
سلام روزتون بخير
عبور كردن از مسائلي كه بازدارنده در زندگي و اهداف است درسي بود كه از بزرگترها ياد گرفتم .
عزيزان ميدانم بعضي از شما سئوال و پرسشهايي بابت حواشي كه صحت نداشته از من داريد . پس براي شما ميگويم. و اين بزرگواري و متانت شما را محترم ميشمارم كه ديگر وقت گرانبها و ارزشمند خودتان را صرف حواشي و دغدغه هايي كه باعث ميشود از زندگي و اهدافتان دور شويد ، نكنيد
من مهناز افشار با آنچه بوده و خواهم بود با عشق بدون هيچگونه شرط و شروط كذب و ١٠ شاخه گل نرگس توسط آقاي ... عزيز به عقد همسرم درآمدم و افتخار ميكنم مردي در كنار من است كه براي در كنار من بودن ايستادگي كرد و انتخاب كرد و محافظ من شد . وشد پدر دخترم و شريك شادي و غمهايم .
ممنون از تك تك شما و متانت و صبوري كه كرديد .
پي نوشت : به احترام شما و زندگيم ديگر سئوالي در اين زمينه پاسخ نخواهم داد . وقتمان را صرف كارهايي بكنيم كه نتيجه بهتري داشته باشد و آرامش بياورد نه حرص و خشم و حتي درد .ممنونم
منبع:خبر گزاری آریا

شبنم همدان

شبنم همدان

شبنم همدان

به گزارش شبنم ها، به نقل از شبستان؛ زندگی در عصر ارتباطات، با رواج و گسترش استفاده از ابزارهای رسانهای، اقتضائات و شرایط خاصّی را برای مردم فراهم کرده است. در این میان کودکان نیز نسبت به گذشته، از هوش و درک بالایی نسبت به مسائل و حتّی ابزارهای ارتباطی برخوردار گشته و این خود سبب شده که گاهی ایشان، شناخت و تحلیلهایی نادرستی در حوزههای مختلف اجتماعی و سیاسی کسب کنند.
دشمن، بعد از بررسیهای انجام شده، به این نتیجه رسیده است که باید موضوعی را بیشتر از پیش پیگیری کند و آن، نابودی ریشه تبیّعت جوانان درخانواده، از دوران کودکی است.
آنچه از زبان صهیونیستها در این راستا شنیده می شود، از این قرار است.
باید در محیط خانواده، رابطۀ زن و مرد را مخدوش کنیم؛ تا اینگونه دیگر فرزندان از پدر و مادر خود تبعیّت نکنند. به این ترتیب وقتی این فرزندان وارد اجتماع شدند، از یک پیشوا و رهبر نیز تبعیّت نخواهند کرد.
«اهمیت خانواده و نقش تربیتی آن را در میان غیر یهودیان از بین خواهیم برد. اجازه اظهار وجود به کسی نمیدهیم؛ زیرا توده مردم باید صرفاً به وسیله ما اداره شوند..
مقام معظم رهبری در این باره فرموده اند:
امروز جبهه عظیمى در مقابل اسلام گسترده شده است؛ چرا نمیبینیم؟ چرا بعضى این جبههى عظیم را نمىبینند؟ مثل جنگ احزاب است. فِرق مختلف ضدّ اسلامى، ضدّ معنویت، ضدّ حقیقت، در مقابل اسلام دست به دست هم دادند؛ موشکافى میکنند تا نقطه ضعفها را پیدا کنند، از آن نقطه ضعفها استفاده کنند؛ نقاط نفوذ را پیدا کنند، از آن نقاط نفوذ به ما ضربه بزنند. (بیانات در دیدار کارگزاران حج-١٣٨٩/٠٧/١٧)
دشمنان قسم خورده اسلام، قصد دارند کودکان ما را، به وسیله بازی، کارتون، فیلم و سایر محصولات ساختگی و مبتنی بر فرهنگ بیگانهی خود، تربیت کنند. این بدان معنا است که جنگ فرهنگی به سراغ کودکان رفته و آنها برای پیشبرد اهداف خود از کودکان شروع کردهاند. تولید شبکههای پخش کارتون ماهوارهای، مانند جم جونیور، پرشین توون و... تا بازیهای آنلان و اندرویدی، همه و همه تنها برای یک هدف ساخته شده و در اختیار کودکان ما قرار میگیرد و آن، از بین بردن ریشههای اعتقادی در بین کودکان است.
بحث خانواده و مخدوش کردن رابطه زن و شوهر بحثی جدا است، اما در مورد تربیت کودک باید به این نکته توجه کنیم که غالب خانوادهها از این موضوع غافل بوده و به راحتی اجازه بازی و تماشای انیمیشنهای خارجی را به فرزندان خود می دهند، بی آنکه دقّت کنند که چه چیزی از طریق این بازی و یا فیلم کارتونی به فرزند آنها منتقل شده و قرار است این کودکان، چه چیزی را از موارد نامبرده، بیاموزند.
نقش مسجد و امام جماعت، در روشنگری مردم همواره پر رنگ بوده و هست. این نقش در دوران دفاع مقدس، به واسطه روحانیّت، به خوبی ایفا شده و موجبات آگاهی مردم از خطرات جنگ آن زمان را، فراهم نمود. هشت سال دفاع مقدس در مقابل ارتش پر حمایت رژیم بعثی عراق، از مهمترین جلوه های این روشنگری بوده است.
امروزه شیوه مبارزه و جنگ دشمن تغییر کرده است. آنچنانکه ردّ پای جنگ، به فرهنگ نیز رخنه کرده است. در وضعیت کنونی نیز جایگاه و نقش روحانیّت و ائمه جماعات، بسیار حسّاس و تعیین کننده است. زیرا امام جماعت مسجد، باید مردم را نسبت به جنگ نرم و خطرات ناشی از آن آگاه نموده و راهکارهای مقابله با آن را برای مردم بازگو کنند.
در زمان کنونی، اینترنت و موبایل، یکی از ابزارهای عمومی ارتباط است، که به راحتی در اختیار کودکان نیز قرار می گیرد. به ویژه برای بازی در فضای اندرویدکاربرد بسیاری در نزد ایشان دارد. بنابراین نبود این امکانات و یا محروم کردن فرزندان از چنین بازیهایی، قطعاً کار درستی نیست؛ به دلیل اینکه در دوران مدرسه و محیطهای اجتماعی، این ابزار از جانب دیگران، اغلب در اختیار ایشان قرار خواهد گرفت.
بنابراین تکلیف در این مورد، آشنا کردن کودکان و حتّی نوجوانان و نیز خانوادهها با پدیده جنگ نرم و مصداقهاو بسترهای خطرآفرین آن توسط امام جماعت مسجد است. درک خطرات و آسیب رسانههای موجود، آنهم نه به شکل محرومیت از استفاده، بلکه استفاده کنترل شده و مشخص، کارساز خواهد بود. زیرا علیرغم وجود برنامهها و انیمیشنها و بازیهای مخرّب، نمیتوان تصور کرد که این آفت، شامل همه موارد و برنامه ها خواهد شد. پس با کمی نظارت و دقت، میتوان از بازیهایی که آسیب جدّی نداشته و یا در این زمینه خیلی کم خطر هستند، استفاده کرد.
این راهنمایی و روشنگری، وظیفه امام جماعت است و بسیار شایسته است تا در کنار بیان احکام روزانه، بخشی از زمان نیز صرف بیان اینچنین مسایل مهمّی شود. بیان اینگونه مسایل برای مخاطبان، به ویژه برای کودکان بسیار جذّاب است؛ آنچنانکه ایشان به طرح چنین مباحثی واکنش مثبت نشان میدهند. از طرف دیگر، این امر نشان دهنده به روز بودن مباحث امام جماعت و دغدغههای امروز بشر خواهد بود.
کسب اطلاعات در حوزه بازیهای رایانهای در فضای اینترنت کار سادهای است. امروزه کارهای زیبا و متعدّدی در این حوزه، توسط کارشناسان امور بازی انجام شده است که میتواند اطلاعات لازم و اولیه را در اختیار امام جماعت قرار دهد.
چند نکته مهم:
در بیان و نقد بازی و انیمیشنها باید دقّت داشت تا آن دسته از بازیها و انیمیشنهایی که همگانی نشده است، به مردم و کودکان معرفی نگردند، که این کار خود ممکن است باعث ترویج برنامه و یک بازی مخرّب در میان ایشان بشود. بنابراین فقط باید نقاط منفی و نقد آن بیان شود.
اگر مردم و کودکان با خطرات انیمیشن و بازیها آشنا شوند، به مرور زمان خود یک نقّاد در این حوزه خواهند شد و با دقّت و ظرافت خاصّی به سوی چنین برنامههایی خواهند رفت.
روش بیان:
چند نکته در شیوه بیان خطرات بازیهای کامپیوتری و اندرویدی:
ابتدا باید به خطرات و آسیبهای احتمالی اشاره کرد.
باید جوانب و ابعاد این آسیبها روشن شود.
اثرات آن در تربیت کودکان و نوجوانان بیان شود.
چگونگی تخریب معنویت توسط این بازیها شفافسازی شود .
بیان یک یا دو نمونه مثال، بدون بردن نامی از بازی؛ مگر در صورتی که بازی تقریباً عمومی شده و همه با آن آشنا هستند.
نقد بازی، آن هم به صورت کاملاً عقلانی و منطقی.
احادیثی در موضوع تربیت و امور خانواده نقل شود.
در بیان نقد این نوع آسیبها، بیشتر به نوع آسیب و راهکار ایجابی آن توجّه شود. بنابراین نیازی به باز کردن بیش از حدّ موضوع نیست، به بیانی دیگر، نیازی به توصیف بازی و عملکرد آن وجود ندارد. ضمناً باید به گونهای عمل کرد که مخاطبان، احساس نکنند که گوینده دچار سیاه بینی شده و همه امور را توطئه میپندارد. در این راستا، سعی شود همه بازیها زیر سوال نرود، یا همه بازیها به اسرائیل نسبت داده نشود و تنها مواردی را که بسیار واضح و مشخص است، بیان و مورد نقد قرار داد.

به گزارش شبنم ها به نقل از ايسنا، منطقه همدان، دكتر" احمد آریایی نژاد" در بازديد از "طرح آرامشی" بقاع متبرکه شهرستان ملایر، اظهارکرد: برپایی "خیمههای معرفت" در طرح " آرامش بهاری" از سوی اداره اوقاف و امور خیریه، کاري فرهنگی در راستای تبدیل بقاع متبرکه به مرکز فرهنگی است.
وي افزود: "خیمههای معرفت" امسال به بهترین شکل و بدور از هرگونه نقصی برپا شده است که نشان از تلاش این اداره در برگزاری برنامههای بقاع متبرکه دارد.
آریایی نژاد با بیان اینکه باید در تمام ابعاد زندگی باید از لحاظ فرهنگی در کشور نمونه باشیم، خاطرنشان کرد: باید این اقدامات فرهنگی را در جامعه ترویج داد و با شرکت مردم در این طرحها باعث ارتقاي فرهنگی مردم و جذب مردم به بقاع متبرکه شویم.

به گزارش شبنم ها ، هنوز چشمان بارانی دخترش و دست به دعا شدن تنها پسرش را از یاد نبردیم که در کنار سفره هفتسین، شفای مادر را طلب میکردند؛ مادر فداکاری که برای حفظ عفتش به کما رفت و امروز عروجش را به تحریر در آوردیم.
معصومه فولادی، شیرزن ۴۷ ساله نکایی که صبحهنگام برای کسب روزی حلال از خانه خارج شد تا برای رسیدن به محل کار، مسیر نکا تا ساری را طی کند.
این مادر فداکار در محل ایستگاه حمل و نقل نکا ـ ساری در سهراه زاغمرز ایستاد و منتظر تاکسی بینشهری شد، جوانی ۲۳ ساله با پژوی نقرهای، با قیافهای بهظاهر موجه منتظر مسافر بود و مسیر خود را میدان خزر ساری اعلام کرد؛ خانم فولادی برای اینکه زودتر به محل کارش برسد، مجبور شد سوار تاکسی شخصی شود و چون مسافر دیگری نیامد، راننده با همین یک مسافر نکا را به مقصد ساری ترک کرد.
در بین راه قبل از رسیدن به پلیسراه، راننده مسیر اصلیاش را تغییر داد که با اعتراض خانم فولادی مواجه شد و این همان مقصد شومی بود که این مادر را به طعمه مرگ کشاند و راننده را به تباهی برد.
این مادر عفیفه با اعتراض به راننده، مورد ضربوشتم قرار گرفت و با تهدیدهای شومی که از سوی راننده شد، مجبور شد خود را از ماشین به بیرون پرت کند که قطع نخاع شد؛ راننده هم بدون توجه به خانم فولادی مسیرش را ادامه داد و توقف نکرد.
به گفته بستگان خانم فولادی، وی توسط یک باغبان که در آن مسیر انحرافی تردد میکرد، پیدا شد و با دفترچه تلفنی که بههمراه داشت، به خانوادهاش اطلاع داده شد.
این مادر فداکار با بستری شدن ۴۵ روزه در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری و بعد از آن حدود یکماه نگهداری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امیر مازندرانی ساری و بوعلی نکا، شب گذشته دار فانی را وداع گفت و در این ایام فاطمی، در راه حفظ عفاف به معبودش پیوست.
پاداش مجاهد شهید در راه خدا بزرگتر از پاداش عفیف و پاکدامنی نیست که قدرت برگناه دارد اما آلوده نمیشود، همانا عفیف و پاکدامن فرشتهای از فرشتههای خداوند است. «حکمت ۴۷۴ نهجالبلاغه»
معصومه فولادی با گذشت بیش از سه ماه تحمل درد و رنج فراوان در آخرین روز از هفته نخست فروردینماه امسال دیده بر دیدار آفرینش فرو بست و مراسم خاکسپاری این بانوی پاکدامن امروز، هشتم فروردین، ساعت ۱۴، از حسینیه سیدالشهدا (ع) نکا به سمت گلزار شهدای این شهرستان انجام میشود.

به گزارش شبنم ها به نقل از نافع، سید عادل عربی اظهار کرد:در یک رسم دیرین ایرانیان در ایام نوروز ماهی قرمز را در سفرههای هفتسین خود قرار میدهند در حالی که باید در خرید و انتقال آن به مکانهای دیگر به ویژه در صورت لمس کردن مراقبت لازم انجام شود تا زمینه بروز بیماریها به ویژه برای کودکان به وجود نیاید.
وی افزود: باید خانوادهها مراقبت کنند تا کودکان دستهای خود را به ماهی قرمز نزنند که در صورت تماس دست باید کار ضدعفونی انجام شده و تعویض آب و نقل و انتقال ماهی نیز با استفاده از دستکشها انجام شود.
شهروندان در ایام نوروز اقدام به رها کردن ماهی در زیستگاه های طبیعی شامل رودخانه، تالاب و سدها کرده که این اقدام آنها آسیب جدی به محیط زیست وارد می کند.
وی توضیح داد: گرچه عمر ماهی قرمز در تنگ آب بسیار اندک است ولی هنگام رها شدن در زیستگاه های طبیعی میزان عمر و ماندگاری آنها افزایش می یابد و آنها به ماهی مهاجم تبدیل می شوند.
وی گفت: این نوع ماهی ها در زیستگاه طبیعی سریع رشد و تکثیر یافته و از تخم سایر ماهی های بومی منطقه تغذیه می کنند و باعث نابودی قسمتی از تنوع زیستی آن منطقه می شوند.
سرپرست حفاظت محیط زیست همدان توصیه کرد: به جای رها سازی ماهی های نوروز در رودخانه، تالاب و سدها آنها را در استخر، حوضچه بوستان ها و حوض های داخل شهر رها کنند.
وی یادآوری کرد: سال گذشته یک تیم تحقیقاتی متشکل از سه محقق ماهی شناس ایرانی و دو محقق آلمانی گونه جدید ماهی از خانواده رفتگر ماهی های خاردار را در رودخانه گاماسیاب نهاوند از توابع استان همدان شناسایی کردند.
انتهای پیام/ح

برای نوشتن نیازمند ایدههای از هرجهت بکر و تازه هستیم. در حقیقت آنچه که یک نوشته را نسبت به هم ردیفانش متمایز میکند، ایدهای است که هم چون پی بنا، ساختار اصلی نوشته برآن بنا شده است. آیا ایدهها خود به سراغ ما میآیند یا ما هستیم که زمین را برای یافتنشان حفر میکنیم؟
ایدهها که هم چون جرقههایی جادویی پیکر اصلی نوشته را شکل میدهند در یک خلأ مطلق به سراغ ما نمیآیند. آن عدهای از نویسندگان که دور دنیای خود یک حصار چوبی کشیدهاند و راه نفوذ افکار جدید را برخود بستهاند، هیچگاه نمیتوانند موفقیتی که در پی آن هستند را کسب کنند. در این مقاله سعی شده است به آبشخور ده نمونه از ایدههای نویسندگی اشارهای کنیم.
1. مطالعهی کتاب: عمر ما محدود و تعداد کتابهای خوانده نشده نامحدود است. نویسنده، بسته به علاقهای که دارد و با توجه به ارزشهای ادبی کتابهای مختلف، فعالانه دست به انتخاب میزند. لازم به ذکر است که تکیه کردن به اینکه کدام کتاب جوایز ادبی دریافت کرده است کافی نیست. بسیاری از کتابهاگمنام هستند و سالها بعد مطرح میشوند. اطلاع داشتن نسبت به کارهای جدید نویسندگان معاصر و پویا بودن عرصهی ترجمهی کتابهای خارجی بسیار میتواند به زندهتر شدن حوزهی نویسندگی کمک کند.
2. مطالعهی وبلاگها: خواندن وبلاگها و روزنوشتههای عدهای از نویسندگان میتواند تا اندازهی زیادی الهام بخش باشد. البته لازم به ذکر است که خواندن هرنوع نوشتهای بدون توجه به سبک نوشتهها و باورهایی که پشتِ دیوار نوشته بر ذهن نویسنده نقش بسته بوده است، بیفایده است.
3. مجلات و روزنامهها: آگاهی داشتن نسبت به حوادثِ روز و داشتن نگاهی انتقادی نسبت به دنیای اطراف، نوشتههای یک نویسنده را نسبت به سایرین مطرح میکند. بیتوجهی نسبت به ذهن مردم زمان و توجه به مسائلی که برای مخاطبان قابل لمس نیست، ارزش کار ادبی را پایین میآورد. البته نوشتهای به عنوان یک اثرجاودانه در تمامی زمانها و مکانها باقی میماند و پا را فراتر از قفس محدودیت اکنون میگذارد که نویسندهی آن حوادث دنیای زمانِ خود را به دغدغههای اصلی بشری وصل کرده باشد. و به عبارت دیگر سخن از مفاهیمی بگوید که به ریشههای جادویی حقیقتی ابدی وصل میشوند.
4. فیلم و سریال: همان طور که بسیاری از کتابها الهام بخش کارگردانان بودهاند، تماشای فیلمها و سریالها نیز ذهن نویسنده را پذیرای درک مطالب جدید میکند.
5. سفر: آشنا شدن با مردمی که در شهرها و کشورهای دیگر زندگی میکنند و لمس شیوهی نگریستن آنان به زندگی، کوله باری از تجارب نوین را برای فرد به ارمغان میآورد. بسیاری از نویسندگان حاذق از همین هم نشینی با اهل فضل و سفر کردن به اقصی نقاط جهان بوده است که با نوشتن هر جمله برای مخاطب گنجینهای از تجارب را بازگو میکنند.
6. هنر: یک اثر هنری هم چون یک کتاب قطور بیان کنندهی ایدههای خاموش اما ارزشمند یک هنرمند است. یک نویسنده افکار خودش را با مروارید کلمات بیان میکند اما یک هنرمند ایدههایش را با طرحهای رنگارنگ، خموش اما رسا به تصویر میکشد.
7. اهل فضل: هم نشینی با بزرگان، اهل علم و ادب در برگرفتن ایدههای نوین بسیار اثرگذار است. اگر زندگینامهی بزرگان را مطالعه کنیم متوجه خواهیم شد که کسی نبوده است که یا از استادی بزرگ و یا از دوستانی اهل فضل بی نصیب بوده باشد.
8. طبیعت: نزدیکی به مادر طبیعت که بوی اصالتی ابدی دارد، بسیار الهام بخش است. آرامشی که در دامن طبیعت انسان را فرامیگیرد با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. برای منظمتر کردن رشتهی افکار بسیاری به سکوت سبز طبیعت پناه میبرند.
9. تاریخ: یکی دیگر از روشهای مهم، مطالعهی فراز و نشیبهای تاریخ و درک کامل سرمایههای کنونی بشری که در روند پلههای تمدن کسب شده است، میباشد.
10. زندگی: کسب تجربه از تک تک اتفاقاتی که در زندگی هرفرد روی میدهد و با چشمانی باز و پنجرهی گشودهی دل به همه چیز نگریستن، بسیار اهمیت دارد. اگر به زندگی شاعران و نویسندگان بزرگ نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که اکثر آنها غم از دست دادن عزیزانشان، طلاق، بیماری، جدایی و خلاصه دشواریهای زیادی را متحمل شدهاند. همین فراز و نشیبهای زندگی خودشان بوده است که باعث شده بتوانند شخصیتهای داستانیای خلق کنند که بیش از پیش به واقعیت نزدیک باشد. نتیجههیچ ایدهای بدون تلاشِ نویسنده و در خلأ کسب نمیشود. در این مقاله سعی شد تنها به ده نمونه از مواردی که میتوانند در مسیر نویسندگی، الهامبخش نویسندگان باشد اشاره میکنیم. در این راستا بسیاری دیگر از موارد نیز هستند که شخصی هستند و برای هرکس به شکل متفاوتی عمل میکنند. برای نمونه، بسیاری با راه رفتن در خیابانهای شلوغ، قدم زدن زیر باران، شستن ظرفها و تماشای کودکانِ در حال بازی ایدههای جدید برای نویسندگی پیدا میکنند.
منبع: تبیان

به گزارش شبنم ها به نقل از خبرگزار تسنیم، پدیدهای که سالها پیش دانشمندان غربی پیشبینی کرده بودند بر سر جوامع و خانوادهها آمده است، مانوئل کاسترز چندین سال قبل در کتاب عصر ارتباطات خود خبر از آمدن روزی را داده بود که «افراد در کنار هم مینشینند ولی در جمع نیستند» و ما الان این موضوع را در خانوادهها به وضوح مشاهده میکنیم که افراد در خانواده در کنار هم مینشینند اما بیشتر توجه خود را به تلفن همراه خود و استفاده از شبکههای مجازی کردهاند، از نظر جسمی در کنار هم هستند ولی از نظر توجه و روحی عاطفه و ارتباطی ردوبدل نمیشود.
قسمت دوم مصاحبه ، با فرشته روحافزا، دارای مدرک دکترای الکترونیک، استاد دانشگاه منچستر انگلیس و مدیر طرح، برنامه و تدوین سیاست شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده را در زیر میخوانید؛
به نظر شما علل استفادههای بیهدف و پیدرپی از فضای مجازی چیست؟
*روحافزا: شاید علت اصلی این گردشهای بیمحتوا در اینگونه فضاها همین گزینۀ بیهدفی باشد، یعنی وقتی کاربری بیهدف ساعتها در محیطهای مجازی وبگردی میکند یعنی مسیر بیهدفی را طی میکند و در همین فرآیند متاسفانه طعمۀ برخی از محتواهای نادرست در فضاهای مخرب میشود که در پس آن باید منتظر بروز آسیبهای جدیتری بود، البته این بیهدفی علتهای ریشهای دیگری هم دارد که برخی به جامعه و بعضا به خانواده مرتبط است ولکن نکته مهم این ماجرا در علل ادامهیافتن این رویه در کاربر است اگر بخواهیم این علل را عنوان کنیم می توان به مواردی زیر اشاره کرد؛
به دلیل اینکه کاربر در بازیها و فیلمها عملاً ازبرنامههای پیشساختۀ دیگران تبعیت میکند، کمتر قدرت دخل و تصرف در آنها را دارد لذا اعتمادبهنفس او در برابر ساختنیها و پیشرفت دیگران متزلزل میشود. این تصور که در بازیهای رایانهای فرد مداخله فکری مداوم دارد، اشتباه است زیرا این بازیها سلولهای مغزی را فریب داده و از نظر حرکتی نیز فقط چند انگشت دست را حرکت میدهند؛ لذا وقتی کاربر قدرت تصرف در برنامه ها را ندارد اعتماد به نفس خود را از دست داده و اختیار خود را عملاً به این محیطها و دوستداشتنیهای کاذب خود میدهد؛ شما تصور کنید این کاربر یک کودک یا نوجوان باشد، واقعا این عدم اعتماد به نفس به ورودهای مکرر در این فضا در او تثبیت نمیشود؟
لطفاً بفرمایید چه عواقبی میتوان برای استفادهکنندگان افراطی فضای مجازی متصور بود؟
از طرفی متأسفانه این محیطها با ارائۀ آرامش مجازی به مخاطب مثل موسیقی و ورزش یوگا از او آرامش حقیقی را میگیرند، با دادن لذتهای مجازی زودگذر کاربر را از کسب لذتهای واقعی و صحیح وامیدارند، مثلاً از همسر خود لذت نمیبرد، یا قوای جنسی تعطیل میشود و از لذتهای معنوی هم محروم میشود؛ اینترنت هر چه توانا و اعجاببرانگیز باشد، از انتقال معنویت عاجز است چرا که این قالب برای محتواهای دیگری غیر از مطالب من و شما، طراحیشده است. احساسی را که در شما از حضور در مجلس عزای امام حسین (ع) ایجاد میشود، از دیدن و شنیدن هیچ مراسمی حتی online به دست نمیآید و ذرهای از آنچه با حضور در حرم امام حسین (ع) در کربلا، پس از پیمودن راهی طولانی و پرمخاطره درک میشود، در هیچ نوع ارتباط فنّاورانه میسر نیست؛ البته بنا به سطوح سنی مخاطبین عواقب دیگری مانند تأثیر منفی بر روند تحصیلی، از دست دادن قدرت تمرکز، خرد و اندیشه و حتی اعتیاد را نیز به دنبال دارد چراکه مثلا سریالهای اعتیادآوری در ماهواره است که حتی برای کهنسالان و میان سالان نیز مخرب است.
جان گروهول که یک روانشناس است، در سال 2003 طی تحقیقاتی که درخصوص دلایل گرایش افراد به اینترنت و استفاده اعتیادآور آنها از اینترنت انجام داد، بدین نتیجه رسید که افرادی که وقت زیادی را صرف استفاده از کامپیوتر میکنند، کسانی هستند که در زندگی با مشکلاتی مواجهند. در واقع، این افراد چون رغبتی به برخورد با مشکلات زندگی ندارند و مایل نیستند حتی با آنها روبهرو شوند، به فعالیت اعتیادآور در اینترنت میپردازند. از علل گرایش نوجوانان به اینترنت میتوان به قابلیتهای جذاب اینترنت از جمله وب سایتها، موتورهای جستجو، گپ خانهها، ارسال پیامهای آنی، ایمیل، فرارکردن از خود و ناکامیهای زندگی و همچنین عدم شکلگیری هویت مطلوب و وجود شکافهای اجتماعی و نسلی اشاره کرد که دلیلش از هم پاشیدگی تعاملات بین والدین و فرزندان است که عدم توجه به مورد فوقالذکر میتواند زمینهساز انزوا و آسیبهای ناشی از آن باشد.
آیا آماری هم از میزان استفاده از شبکههای مجازی وجود دارد؟
آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد، اما والدین اذعان دارند که فرزندانشان و حتی خود ایشان ساعتهای زیادی از زندگی خود را صرف این محیطها میکنند که با توجه به جذابیت و تنوع در چنین محیطی، درصد اثرگذاری بالایی هم بر روی فرصتهای طلایی آنها داشته تا جایی که اشتغال با این محیطها برایشان نسبت به همنشینی با عزیزانشان لذتبخشتر است که خطر سریالهای فراوان، مسابقات ورزشی، شو و موسیقی، گوشدادن به اخبار فراوان خصوصاً بنگاههای خبرپراکنی بیگانه، کانالهای سرگرمی مثل دوربین مخفی، اتلاف وقت در شبکههای مجازی، وبگردی، بازی بیهدف، توان تفکر در حوزههایی نظیر جهان آفرینش و خالق آن، آینده و فرصتهای شغلی و تحصیلی، تلاش برای کسب مهارتهای فنی، حرفهای کارآمدسازی خود در ایام فراغت و به خصوص تعطیلات تابستانی بازمیدارد و آنان را به سمت پوچی و بیهدفی میکشاند.
مثلا در فیس بوک و محیطهای سایبری از عوامل گرایش جوانان را میتوان اینگونه بیان کرد که فردی که در گذشتهاش دچار سرخوردگیهای اجتماعی شده و شرایط ساختاری و بنیادی جامعه بر روی رفتار و کردار او موثر بوده است یا مشکلات خانوادگی و شخصی که داشته است و اکنون فردی تنها و افسرده و منزوی است، میتواند با پناهبردن به یک فضای مجازی، یک هویت جدید، ناشناس و مجازی برای خود بسازد و در قالب آن خود را به جامعه مجازی معرفی کند. این هویت هر چند هم کاذب، برای فرد خوشنودی و رضایت به دنبال میآورد و آنچه او در زندگی واقعی به دست نیاورده برای او به ارمغان میآورد و فرد با این هویت های مجازی و ناشناس با دیگران ارتباط برقرار کرده و احساسات و افکار خود را به اشتراک میگذارد؛ بدون آنکه ترسی از برملاشدن هویت واقعی خود داشته باشد و افرادی که در این سطح از تفکر هستند میتوانند موارد و دلایل عدیده و مهم و اصولی را که واقعا از بطن جامعه بیرون میآید را عوامل و علل گرایش به فیسبوک در میان جوانان میدانند؛ متأسفانه عدم آگاهی لازم والدین به تثبیت این آسیب در فرزندشان کمک میکند.
از نظر شما آثار و نتایج مصرف بیرویه از اینترنت، ماهواره و شبکههای اجتماعی مجازی چیست؟
اتلاف وقت بدون فایده و یا با حداقل فایده، کمرنگشدن علاقه به ارتباط با اقوام و خانواده و از دستدادن قدرت تمرکز، خرد و اندیشه از مهمترین این نتایج است؛ حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند: «قد خرقت الشهوات عقله: شهوتها خرد او را تباه کرده است» مصداق کلام حضرت امیر در فضاهای سایبری را میتواند اینگونه تحلیل کرد که امروزه یکی از مزایای اینترنت، حجم گسترده اطلاعات است و کاربر از اخبار سیاست جهانی تا زندگی خصوصی یک هنرپیشه و عکسهای عروسی فلان ورزشکار تا بحثهای تخصصی و کارشناسی با دیدگاههای مختلف را با چند کلیک میتواند بر روی صفحه مانیتور خود ببیند. غافل از صدق و کذب محتوایی آن ، هجوم این اطلاعات، عدم توانایی تمرکز مخاطب بر روی مسائل فکری را بدنبال خواهد داشت.
ایمیلها و پیامهای فوری و یا کلیلک های مدام و ناآرام از صفحهای به صفحه دیگر حین مرور صفحات اینترنتی، کاربر را دچار عدم مطالعۀ صحیح مطالب میکند چرا که تعداد و تنوع زیاد صفحات اینترنتی و حجم انبوه اطلاعات ، این فرصت را از کاربر میگیرد؛ همچنین این منحرفگسیختگی چشمی بر روی مطالب، مغز کاربر را برای برقرارکردن تماسهای عصبی قدرتمند و گستردهای که به درک عمیقتر منجر شود، سست میکند و در اینجا کاربر صرفاً به پردازشگر اطلاعاتی تبدیل میشود که با شتاب، قطعات پراکنده اطلاعات را به حافظه کوتاه مدت خود وارد و از آن خارج میکند، اینترنت کاربران خود را بهطور مداوم در یک حالت جابجایی ذهنی نگه میدارد، لذاست که این افراد در قیاس با مطالعه گران متون مکتوب کمتر اطلاعات را به یاد دارند.
بیتوجهی بهسلامت فردی یکی دیگر از آسیبهای شبکههای مجازی است، وقتی کاربر بیش از اندازه در شبکههای عنکبوتی غور از سلامت فردی خود غافل میشود چرا که فرد مدام در فرایند تطبیق خود با تبلیغات فراوان به اصطلاح امروزی سیر میکند، مانند تبلیغات برخی داروها که با بهانههایی همچون لاغری، افزایش تمرکز، اعتمادبهنفس، انتخاب زیباترین دختر سال و ...که اکثرا بهصورت غیرمجاز در شبکههای ماهوارهای، آرایشگاهها، سالنهای بدنسازی و ... تبلیغ میشوند، موجب گرایش فراوان مخاطبان به ویژه زنان به این امور شدهاند که اغلب این داروها حاوی آمفتامین بوده و فرد را در معرض آسیب رفتارهای جنسی پرخطر (به گفته عباس صداقت رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت) و غیرشرعی قرار میدهد که قدرت تصمیم گیری را در فرد زایل میکند. از علل اصلی رواج مصرف این مواد تبلیغات فراوان، غرقشدن در دنیای پرزرقوبرق غرب، بیتوجهی به موازین شرعی و ... هست. نکته موجود در این نوع تبلیغات مجازی این است که برای اقناع اندیشه هر مخاطب، او را با توجه به دغدغههایی که برایش ایجاد کردهاند و یا دغدغههایی که به شکل طبیعی در وی وجود دارد به مصرف وامیدارند.
به نظر شما آسیبهای مخرب ِماهواره و اینترنت و اساسا ورود بیهدف در فضاهای مجازی بر روی بنیان خانواده چیست؟
طبق آمارهای موجود و پژوهشهای انجامشده آسیبهای پیش روی کاربران فضای مجازی به محیطهای امن فرهنگ کشورها یعنی خانوادهها نیز رسوخ کرده و در یک رصد ضمنی در محصولات این محیطها به موارد مختلفی میرسیم که از جمله آنها میتوان به ترویج خانوادههای بیسامان و لجامگسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده، ترویج و عادی جلوهدادن خیانت زن به همسر و البته شوهر به زن حتی اگر این اتفاق نیفتد، لااقل زوجین به هم مشکوک میشوند در فضای مجازی زن و شوهر رفیق جنسی نیستند بلکه رقیب جنسی هم هستند، بیاهمیت جلوه دادن احترام به والدین، عادی جلوهدادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردارشدن دختر خانواده، عادی جلوهدادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهرههای احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر، ترویج مفهوم زندگی با دیگران بهجای ازدواج، ترویج فمینیسم و کمرنگکردن نقش مرد در جامعه در حد کسی که تنها جهت رفع نیازهای جنسی زن خلقشده است و از همه مهمتر حیازدایی به عنوان یکی از ریشههای امنیت فرهنگی خانوادهها که در سیبل مبارزات بانیان این فضاها قرار داد، اشاره کرد.
با توجه به هجمههای اشارهشده آیا راهکاری برای خانوادهها به منظور مقابله با این پدیده با توجه به اینکه استفاده از محصولات تکنولوژی مانند اینترنت در دنیای کنونی اجتنابناپذیر است وجود دارد؟
والدین برای اینکه بتوانند درخصوص محاسن و عیوب رسانهها، راهنمای خوب و موثری برای فرزندانشان باشند، باید در این زمینه، مطالعه و مشاوره کرده، اطلاعات و مهارتهای خود را افزایش دهند و به روز کنند، تا توصیههای آنان برای فرزندان قابل قبول و پذیرش و دارای دقت و اعتبار باشد؛ همچنین باید در نظر داشت اینترنت، خود به خود چیز بدی نیست، مهم نحوة استفاده از آن است؛ آیا شما حاضرید فرزندتان را که هنوز شناکردن را بلد نیست، در استخر عمیق یا دریا رها کنید؟ پس چگونه حاضرید فرزندتان را بدون مهارت وآمادگی در اقیانوس اطلاعات و تصاویر و فیلمها و برنامههای مختلف با محتوای گوناگون فرهنگی ـاجتماعی رها کنید؟!
همچنین ورود رسانهها به خانه، یعنی ورود غریبهها به خانه! هرگز برنامهها و فیلمهایی که متناسب با فرهنگ، سن و درک فرزندتان و ارزشهای اخلاقی نیست، چه از طریق شبکههای تلویزیونی ایران و چه شبکههای ماهوارهای را با فرزندتان تماشا نکنید؛ برای تماشای تلویزیون و بازی با رایانه در منزل، ضوابطی که قابلیت اجرا باشد، با نظر فرزندتان در نظر بگیرید و خود به آن عمل کنید، محدودیتهایی را متناسب با سن و دورة تحصیلی فرزندتان اعمال کنید ( هرگز بدون زمانبندی و محدودیت، پلی استیشن، رایانه و تلویزیون را در اختیار آنها، حتی قبل از دبستان قرار ندهید تا به صورت یک عادت و اعتیاد غلط در بیابد، در این صورت در مراحل بعدی ، اصلاح و کنترل به راحتی قابل اجرا نیست).
برای اینکه استفاده از رسانه ها به عنوان یک عادت مضر در نیاید، محیط زندگی خود و فرزندتان را متنوع کنید؛ مثلاً از طریق کتابخوانی، قصهگویی، نقاشی، کارهای دستی و امور هنری، رفتن به موزهها، کتابخانهها پارکها و مساجد، تفریح، ورزش (شنا، راهپیمایی، کوهنوردی و 000) برای اینکه فرزندان شما به مطالعه و سایر فعالیت های مثبت، علاقهمند شوند، خودتان نیز باید در عمل، مثلاً اهل مطالعه باشید. بدین منظور نباید خودتان در حالی که روبه روی تلویزیون مینشینید و مقابل آن به خواب میروید، از فرزندتان بخواهید تلویزیون تماشا نکند و به مطالعه بپردازد! نیومن به نقل از بیابانگرد ( 1384، ص 242) با تحلیل 23 تحقیق، عنوان میکند که پیشرفت تحصیلی در میان کودکانی که در هفته 10 تا 15 ساعت تلویزیون تماشا میکنند، در بالاترین حد است (در مقایسه با کودکانی که کمتر از ده ساعت تماشا میکنند) و سپس با افزایش ساعات تماشا، از بیست تا چهل ساعت در هفته، میزان پیشرفت تحصیلی به طور چشمگیری کاهش مییابد.
در خرید بازیهای رایانه ای دقت کنید تا بهترین بازیهای موجود در بازار را، که برای رشد ذهنی، خلاقیت، تجسم فضایی و سایر مهارتهای فرزندتان مفید است، با مشورت افراد خبرو مطلع، انتخاب کنید. از خرید بازیهای خشن و مبتذل نیز جداً بپرهیزید. به خاطر داشته باشید که استفاده بیش از حد رسانهها توسط فرزندان، سبب بروز رفتارهای پرخاشگرانه، خشن و انتقام جویانه و بیاعتنایی به ارزشهای خانواده و بیعلاقگی به درس و مسئولیتپذیری میشود. بهتر است هنگام تماشای فیلمها و بازیهای ویدئویی و رایانهای، برای فرزندانتان ( از سنین پایین ) توضیح دهید که این صحنهها غیر واقعی و در قالب فیلم است و سخنان زشت و غیراخلاقی بازیگران را الگو قرار ندهند.
استفادة کنترلنشده از رسانهها در منزل توسط خانوادههای ایرانی ( چهار ساعت و نیم در روز) موجب کاهش ارتباط بین فردی و چهره به چهرة اعضا با هم شده، این امر فضای انفرادی را به جای فضای جمعی و اجتماعی خانواده حاکم میکند و کمکم افراد خانواده ترجیح میدهند به طور جداگانه (فردی ) در اتاق خود تلویزیون و رایانة مستقل داشته باشند ( پورحسین ، 1385ص 1) و این یعنی حذف تعامل و تعلیم و تربیت خانوادگی. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، ساعاتی را در منزل، بدون تماشای تلویزیون و به گفتوگو با همدیگر در فضای با نشاط و دوستداشتنی سپری کنید، مخصوصاً بهتر است است که زمان غذاخوردن از رسانهها استفاده نشود.
والدین باید بدانند که رسانههای گروهی امروزه نقشی فراتر از یک وسیلة سرگرمکننده دارند. در واقع این وسایل به ابزاری فرهنگساز مبدل شدهاند و قدرتهای مسلط جهانی میکوشند با استفاده از این ابزار زمینههای نفوذ فرهنگی خود را در سایر جوامع فراهم آورند. کشورهای غربی با اسفاده از تکنولوژی رسانهای برتر و استفاده از جذابیتهای آن سعی در انتقال و آموزش ارزشهای فرهنگ غربی خود به سایر جوامع از جمله کشور ما دارند، در این میان کودکان و نوجوانان در اولویتاند، بنابراین شما با دست خود این فرصت را در اختیار آنان قرار ندهید و سعی کنید مهارتهای اساسی زندگی در عصر انفجار اطلاعات همچون انتخابگری، خلاقیت، انتقادگری، و مدیریت زمان و 000 را به فرزندان خود بیاموزید تا بدون آگاهی و هدف، در امواج اطلاعات و تصاویر، ماهواره و اینترنت ، غوطهور غرق نشوند.