
به گزارش شبنم همدان به نقل از ایسنا : پروین هدایتی با اشاره به آماده نبودن کشور برای جذب تعداد زیاد نیروی آماده اظهارکرد: موج جمعیتی که در دهههای گذشته ایجاد شده بود اکنون متقاضی کار است. این مسئله باعث ایجاد تورم در جامعه در حوزه عرضه نیروی کار شده است.
وی با اشاره به نرخ بالای رشد جمعیت کشور در دهه 50 و 60 گفت: این رشد سریع، ساختار جمعیتی کشورمان را متحول کرد. جمعیت ایران در این هرم سنی به گونهای شکل گرفت که در هر دوره بخشهای مختلفی از جامعه را تحت تاثیر خود قرار داد.
معاون سرمایههای اجتماعی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در دولت دهم افزود: امروز با گذشت سه دهه از آن پدیده موج جمعیتی که بخشهایی مانند آموزش و پرورش و آموزش عالی را تحت تاثیر قرار داده بود و باعث تحولات غیرمنتظرهای در حوزههای اجتماعی و فرهنگی شده بود، با نیروی کار زیادی مواجه هستیم. در حال حاضر این عرصه با توجه به محدودیتهایی که در زمینه تقاضا برای نیروی کار وجود دارد، باعث شده مقوله بیکاری به عنوان یکی از معضلات کشورمان مطرح باشد.
هدایتی که در رادیو صحبت میکرد، گفت: اهمیت موضوع بیکاری و تبعات اقتصادی و اجتماعی آن باعث شده است، موضوع اشتغال و مبارزه با بیکاری در کانون توجه برنامههای مختلف اقتصادی کشورمان قرار بگیرد. گذشته از عرضه بیش از توان نیروی کار جوان، یکی دیگر از دلایل بیکاری زیاد، ناشی از رشد کمتر تقاضا برای نیروی کار است که این مسئله به دلایل مختلف از جمله مشکلات ساختاری و نبود سرمایه گذاری کافی مربوط است.
انتهای پیام/ص

اگر شهروند یکی از شهرهای بزرگ کشور باشید، در طول ماه چند بار با چنین صحنههایی برخورد میکنید؛ صحنه یک درگیری تمام عیار که نمونهاش را باید در فیلمهای سینمایی ببینیم و مدتهاست اکران هر روزه خیابانهای شهرمان هستند؛ صحنهای که بازیگرانش هر کسی میتواند باشد. هرکدام از شهروندان این شهر، از راننده تاکسیها گرفته تا مسافرها،از مغازهدارها گرفته تا مشتریها، از خانمهای خانهدار گرفته تا دانشآموزان دبیرستانی، میتوانند یک طرف این درگیری باشند؛ جدالی خیابانی که بهانه برایش زیاد است؛ از جای پارک اتومبیل گرفته تا کرایه تاکسی. از گرانفروشی میوه گرفته تا رعایت نکردن نوبت در صف نانوایی؛ بهانههای ریز و درشتی که وقتی کنار هم قرار میگیرند، آتش نزاعهای خیابانی را در اجتماع روشن نگه میدارند. از این نزاعهای خیابانی اما نمیتوان براحتی گذشت، مخصوصا وقتی پای خیلیها بهواسطه همین درگیریها به پزشکی قانونی باز میشود و روی پرونده عده زیادی، مُهر نزاع خیابانی میخورد. آن وقت دنیای آمارها پر میشود از عدد و رقمهایی که هرکدام یک نشانهاند از بالارفتن سطح خشونت میان افراد جامعه؛ نشانههایی مانند صدرنشینی تهرانیها در نزاع و درگیری در کشور؛ این رتبه اول اما مایه افتخار هیچ پایتختنشینی نیست؛ رتبهای که از آمار بالای درگیری و نزاع حکایت دارد؛ آماری که مسعود قادی پاشا، مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران با اشاره به آن تاکید میکند: تهران صدرنشین نزاع و درگیری در کشور است.
قادی پاشا ادامه میدهد: همین عامل، سبب مراجعه شهروندان تهرانی به پزشکی قانونی شده است.
به این آمار اگر گفتههای دکتر احمد شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور را هم اضافه کنیم؛ یعنی آمار روزانه حدود هزار تا 1500 نزاع خیابانی در کشور، میتوانیم به پیامی برسیم که از لابهلای آمارها خودش را به ما نشان میدهد؛ پیامی واضح و روشن: اینکه مردم ما با مهارتهای کنترل خشم آشنا نیستند. همین ناآشنایی باعث میشود در هر ساعتی از شبانهروز و با هر بهانهای، آتش درگیری بین آنها روشن شود و پسلرزههای این زد و خورد بدنی یا درگیری لفظی تا چند روز با آنها باشد و روزشان را خراب کند.
همین بهانه کافی است تا این موضوع را با کارشناسان مختلف در میان بگذاریم؛ کارشناسانی که متفقالقول معتقدند، آستانه تحمل مردم پایین آمده و مهارتهای کنترل خشم را باید به آنها آموخت.
ناتوانی در کنترل خشم؛ عامل محرک ایجاد درگیری
برای وقوع نزاعهای خیابانی و درگیریهای کوچک و بزرگی که هر روز در گوشه و کنار شهر رخ میدهد، میتوان دلایل مختلفی پیدا کرد، اما سررشته بسیاری از این درگیریها را که بگیرید، به ناتوانی طرفین دعوا در کنترل خشم میرسید؛ موضوعی که وقتی در فضای جامعه و مقابل چشم مردم رخ میدهد، تبعات منفی زیادی به دنبال خواهد داشت. جعفر بای، رئیس سابق اداره اجتماعی حوزه پیشگیری قوه قضاییه و آسیبشناس اجتماعی در این باره به جامجم میگوید: ناتوانی افراد جامعه در کنترل خشم خود، یکی از عوامل اصلی و در حقیقت، عامل محرک ایجاد درگیری است. همین عامل باعث میشود، آستانه تحمل خیلیها پایین بیاید و با بهانههای ساده، دست به یقه شوند و زد و خوردی خونین را رقم بزنند که البته گاه همین درگیریهای ساده به جنایت منجر شده است.
این پژوهشگر اجتماعی ادامه میدهد: اگر روی این جنایتها تامل بیشتری داشته باشیم، به این نتیجه میرسیم که هیچ کدام با برنامهریزی و تفکر صورت نگرفته است. در بسیاری موارد طرفین حتی همدیگر را نمیشناختهاند، اما با فوران خشمی ناگهانی، دست به عملی زدهاند که پشیمانیاش سالها با آنها خواهد ماند.
بای با تاکید بر ضرورت کنترل خشم میگوید: خشمی پنهان درون بسیاری از شهروندان ما نهفته است، خشمی که ممکن است هزاران دلیل داشته باشد و این خشم وقتی کنترل نمیشود، ناگهان در یک موقعیت تنش زا، فوران میکند و به درگیری بزرگ میانجامد.
این استاد دانشگاه، نهاد خانواده را به عنوان یکی از نهادهای موثر در آموزش کنترل خشم معرفی میکند و میگوید: در جامعه امروزی، ما با بحرانی به نام خانوادههای ناپایدار مواجه هستیم و همین موضوع باعث میشود، آسیبهای فراوانی به اعضای خانواده برسد.
بای در توضیح بیشتر میگوید: نهاد خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی در معرض مشکلات مختلفی است؛ از مشکلات اقتصادی همانند وضع مسکن و شغل گرفته تا مشکلات و آسیبهای اجتماعی دیگر. نقص در فرآیند جامعهپذیری اعضای خانواده به مرور باعث ایجاد نابهنجاری و کجرفتاری در آنها میشود. اختلالهای کوچک و بزرگی که در جریان جامعهپذیری در نهاد خانواده برای اعضای آن رخ میدهد، سالهای بعد میتواند در اشکال مختلف بروز پیدا کند؛ حتی به صورت رفتارهای مجرمانه.
این آسیبشناس با تاکید بر ضرورت آموزش مهارتهای زندگی از جمله کنترل خشم در نهاد خانواده میگوید: درصورتی که نهادهای تربیتی مانند خانواده به رسالت خود عمل کنند و نهادهای دیگر همانند آموزش و پرورش و دانشگاه نیز با این نهاد همراه باشند، میتوانیم بگوییم افرادی سالم پا به جامعه خواهند گذاشت؛ افرادی که مهارتهای زندگی کردن در میان جمع را آموختهاند.
خشم از کجا میآید؟
صورتی برافروخته، ابروهایی گره خورده و قلبی که تند میزند؛ سررشته این نشانههای آشنا را که بگیرید، به یک نتیجه میرسید؛ اینکه فرد مقابل شما شدیدا خشمگین و عصبانی است؛ احساسی که منجر به بروز رفتارهایی ناخوشایند در او شده است. دکتر علیرضا شوقی، روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه دراین باره به جامجم میگوید: خشم، یکی از حسهایی است که در وجود همه ما دیده میشود و درحقیقت، واکنش طبیعی انسان به قرار گرفتنش در شرایط نامساعد است و همه انسانها هم آن را تجربه میکنند. فقط شدت این احساس متفاوت است و در یک سر این طیف، ما آزردگی اندک را میبینیم و در سر دیگرش، غضب شدید را و به همین نسبت، تبعات مختلفی به دنبال دارد.
این روانشناس اجتماعی، خشم را با سیل مقایسه میکند و میگوید: همانطور که همه ما پذیرفتهایم سیل یک پدیده طبیعی اما آسیبزاست، درباره خشم هم به همین نتیجه میرسیم چرا که خشم هم یک احساس طبیعی و ذاتی است و مثل هر احساس دیگری مانند غم، شادی و ترس در همه انسانها وجود دارد، اما نکته اینجاست که انسانها همان گونه که سعی میکنند سیل را کنترل کنند و از آسیبهایش بر زندگیشان بکاهند، باید یاد بگیرند خشمشان را هم کنترل کنند.
شوقی ادامه میدهد: با اینکه همه ما قبول داریم خشم یک احساس طبیعی است، اما نکته اینجاست که میتوان این احساس طبیعی را کنترل کرد. درحقیقت، نحوه ابراز خشم و عصبانیت در انسانهای مختلف متفاوت است و این بخش یعنی نحوه ابراز عصبانیت، معمولاً یادگرفتنی است؛ مثلا اگر فردی در محیط یا خانوادهای بزرگ شده باشد که در آن، پدر و مادر خشمشان را به شکلهای مختلف مانند داد و فریاد، ناسزا، مشت کوبیدن به در و دیوار، شکستن وسایل خانه و درگیری فیزیکی با دیگران، نشان میدهند، بچهها نیز این نحوه ابراز خشم را یاد میگیرند. آنها بهواسطه همین رفتارها یاد میگیرند که به همان شیوه خشمشان را خالی کنند.
این استاد دانشگاه میافزاید: در مواجهه با خشم سه شکل رفتار وجود دارد؛ ابراز خشم، سرکوب خشم و حفظ آرامش و کنترل خشم. در ابراز خشم، همانطور که همه جا مشاهده میکنیم، افراد با عصبانیت زیاد در هر موقعیتی خشمشان را خالی میکنند؛ موضوعی که میتواند سرمنشأ نزاعهای خانوادگی و خیابانی باشد. در بحث سرکوب خشم، افراد خشمشان را بروز نمیدهند اما این خشم را درونشان حبس میکنند و همین موضوع از درون به آنها آسیب میزند و باعث ایجاد آسیبهای جسمی و روانی متعدد میشود. در بحث کنترل خشم و حفظ آرامش هم، افراد یادگرفتهاند که واکنشی مناسب به موقعیت تنشزایی نشان دهند که در آن قرار دارند ، یعنی با واکنشهای درونی و بیرونی مناسب، رفتارشان را در جهت مطلوب کنترل کنند.
انتهای پیام/ص

به گزارش شبنم همدان ، خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی پلیس نوشت : پژمان قویمی از دستگیری یک سارق کارتهای بانکی افرادد سالخورده خبر داد و اظهار کرد: این فرد با حضور در کنار دستگاههای خودپرداز بانک به ظاهر به قصد کمک به افراد سالخورده و بیسواد که توان دریافت پول از طریق کارت عابر بانک را نداشتند، وارد کار میشد، اما با ترفندی از این افراد سرقت میکرد.
وی اضافه کرد: این جوان پس از دریافت کارت عابربانک و رمز آن وجه نقدی را برای متقاضی از دستگاه خودپرداز برداشت میکرد سپس در یک فرصت کارت را تعویض و کارت عابربانک دیگری به شخص تحویل میداد.
فرمانده انتظامی شهرستان همدان بیان کرد: با توجه به اینکه سارق کارت عابر بانک و رمز را داشت اقدام به تخلیه حساب و یا خرید با استفاده از کارت سرقتی میکرد.
وی اظهار کرد: پس از شکایت تعدادی از شهروندان مبنی بر سرقت، این فرد با یک عملیات پلیسی شناسایی و دستگیر شد.
انتهای پیام/ص

به گزارش شبنم همدان به نقل از خبرگزاری تسنیم : مسعود حبیبی – رئیس سازمان جوانان هلال احمر اظهار داشت: مهربانی، فداکاری، دوست داشتن دیگران و کمک به یکدیگر، موضوعات این جشنواره است.
وی با اشاره به اینکه جشنواره قصه گویی با هدف ترویج و تحکیم فرهنگ رفتار مهربانانه و نوع دوستانه میان کودکان برگزار می شود، ادامه داد: همه مربیان مهدهای کودک و مراکز پیش دبستانی که دارای کانون غنچههای هلال هستند می توانند در این جشنواره شرکت کنند.
رئیس سازمان جوانان تصریح کرد: حداکثر زمان ارائه هر قصه ۱۰ دقیقه است که خلاقیت و نوآوری در شیوه ارائه مورد توجه قرار خواهد گرفت و همچنین لباس، گریم، شخصیت و تیپ سازی قصه گو نیز در داوریها، حائز امتیاز است.
براساس این فراخوان، علاقمندان می توانند تا ۵ بهمن ماه با تکمیل فرم شرکت در جشنواره (فرمت آن در کانال تلگرامی جشنواره موجود است) و ارسال آن به آدرس پست الکترونیکی دبیرخانه و یا ادمین کانال برای حضور در این جشنواره اقدام کنند.
همچنین بایستی فیلمهای قصه گویی تا ۱۵ بهمن در قالب لوح فشرده به آدرس پستی دبیرخانه و یا ارسال از طریق نرم افزارتلگرام به آدرس ادمین کانال و یا ارسال از طریق ایمیل به پست الکترونیکی دبیرخانه ارسال گردد.
فرمتهای تصویر نیز به صورت MPEG ،MOV ،MP4 یا AVI با اندازه تصویر حداقل ۶۴۰ در ۳۲۰ PIXEL باشد.
شرکت کنندگان توجه داشته باشند که منظور از فیلم اجرا، تصویربرداری حرفه ای نیست بلکه با گوشی همراه نیز میتوانید قصه گویی خود را ضبط کنید.
به گزارش هلال احمر – تا تاریخ ۲۵ بهمن ماه، فیلم ها بازبینی و شرکت کنندگان راه یافته به جشنواره مشخص خواهند شد. مراسم اختتامیه نیز طی روزهای ۳ تا ۵ اسفندماه با حضور منتخبین و شرکت کنندگان راه یافته به جشنواره برگزار میشود.
در این مراسم به همه راه یافتگان به جشنواره لوح یادمان اهدا میشود. نفرات اول تا سوم نیز هر کدام به ترتیب تندیس جشنواره، دپیلم افتخار و ۳۰ میلیون ریال جایزه نقدی، تندیس جشنواره، لوح تقدیر و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی و تندیس جشنواره، لوح تقدیر و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی دریافت خواهند کرد. همچنین آثار برتر با ضبط استودیویی تولید و در سطح کشور منتشر میشود.
انتهای پیام/


به گزارش شبنم همدان به نقل از جام جم : دکتر سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاری ایران، پدیده خودزنی در میان دانش آموزان را از چند جهت مورد بررسی قرار داد و گفت:این پدیده معلول عوامل متعددی است ازجمله یکی از دلایل آن ابراز وجود و دیده شدن در جامعه و یا خانواده است. از سوی دیگر یادگیری اجتماعی و مشاهده آن در میان همکلاسی ها بدون توجه به عواقب آن در گسترش این پدیده موثر است.
وی با اشاره به اینکه چنانچه شاخص های روانی واجتماعی در جامعه ای بالاباشد مسلما این نوع رفتارها کمتر بروز می کند ، افزود:باید روی این بخش یعنی سلامت اجتماعی جامعه سرمایه گذاری کرد موضوعی که تا به حال به آن توجهی نشده است این درحالی است که وزارت بهداشت بارها اعلام کرده که حدود 23 درصد مردم کشور حداقل از یک نوع اختلال روحی وروانی رنج می برند.
این جامعه شناس درادامه بررسی این پدیده و نقش آموزش وپرورش در بروز آن گفت: وقتی ما نتوانیم خواسته های خود را بیان کنیم و به عبارتی خود را معرفی کنیم نتیجه آن بروز چنین رفتارهایی است که می بینیم.شاید بسیاری این معضل را ناشی از سیستم نادرست نظام آموزشی کشور می دانند در حالیکه من معتقدم مدرسه همچنان یکی از محیط های اجتماعی مورد وثوق است و نباید برخی از این رفتارها را نتیجه سیاست های غلط مدرسه و آموزش وپرورش دانست.زیرا یک دانش آموز از بیرون و از میان خانواده وارد مدرسه می شود درنتیجه بسیاری از این عوامل بروز خشونت از خارج به درون مدرسه راه پیدا می کند. البته منکر این قضیه نیز نیستم که محیط سالم مدرسه می تواند بهترین بستر برای ارتقای شاخص های روانی و اجتماعی دانش آموز باشد.ولی همه مشکلات را نباید به مدرسه ربط داد.
موسوی نبود نشاط اجتماعی را از دلایل دیگر دانست و افزود:در هر جامعه ای پویایی و سرزندگی بیشتر باشد مشکلات اجتماعی آن جامعه نیز کمتر است. همچنین مدارس نیز باید نشاط را به دانش آموزان تزریق کنند هرچقدر مدارس شادی گریز باشند گرایش دانش آموزان به خشونت وخود آزاری بیشتر می شود.
به اعتقاد رییس انجمن مددکاری ایران ،همیشه برنامه های ما از آسیب های اجتماعی عقب تر است زیرا نظام رصد و آینده نگری مسائل اجتماعی را در جامعه مان جدی نگرفته ایم.این اتفاقات زنگ خطری برای جامعه است و چاره ای نداریم که با نگاه به آینده و رصد موضوعات مختلف درصدد رفع و راه چاره آن باشیم.
وی تاکید کرد:آموزش های ما باید جلوتر از دانش آموزان باشد باید اطلاعات درست ،مفید ،کافی ودرحد درکشان با استفاده از روشهای مناسب وجذاب را به این افراد منتقل کنیم و بدون شک اگر این اطلاعات درست وبه موقع ارائه شود کمتر به دلیل جهل ونادانی وفقدان مدیریت دچار مشکل خواهیم شد.
نشانه خشم وخشونت
سوسن رضوی روانشناس بالینی نیز در گفت وگو با جام جم آنلاین در خصوص پدیده خودآزاری در میان دانش آموزان دختر گفت:چنین رفتاری مسلما نشانه خشونت و خشم است لذا باید ببینیم چه چیزی دانش آموزان ما را خشمگین کرده است آیا شکاف میان دانش آموز و خانواده و یا شکاف میان او ومدرسه و حتی جامعه سبب بروز این خشم شده است؟
وی افزود:این پدیده به تنهایی یک بیماری است ولی وقتی در میان جمعی شیوع پیدا می کند دیگر بیماری نیست بلکه حاوی پیامی است که در جایی حال در نظام آموزشی یا جامعه و یا خانواده مشکلی وجود دارد.در واقع یک علامت است .علامتی که باید آن را جدی گرفت.
رضوی درهمین حال مشکل را تنها مربوط به نظام آموزش وپرورش ندانست و گفت:کل اجتماع ما در این میان مقصرند و در واقع دوره جوانی ونوجوانی را نادیده گرفته اند. وحاضر نیستند برای آن هزینه ای کنند.
این روانشناس ارتباط خوب خانواده با فرزندانشان و باز کردن باب گفت وگو و ایجاد رابطه منطقی را در جلوگیری از بروز چنین پدیده هایی موثر دانست.
انتهای پیام/ص


به گزارش شبنم همدان به نقل از نیک صالحی : آدم ها را با بچه های شان بهتر می شود شناخت. از تربیتی که شده اند و حر ف هایی که می زنند می توان اتمسفر داخل خانه شان را حدس زد. حالا هم نوبت مهران مدیری است تا او را با پسرش فرهاد بشناسیم. فرهاد که این روزها موزیسین شده و حتی موسیقی کارهای پدر را هم می سازد و انتخاب می کند، حرف هایی درباره خلق و خوی پدرش و حتی کارهایی که مادرش انجام می دهد. این حرف ها برای زمانی است که او تازه داشت ریش و سبیل در می آورد و گواهینامه هم نداشت. با بازخوانی صحبت های او کمی بیشتر از خانه و تبار مدیری ها سر در آوردیم و شما را هم در لذت آن شریک می کنیم.
اردیبهشتی مستقل
فرهاد مدیری متولد ۱۸ اردیبهشت ۱۳۷۰۰ است. او در هنرستان موسیقی درس خوانده و برای ادامه تحصیل به خارج از ایران رفته است. نه در فرم لباس پوشیدن فرهاد اثری از بچه های هنری است و نه در مرتب کردن چهره اش؛ البته همه اینها را خودش انتخاب کرده و پدرش نقشی در انتخاب این فرم لباس پوشیدنش ندارد؛ حتی می تواند بخندد و تعریف کند که ریش فراوانی داشته و برای آمدن سر گفت و گو آنها را اصلاح کرده چون نمی خواسته عکسش با آن ریش های بلند چاپ شود!
همسر مهران مدیری چه می کند
همسر مهران مدیری و مادر فرهاد و شهرزاد رشته اش هنری بوده و ادبیات. او خانه دار است و برای خودش می نویسد و هیچ وقت دغدغه انتشار نوشته هایش را نداشته. اسم فرهاد را هم مادرش انتخاب کرده و بعد از آن مهران مدیری زیاد از این اسم در شخصیت های تلویزیونی اش استفاده کرده است.
شوخ طبعی ارثی
او شوخ طبعی را هم از پدرش به ارث برده؛ اگر چه آن روزها کمتر امکان بروز این توانایی را پیدا می کرد و می گفت:«همه می گویند پدرم آدم شلوغی است من به خاطر شرایط خانوادگی ام نمی توانستم این طور باشم»
البته آنقدر با هوش بود که گزک دست کسی ندهد و بگوید حضور پدرش همیشه به نفعش تمام می شود و هیچ وقت با او مشکلی نداشته است. به همین خاطر هم بود که گفت:«به فامیلی مدیری افتخار می کند، هر چند سختی های زیادی دارد.»
بیلیاردبازی با پدر
وقتی فرهاد مدیری را ببینید قد بلند او سریع توجه شما را جلب می کند. بیخود نبود که پدر در اجرای جشنواره فجر پشت تریبون گفت:«قد و بالات رو قربون» همه فکر می کردند بسکتبالیست است اما خودش می گفت :« اهل بسکتبال نیستم و تنها سه ماه رفتم» و با خنده ادامه داد:«اثرش را گذاشته از بس که قدم بلند است. اما اهل ورزش های رزمی هستم و اهل دفاع شخصی. با پدر هم بیلیارد بازی می کنم. بیلیارد پدر از من بهتر است و همیشه مرا می برد» فرهاد اهل شنا هم بود. می گفت پدرش برای کوهنوردی یا ورزش های دیگر هم وقت ندارد. بیشتر اهل نرمش است و اهل سینما رفتن هم نیست. در سال های اخیر تنها یک بار با هم به سینما رفته اند ولی کنسرت زیاد می رفتند.
بازی برای پدر
فرهاد تنها یک بار جلوی دوربین رفته است، در برنامه جنگ ۷۷. در آن نقش بچگی پدرش را بازی می کند؛ از بس به هم شبیه هستند و این را همه می گویند. در پشت صحنه برنامه های پدرش زیاد چرخیده ولی با این وجود علاقه چندانی به بازیگری ندارد.
واقعیت این است که همیشه از زیان بازیگرها درباره حاشیه ها شنیده ایم خودمان هم نمی دانستیم وقتی فرهاد مدیری می گفت که در آرزوهای دور و دراز هنری اش جایی برای بازیگری وجود ندارد به خاطر حاشیه هاست یا اصولا علاقه ای به این محیط و فضا ندارد اما می تواند بگوید:«همه خانواده مجبورند این حاشیه ها را تحمل کنند . هر کدام به اندازه خودشان. مسلما مادرم به این خاطر که پدر صدر است فشار بیشتری را تحمل می کند. اما این بار روی همه خانواده هست.»
بنابراین گزارش؛ فرهاد مدیری با اینکه علاقه ای به بازیگری نداشت ولی هدف فیلمسازی داشت. البته اهل سریال سازی نیست وحضور در سینما را ترجیح می دهد. در آن روزها استارت ساختن فیلم کوتاه را هم زده بود. به خاطر هنری بودن رشته اش در مدرسه ویک عمر زندگی دریک خانواده هنری درباره سریال های پدرش هم صحبت می کند. تا آن زمان به نظر فرهاد مدیری سریال مرد هزار چهره بهترین سریال پدرش بود. شاید هنوز هم باشد. به خاطر کارگردانی، ایده و بازی بازیگرها و… و بین سریال ها هیچ علاقه ای به «جایزه بزرگ» نداشت.
آزادی به مقدار لازم اما مشروط
مشکل رفت و آمد در خانه شان وجود نداشت. فرهاد حتی ممکن است تا ساعت سه، چهار صبح بیرون باشد اما حتما خانواده اش می دانند که کجاست و چه کار می کند. اما پدر این طور نیست؛ یعنی گاهی پیش می آید که خانواده ندانند او کجاست و چه می کند.
مهران مدیری برای فرهاد و شهرزاد کادو هم خوب می خرد. به نظر می رسد حواسش به روز تولد بچه هایش هست ولی آخرین کادویی که تا آن زمان به پسرش داده، پول بوده فرهاد خندید و گفت :«نقدی حساب کرد» اما کادوی برعکس هم وجود دارد. پسر برای پدر معمولا کتاب و سی دی می خرد و وقتی روی قیمت ها اصرار می کردیم و می خواستیم بودجه پول توجیبی اش را حدس بزنیم، می گفت:«معمولی. پسر بیل گیتس که نیستم!»
موسیقی در خانه مدیری ها
ساز تخصصی فرهاد پیانوست ولی سازهای دیگر را هم امتحان کرده است که گاه برای پدرش هم ساز می زند تا او بخواند؛ البته این در صورتی است که وقت برای آوز خوانی وجود داشته باشد که معمولا این طور نمی شود. معمولا پدر در خانه نیست و سرکار است یا آنکه در مرحله پیش تولید سریال هایش قرار دارد. فرهاد در ادامه حرف هایش درباره موسیقی می گفت:«بابا استعداد بی نظیری در موسیقی دارد.»
مهران مدیری به طور حرفه ای ساز نمی زند. یک مدت ساز ضربی می زده و یک مدت گیتار و پیانو. با وجود اینکه پدرش صدای خوبی دارد ولی فرهاد خاطره ای از لالایی پدر ندارد. گهگاه شنیدن صدای پدر که برای خودش آوازی زمزمه می کند، حال او را خوب می کند.
بیوگرافی مهران مدیری
مهران مدیری در سال ۱۳۴۶ در میدان بروجردی در سر آسیاب دولاب منطقه ای در جنوب تهران از والدین اراکی به دنیا آمد. او کارگردان، بازیگر و خوانندهٔ ایرانی است. او سه برادر بزرگتر از خودش و دو فرزند به نام های فرهاد و شهرزاد دارد. دیپلمه است و دانشگاه را نیمه کاره رها کرد. از جمله مجموعه های تلویزیونی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می توان از ساعت خوش، پاورچین، نقطه چین، شب های برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره، مرد ۲ هزار چهره و قهوه تلخ و قلب یخی و سریال خانگی ویلای من نام برد. از سن شانزده سالگی با تئاتر آشنا شد. در سال ١٣٦٨ وارد رادیو شد و در داستان شب به مدت شش سال به گویندگی پرداخت. در سال ۱۳۷۲، به همراه داریوش کاردان اولین برنامه طنز خود را برای نوروز ساخت. آغاز شهرت مدیری از سال ۱۳۷۲ بود که در مجموعهٔ طنز نوروز ۷۲ بازی کرد. از سال ۱۳۸۹ مدیری سریال قهوهٔ تلخ را تولید و از طریق شبکه توزیع خانگی پخش کرد.
کودکی مهران مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود. دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد. دوست داشت در آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند اسم هایشان را حفظ کند و عکس هایشان را نگاه کند. یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای، این اسمش چیست؟ مدیری بلافاصله می گوید: فلسفه هگل، و تعجب می کند که مهران چطور اسم چنین کتابی را توانسته است ادا کند. مدیری در ادامه به او می گوید اینکه چیزی نیست تازه من می دانم که چه چیزی توی آن نوشته شده و شروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش مانده بود را برایش تعریف کردن.
او در ریاضیات همیشه خنگ بود. مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند. یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالا در این درس نگرفت! در درس هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر، فیزیک و غیره، هیچ وقت موفق نبود. مدیری از ریاضی متنفر بود. به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است.
جوایز و افتخارات
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همیشه پای یک زن در میان است – ۱۳۸۶
تندیس حافظ بهترین بازیگر مرد کمدی تلویزیون برای مجموعه های مرد دو هزار چهره و قهوه تلخ – ۱۳۹۰
دکترای افتخاری دانشگاه لیبرتی آمریکا
دانشگاه لیبرتی آمریکا (American Liberty University) به پاس انجام فعالیت های هنری و انسانی، به مهران مدیری مدرک دکترای افتخاری اهدا کرد. مراسم اهدای دکترا به مدیری در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۰ (۱۲ ژوئن ۲۰۱۱۱) در دانشگاه لیبرتی واقع در لس آنجلس برگزار شد که مهران مدیری به دلیل ضبط ادامه مجموعه قهوه تلخ نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. در این مراسم، دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری رساند.
مهران مدیری و کارهایش همیشه در این سال ها حامیان فراوانی داشته. از مرحوم کیومرث صابری فومنی که حدود یک دهه قبل مدیری و همکارانش را دعوت کرده بود به موسسه گل آقا و تقدیر ویژه ای از او به عمل آورده بود تا سال ها قبل که کیومرث پوراحمد یادداشتی مفصل در تحسین برنامه های مدیری در ماهنامه فیلم نوشته بود. سال گذشته نیز عزت الله انتظامی به پشت صحنه قهوه تلخ رفت و به اظهارنظر درباره کارهای مدیری پرداخت.
ناگفته های زندگی مهران مدیری
فلسفه هگل
کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود. دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد. دوست داشت در آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند اسم هایشان را حفظک ند و عکس هایشان را نگاه کند. یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای، این اسمش چیست؟ مدیری بلافاصله می گوید: فلسفه هگل، و تعجب می کند که مهران چطور اسم چنین کتابی را توانسته است ادا کند. مدیری در ادامه به او می گوید اینکه چیزی نیست تازه من می دانم که چه چیزی توی آن نوشته شده و شروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش مانده بود را برایش تعریف کردن.
در ریاضیات همیشه خنگ بود
در ریاضیات همیشه خنگ بود. مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند. یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالا در این درس نگرفت! در درس هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر، فیزیک و غیره، هیچ وقت موفق نبود. مدیری از ریاضی متنفر بود. به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است.
ماجرای بازی در فیلم های کیمیایی
همین چند وقت پیش خبری منتشر شد که مهران مدیری قرار بوده در فیلم جرم کیمیایی بازی کند.
پولاد کیمیایی در مصاحبه با ماهنامه صنعت سینما گفته که قرار بوده نقشی را که حامد بهداد در فیلم «جرم» کیمیایی ایفا کرده، مهران مدیری بازی کند. پسر کیمیایی دلیل بازی نکردن مدیری در این فیلم را درگیر بودن این بازیگر و کارگردان در پروژه های شخصی اش مثل قهوه تلخ عنوان کرده است. اما بد نیست بدانید که بعد از ساعت خوش و بعد از کنار رفتن از تلویزیون چندین کار خوب سینمایی به مدیری پیشنهاد می شود. قرار بود ضیافت را مدیری بازی کند تا پای کلید زدن هم رفتند؛ روز آغاز آمدند و گفتند فلانی نباشد. سر فیلم سلطان هم عین همین اتفاق افتاد. خیلی کارهای خوب سینمایی و تئاتر را در آن سه سال و نیم از دست داد و این برایش ضربه بزرگی بود.
وقتی یک شبه صدساله می شوی
حامد بهداد درباره او گفته بود: «چند وقت پیش مهران را دیدم. فهمیدم که مهران سه سال در جبهه جنگیده. من این را نمی دانستم. شگفت زده شدم. نمی دانم این آدم ها برای چه به جبهه رفتند، اما یک دلیل خیلی بزرگ دارند: ایران. یک دلیل بزرگ تر هم مادر است، دفاع از سرزمینمان در حافظه تاریخی ماست، دفاع از مرز و بوم کشورمان و من تازه فهمیدم که یک وجه از وجوه مهران چه چیزی دارد که من ندارم؛ پختگی حاصل از جنگ. او جمله خیلی قشنگی گفت: «وقتی جنگ را ببینی یک شبه صدساله می شوی!» من این حرف را قبول دارم. این حرف را می فهمم».
جوک بگویم؟ محال است!
سال ها قبل و در مصاحبه ای از مدیری سوال شده بود که آقای مدیری در یک جمع می توانید جوک تعریف کنید؟ و مدیری گفته بود: «شوخی می کنید؟ جوک تعریف کنم؟! محال است بتوانم چنین کاری ا نجام دهم. اصلا تا دوره نوجوانی فکر می کردم شاد بودن، آواز خواندن و هر کاری که آدم را سرخوش نشان بدهد کاری است به شدت جلف. به نظرم هیچ چیز بهتر از متانت نبود».
شهرام شکیبا: مدیری مثل چلوکباب کوبیده زعفرانی است
بد نیست بدانید که شهرام شکیبا، طنزپرداز معروف، چندی پیش در یادداشت طنزی درباره مهران مدیری نوشته بود: «درتس است که آبگوشت غذای ملی ماست، اما خیلی ها هستند که آبگوشت دوست ندارند، ولی من تا حالا کسی را ندیده ام که چلوکباب کوبیده را دوست نداشته و شناسنامه ایرانی داشته باشد. چلوکباب کبیده به قدری محبوب است که حتی گیاهخواران هم کباب کوبیده گیاهی درست کرده اند. مهران مدیری در ایران حکم چلوکباب کوبیده زعفرانی را دارد».
هم سید است و هم بچه جنوب شهر
حالا دیگر شاید همه آن گزارش معروف درباره محله قدیم مهران مدیری را خوانده باشند. گزارشی که در آن نوشته شده بود: مهران مدیری هم بچه پایین شهر است و هم سید است و هم مادرش خانم جلسه ای است. هر پنجشنبه اینجا جلسات قرآنی برگزار می شود که مادر مدیری در آنها شرکت می کند.
پدر خیلی خوبی داشت
به گفته همسایه های محله قدیم مهران مدیری، مهران پدر خیلی خوبی داتش که بر اثر سکته از دنیا رفت. مرد متین و موقری بود.
این طور که از حرف های همسایه ها برمی آید، مهران هم به پدرش رفته و از نظر خلق و خو شبیه به اوست. یکی از همسایه ها درباره او می گوید: «مهران خیلی پسر آقایی است؛ پسری تمیز و پاک. من هیچ چیزی از مهران ندیدم. هرکسی که پشت سرش صحبت کرده است که پسر بدی است اشتباه کرده است. او یک پسر ساده و مودب است».
این همسایه در ادامه گفته بود: «ختم پدر مهران مدیری غلغله بود. از همه جا آمده بودند.» او تاکید می کند: «خانواده مهران مدیری همه شان مذهبی هستند، هم از طرف مادر و هم از طرف پدر خیلی مذهبی اند و کلا مومن هستند. همه فامیل هایشان را که در مراسم ختم مهران دیده بودم مذهبی بودند. خود خانم مدیری چادر از سرش نمی افتد.»
همه تلخی های مدیری
البته نکته دیگری که درباره آقای مدیری باید یادآوری کرد این است که مهران مدیری برخلاف سریال ها و کارهای طنز تلویزیونی اش همیشه به تولید آثار جدی و حتی تلخ علاقه داشته است. به گزارش برترین ها خود او در مصاحبه با برنامه مثلث شیشه ای گفته بود: «در تئاتر نقش های جدی بازی می کردم از نظر شخصیتی هم آدم طنازی نیستم، بیشتر درون گرا هستم و مسائل جدی برایم جدی تر است. در آینده هم قصد ساخت اثری جدی را دارم». جالب است ( سوسا وب تولز ) بدانید مدیری چند سال پیش در گفت و گویی پیش از ساخت «شب های ببره» اعلام کرده بود: «تمامی کارهای طنزی که ساخته ام پرمخاطب و موفق بوده اند. اما با این حال از عملکرد خودم در زمینه طنزسازی راضی نیستم. طنزسازی به شغل من تبدیل شده است و همه افراد ازجمله تهیه کنندگان، منتقدان و… از من می خواهند که مجموعه طنز بسازم. اصل من چیز دیگری است. دوست دارم روزی برسد که کمدی موردعلاقه خودم را بسازم که در عین خنداندن، تلخی های بسیاری را نمایان سازد».
مصاحبه با مهران مدیری
کجا به دنیا اومدی ؟
میدان بروجردی . سر آسیاب دولاب.
جایی گفته بودی که طعم فقر را چشیدهای ؟
این مورد استثنایی نیست. خیلی از آدمهای همسن و سال من این طعم را چشیدهاند. بافت خانوادهها یا کارگری بود یا کارمندی.
الان نسبت به فقر چه حسی داری ؟
الان تفسیرم با دوران کودکی و نوجوانی فرق دارد.
بعد از نوجوانی همه ما یک دوران بی پولی را طی کردیم. الان هم هر لحظه ممکن است بی پول شویم.
اما این فقر خیلی سینمایی نیست که گاهی پول توی جیبمان نباشد. ولی از آن موقع خیلی از چیزهایی که دوست داشتیم داشته باشیم نداشتیم. خیلی از استعدادها مسیرش عوض میشد. در عین حال کمک میکند به رشد بعضی از استعدادها. مثلا ممکن است داشتن یک ساز برای آدم تبدیل شود به یک آرزوی دست نیافتنی.
کدام بخش از آرزوهایت بخاطر فقر از دست رفت ؟
من در کودکی هیچ وقت آرزوی مشخصی نداشتم.
یعنی هیچ آرزویی نداشتی ؟
چرا. منتها خیلی از نوجوانان هستند که قاطعانه میدانند چه میخواهند. مثلا خیلیها میخواهند خلبان شوند و این را از 12 تا 20 سالگی میگویند. ولی من آرزوی طولانیای نداشتم که به آن نرسیده باشم.
یعنی آرزوهایت زیاد و کوتاه مدت بودند ؟
بله . دمدمی بودم.
مثلا ؟
دوست داشتم زیست شناس شوم. هنوز هم دوست دارم.
تئاتر خواندی؟
بله. ولی از بچگی با کتابهای برادرم که زیست شناسی خوانده بود ورمیرفتم. شاید طولانیترین آرزویم این بود. کارهای تحقیقی درباره زندگی حیوانات. هنوز هم خیلی علاقهمندم. فیلمهای مورد علاقهام فیلمهای مستند است.
الان هم آرزوهای دمدمی داری؟
نه این مساله مربوط به ناپختگیهای دوران نوجوانی است.
چه سالی وارد دانشگاه شدی؟
سال 1365 .
بعد از خدمت سربازی؟
نه قبل از آن.
قبل از آن؟
ماجرای تحصیل من پیچیده است، اصلا واردش نشویم. سربازی، دانشگاه نصفه، بعد سربازی و ...
زمان جنگ جبهه هم بودی؟
بله خیلی جبهه ها بودم. ، مرصاد، حلبچه .
چرا نمیخواهی توضیح بدهی؟
اولا از ساعت هفت صبح سر کار بودم و خیلی خستهام و نمیتوانم تاریخها را بیاد بیاورم. ثانیا، بیوگرافی من نهایتا به چه درد میخورد؟
عصبانی که میشوی چه کار میکنی ؟
آن موقعیت را ترک میکنم . عکس العمل بدی نشان نمیدهم . آن محیط را ترک میکنم . سوار ماشین میشوم و رانندگی میکنم . رانندگی با سرعت زیاد در اتوبانهای تهران آرامم میکند . این دو مورد نقاط ضعف من است . دوست دارم کاری را که به کسی محول میکنم ، آن را به درستی انجام دهد.
در خلوتت چه کار میکنی ؟
مشغول سکوت میشوم . از آن سکوتهایی که شنیده میشود. فکر میکنم . نمیتوانم بگویم به چه چیزی . و مهمتر از همه موسیقی است ، موسیقی کلاسیک با صدای بلند .
سوال آخر کلیشه ای است ! چه بازیگرانی را دوست داری ؟
نمیشود بین دنیرو و دوپاردیو یکی را انتخاب کرد . بازیگران مورد علاقه ام یک لیست بیست نفرهء درجه یک را شامل میشود .
5 تا از این بیست تا را بگو .
رابرت دنیرو ، ژرار دوپاردیو ، آنتونی کوئین ، مریل استریپ ... کلارک گیبل را دوست ندارم ، همفری بوگارت را دوست ندارم ...
فیلمهایی که دوست داری کدامها هستند ؟
م: « هملت » کوزینتسف را چهل دفعه دیدم و ممکن است هشتاد دفعه دیگر هم ببینم . « باراباس » یکی از فیلمهای محبوب من است ، « پاپیون » ، « فیلم کوتاهی درباره عشق » و ... .
انتهای پیام/ص

به گزارش شبنم همدان به نقل از ورزش بانو : بتول مشرف جوادی، نایب رئیس بانوان فدراسیون جانبازان و معلولان با اعلام این خبر به سایت کمیته ملی پارالمپیک گفت: تیم والیبال نشسته بانوان برای شرکت در مسابقات بین قارهای خردادماه به چین اعزام میشود، اما هنوز برای برگزاری اردوهای این تیم تصمیمی نگرفتهایم.
وی درباره برگزاری اردوهای تیم های ملی اظهار داشت: اردوهای تیم های ملی برای شرکت در بازی های پاراآسیایی را در سال جدید برگزار می کنیم اما تلاش می کنیم تا اردوهای آماده سازی والیبال نشسته را امسال برگزار کنیم.
بتول مشرف جوادی درباره رشته هایی که به بازی های پاراآسیایی جاکارتا اعزام می شوند، گفت: در خصوص رشته های اعزامی به بازی های پاراآسیایی جاکارتا تصمیماتی گرفته شده، اما هنوز ابلاغ نشده است. با این حال برخی رشته های بانوان به این مسابقات اعزام می شوند.
وی درباره چهارمین دوره مسابقات قهرمانی کشور بسکتبال با ویلچر اظهار داشت: این مسابقات نسبت به دوره های قبل از کیفیت بالایی برخوردار بود و هر تیمی مجبور بود از سه بازیکن جوان استفاده کند. 21 جوان زیر 25 سال در این مسابقات شرکت کرده بودند و ما بین جوانان مسابقه دوستانه برگزار کردیم تا استعدادیابی کنیم و قرار است گزارش این مسابقات به ما اعلام شود و کارشناسان عملکردشان را بررسی کنند.
نایب رئیس بانوان فدراسیون جانبازان و معلولان در پایان یادآور شد: تلاش می کنیم اردوی سه روزهای را برای این بازیکنان برگزار کنیم تا کارشناسان فنی بازیکنان مستعد را انتخاب کنند.
انتهای پیام/ص