم داشت. من سال 82 ورزش را شروع کردم و اولین مدال کشوری ام را سال 84 گرفتم. مدال جهانی که هنوز ندارم اما در رنکینگ جهانی رتبه 10 را دارم که آن هم بهترین رنکینگ ایران در این رشته است.
چه مقام ها و مدال هایی به دست آوردی؟
- من با سنگ نوردی شروع کردم. از 89 روی یخ نوردی سوئیچ کردم. کارم را بهار 89 شروع کردم و بهمن 89 نایب قهرمان ایران شدم. از آن به بعد به طور کل تمرکزم را روی یخ نوردی گذاشتم. سال 2013 اولین بار به مسابقات جهانی رفتم که نفر بیست و دوم جهان شدم.
قهرمانی آسیا در سال 2014 برگزار شد که برتر آسیایی گرفتم و رتبه 10 جهان را به دست آوردم. در سال بعد 30 نفر اول جهان را به المپیک دعوت کردند که از ایران من و آقای مسعود زینالی (نایب قهرمان یخ نوردی مردان آسیا) به جمع یخ نوردان حاضر در المپیک زمستانی دعوت شدیم. خوشبختانه دو نفر از ایران بودیم که تیم مان الهام بخش یخ نوردی المپیک نام گرفت.
در ایران وضعیت چطور است؟
- مسابقات قهرمانی کشور چند سالی است به طور منظم برگزار می شود و به طور متوالی من و آقای زینالی اول می شویم. همین دو هفته پیش قهرمانی کشور بود و ما دوباره اول شدیم.
این برتر بودن به خاطر استعداد یا ژنتیک است یا واقعا شیوه تمرینات شما با بقیه تفاوت دارد؟ شاید هم عضله خاصی داری؟
- شاید برتری ژنتیکی؛ اما مهمتر از آن، من سال ها خیلی سخت تمرین کرده ام. من عضله شجاعتم خیلی قوی است.
حمایت تان می کنند؟ برای مثال از نظر پزشکی حمایت می شوید؟
- واقعیت این است آن حمایتی که انتظار دارید، نمی شود و این فقط مختص رشته ما نیست. این را از هر قهرمانی که می شناسم، شنیده ام. مطمئنم اگر حمایت بیشتر شود، نتیجه هم بهتر می شود. وقتی یک نفری همه چیز را پیش ببرید، شرایط کمی سخت تر می شود. من در همین رشته مربیگری می کنم.
ال نینو هم که در راه است و یخ بندان برای هر کسی هم بد باشد، برای یخ نوردها خوب است؟
- بله، امسال سردتر است. سال گذشته که وضعیت یخ ایده آل نبود و تا قبل از مسابقات من روی صخره با تبر تمرین کرده بودم. نوک کفش ما یک نیش کرامپون است که آن را در یخ فرو می کنیم تا بماند. شما فکر کنید روی سنگ تمرین کرده اید و به سنگ که نمی شود ضربه زد. در مسابقه کره وقتی اولین ضربه را با پایم محکم زدم، در تمام طول مسیر درد داشتم و فکر می کردم شصت هر دو پایم خرد شده است.
هزینه این ورزش خیلی زیاد است؟
- بله، چون همه وسایل و تجهیزاتی که وارد می شود، استانداردهای بالایی دارند و تکنولوژی ساخت آنها در اختیار کشورهای محدودی است و واردات این وسایل هم خیلی سخت است برای اینکه به طور مثال تعداد محدودی دختر در کشور به صورت حرفه ای تمرین می کنند و واردکننده ترجیح می دهد سایز پای مردانه وارد کنم. من خودم پایم 38 است و اولین باری که مسابقه جهانی دادم با کفش شماره 42 این کار را کردم.
یادم هست اولین باری که برای مسابقه به کره جنوبی رفته بودم، آنجا فضایی مانند خیابان منیریه تهران که مرکز فروش لوازم ورزشی است، داشت. فکر کنید ما یک سال تمام دنبال این بودیم که کفش و تبر خوب داشته باشیم بعد از در مغازه اول که داخل شدیم، دیدم 100 مدل تبر و 200 جفت کفش مختلف هست. تازه آنجا تفاوت را حس می کنی و می بینی که قرار است با چه کسانی رقابت کنی.
پس خیلی تفاوت وجود دارد؟
- در مسابقات قهرمانی آسیا وقتی مدال آوردم، حالا به جز اینکه اولین مدال ایران بود، اولین مدال غیر کره ای ها هم بود؛ یعنی همه مدال های آسیایی قبلی متعلق به کره ای ها بود. اولین بار بود که یک غیر کره ای داشت مدال می برد. روی سکو رییس فدراسیون کره یک حالتی داشت که کاملا حس می کردی داشت به بقیه می گفت این از کجا اومد روی سکو؟ (می خندد) این کی شما را برده؟ یعنی حس می کردی که برای آنها هم عجیب بود. وقتی اهدای مدال تمام شد، سرپرست تیم ژاپن آمد از من تشکر کرد. گفت تو به ما نشان دادی می شود از چنگ کره هم مدال درآورد. همین برای پایان امپراتوری محض کره ای ها در یخ نوردی قاره آسیا نقطه عطفی بود.
هزینه اعزام چطور پرداخت می شود؟
- فدراسیون اعلام کرد هر کس پول دارد، می تواند اعزام شود. در نتیجه اولین تیمی که از ایران شرکت کرد، تیمی بود که دو نفر ورزشکار بودند و باقی شان پول داشتند که رفته بودند. ما بین خودمان می گوییم توریست ورزشی و این خیلی تلخ است.
از این جهت که اولین باری که تیمی در رشته ای حضور پیدا می کند، تصویر اولیه موثری از کشورش در آن فضای جهانی خلق کند. تیمی که رفت، ورزشکار نبود در نتیجه، همه از آخر، اول یا دوم شدند و تیم خوب ایران ماند. یک تیمی رفت و اثری که گذاشت در این حد بود که من سال بعد که مسابقه دادم همه در تعجب بودند که ایران ورزشکار یخ نورد هم دارد. آن تیم اول رفته بودند گفته بودند خب عکس می گیریم؛ یعنی نگاه این بود که با ما عکس بگیرید، بعد عکس هایش را به اشتراک بگذارند. (می خندد)
سال بعد هم که باز با هزینه خودتان رفتید؟
- بله و جالب این بود که مسئولان ورزشی اصلا انتظار نداشتند ما در یخ نوردی مدال بیاوریم. وقتی با مدال برگشتیم، پرسیدند واقعا مدال دارید؟! (می خندد) ولی خب خارج از ایران اینطور نیست. یعنی به ورزشکاران شان اعتبار و اعتماد به نفس می دهند که برو و مدال بیاور. ما مهندسی معکوس کردیم. اول رفتیم مدال آوردیم، بعد آمدیم گفتیم این رشته وجود دارد.
بالاخره هزینه رفتن به مسابقات را گرفتید؟
- نه، گفتند اگر مدال جهانی بیاورید، پرداخت می کنیم ولی نتیجه ای که می خواستیم، گرفتیم. واقعا موضوع برایم شخصی شده و نتیجه اش هم به نوعی بهتر است. شما تمام توان خودت را می گذاری. برای اینکه احساس می کنی برای آنها که باید مهم باشد، منابع دست شان است، پول دست شان است، قدرت دست شان است، مهم نیست.
وقتی با حمایت خانواده ات کار می کنی و گاهی یک اسپانسرهایی اتفاقی حمایتت می کنند، احساس مسئولیت بیشتری می کنی. نمونه واضحش فوتبال است. این همه پول تزریق می شود به فوتبال، خروجی اش چیست؟ امیدوارم فدراسیون نقش اش را از این به بعد بیشتر کند.
تفاوتی بین آنچه اینجا تمرین می کنی و مسابقات جهانی وجود ندارد؟
- خیلی تفاوت زیاد است؛ مثلا من مدالم در گرایش سرعت است، دیواره سرعت 15 متر عمودی است. یخی که من در ایران برای تمرین در اختیار داشتم، هفت هشت متر بود. من فیلم هایی را که نگاه می کنم، یک آه تلخ می کشم که تا هشت متر اول قهرمان آسیا می شدم ولی از هشت متر که رد شد، بدن من به بقیه اش عادت نداشت. یعنی مثل این است که شما دونده 200 متر باشی ولی در 100 متر بتوانی تمرین کنی. در 100 متر اول همه را می بری، از 100 متر که رد می شود، دیگر بدنت نمی تواند آن تنش را تحمل کند.
برنامه ات برای آینده چیست؟
- تا وقتی فکر کنم امیدی هست، تلاشم را می کنم. امیدوارم این امید را قطع نکنند. من همیشه به المپیک و مدال المپیک فکر می کنم و در ذهنم پرچم ایران است. امیدوارم این اتفاق بیفتد. ضمن اینکه یک آرزوی شخصی هم دارم؛ اینکه به قطب بروم و از یخ های قطبی صعود کنم.
اولین دختر ایرانی که به قطب می رود، برای اسپانسرها جذاب است.
- امیدوارم. یکی از دغدغه های همه این سال های من محیط زیست است. فکر می کنم شما می توانید با یخ نوردی در آنجا با تصویرهایی که ارسال می کنید، نشان بدهید چه فاجعه ای در آنجا اتفاق می افتد و چند تن یخ هر سال آب می شود. فکر می کنم می شود اینها را به دنیا نشان داد؛ یعنی به جز اینکه به یخ نوردی فکر کنم، همیشه فکر می کنم نشان دادن آن تصویری که آنجا هست و اتفاقی که دارد در قطب های زمین می افتد، خیلی مهم است. من یخ نوردم، اگر یخ نباشد، اصلا نمی توانم یخ نوردی کنم.
قهرمان یخ نوردی ایران از سختی های کارش به خاطر حمایت نشدن می گوید
از برخورد مردم با رشته ات هم بگو؟
- بگذارید یک خاطره بگویم؛ برای شرکت در مسابقات لازم است ورزشکاران گواهی صحت سلامت داشته باشند. ما رفتیم گواهی را بگیریم دکتر از ما پرسید چه رشته ای کار می کنید؟ گفتیم یخ نوردی، گفت می شناسم. خیلی برایمان جالب بود که یک نفر یخ نوردی را می شناسد. بعد گفتیم مرسی دکتر چقدر خوب که شما یخ نوردی را می شناسید. گفت بله قبلا دیده ام بعضی ها در یخ شیرجه می زنند! (می خندد) یک مدلی هست که یخ را می شکنند و در آب می پرند. ما همین جور نگاه کردیم، گفتیم دکتر شما بنویس همان یخ نوردی.
چطور بدون امکانات خاص و درآمد مالی اینقدر در این رشته دوام آوردی؟
- اگر دختری بخواهد ورزش قهرمانی کند، باید خیلی از طرف خانواده اش حمایت شود و بسیاری از دخترها هستند که ورزش را چون همسرشان یا پدرشان یا مردهای دور و برشان حمایت شان نمی کنند، کنار می گذارند. من این شانس را داشتم که حمایت شدم.
فدراسیون حمایت نمی کرد ولی پدرم می گفت زهره من حامی ات هستم. مثال های خیلی تلخی هست که پدر ورزشکار می گوید حق نداری بروی. به نظرم همسرها، برادرها، پدرها و مربی های حمایت کننده باید به جامعه نشان داده شوند؛ یعنی فقط آن دختر نیست.
شما مواردی را دیده اید که به خاطر نبود حمایت لازم نتوانند به جایی که می خواهند برسند؟
- بله، نیلوفر اردلان کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان و البته برعکسش هم هست. بسیاری از خانم ها چون شوهرشان حمایت شان می کند، پیشرفت کرده اند. اینگونه شوهرها باید به عنوان الگو به جامعه نشان داده شوند. در مسابقه هانی می بینی یک زن بچه دارد، شوهرش همراهش آمده، بچه اش را بغل می کند.
زن می رود قهرمان می شود برمی گردد. آن افتخار برای هر دوی شان است. شاید خیلی کم در مورد این مسئله حرف زده می شود. من نمی توانم بگویم یک پسر یا دختر قهرمان داریم که مادر و پدرش حمایتش نکرده باشند، مگر می شود؟
شاید یک جمله و حمایت نشدن شما از طرف پدرتان همه چیز را تغییر می داد.
- همینطور است. وقتی من برنز آسیایی ام را گرفتم، از گیت فرودگاه که رد شدیم، اولین کسانی که به استقبالم آمده بودند پدر و مادرم بودند. هیچ وقت یادم نمی رود، پدرم به من گفت نمی دانی چه لذتی دارد که دخترم قهرمان است. حالا فکر کنید مثلا این حمایت نبود. همه چیز برای آدم فرق می کند.
این نوع ورزش ها اعتماد به نفس بیشتری به افراد می دهند؟
- واقعا همینطور است. یک بار خبرنگاری از من پرسید اگر وسط کویر لوت رهایت کنند، چه کار می کنی؟ گفتم با شناختی که از خودم دارم، یک راهی پیدا می کنم. واقعیت این است که این را از ورزش یاد گرفته ام. شکست می خورم، آسیب می بینم، هر اتفاقی که می افتد، گریه ام را می کنم ولی بعد اشکم را پاک می کنم و بلند می شوم، نمی گذارم یک مشکل ماه ها درگیرم کند چون ورزش همین است، بالاخره باید بلند شوی.

به گزارش شبنم ها و به نقل از روابط عمومی آموزش و پرورش استان همدان، حسین بهرامی نوید با اعلام این خبر، افزود: یکی از مهمترین رسالت آموزش و پرورش در دوره ابتدایی افزایش عدالت در دو محور کمی و کیفی است که این امر با انسداد مبادی بی سوادی و پیشگیری از ترک تحصیل دانش آموزان و ارتقای کیفیت آموزشی محقق می شود.
وی همچنین خاطرنشان کرد: برنامه انسداد مبادی بی سوادی با هدف برنامه ریزی در جهت شناسایی و جذب کلیه کودکان لازم التعلیم و بازمانده از تحصیل ۶ تا ۱۱ سال در سال تحصیلی جاری اجرا می شود.
وی افزود: مشخصات اسمی کودکان بازمانده از تحصیل در سراسر مدارس استان مورد بررسی قرار می گیرد تا اگر کودک بازمانده از تحصیلی وجود دارد، شناسایی و جذب شود.

به گزارش شبنم ها به نقل از ایسنا پروین داداندیش افزود: در شهرستانها همواره زنان خوبی کاندید شدهاند و به مجلس راه یافتند و مثمر ثمر بودهاند اما سهم زنان در تهران خیلی کم است. احزابی که قصد معرفی کاندیدا در شهرستانها دارند، لازم است زنان را در بین کاندیداهای خود قرار دهند.
وی با بیان اینکه مجلس یک نهاد قانونگذاری است که نمایندگان مردم در آن حضور دارند، اظهارکرد: زمانی که نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل میدهند، قطعا تعداد نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی باید افزایش یابد. تعداد نمایندگان زن در مجالس بیشتر کشورهای دنیا در حال افزایش است.
وی در ادامه گفت: در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی، ۴ زن نماینده شدند و تعداد آنان در ادوار بعد به ۱۴ نماینده زن رسید؛ اما متاسفانه تعداد نمایندگان زن در دورههای بعد انتخابات مجلس شورای اسلامی یا ثابت مانده یا کاهش یافته است.
وی تاکید کرد: در مجلس دهم اگر زنان تصمیم بگیرند که تنها به زنان رأی دهند، میزان آرای زنان کاندیدا افزایش مییابد. با وجود آنکه نمایندگان شهر تهران ۳۰ نفر هستند؛ اما همه احزاب ۵ نفر سهمیه را برای زنان در نظر میگیرند و این سهمیهبندی اصلا عادلانه نیست.
وی در ادامه گفت: در کشورهای همسایه مانند عراق و افغانستان برای زنان سهمیه ۲۵ درصدی قایل شدهاند و درست نیست مجلسی در ایران داشته باشیم که قریب به اتفاق آن مردان باشند.
داداندیش تاکید کرد: زنان و فعالان سیاسی به عنوان کاندیدا نقش زیادی در افزایش تعداد نمایندگان زن مجلس میتوانند داشته باشند و احزاب باید روی سهمیه زنان برای انتخابات مجلس تجدیدنظر کنند.
وی افزود: در حال حاضر نقش زنان در جامعه بسیار پررنگ است هم در خانواده و هم در تصمیم گیریهای اجتماعی. زنان فعال، آگاه و توانمند که میتوانند باری را از دوش مملکت بردارد، حتما باید حمایت شوند؛ البته نه فقط به خاطر زن بودنشان. تعداد این زنان زیاد است. هم آنان را در قشر دانشگاهی میبینیم و هم در حوزههای صنعتی زنان فعالی داریم. در ادارهها هم زنان تصمیم گیر خوبی فعالیت میکنند. آنان میتوانند نقش فعالی در مجلس داشته باشند. اگر این زنان شناسایی شوند مردم هم به آنان رأی میدهند. اگر بیلان کاری خوبی نداشته باشند؛ دور بعد مردم به آنان رأی نمیدهند.
انتهای پیام /

به گزارش شبنم ها به نقل از ایران ناز؛ استفاده از تخم رازیانه راهکار پیشنهادی مادربزرگها برای رهایی از درد شدید قاعدگی است. در قدیم اعتقاد داشتند که اگر مقداری تخم رازیانه (تخم آسیاب شده) را با مقداری آب بخورید، میتوانید خواب آرامی داشته باشید، اما مهمتر از آن باید بدانید که این گیاه درد شما را در مدت زمانی کمتر از نیم ساعت پس از استفاده، بهبود میبخشد. این گیاه بدنتان را خنک کرده و گرمای ناشی از قاعدگی را کاهش میدهد، به همین دلیل رازیانه میتواند بهترین جایگزین مسکنهای شیمیایی باشد که مصرف آنها بهطور مداوم توصیه نمیشود.
با سیب ریلکس شوید
این میوه چهار فصل یعنی سیب خواص بیشماری دارد که هر فردی با خوردن روزی یک عدد از آن قادر است جسم خود را از هر بیماری دور نگه دارد. با این حال به چند ویژگی منحصر به فرد سیب اشاره میکنیم. سیب برای عملکرد مغز بسیار مقوی است. بهطور کلی سیب بهعلت داشتن فسفر، اعصاب و مغز را تقویت میکند. اگر بهدنبال این هستید که یک روز آرام را پشتسر بگذارید بهتر است هر روز یک عدد سیب میل کنید، زیرا ویتامینهای گروه B، منیزیم، فسفر و برخی عناصر دیگر موجود در سیب اثر آرامبخشی بر اعصاب دارد.
هویج جادوی نارنجی
همه ما میدانیم که هویج منبع غنی بتاکاروتن است. اما نقش بتاکاروتن در هویج چیست؟ این ماده پیشساز ویتامین A است، یعنی در بدن تبدیل به ویتامین A میشود، به همین دلیل میتواند نقش کاربردی را برای بدن ما داشته باشد. ویتامین A برای تقویت سیستم ایمنی، محافظت از پوست، ریه، لوله گوارش همچنین در رشد سلولها و… حائزاهمیت است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید بتاکاروتن، یک آنتیاکسیدان است و بیماریهای ناشی از پیری را هم کاهش میدهد. نقش هویج در این معجون خونسازی است که برای دوران قاعدگی میتواند موثر باشد، به همین دلیل توصیه میشود حتی اگر به هر دلیلی قادر به تهیه معجون نبودید، هویج خام یا آب هویج فیلتر نشده را در بیشتر اوقات بهخصوص در روزهای قاعدگی میل کنید .