
به گزارش شبنم همدان به نقل از جام جم آنلاین : همه ما دوست داریم همیشه جوان به نظر برسیم و داشتن چهرهای جوان با پوستی صاف و بدون چین و چروک در هر سنی ایدهآل است. حتی پس از سپری کردن دوران جوانی هم آرزو میکنیم شادابی و طراوت آن سالها را بازیابیم.
جراحی پلاستیک شاید بتواند ما را به آرزویمان برساند و جوانی را به ما بازگرداند؛ اما به چه قیمتی؟ بسیاری از ما حاضر نیستیم برای رسیدن به خواستهمان خطر جراحیهای زیبایی با عوارض متعدد آن را همراه با بیهوشیهای طولانی به جان بخریم و به همین دلیل از خیر جوان شدن میگذریم.
اما آیا جراحی پلاستیک تنها راه برای جوان شدن ماست؟ باید بگویم خیر! روش کمخطرتری هم برای رسیدن به این هدف وجود دارد؛ لیفتینگ با نخ روشی است که در اینجا به آن میپردازیم. اگرچه تشخیص انتخاب این روشها و شرایط آن برای افراد مختلف بستگی به بررسی بیشتر دارد.
دکتر سهیلا علیمحمدی از پزشکان باتجربه این حوزه در اینباره بیشتر توضیح میدهد.
نخهای لیفتینگ از کجا میآیند و چند نوع هستند؟
اغلب نخهای لیفتینگ موجود در ایران ساخت کشور کره جنوبی هستند. استانداردهای این نخها مطابق با استانداردهای اتحادیه اروپاست. این نخها بر دو نوعند: 1ـ نخهای ساده (بدون خار) 2ـ نخهای خاردار .(cog) جنس نخهای بدون خار و خاردار از ماده POLY DIOXANONE بوده که قابل جذب میباشد. نخهای (Cog) نخهایی خاردار و قابل جذب هستند و برای کشیدن افتادگیهای صورت و گردن بهکار میروند. نخهای بدون خار صرفا جهت جوانسازی پوست استفاده میشود و کاربرد کششی ندارد. این روش پس از تزریق بیحسی موضعی یا آرامبخش موضعی آغاز میشود. در روش استاندارد حدود 60ـ30 دقیقه طول میکشد.
چند میگیری نخ بندازی؟
معمولا قیمت دقیق بعد از ویزیت و تعیین خواستههای فرد مشخص میشود. اما به طور میانگین هزینه جایگذاری هر نخ در صورت بین 150 تا 200 هزار تومان برآورد میشود که هر صورت بسته به شرایط و سن حداقل 4 تا حداکثر 12 نخ نیاز دارد.
بیمار ممکن است بلافاصله پس از عمل با قرمزی، تورم، خارش و درد مواجه شود که البته طبیعی است و بزودی برطرف خواهد شد. ورم پس از چند روز و دیگر علائم ظرف مدت کوتاهتری از بین خواهند رفت. احتمال عفونت نیز در این روش پایین و در صورتی که عمل بهدرستی انجام شود بسیار ناچیز است، بااین حال چنانچه موضع قرمز یا گرم و حساس شود، باید در اولین فرصت به پزشک مراجعه کرد. کبودی پس از عمل نیز طبیعی است و احتمال بروز آن در صورت مصرف آسپرین یا داروهای ضدالتهابی مانند ایبوپروفن در دو هفته پیش از عمل افزایش مییابد. کبودی قابل توجه پس از عمل را میتوان با قرار دادن یخ روی موضع کاهش داد.
با نخ تا کی جوان میمانم!
لیفتینگ با نخ بدون اینکه بیمار را با خطرات جراحی بزرگ روبهرو کند یا جوشگاه (اسکار قابل مشاهده) برجا بگذارد باعث جوانتر به نظر رسیدن شخص میشود. اثر این روش نسبت به روشهای غیرجراحی همچون آراف بسیار سریع است و میتوان تنها با یکبار انجام این کار نتایج آن را به وضوح دید. درباره مدت زمان تاثیر نخها، معمولا نخهای قابل جذب شش تا 15 ماه در محل باقی میمانند؛ اما اثر بالابرنده آنها به علت ایجاد واکنش فیبروزی که در اثر خارهای روی نخ ایجاد میشود به مدت طولانیتر باقی میماند. در بعضی از بیماران نتایج این عمل حتی پنج تا شش سال قابل مشاهده است، اما عموما تا یک سال و نیم پس از لیفت با نخ آثار آن قابل مشاهده است.
بالا کشیدن با نخ
عمل لیفتینگ با بیحسی موضعی و به صورت کاملا سرپایی انجام میگردد. مراحل انجام آن به این صورت است که پس از بیحسی در موضع مورد نظر سوراخهایی کوچک جهت عبور نخ روی پوست شخص ایجاد شده و نخ در زیر پوست کار گذاشته میشود. سپس پوست را به بالا میکشند و بخش بیرونی نخ قیچی میشود. پس از انجام لیفت با نخ، خودتان و اطرافیان احساس میکنید پوستتان شادابتر و جوانتر شده است. لیفت به شما کمک میکند چین و چروکهای صورت را از بین ببرید و خطوط خنده را زیباتر کنید (اصطلاح افتادگی خطوط خنده). همچنین توسط این روش میتوانید ناهنجاریهای ظاهری ابروها، افتادگی پلکها، گونههای افتاده و افتادگی زیر چانه خود را اصلاح کنید. بعلاوه این روش به شما این امکان را میدهد که مشکلات فکی خود را نیز تا حدی ترمیم کنید.
انتهای پیام/ص

به گزارش شبنم همدان به نقل از جام جم آنلاین : اولین تصاویری که از این هتل شگفتانگیز منتشر شده، دنیای جدیدی را به سوی مخاطبان میگشاید، دنیایی که اگرچه سرد و یخی ولی زیبا و فراموشناشدنی است.
این هتل که در نزدیکی منطقه شهر کیرونا واقع شده است، هر سال اجازه میدهد که یخها قبل از بازسازی هتل، کاملا ذوب شده و از نو ساخته شوند. بخش جدیدی از این هتل با نام «هتل یخی 365» در این ماه افتتاح شد و تا پایان سال فعال خواهد بود.
مجموعهای از ستونها، دیوارها و سقف این هتل را نگاه میدارند. دیوارها و سقف هتل از حدود 100 متر مکعب «یخبرف» تشکیل شده است. یخبرف که از آن با نام «snice» نیز یاد میشود، مادهای است که از مخلوط یخ و برف درست میشود.
دمای داخلی هتل در زمستان و پاییز حدود منفی 5 درجه است. دمای هتل با لولههای خنککنندهای که در سقف هتل قرار گرفتهاند، کنترل میشود.
انرژی مورد نیاز این سیستم تنظیم دما، از طریق پنلهای خورشیدی تامین میشود. با اینحال خورشید هیچگاه در ماههای تابستان شمالی بر این منطقه نمیتابد.
25 هنرمند و معمار در طراحی و ساخت این هتل همکاری داشته و در این هتلیخ 365 دارای 9 سوئیت لوکس ساختهاند. هر کدام از این سوئیتها سونا، بار و گالری اختصاصی دارند. حدود 50 هزار گردشگر از سرتاسر جهان، هر ساله از هتلیخ دیدن میکنند.
در یک اتفاق جالب، یکی از مسافران خشمگین و ناراضی هتلیخ، در وبسایت «TripAdvisor» نوشت: آنقدرها هم که میگفتند، سرد نبود. شاید فقط از واژه یک در اسم هتلیخ استفاده کرده باشند.
این هتل شگفتانگیز در منطقه یوکاشروی ساخته شده است. روستای یوکاشروی در 200 کیلومتری دایره قطب شمال واقع شده است. این روستا در استان نوربوتن سوئد قرار دارد.
انتهای پیام/ص


به گزارش شبنم همدان به نقل از جام جم :
علیرضا خمسه سهبعدی چطور است؟!
من از لحظهای که خودم را بهصورت سهبعدی دیدم، عاشق خودم شدم! (میخندد) بعدش با خودم گفتم عجیب است که چطور تا به حال خانمم مرا سهبعدی ندیده است؛ چون زنها معمولا شوهرهایشان را تکبعدی میبینند. فکر میکنم هربرت مارکوزه هم که کتاب «انسان تکساحتی» را نوشته، تحتتاثیر همسرش بوده!
وقتی تیتراژ فیلم «جنجال در عروسی» شروع میشود و پایین اسم شما، نام کاراکتر (علیآقا دهقانی) میآید، تماشاگر انتظارات خیلی بیشتری دارد. انگار قرار است باتوجه به پیشینه خوب شما، شخصیتی منحصربهفرد و با ویژگیهای خاص ببینیم، اما این اتفاق نمیافتد و باوجود تلاشهای شما نقش به چشم نمیآید. چون شخصیتپردازی درستی در فیلمنامه صورت نگرفته است و قصه با جذابیت پیش نمیرود. چرا اینطوری شد؟
طبعا وقتی من با سابقهای طولانی سراغ کاری میروم، حتما از تجربیاتم کمک میگیرم. من در هر کاری از تجربه خودم با کارگردان صحبت میکنم، نه از تصوراتم. مثلا وقتی برای گفتوگو به اینجا آمدم، تجربهام به من میگوید این فقط یک مصاحبه است و قرار نیست تصور کنم مثلا یک سریال هم به من پیشنهاد شود! (میخندد) در گفتوگویی هم که با آقای خطیبی، کارگردان «جنجال در عروسی» داشتم، براساس تجربهام به او گفتم که قصه خیلی کشش ندارد و به لحاظ زمانی هم مشکلاتی وجود دارد. خود کارگردان منطقی داشت که برای من قابل قبول بود؛ او گفت در این فیلم ما خیلی گرفتارِ قصه نیستیم، بلکه گرفتارِ این هستیم که یک فیلم سهبعدی برای کودکان بسازیم. در این وضعیت، قصه یک بهانه است. البته برای مخاطب، هیچ وقت تکنیک فیلم نمیتواند به اندازه قصه جذاب باشد. برای همین به کارگردان گفتم کاش این تجربه تکنیکی، یک قصه محکمتری هم داشت.
در این وضعیت، حسرتهایی بهوجود میآید؛ چون فیلم ایده بامزهای دارد و میتوانست به فیلمی فوقالعاده جذاب برای بچهها تبدیل شود.
مشکل سینمای ایران این است که کار گروهی در آن وجود ندارد. مثلا فرض کنید در همین فیلم، بجز توجه به آن بخش تکنیکی، باید بخش فیلمنامهنویسی هم به گروه اضافه میشد و فیلمنامهنویس، قصهپرداز و دیالوگنویس باید کنار هم برای نوشتن یک فیلمنامه محکم و جذاب مشارکت میکردند. اما این مساله در سینمای ایران با بضاعت فعلی آن امکانپذیر نیست و دوبارهنویسی نیاز به بودجه بیشتری دارد که معمولا تهیهکنندهها آن را متقبل نمیشوند. درحالیکه در هالیوود امکان ندارد آن کسی که کار تکنیکی میکند و کار شخصیتپردازی و دیالوگنویسی انجام میدهد، یک نفر باشد و همه این تخصصها تقسیم میشود. در سینمای ایران و در بخش خصوصی به این فکر میکنند که این فیلم چطور میتواند سرمایه اولیه تولید را برگرداند؛ این باعث میشود فیلمها نتوانند از یک تیم بزرگ باتجربه استفاده کنند. بنابراین سعی میکنند در حداقل شرایط، بهترین نتیجه را بگیرند. حاصل این روند هم همین فیلمهایی است که میبینیم.
البته باید همه چیز فیلم سر جای خودش باشد و بازیگر هم بتواند در راستای شخصیت، بهترین بازیاش را ارائه دهد. اما شما به عنوان بازیگری باسابقه و مورداحترام، چقدر سعی میکنید به سهم خودتان به فیلمها کمک کنید تا کلیت باکیفیتتری داشته باشند؟
همیشه این کار را میکنم. چون تجربه معلمی دارم، اولین کاری که انجام میدهم به عنوان یک مخاطب عام به قصه و فیلمنامه نگاه میکنم و ایرادات آن را میگویم و سعی میکنم پیشنهاداتی برای بهتر شدن فیلم ارائه بدهم.
به نظر میآید بیشتر فیلمهایی که این سالها بویژه در عرصه کودک و نوجوان ساخته میشود، از مشکلات زیادی رنج میبرد که با پیشنهادات سازنده بازیگران کاربلد و باسابقهای مثل شما هم درست نمیشود.
متاسفانه همینطور است و سینمای کودک و نوجوان ما الان ضعیفترین، مهجورترین و مظلومترینِ نوعِ سینمای کشور است. واقعا چرا باید فیلمی مثل «جنجال در عروسی» که دو سال پیش تولید شده، این همه مدت اکران نشود و خوابِ سرمایه داشته باشد؟ چون ما اصلا سینمایی نداریم که مخصوصِ اکران فیلمهای کودک باشد. پردیسها و سینماها ترجیح میدهند بیشتر فیلمهای تجاری و عامهپسند را اکران کنند تا این فیلم که مخصوص کودکان است. درحالیکه ذهن من به عنوان معلم کودکان و بازیگر ژانر کودک میگوید، ما باید سینماهایی داشته باشیم که در طول سال، فیلمهای مخصوص کودک و نوجوان نشان دهند. بهتر است ما به جای اینکه به فیلمهایی مثل «جنجال در عروسی» نقد وارد کنیم، سراغ مسئولان سینمایی برویم و از آنها در این زمینه پاسخ بخواهیم. واقعا خجالتآور است ما در کشوری زندگی کنیم که هرساله بین شش تا 9 میلیون نفر دانشآموز داشته باشیم، اما هیچ برنامه درستی در سینما برای آنها وجود نداشته باشد. شما فکر کنید اگر فیلمی 9 میلیون نفر تماشاگر داشته باشد، چقدر فروش خواهد داشت؟
تازه به این جمعیت خانوادههای آنها را هم بیفزایید.
بله، اما حتی اگر فقط همین تعداد دانش آموز هم برای دیدن فیلم موردعلاقه خود به سینما بیایند، با فروشی خیرهکننده روبهرو خواهیم بود. اما آیا اگر فیلم خوبی هم در این زمینه ساخته شود، ما سینماهایی برای استقبال از این مخاطبان داریم؟ گاهی فیلمهای کودک و نوجوان جوایزی در جشنوارههایی مثل کودکان و نوجوانان دریافت میکنند، اما این مهم نیست. جایزه ما سینماگران فیلمهای کودکان و نوجوانان موقعی است که فیلمها توسط مخاطبان اصلی خودشان یعنی بچهها در سینماهای کشور دیده شود.
بچههایی که خانوادههایشان هم میتوانند تماشاگر بالقوه و از مخاطبان این فیلمها باشند. سینمای ما به این مساله هم توجه نمیکند، درحالی که مثلا سازندگان فیلمی مثل «گنده» ساخته پنیمارشال با بازی تام هنکس، با یک تیر دو نشان میزنند؛ هم بچهها از دیدن آن لذت میبرند و هم بزرگترها از فیلم خوششان میآید.
بله، برای اینکه این فیلم و آثار دیگری از این دست، حاصل شرایط حرفهای است. اما سینمای کودک و نوجوان ما شرایط حرفهای ندارد. یعنی اگر شما آقایان حمید جبلی و ایرج طهماسب و خانم مرضیه برومند را از سینمای کودک و نوجوان بگیرید، دیگر چه کسی میماند؟ یعنی این طرف حدود ده میلیون مخاطب خالص دارید و آن طرف فقط دو کارگردان. البته من دارم نامهای شاخصتری را فقط به عنوان نمونه مطرح میکنم، وگرنه فیلمسازان کمتعداد دیگری هم در زمینه سینمای کودک زحمت میکشند، مثل خانم فریال بهزاد، آقای فرزاد اژدری و... شما اگر سراغ این همکاران بروید، به جای صحبت، به دلیل مشکلات خون گریه میکنند. در حالی که فیلمساز کودک که نباید دنبال سرمایهگذار بگردد. هر فیلم ضعیف در سینمای کودک و نوجوان ایران، بیش از هر چیز حاصل شرایط غیرحرفهای است. به نظرم مسئولان ما دردِ بچه ندارند. آن قدیمها میگفتند: «چته؟» جواب میدادند: «دردِ بچه ته!» (میخندد) واقعا چرا مسئولانِ ما درد کودک و نوجوان ندارند؟ وزارت آموزش و پرورش با آن تشکیلات و جشنوارهای قدیمی به نام رشد، چه گلی به سینمای کودک و نوجوان زده است؟
جشنوارههای دیگر مثل کودکان و نوجوانان هم همین طور و اصلا حتی برندههای هر دوره هم دچار سرنوشت بدی میشوند و برای اکران به مشکلات زیادی برمیخورند.
شما دست به هر کاری که میزنید، باید یک خروجی داشته باشد. خروجی فیلم هم اکران آن است. وقتی سالن سینمایی برای اکران وجود ندارد، تولید فیلم معنی نخواهد داشت. الان تولید فیلم کودک و نوجوان در کشور ما معنی ندارد. دانش آموز این طوری نیست که فقط هفته کودک به فیلم نیاز داشته باشد. فیلم کودک، مثل غذای بچه است و همان طور که کودک غذای جسم میخواهد، غذای روح و غذای تعلیم و تربیتی هم میخواهد. بچه میآید میگوید گرسنه هستم، شما هم میگویید مگر سال قبل هفته کودک غذا نخوردی؟ برو تا سال بعد! (میخندد)
دهه 60 و 70 در فیلمها و نقشهای خوبی بازی میکردید، اما چرا در سالهای اخیر کمتر شما را در نقشها و فیلمهای خوب سینمایی میبینیم. سختگیرتر شدهاید یا پیشنهادها نازل است؟
پرسش خیلی مهمی مطرح کردید که مجموعهای از پاسخها را دارد. اساسا بازیگر مثل دختری است که به خواستگاری او میآیند، نه پسری که به خواستگاری برود. این مساله هم به بازار تولید و عرضه و تقاضا برمیگردد. تقاضایی باید باشد که شما نیرو و توانتان را عرضه کنید. یک دلیل این وضعیت این است که دنبال چهرههای جدید و هنرپیشههای ارزان میگردند. از دید برخی تهیهکنندهها، بازیگران حرفهای صاحب پرنسیبی هستند که تحت هر شرایط و با هر دستمزدی کار نمیکنند. طبعا وقتی من و امثال من حدود 40 سال سابقه کار داریم، وارد پروژهای شویم و آن فیلم شرایط تولید مناسبی نداشته باشد، تذکر میدهیم. اما برخی تهیهکنندهها ترجیح میدهند از آدمهای دیگری استفاده کنند، به دلیل اینکه سطح توقع آنها از باب دستمزد و موارد دیگر کمتر از بازیگر حرفهای و باسابقه است. مثلا اگر در پروژهای آقای جمشید مشایخی حضور دارند، حتی رانندهای که وظیفه جا به جایی ایشان را به عهده دارد هم باید برازنده این شخصیت باشد. درحالی که برای افراد دیگری که ناگهانی و اتفاقی بازیگر شدهاند، خیلی مهم نیست با چه سرویسی بروند و چه غذایی بخورند و چه دستمزدی به آنها بدهند یا ندهند. در دهههای گذشته حتی برای نقشهای کوتاه هم از بازیگران حرفهای استفاده میشد، اما سینما از زمانی به بعد به سمت نابازیگری رفت. الان بجز چند کارگردان شاخص، سینمای بدنه ما خیلی به حرفه، تجربه و پرنسیب بازیگر توجه ویژه ندارد. مورد دیگر اینکه بازیگرانی مثل ما دیگر نباید در هر کاری حضور داشته باشند، بلکه باید نقشهای خوبی براساس شخصیت ما نوشته شود. چطور سینمای آمریکا از آل پاچینو، رابرت دنیرو و داستین هافمن خود عبور نمیکند و حتی در سنین بالا بهترین نقشها را برای آنها مینویسد، اما سینمای ما خیلی راحت از بازیگرانی مثل سعید پورصمیمی عبور میکند یا بازیگری مثل مهدی هاشمی را آن طور که باید در شرایطی شایسته و بایسته قرار نمیدهد. خیلی اسم در این زمینه برای گفتن دارم، اما از این دو برای این نام بردم که دوستان صمیمی خودم هستند. بازیگران پیشکسوت و بزرگ، چهرههای ملی کشور هستند. همه فکر میکنند برخی بازیگران قدیمی خانهنشین، چون پیر شدهاند، کار نمیکنند؛ کسی به این فکر نمیکند چون کار نمیکنند پیر شدهاند.
رفیق اکبر عبدی بودم، نه رقیبش
از خمسه پرسیدم، آنموقع رقابت نانوشته و ناگفتهای با اکبر عبدی داشتید و وقتی بالاخره در فیلم سینمایی «پاکباخته» با هم همبازی شدید، انگار اتفاق ویژهای افتاد. این رقابت را حس یا به آن فکر میکردید؟ او جواب داد: واقعا رقابتی نبود. چون رقابت مخصوص شرایط حرفهای است، این که از امکانات فردی خود بهره ببرید تا موقعیت اجتماعیتان را به نفع خودتان مصادره کنید و ارتقا دهید. هیچوقت سینمای ما این شرایط را نداشت. برای من و اکبر عبدی بیشتر رفاقت مطرح بوده تا رقابت. ضمن اینکه شرایط همکاری ما چندان پیش نیامد، البته ما در دهه 60 یک برنامه تلویزیونی را با هم کار کرده بودیم به نام «سلامتی چه خوبه». بعدها در فیلمهای دیگری با هم همبازی شدیم؛ مثل «پاکباخته»، «قاعده بازی» و «داستان عوضی». همیشه هم فکر میکنم اکبر عبدی بازیگر خوب، با نمک و بااستعدادی است و همچنان معتقدم که سینمای ما هنوز درباره او، خودم و خیلی دیگر از بازیگران، به نحو احسن بهره نبرده.
انتهای پیام/ص


به گزارش شبنم همدان به نقل از sg : هفته ششم لیگ برتر والیبال بانوان پنجشنبه 16 دی با برگزاری سه دیدار پیگیری میشود.
سایپا تیم 9 امتیازی و رده سومی در اصفهان میهمان ذوبآهن تیم صدرنشین و 12 امتیازی لیگ است.
ذوبیها تمام بازیهای خود را با برد پشت سرگذاشتهاند و بعد از مدتها نایب قهرمانی و سومی مدعی اصلی کسب قهرمانی لیگ هستند.
بانک سرمایه دیگر تیم 9 امتیازی که در جایگاه دوم جدول است در تهران با پارسه دیدار میکند.
شاگردان صدیقی در تیم پارسه 6 امتیازی هستند.
دیگر دیدار این هفته هم میان دانشگاه آزاد و شهرداری تبریر قعرنشین برگزار میشود.
پارس شیراز در این هفته استراحت دارد.
برنامه هفته ششم به شرح زیر است:
*پنجشنبه 16 دی ساعت 11
ذوب آهن اصفهان - سایپا تهران
پارسه تهران - بانک سرمایه
دانشگاه آزاد - شهرداری تبریز
جدول ردهبندی:
1- ذوبآهن اصفهان ۱۲ امتیاز
۲- بانک سرمایه ۹ امتیاز
۳- سایپا ۹ امتیاز
۴- پارسه تهران ۶ امتیاز
۵- دانشگاه آزاد ۶ امتیاز
۶- پارس شیراز ۳ امتیاز
۷- شهرداری تبریز بدون امتیاز
انتهای پیام/ص

به گزارش شبنم ها به نقل از باشگاه خبرنگاران ،
دغدغه همیشگی کار با اسمارت فون ها پر شدن فضای داخلی گوشی است. مشکلی که حتی با قرار دادن حافظه جانبی بالا نیز پس از مدتی خود را نشان می دهد. در کنار تمامی برنامه های عرضه شده برای حل این معضل، نرم افزار اندرویدی APUS Booster راه خویی برای بهینه سازی حافظه و تقویت سرعت گوشی شماست.
با این برنامه مدیریت خوبی بر روی accessibility (امکان دسترسی)، force stop (توقف اجباری برنامه های پس زمینه)، توقف آن ها از شروع خودکار، در نتیجه توقف برنامه های بیکار، بهینه سازی حافظه و تقویت سرعت گوشی انجام خواهد گرفت.
ویژگی های این برنامه:
پاک کردن حافظه بدون دسترسی روت
عدم وارد کردن اطلاعات شخصی در روند کاری
بستن اجباری برنامه ها و سرویس های پس زمینه
کارایی آسان و بالا تنها با لمس یک دکمه
نحوه کار با نرم افزار:
به تنظیمات تلفن همراه تان بروید؛ سپس به قسمت Accessibility رفته و در آنجا مقدار APUS Booster را بر روی ON قرار دهید؛ کار تمام است؛ تنها کافیست عبارت done را انتخاب کنید. با روشن شدن گوشی برخی برنامه ها بصورت خودکار باز خواهند شد، با کمک این برنامه شروع خودکار تمامی برنامه ها متوقف خواهد شد، مگر اینکه آن برنامه در لیست چشم پوشی (ignore list) قرار گرفته تا دستور به توقف اجباری آن داده نشود.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها،
جامجم آنلاین به نقل از کلیک نوشت: در آخرین لحظات سال ۲۰۱۶ پیام رسان واتس آپ شروع به اجرای یکی از برنامه های از پیش اعلام شده خود کرد. در واقع این شرکت دیگر از سیستم عامل های قدیمی گوشی های هوشمند پشتیبانی نمی کند. برای مثال، کسانی که از iOS 6 یا پایین تر استفاده می نمایند دیگر نمی توانند از واتس اپ استفاده کنند. هم چنین سیستم عامل ویندوز فون ۷ و دستگاه هایی که از اندروید ۲٫۱ و اندروید ۲٫۲ استفاده می کنند دیگر توسط این پیام رسان که مالک آن فیسبوک است پشتیبانی نمی شوند.
البته زیاد جای نگرانی نیست. زیرا در حال حاضر کمتر دستگاهی وجود دارد که از چنین سیستم عامل های قدیمی استفاده می کند. به عنوان مثال iOS 6 آخرین نسخه از سیستم عامل اپل است که بر روی آیفون ۳GS اجرا می شود. هم چنین اندروید ۲٫۲ آخرین نسخه از سیستم عامل موبایل است که توسط Motorola DROID مورد استفاده قرار گرفت. با این توضیحات کمی به اطراف خود نگاه کنید و ببیند که چند درصد از کاربران هنوز از آیفون ۳GS استفاده می کنند یا چه تعداد افرادی را می شناسید که هنوز گوشی DROID که سال ۲۰۰۹ روانه بازار شد، در دست دارند؟
البته برخی از سیستم عامل هایی که قرار بود تا پایان سال ۲۰۱۶ دیگر توسط واتس اپ پشتیبانی نشوند، یک مهلت چند ماه دریافت کردند. به عنوان مثال گوشی هایی که از بلک بری ۱۰ و BlackBerryOS استفاده می کردند قرار بود دیروز پشتیبانی آن ها کاملا توسط واتس اپ قطع شود. اما حالا این پیام رسان بر روی مدل های مختلف بلک بری که از این دو سیستم عامل استفاده می کنند تا تاریخ ۳۰ ژوئن ۲۰۱۷ اجرا خواهد شد. هم چنین سیستم عامل های نوکیا S40 و نوکیا سیمبین S60 تا همین تاریخ پشتیبانی خواهند شد.
تغییرات در دنیای فناوری بسیار عجیب و غریب است. زمانی که اپلیکیشن واتس اپ در سال ۲۰۰۹ رونمایی شد، ۷۰ درصد گوشی های هوشمند موجود در آن دوره زمانی از نرم افزارهای برند نوکیا و بلک بری استفاده می کردند. در حالی که سیستم عامل اندروید و iOS تنها ۲۵ درصد سهم بازار گوشی های هوشمند را در اختیار داشتند. اما امروزه ۹۹٫۵ درصد از دستگاه های هوشمند مجهز به iOS، اندروید و ویندوز هستند.
اپلیکیشن واتس اپ که در اکتبر ۲۰۱۴ به مبلغ ۲۱ بیلیون دلار توسط فیسبوک خریداری شد، دلیل عدم پشتیبانی خود را این گونه بیان می کند. این شرکت می گوید: این سیستم عامل ها قدیمی هستند و قابلیت هایی که ما به آن ها نیاز داریم تا بتوانیم ویژگی های اپلیکیشن واتس اپ را در آینده گسترش دهیم، در آن ها یافت نمی شوند. چنانچه تصمیم جدید این شرکت باعث شده است که شما دیگر نتوانید از این اپلیکیشن استفاده کنید، پیشنهاد این شرکت این است که یک گوشی آیفون یا گوشی اندرویدی یا گوشی ویندوزی جدیدتر خریداری کنید.
متن زیر نقل و قولی است از این شرکت که می گوید:
گرفتن این تصمیم برای ما سخت بود اما می دانیم که تصمیم درستی گرفتیم. زیرا این کار موجب می شود تا مردم بتوانند به طور بهتری با دوستان، افراد خانواده و کسانی که دوستشان دارند از طریق واتس اپ ارتباط برقرار کنند. در صوتی که شما از گوشی استفاده می کنید که مجهز به یکی از این سیستم عامل های قدیمی است ما به شما توصیه می کنیم تا یک گوشی آیفون یا گوشی اندرویدی یا گوشی ویندوزی جدیدتر خریداری کنید تا بتوانید به استفاده از واتس اپ ادامه دهید.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها به نقل از باشگاه خبرنگاران ،
حمید پدرام متخصص ارتوپد گفت: بیماری استخوان سنگ مرمری(استئوپتروز) یکی از بیماری های نادر است که زمینه ژنتیکی دارد.
وی در خصوص نحوه به ارث رسیدن بیماری استخوان مرمری اظهار داشت: این عارضه یا به صورت اوتوزوم غالب در بزرگسالان در بروز پیدا می کند که فرم خفیف آن محسوب می شود.
این متخصص ارتوپد با اشاره به اینکه بیماری استئوپتروزیس مادرزادی به شکل اوتوزوم مغلوب در نوزادان به هنگام تولد رخ می دهد، عنوان کرد: به طور معمول این گروه از افراد با مشکلات عدیده ای مانند اختلال در بینایی و شنوایی، کم خونی و کاهش سیستم ایمنی بدن دست و پنجه نرم می کنند.
پدرام افزود: نوع دیگری از بیماری استخوان سنگ مرمری که فرم متوسط این عارضه به شمار می آید "استئوپتروزیس تاردا" نامیده می شود.
وی با بیان اینکه در بیماری استئو پتروزیس عملکرد استئو کلاست دچار اختلال می شود، تصریح کرد: در این عارضه تعادل سوخت و ساز استخوان به هم می خورد و استخوان مانند شیشه سفت و محکم می شود و حالت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.
این متخصص ارتوپدی تاکید کرد: در بیماری استخوان سنگ مرمری در برخی موارد رسوب کلسیم و رشد استخوان به حدی زیاد است که وجب انسداد مجرایی که سیستم اعصاب بدن از آن ها عبور می کند، می شود.
پدرام یادآور شد: شیوع بیماری استئوپتروزیس به طور تقریبی یک نفر به ازای هر 200 هزار نفر است بنابرین عارضه ای نادر محسوب می شود.
وی بیان کرد: در برخی موارد نوزاد ستم ایمنی این گروه از افراد می شود مبتلایان به این عارضه خیلی زود جان خود را از دست می دهند.
پدرام با اشاره به اینکه تنگ شدن کانال عصبی سیستم مغز استخوان در بیماری استئوپتروزیس گاهی سبب ناشنوایی افراد می شود، توصیه کرد: بهترین درمان این بیماری داروی "گاما اینترفرون" است که منجر به افزایش سیستم ایمنی بدن می شود.همچنین در مواردی که افراد مبتلا به این عارضه با شکستگی مواجه می شوند استفاده از داروی استئومیلیت برای بهبودی آن ها مفید است.
انتهای پیام/ج

به گزارش شبنم ها به نقل از باشگاه خبرنگاران ،
حسین فلاح جوشقانی گفت: با آغاز اجرای طرح ساماندهی سیمکارت های با هویت نامشخص و یا ناقص، از دو سال گذشته احراز هویت اطلاعات دارندگان سیمکارت در سامانه اپراتورهای تلفن همراه آغاز شده است.
وی با اشاره به اینکه تمدید مهلت تکمیل اطلاعات هویتی به منظور رفاه حال مشترکان بوده افزود: در حال حاضر اطلاعات مربوط به حدود پنج میلیون مشترک در اپراتورهای تلفن همراه ناقص است که این مشترکان تا پایان دی ماه فرصت دارند برای تکمیل اطلاعات خود اقدام کنند.
معاون نظارت و اعمال مقررات رگولاتوری با تاکید بر اینکه اپراتورها موظفند اطلاعرسانی لازم را برای تکمیل اطلاعات مشترکانشان انجام دهند، افزود: مشترکان پس از دریافت پیامک از سوی اپراتورها باید برای تکمیل اطلاعات هویتی خود سریعاً اقدام کنند، در غیر اینصورت ابتدا خط مشترک به حالت یک طرفه درآمده و پس از مدت کوتاهی ارتباط مشترک قطع خواهد شد.
به منظور اطلاع از وضعیت تعداد سیمکارتهای به نام مشترک در هر اپراتور، از ابتدای سال ۹۵ سامانه استعلام تعداد خطوط مشترکان تلفن سیار راهاندازی شده است که مشترکان میتوانند با مراجعه به سایت رگولاتوری به آدرس www.cra.ir در بخش خدمات الکترونیک و یا نشانی www.mobilecount.ir و یا ارسال کد ملی خود به سرشماره ۳۰۰۰۵۰۴۹۰۱ از تعداد سیمکارتهایی که با کد ملی آنها ثبت شده مطلع شوند.
فلاح همچنین اشاره کرد: در حال حاضر این امکان فراهم شده است که در صورت فعال شدن هر سیمکارت جدید به نام مشترکان تلفن همراه، پیامک اطلاعرسانی با سرشماره CRA.IR به تمامی سیمکارتهای فعال آن مشترک ارسال شود.
انتهای پیام/ج