
نام: نرگس
نام خانوادگی : محمدی
تاریخ تولد : 1364/1/9
محل تولد : تهران
تحصیلات : تحصیلکرده رشته پرستاری
-------------------------------------------
نرگس محمدی متولد 9 فروردین 1364 تهران است. فارغالتحصیل رشته پرستاری می باشد.
نرگس فرزند بزرگ خانواده است و یک خواهر و برادر دارد.
خواهر و برادر نرگس محمدی
نرگس محمدی می گوید خانواده من نسبت به بازیگری گارد منفی نداشتند و اتفاقا از حضورم در عرصه هنر استقبال هم می کردند.
نرگس محمدی می گوید مادرم کارمند صدا و سیما بود و با محیط های هنری آشنایی داشت، از طرفی تمام اعضای خانواده ام به فیلم علاقه مند بودند. اما موضوعی که وجود داشت این بود که خانواده ام اصرار داشتند اول درسم تمام شود و بعد به طور جدی وارد عرصه بازیگری شوم که خدا را شکر این اتفاق هم افتاد.
نرگس محمدی و مادرش
نرگس خانم هم می گوید: «مادر، عزیزترین و بهترین نعمتی است که خداوند به بنده هایش مرحمت می کند، برای من هم عزیزترین موجود روی زمین، «مادرم» است که با تمام وجود دوستش دارم...»
نرگس محمدی همانند ستایش در سریال ستایش مهربان و صبور است او عاشق مادرش و بهترین دوست اوست.
همزمان با تحصیل در رشته پرستاری دانشگاه در کلاس های بازیگری «کارنامه» هم شرکت می کرد و از آنجا بود که برای بازی در فیلم «مرگ یک پینوکیو» معرفی شد،نرگس محمدی پس از بازی در این فیلم حدود یک سال در تئاتر به فعالیت خود ادامه داد که در همین مدت موفق شد جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره «ماه» حوزه هنری دریافت کند. نرگس محمدی پس از تجربه ای که در تئاتر کسب کرد به سینما بازگشت و در فیلم هایی چون ریسمان باز، آناهیتا، سوپراستار و اخراجی های 2 بازی کرد.وی با بازی در فیلم سینمایی آناهیتا نشان داد که استعداد خوبی در این زمینه دارد و پخش سریال ستایش نیز زمینه شهرت وی را فراهم کرد.
نرگس محمدی در ستایش 2:
محمدی در این سریال همان نقش ستایش را برعهده دارد منتها میانسالی و چهل سالگی این کاراکتر را.
او درباره سختی های این نقش می گوید: خب اگر قرار بود که در سریال دیگری نقشی با این سن و سال را بازی کنم هرگز نمی پذیرفتم اما ستایش نقش مورد علاقه من است و خودم آن را بازی کردم و با آن آشنا هستم اما قطعا بازی کردن در چنین نقشی سخت است. آخر چهل ساله بودن نه پیری است و نه جوانی. نه می توانی مثل پیرزن ها حرف بزنی نه آنقدر جوانی که پرانرژی باشی. این کار را برای من سخت می کرد و برای همین تصمیم گرفتم در فیزیکم تغییر ایجاد کنم و اضافه وزن داشته باشم.
مصاحبه با نرگس محمدی
می خواهم به عنوان اولین سوال از نخستین تجربه ات در جلوی دوربین برایمان بگویی و این که چطور وارد سینما و تلویزیون شدی ؟!
از دوران دبیرستان دوست داشتم هنر بخوانم که به دلیل یک سری اتفاقات نتوانستم در کنکور هنر شرکت کنم ، رشته تحصیلی ام تجربی بود و بعد از این که دانشگاه قبول شدم به این فکر افتادم که در کلاس های بازیگری شرکت کنم ، در آموزشگاه بازیگری ثبت نام کردم و بعد از پایان دوره به یک کار سینمایی به کارگردانی آقای اربابیان معرفی شدم ، کار خیلی خوبی بود ولی متاسفانه به دلیل یک سری مشکلات اکران نشد ، بعد از آن در حوزه هنری تئاتر کار می کردم و همان سال ها بود که جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را در جشنواره تئاتر گرفتم ، این سال ها برایم تجربیات خوبی به همراه داشت.
یک همزمانی خیلی خوبی هم رخ داده آن هم نخستین فیلم سینمایی ات (آناهیتا) و اولین سریال تلویزیونی ات (ستایش) همزمان به نمایش در می آید.
بله اتفاق خوبی است ولی این اتفاق بعد از سه چهار سال افتاد ، البته من قبل از آناهیتا حدود ۲ سال پیش در فیلم سینمایی «ریسمان باز» بازی کردم و این اولین تصویر من روی پرده نقره ای بود.
از ابتدای ورود به این رشته فکر می کردی که به بازیگری به عنوان یک حرفه و شغل اصلی نگاه کنی ؟!
فکر می کنم خیلی نمی توان به بازیگری به عنوان یک شغل اصلی نگاه کرد ، از اولی که شروع کردم می دانستم که نمی توانم به آن به عنوان یک حرفه درآمدزا نگاه کنم ولی تجربه بازیگری را دوست داشتم و شروع کردم ، بازیگری به عقیده من یک اتفاق است ، اتفاقی که انتخابش خیلی دست خودت نیست ، ممکن است ۲ سال هیچ پیشنهادی نباشد.
اولین حضورت چه در تلویزیون و چه در سینما کنار گروهی از بازیگران چهره و سرشناس بود ، ترسی نداشتی از این که ممکن است کنار این همه ستاره دیده نشوی ؟!
چرا نگرانی ام بابت این قضیه بسیار زیاد بود ، البته این اتفاق برایم خیلی خوشایند بود که در کنار این بازیگران نخستین تجربه ام را آغاز می کنم ، من فکر می کنم این ترس از دوربین خیلی به بی تجربگی و حضور کوتاه مدت ارتباطی نداشته باشد و به نظرم یک بازیگر ۳۰ سال هم که کار کند باز هم در یک فیلم جدید نگرانی حاصل از حضور در مقابل دوربین را خواهد داشت ، این نگرانی در سریال ستایش کمتر شد ، قبل از آن هم ۳ تا تله فیلم برای تلویزیون کار کرده بودم ولی در این کار آنقدر راهنمایی ها و هدایت سعید سلطانی (کارگردان) و همچنین گروه خوب بود که همه چیز برایم شکل عادی و طبیعی پیدا کرد.
می توانی خودت را در یکی دو جمله تعریف کنی ؟!
فکر می کنم آدم حساسی هستم ، شخصیت آرامی دارم و راجع به مسائل خیلی عمیق فکر می کنم.
فکر می کنی نقش هایی که تا امروز به تو پیشنهاد شده و نقش هایی که از این به بعد پیشنهاد می شود چقدر قرار است شبیه خودت باشد ؟!
ستایش را از جهاتی به خودم شبیه می دیدم ، نقش هایی که تا امروز بازی کرده ام خیلی از من دور نبوده چون قطعا باید جزئی از وجودم باشند که بتوانم آنها را بازی کنم ، بیشتر دلم می خواهد نقش هایی را به عهده بگیرم که بخشی از آن را در زندگی خودم تجربه کرده باشم ، به نظرم کار سختی است.
فکر می کنی بر چه اساسی برای نقش ستایش انتخاب شدی ؟!
سال پیش در یکی از اپیزودهای شاید برای شما هم اتفاق بیفتد بازی کردم و توسط کارگردان به آرمان زرین کوب معرفی شدم ، بعد هم که آقای سعید سلطانی من را برای این نقش پذیرفت.
پس از همان اول با گروه ستایش همراه بودی ؟!
نه اتفاقا ، من زمانی وارد این گروه شدم که حدود ۹ ماه بود از تصویربرداری کار گذشته بود ، کمی برایم سخت بود و تا حدودی احساس غریبی می کردم ولی خوشحالم که خیلی زود توانستم با این گروه ارتباط برقرار کنم.
نقش ستایش برایت چه ویژگی هایی داشت ؟!
قصه ستایش مربوط به سال ۶۴ و سال های جنگ است و در این قسمت هایی که تا به حال پخش شده بیشتر خود ستایش و خانواده ها معرفی شده اند ، لحظه لحظه ستایش را دوست داشتم ، تلویزیون را خیلی دوست دارم و همیشه دلم می خواست نقش قابل قبولی داشته باشم – سریال ، داستان خوبی را دنبال می کند و بسیار خوب می تواند ارتباط برقرار کند ، نقش من مربوط به سال ها پیش است و من با کمک آقای سلطانی پیش ذهنیت و تصاویر ذهنی خودم را تا آنجا که امکان داشت به فضای آن سال ها نزدیک کردم ، سعید سلطانی کارگردان بسیار دقیقی است و نگاه ریزبینی به تک تک جزئیات دارد.
بر چه مبنایی نقش هایت را انتخاب می کنی ؟!
خیلی به دنبال این نیستم که زودتر در نظر مخاطب دیده و شناخته شوم ، دلم می خواهد به دنبال نقشی باشم که حرفی برای گفتن داشته باشد ، دوست دارم وقتی چند سال گذشت و من به تماشای سریالی که خودم در آن بازی کرده بودم نشستم ، خیلی شرمنده آن نشوم ، نقشی که در آناهیتا بازی کردم را خیلی دوست دارم حتی اگر تا آخر عمرم هم فرصتی برای تجربه دوباره سینما برایم فراهم نشود آناهیتا را فراموش نمی کنم.
فکر می کنم بازی در سریال «معمای شاه» نخستین تجربه بازی تان در یک مجموعه تاریخی است.
بله و خیلی هم تجربه خوبی بود و دوست داشتم. چون من خیلی بازی در مجموعه های تاریخی مذهبی را دوست ندارم که در آن سوارکاری میکنند.
و نخستین تجربه همکاری تان با محمدرضا ورزی در این سریال شکل گرفت؟
بله و خوشحالم که با این کارگردان هم فرصت همکاریام میسر شد.
بنابراین از حال و هوا و فضای بازی در کارهای تاریخی برایمان بگویید؟
برای من که تجربه خوبی بود. با وجود اینکه بازیگران بسیاری داشت ولی اصلاً اذیت نشدم. چه به لحاظ گریم و چه لباس. چون در کارهای غیرتاریخی که خیلی اذیت می شویم.
منظورتان را دقیقاً توضیح می دهید؟
بله. متأسفانه در کارهای معمول و متداول کمتر طراحی لباس و صحنه انجام میشود. به این دلیل که برخی تهیهکنندگان برای طراحی صحنه و لباس هزینه نمی کنند و بازیگر ناچار است که از لباسهای خودش در کار استفاده کرده و خودش به لوکیشن بیاید و برود. به همین دلیل هم کارهایمان شبیه به هم شده و با این روند مخاطبان را از دست می دهیم.
آقای ورزی پیش از این گفته بودند که در کنار مستندات تاریخی برخی از شخصیت ها زائیده تخیل نویسنده است. گلنار هم جزو چنین کاراکترهایی است و یا سندیت تاریخی دارد؟
آنطور که من شنیده ام قسمت شهر و کاراکترهایش را نویسنده خلق کرده است و بخش دربار همه جزو مستندات تاریخی است. گلنار هم سندیت تاریخی ندارد. من فکر می کنم آقای ورزی با اضافه کردن بخشها و آدمهایی در فیلمنامه این سریال، قصد داشتند تا مخاطبان را با فضا و حال و هوای آن سالها و زندگی مردم در آن مقطع از تاریخ آشناتر کنند. به همین دلیل برخی شخصیت ها را به کار اضافه کرده اند.
نرگس محمدی و لیندا کیانی در برزیل
با این حساب گلنار تا چه زمانی در سریال حضور خواهد داشت؟
فکر می کنم تا قسمت ۶۰ همچنان حضور داشته باشم. به این دلیل که در چهار مقطع با گریم مختلف بازی داشته ام.
و سکانس های مربوط به شما به پایان رسیده است؟
نه من تا سال آینده همچنان مقابل دوربین می روم و سکانس هایی از بازی من هنوز به پایان نرسیده است.
یکی از ویژگیهای سریالهای تاریخی به تصویر کشیدن بخشی تاریخ است که برای مخاطب پنهان بوده است. به عنوان بازیگر و مخاطب این کار پیش از حضور در این مجموعه تا چه حد با برخی وقایع آشنایی داشتید و پس از پخش به نکات مهمی دست پیدا کردید؟
برای من بخشی از تاریخ و علت اینکه انقلاب شد، همواره سؤالی بی پاسخ بود. به این دلیل که همه اطرافیان هم مسائل و وقایع متداول را می دانستند و از پشت پرده برخی وقایع بی اطلاع بودند. بنابراین زمانی که من فیلمنامه این کار را خواندم، خیلی چیزها برایم روشن شد. معتقدم مردم هم باید سریال را تا پایان دنبال کنند و این قدر زود سریال را نقد نکنند. کار باید پیش برود. قضاوت کردن با دیدن قسمتهای اول کار درستی نیست.
فکر می کنید علت این قضاوت ها و بازتاب ها درباره این سریال چیست؟
من دقیق نمی دانم اما فکر می کنم چون اسم شاه آمده و به زندگی او پرداخته شده، عده ای گارد می گیرند. به هر حال کار تاریخی است و قطعاً برداشت از منابع و مستندات تاریخی بوده و بر اساس وقایعی که رخ داده، سریال ساخته شده است، اما هر کسی از نگاه خودش تعریفی به این سریال دارد. آقای ورزی که از خودش وقایع را ننوشته و اتفاقات بر اساس تاریخ بوده است و از منابع بسیاری استفاده کرده است. بنابراین نمی توان یک سویه به کاری به این عظمت نگاه کرد.
خودتان به عنوان مخاطب چه نظری در این باره دارید؟
حقیقتش این است که من کار را دوست داشتم، اما اینگونه اتفاقات طبیعی است و منحصر به «معمای شاه» نمی شود. زمانی که من در «ستایش» هم بازی می کردم، این سریال یک عده مخالف داشت و یک عده موافق. به هر حال تلویزیون مخاطبان بسیاری دارد و راضی کردن همه مخاطبان کار راحتی نیست، اما از مردم می خواهم که این سریال را تا پایان دنبال کنند و از نگاه و دید خودشان به سریال نقد نداشته باشند.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
سر جلسه نرفتم
از ابتدا دلم میخواست در رشته هنر ادامه تحصیل بدهم، اما روزی که باید در آزمون ورودی هنرستان صدا و سیما شرکت میکردم، اتفاقی برایم افتاد که امتحان را از دست دادم، به همین دلیل در کلاسهای علوم تجربی دبیرستان شرکت کردم و بعد هم در دانشگاه در رشته پرستاری پذیرفته شدم. درسم تقریبا به پایان رسیده و تنها برای ارائه طرح، باید مدتی در یک بیمارستان مشغول به کار شوم… محمدی در ادامه میگوید: خانوادهام هم مخالف بازیگری من نبودند اما به من میگفتند درست را باید بخوانی… از طرفی خانوادهام هم با این محیط آشنا بودند، چون که مادرم از کارمندان صدا و سیما بود…
نرگس، تنها دوست من
مادر نرگس میگوید: «من از نرگس در مورد کارهای خانه راضیام. نرگس تنها دوست من بوده و همیشه در کنار من حضور داشته، البته این چند ساله به دلیل مشغله کاری کمی، در انجام کارهای منزل تنبل شده که آن را هم میگذاریم به حساب مشغله کاریاش، گرچه باید بگویم «ستایش» بهترین دوست من است!(باخنده) البته تصورتان این نباشد که من بین بچهها فرق میگذارم، به این دلیل که نرگس بیشتر در کنار من است. نرگس خانم هم میگوید: «مادر، عزیزترین و بهترین نعمتی است که خداوند به بندههایش مرحمت میکند، برای من هم عزیزترین موجود روی زمین، «مادرم» است که با تمام وجود دوستش دارم…»
یک سال مقابل دوربین
من هشت ماه پس از آغاز پروژه ستایش، جلوی دوربین رفتم و همین موضوع باعث شد کمی جو برای من سنگین شود. اما از طرفی حضور در یک گروه صمیمی باعث شد که سختیهای کار هم برای من آسان و هم شیرین شود. من تقریبا یک سال مداوم سرکار بودم، اما سختی آن برایم لذتبخش بود، چون به نتیجه آن امیدوار بودم و برای دیدن کار لحظهشماری میکردم…
خانواده من
سه فرزندیم و من فرزند بزرگ خانواده محمدی هستم، یک خواهر و یک برادر کوچکتر از خودم دارم که هر دوی آنان ازدواج کردهاند. شوهر خواهرم آقای غفوریان کار عکاسی میکند، خواهرم نیز دستی بر نقاشی دارد، برادرم هم پیش از من در چند فیلم کوتاه بازی کرد، اما دیگر ادامه نداد و وارد بازار کار شد. محمدی در ادامه میگوید: «من از بین کارهای منزل تنها آشپزی را دوست دارم و هر وقت که بتوانم به مادرم در این زمینه کمک میکنم.»
شاگرد پرویز پرستویی و رویا تیموریان
من جزء آخرین هنرجویان موسسه «کارنامه» بودم که استاد پرستویی و حبیب رضایی در آنجا حضور داشتند، آقای رحمانیان هم در کنار این دو بزرگوار بودند، همچنین اساتیدی چون رویا تیموریان، مسعود رایگان، پیام دهکردی و رضا بهبودی که درسهای زیادی از بازیگری به من و دیگر شاگردان آن ترم آموختند.همان روز اول که به کارنامه مراجعه کردم، آقایان پرستویی و رضایی گفتند، شرایطی را برای هنرجویان فراهم میکنیم که به شدت سخت است و شاید به همین خاطر، خیلی از بچهها، در میانه کار عطای بازیگری را به لقایش ببخشند و عجیب اینکه همین طور هم شد، ما در ابتدای کلاسها ۲۰ دختر و ۲۰ پسر بودیم، اما اواخر کار از بین این ۴۰ نفر تنها ۱۵ نفر باقی مانده بودند… من هم جزء آنها بودم، چرا که خودم را برای سختیهای این کار آماده کرده بودم.
من و ستایش
نمیشود گفت که من و «ستایش» شبیه هم هستیم، اما به هر حال برخی از خصلتهای من در «ستایش» هم دیده میشود، اما این طور نیست که بگویم من خودم را بازی کردم. ستایش مجموعه گاهی اوقات کارهایی انجام میدهد که قطعا اگر من (نرگس) جای او بودم هیچ وقت آن کارها را انجام نمیدادم، البته برخی از ویژگیهایش هم بیشباهت به من نیست. مثل مهربانی، صبوری و… که به نظر من صبوری ستایش ستودنی است، یکی از مواردی که وجود داشت این بود که ستایش هم نسل من نبود و برای رسیدن به این شخصیت باید حال و هوای ۲۰ سال پیش را درک میکردم و با آن روزگار کمی آشنا میشدم.

به گزارش شبنم ها به نقل از آفتاب دل، علي طيبنيا، وزير امور اقتصادي و دارايي خبرهاي خوبي براي ٤٩ ميليون ايراني داراي برگههاي سهام عدالت داشت. برگههاي سهام عدالت كه ١٠ سال قبل يعني در سال ١٣٨٥ با هدف مشاركت مردم در اداره كارخانهها و... از سوي دولت نهم توزيع شد قرار است بالاخره تعيين تكليف شوند.
با لايحه ساماندهي سهام عدالت، حالا ميتوان اين خبر را به دارندگان سهام عدالت داد كه در سال ١٣٩٥، پس از يك دهه بالاخره برگههايشان به پول تبديل خواهد شد.
وزير امور اقتصادي و دارايي گفته است به كساني كه در دهك اول و دوم درآمدي قرار دارند و فقير محسوب ميشوند، دو ميليون تومان به ازاي هر برگه سهام عدالت و به كساني كه در دهكهاي سوم به بعد حضور دارند، يك ميليون تومان به ازاي هر برگه پرداخت خواهد شد.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها، حجتالاسلام حیدری راد رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان همدان در گفتگویی افزود: در مراسم اعتکاف امسال بیش از ۱۶ عنوان برنامه در مساجد و بین معتکفین برگزار خواهد شد.
وی اظهار داشت: از جمله این برنامه ها می توان به برگزاری مسابقه کتاب خوانی بین معتکفین به مناسبت بزرگداشت مقام معلم اشاره کرد.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان همدان ادامه داد: از دیگر برنامه های مراسم اعتکاف توزیع بسته های فرهنگی، جزوات انتشاراتی و کتاب های مختلف دینی تبلیغی در بین معتکفین است.
وی با اشاره به اینکه سخنرانان و مبلغه های متعددی در این ایام به مساجد اعزام خواهند شد، افزود: مبلغ های اعزامی از سوی تبلیغات اسلامی علاوه بر بیان احکام شرعی و پاسخگویی به سوالات معتکفین به مبحث اقتصاد مقاومتی نیز خواهند پرداخت.
وی اضافه کرد: سخنرانی در مورد اشاعه فرهنگ اعتکاف و تاثیر والای آن در خود سازی جوانان و دوری از گناه یکی از اهداف مبلغان اعزامی است.
انتهای پیام /

به گزارش شبنم ها، حجتالاسلام علی دشتکی در ستاد ساماندهی شئون فرهنگی استان همدان بااشاره به تقارن اعتکاف با ایام تبلیغات کاندیدای مجلس، گفت: کاندیداها نباید برای تبلیغات سیاسی به مساجدی که در آن اعتکاف برگزار میشود ورود پیدا کنند.
وی با تاکید بر اینکه حریم الهی و عبادی اعتکاف نباید به فعالیت های جناحی آلوده شود، گفت: اهمیت فصل نیایش یعنی رجب، شعبان و رمضان بر کسی پوشیده نیست.
وی با بیان اینکه در نظام فکری اسلام و تشییع و توحیدی ساختن انسان موجب عمران و آبادی دنیا و آخرت و پیشرفت جامعه میشود، گفت: محور فصل نیایش خود سازی است و اهمیت عبادات بر کسی پوشیده نیست.
مدیرکل تبلیغات اسلامی همدان با اشاره به اینکه فصل نیایش و بهار نیایش و عبادت، فصل تقرب و توجه الهی است وگرنه همه روزها مثل هم است، افزود: آن چه مهم است توجه الهی است که در این سه ماه به طور ویژه ای در نظام توحیدی و اسلامی تاکید شده و باید در این ماه ها از فرصت خودسازی استفاده کنیم.
وی در ادامه با بیان اینکه اعتکاف معجون عبادات است چراکه در آن روزه و نماز وجود دارد و دعاها نیز خوانده می شوند، گفت: در این مراسم شب زنده داری ها انجام گرفته و توجه درونی به عبادت در این فصل صورت می گیرد.
دشتکی با طرح این مطلب که به لحاظ اهمیت موضوع دو کار در بین کارهای فرهنگی مهم است که اعتکاف و اردوهای راهیان نور گل سر سبد برنامه های حوزه فرهنگی و دینی است، عنوان کرد: ستاد شئون فرهنگی را باید باارائه اقلام فرهنگی یاری داد.
وی با بیان اینکه ملاک برنامه ها باید فعالیت های کمیته فرهنگی باشد و کمیته های دیگر در سایه قرار گیرند در رابطه با بحث زیرساخت ها عنوان کرد: از اداره کل اوقاف و امورخیریه استان خواستاریم در مرحله اول اعتکاف امسال مشکلات را مرتفع کنند.
وی با بیان اینکه اوقاف باید لیست مساجد معتکف و لیست مساجدی که قابلیت برگزاری اعتکاف را دارند اما با مشکلاتی روبه رو هستند ارائه دهد، گفت: اداره کل اوقاف و امورخیریه استان در تخصیص اعتبار برای تعمیر مساجد باید مساجدی که با مشکل روبه رو هستند را در اولویت قرار دهد.
وی با طرح این مطلب که هردستگاهی که قصد کمک به مراسم اعتکاف دارد باید مورد را به ستاد شئون اعلام کند، ادامه داد: خلوت گزینی معتکفین باید بهعنوان محور اصلی برنامه های اعتکاف مورد توجه مجریان قرار گیرد و بحث های جنبی که یکی از ضرورت هاست مورد تاکید قرار گیرد.
انتهای پیام /

به گزارش شبنم ها به نقل از تسنیم؛ تکتیراندازان تروریست در جنایتی جدید علیه اهالی شهرک محاصره شده الفوعه در حومه شمالی ادلب، یک نوزاد شیرخوار را به گلوله بستند.
منابع محلی از داخل این شهرک که از دو سال قبل تاکنون تحت محاصره گروههای تروریستی است، گفتند که گروههای تروریستی در شهرک بنش امروز اهالی این شهرک را به گلوله بستند.
یک منبع گفت که گلوله تکتیراندازان تروریست به یک نوزاد سهماهه اصابت کرد که بر اثر آن این نوزاد از ناحیه پا شدیداً زخمی شد.
این منابع گفتند که این نوزاد تنها کودک خانواده خود بود زیرا این خانواده سال گذشته نیز یک فرزند چهارساله خود را که بهضرب گلوله یکی از تکتیراندازان تروریست به شهادت رسید، از دست دادند.
شهرک محاصره شده الفوعه در شمال شهر ادلب طی هفتههای گذشته صحنه دهها حمله تروریستی علیرغم برقراری آتشبس در این شهرک بود که در این حملات دهها تن دیگر از شهروندان سوریه شهید و یا زخمی شدند.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها به نقل از خبرگزاری تسنیم ازهمدان ستاد ساماندهی شئون فرهنگی مناسبتهای مذهبی با هدف بررسی مصوبات آغاز فصل نیایش و برنامه عبادی اعتکاف در ادارهکل تبلیغات اسلامی با حضور تشکل های مردمی و جمعی از مسئولان استان برگزار شد.
حجتالاسلام علی دشتکی محور و اساس ساختن جامعهای متعالی را در توجه به امر خودسازی دانست و گفت: با توجه به اینکه در نظام فکری توحیدی اسلام به ویژه تشیع اساس ساختن انسانیت توجه به امر خودسازی است که در این بحث اهمیت عبادت بر کسی پوشیده نیست چراکه سبب پیشرفت جامعه میشود و اهداف دنیوی و اخروی آن را محقق میسازد.
مدیرکل تبلیغات اسلامی همدان با تاکید بر جایگاه ویژه عبادت در امر خودسازی فصل نیایش را فرصتی مغتنم برشمرد و افزود: فصل نیایش در این سه ماه، بهار و تقرب و توجه الهی است و آنچه که سبب تمایز ایام و روزهای سال از یکدیگر میشود و به آن معنا میبخشد توجه به این امر مهم است که در فرهنگ شیعی برای بهرهمندی از این ایام و تقرب و توجه الهی بسیار تاکید شده است.
دشتکی سرآمد عبادات در فصل نیایش را اعتکاف دانست و تصریح کرد: اعتکاف معجونی از عبادات محسوب میشود چرا که تمامی ابعاد معنوی آن با مجموعهای از اعمال عبادی از جمله نماز روزه، ذکر و دعا و شب زنده داری و تفکر محوری تحقق مییابد.
مدیرکل تبلیغات اسلامی همدان افزود: در جامعه اسلامی هماکنون امر خودسازی با برنامهریزی در حوزه اعتکاف و راهیان نور گامهای بسیار خوبی برداشته شده که الطاف و عنایت الهی در این حرکت عظیم بهدلیل تکلیفمداری و تلاش خالصانه صورت گرفته و غیرقابل انکار است.
وی توجه به اصلاح زیر ساختهای لازم از جمله رفع مشکلات عمرانی در مساجد را در برگزاری اعتکاف بسیار ضروری دانست و گفت: هر ساله در ایام اعتکاف ظرفیت بسیاری از مساجد به دلیل مشکلات در زیر ساختهای عمرانی با محدودیت مواجه میشود اگرچه تا به حال تلاشهای خوبی صورت پذیرفته اما با عنایت سازمان اوقاف و امور خیریه بودجه مناسب رفع این مشکلات باید در اولویت قرار گیرد.
دشتکی رشد فرهنگ اعتکاف در استان همدان را بسیار عالی توصیف و تصریح کرد: در دو دهه گذشته تا به حال رشد قابل توجهی در شرکت اقشار مختلف جامعه در مراسم معنوی اعتکاف شاهد بودهایم بهگونهای که در سالهای گذشته بعضی از شهرستانها از برگزاری این مراسم محروم بودهاند که هماکنون حتی در روستاهای استان همدان نیز این برنامه با استقبال بسیار خوب مردم روبروست.
وی صیانت از فضای معنوی اعتکاف به دلیل تقارن این ایام با انتخابات دور دوم مجلس را ضروری دانست و تاکید کرد: که فضای این مراسم معنوی باید از تبلیغات و جریانهای انتخابانی بهدور باشد.
دشتکی با اشاره به اقدامات ستاد ساماندهی اعتکاف استان همدان مهمترین وطیفه این مجموعه را معنویت افزایی و برگزاری مراسمات مختلف در این ایام دانست و گفت: امسال تلاش شده که با دعوت از مداحان و سخنرانان و مشاوران مذهبی به جنبههای فکری و اعتقادی و نیز رفع شبهات معتکفین توجه و اهتمام ویژهای شود که نخستین گام در این راستا مهیا ساختن شرایط مساعد برای معتکفین است. اگر چه با وجود محدودیتهای اعتباری و مالی حدود 3000 بسته فرهنگی جهت توزیع در میان معتکفین تهیه شده است.
وی تقویت تشکلهای فرهنگی به ویژه فعالان مردمی بهویژه جوانان را در اولویت برنامههای ستاد شوون فرهنگی همدان دانست و افزود: مطابق با فرمایشات و منویات مقام معظم رهبری تلاش این مجموعه افزایش کارامدی تشکلها به ویژه جوانان این عرصه است.
مدیرکل تبلیغات اسلامی همدان اهتمام به سازماندهی شبکه تبلیغ در استان همدان را رویکرد دیگری از برنامههای این ستاد معرفی کرد و افزود: در ساماندهی این شبکه در دو سال گذشته 8500 نفر از فعالان حوزههای فرهنگی و دینی بهکار گرفته شدهاند که امسال باید به نحوی سازماندهی شوند که با توجه به تخصص افراد وافزایش محتوا و عمق بخشی این هدف محقق خواهد شد.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها ، معصومه خادمی پناه در جمع خبرنگاران با اشاره به استقبال اقشار مختلف مردم از برگزاری جشن پدران آسمانی اظهار داشت: امسال نیز با همکاری فرزندان شهدا نهمین جشن بزرگداشت روز پدر از سوی فرزندان شاهد استان برگزار می شود.
وی با اشاره به سابقه شکلگیری این ستاد در خراسان افزود:9 سال پیش فرزندان شهدا در سالروز میلاد حضرت علی (ع) با حضور در گلزار شهدا هدایایی را بر سر مزار پدران شهیدشان گذاشته و بدین صورت اولین گام های تشکیل این ستاد در کشور برداشته شد.
فرزند شهید خادمی پناه یاد آور شد: مراسم جشن پدران آسمانی دو سال اول در گلزار شهدا، 3 سال در باغ موزه دفاع مقدس همدان و پارک کودک و سال گذشته و امسال نیز در سالن ورزشی ابن سینا و 8 شهرستان دیگر استان برگزار میشود.
وی با تشریح برنامه های این روز نیز خاطر نشان کرد: نهمین دوره از جشن پدران آسمانی در همدان ، مصادف با 13 رجب با گرامیداشت یاد و خاطره 8 هزار شهید گلگون کفن استان با حضور اقشار مختلف مردم از ساعت 20 و 30 دقیقه 5 شنبه آغاز شده و تا ساعت23 نیز ادامه خواهد داشت.
دبیر ستاد بزرگداشت پدران آسمانی افزود: مراسم عطر افشانی مزار مطهر شهدا نیز در روز 5 شنبه با همکاری پایگاه مقاومت شهید دستغیب شهرک فرهنگیان که متولی برگزاری بسیاری از برنامه های فرهنگی در گلزار شهدا می باشد انجام خواهد شد.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها به نقل از فارس از همدان، وارد مطب شدم، پر بود از مادران و کودکان بیمار؛ چشم چرخاندم شاید جایی برای نشستن پیدا کنم که یک دفعه نوشتهای توجهم را جلب کردم؛ «پرداخت مبلغ تعیین شده ویزیت، اجبار نیست»...؛ موضوعی که مرا به مطب دکتر صبا کشانده بود برای مصاحبه!
جایی برای نشستن نیافتم، گوشهای پیدا کردم، تکیهام به دیوار بود که کودکی معصوم با چشمهای سبز و گودرفتهاش، چشم از من برنمیداشت، لبخندی تحویلش دادم، خجالت کشید و صورتش را توی چادر مادرش قایم کرد.
هر از گاهی صدای سکوت مطب با ناله و زاری کودکی میشکست، نگاهی به ساعت انداختم، زود آمده بودم، با این حال به سمت میز منشی رفتم برای یادآوری وقت قرار ملاقاتم!
منشی نگاهی به دفترش کرد و گفت «بله! لطفا منتظر باشید»، یک صندلی خالی شد، کنار یکی از مادران نشستم، بیقرار بود، چشم از کودکش برنمیداشت، از حال فرزندش پرسیدم که جواب شنیدم: «سرماخوردگی شدید»....! از هزینه بالای ویزیت گلایه کرد و گفت «خدا را شکر، این مطب، کار راه بیانداز است»!
کمی آن طرفتر کودکی در آغوش مادر شروع به گریه کرد، مادر با حالی مشوش، کودکش را محکمتر به سینه فشرد و قربان صدقهاش رفت، آرام نمیشد... نگاهها به سمت او متمایل شد، مادر گفت «عفونت، امان بچهام را بریده!» و زیر لب زمزمه کرد «پس کی نوبت ما میشه؟ خدا حفظ کنه آقای دکتر رو، شاید کاری برایش انجام دهد»
یک ساعت گذشت، همچنان منتظر بودم، صحنهها جالب بود، مادرانی که با چهره نگران وارد اتاق دکتر میشدند، اما وقت برگشت رضایت از صورتشان میبارید.
کنجکاو رفتارها شده بودم و معصومیت قیافه کودکان؛ مدتی گذشت؛ بالاخره مطب خالی شد، من ماندم و منشی؛ لحظهای بعد به طرف اتاق دکتر هدایت شدم.
در زدم، صدای مردی تقریباً 65 ساله با جمله «بفرمایید» مرا به داخل برد، وارد شدم، مشغول جمع کردن وسایلش بود! بعد از سلام و خداقوت، گفتم که خبرنگارم! چهره خستهاش را پشت لبخندش پوشاند و گفت، «خوش آمدید، در خدمتم».
با روی گشاده پذیرای میهمانش شد و با اشاره دست، دعوتم کرد به نشستن، تشکر کردم، از کارم پرسید و چند کلمهای هم از کارش گفت!
پرسیدم «آقای دکتر! به نظر خسته هستید؟» که پاسخ داد «تا باشد از این خستگیها!»... گفتم «خیلی مزاحم نمیشوم، برویم سر اصل مطلب و کاغذ روی دیوار مطب»! تبسمی کرد و گفت: «کاغذ است دیگر!» که جواب دادم «بله؛ کاغذی از جنس مهربانی».
خواستم خودش را معرفی کند، گفت «محمدصادق صبا، در یک خانواده متوسط شهری به دنیا آمده و در کانون گرم خانواده پر و بال گرفته است!

دکتر صبا اشارهای به زندگیاش کرد، یک زندگی تقریباً مرفه؛ اما نه بیتفاوت به مشکلات مردم!
او ادامه داد: در دوران نوجوانیام، مردمی را میدیدم که به خاطر مشکلات مالی، از خدمات درمانی محروم بودند و این موضوع دغدغهام شده بود، تصمیم گرفتم دکتر شوم و شدم!
صبا با بیان اینکه بعد از پیروزی انقلاب، مطبم را افتتاح کردم، اما بعد در سال 58 به خدمت سربازی رفتم، افزود: بعد از آن دوره، دوباره در سال 61 کارم را ادامه دادم.
با لبخندی پرسیدم سن و سال این نوشته در مطب شما چقدر است؟ نگاهم کرد و گفت: از همان شروع کارم!
برایم جالب بود، این جمله را در ذهنم مرور کردم و با خود اندیشیدم که با عدم پرداخت حق ویزیت واقعی، چقدر ممکن است ضرر کرده باشد؟!، از دکتر در این مورد پرسیدم که گفت «این نوشته به من آرامش و برکت هدیه کرده است».
و بعد ادامه داد: معتقدم نباید کسی به خاطر نداشتن پول از نعمت سلامت بینصیب بماند.
پرسیدم چه خاطره قشنگی از این متن دارید؟ لحظهای فکر کرد و گفت: دانشگاه که تدریس میکردم چند نفر از دانشجویانم، به مطبم آمدند و این نوشته را دیدند، مدتی بعد که فارغالتحصیل شدند، این نوشته بر روی دیوار مطب آنها جا خوش کرده بود!
گفتم یادتان هست چند نفر بودند و چه کسانی؟ که پاسخ داد: «بله! دکتر نوری در همدان، دکتر شمس متخصص ارتوپد در سنندج و دکتر خرسندی از اساتید دانشگاه تهران و متخصص گوش حلق و بینی».
صبا ادامه داد: البته خیلی از پزشکان بدون درج هیچ نوشتهای بر در و دیوار مطب، بیماران نیازمند را رایگان مداوا میکنند.
آهی کشید و گفت: باید باور داشت که چه چیزی فناست و چه چیزی بقا؟! بقا در عمل نیک است اما ثروت، همسایه دیوار به دیوار فناست.
خواستم اگر آرزویی دارد بگوید، امیدش به ایجاد شبکهای از پزشکان خیر بود برای کمک به مردم! با آرزویشان همراه شدم و آمین گفتم.
خستگی از چهره این پزشک میبارید، هرچند با روی خوش سئوالاتم را پاسخ میداد، اما ترجیح دادم ادامه مصاحبه بماند برای وقتی دیگر...
تشکر ویژهای کردم به خاطر فرصتی که به من داده بود، آخر! راضی نمیشد در مورد متن نوشتهاش حرف بزند، اما سماجت خبرنگاری من چیز دیگری را میخواست، هرچند فروتنی این پزشک بر این سماجت چیره شد.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها، همه ما یک تجربه مشترک در زندگی داشته ایم. اینکه صبح با زنگ ساعت از خواب بیدار شده، پتو را بکشیم روی سرمان و با یک تلخی دامنه دار از ته دل آرزو کنیم که کاش زندگی ادامه پیدا نمی کرد و اینجا ایستگاه آخر بود. این حس از آنجا ناشی می شود که شما احساس می کنید همه چیز یکنواخت شده و دیگر مثل سابق خوشحال نیستید؟ شاید این بهترین زمان است تا در زندگی تان تغییراتی ایجاد کنید...
به هر حال اگر می خواهید شادی و نشاط زندگی تان را افزایش دهید، بهتر است به دنبال تغییراتی باشید که شما را خوشحال تر می کند. تغییر در رژیم غذایی، تغییر در سبک زندگی و حتی ثبت نام در باشگاه، خلق و خوی شما را بهتر می کند و طرز فکرتان را نسبت به زندگی تغییر می دهد. پس تهدید را تبدیل به فرصت کنید و از همین حس و حال امروزتان انگیزه بگیرد تا برنامه تازه ای را در پیش بگیرید.
وقتی اهداف تان را روی کاغذ می نویسید آنها را فراموش نمی کنید. وقتی نوشته ها را مرور می کنید به نقاط ضعف و قوت خودتان پی می برید و در آینده کمتر اشتباه می کنید
باید هدفی را در آینده مشخص کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید اما فراموش نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن است. وقتی صحبت از تغییرات به میان می آید، بیشتر ما فکر می کنیم که باید گام های بزرگی برداریم و یک تغییر اساسی در زندگی مان ایجاد کنیم در صورتی که این طرز فکراشتباه است. بهترین کار این است که اهداف بزرگتان را به بخش های کوچکی تقسیم کنید که قابل دستیابی باشند.
به طور حتم به شرایط فعلی تان عادت کرده اید و بیرون آمدن از این وضعیت دشوار به نظر می رسد. می دانیدکه قرار است به جای بهتری برسید اما گاهی اوقات شاید مردد شوید و این تردیدها شما را از ادامه مسیر باز دارد. در چنین شرایطی یکدوست خوب نعمت بزرگی است. فردی که به شما کمک کند مأیوس نشوید و به مسیرتان همچنان ادامه دهید.
برای ایجاد تغییرات مثبت حفظ انگیزه مهمترین کار است، پس شخصی را لازم دارید که سرشار از انرژی مثبت باشد و با حرف های امیدوارکننده و مثبت دلسردی را از زندگی تان بیرون کند.
بهترین کار این است که اهداف تان را روی کاغذ بنویسید. به طور دقیق مشخص کنید که در زندگی چه می خواهید، چه احساسی دارید و بعد از اینکه به اهداف تان رسیدید، زندگی تان چه تغییری می کند. وقتی تصویر خوبی از زندگی آینده تان داشته باشید و این تصویر را مدام مجسم کنید، به احتمال زیاد راحت تر به آن هدف می رسید.
این روزها درصد زیادی از مردم با کمبود ویتامین D روبرو هستند. کمبود این ویتامین با علائمی مانند افسردگی ، خستگی، ضعف سیستم ایمنی، چاقی، کمردرد یا ریزش موها همراه می شودهمچنین ویتامین C یک منبع عالی برای بهبود وضعیت سلامت است. وقتی به تغذیه تان اهمیت می دهید، نسبت به خودتان احساس بهتری پیدا می کنید.
برای اینکه مراحل تغییرات تان را به خوبی دنبال کنید، یک دفتر خاطرات یا سررسید داشته باشید و وقایع مهم را داخل آن بنویسید. این کار چند مزیت دارد. نوشتن عواطف و احساسات درباره موضوع های مختلف به آرامش شما کمک می کند. وقتی اهداف تان را روی کاغذ می نویسید آنها را فراموش نمی کنید. وقتی نوشته ها را مرور می کنید به نقاط ضعف و قوت خودتان پی می برید و در آینده کمتر اشتباه می کنید.
برای اینکه افکار منفی را از خودتان دور کنید، به انرژی های مثبت زیادی نیاز دارید. اول زندگی فعلی تان را ارزیابی کنید. ببینید بین نمره یک تا 10، چه نمره ای به آن می دهید؟ در مرحله بعد اهداف اصلی تان را روی کاغذ بیاورید. بعد به این فکر کنید که می خواهید در این هفته نمره زندگی شما چقدر افزایش داشته باشد. این عدد را هم گوشه کاغذ یادداشت کنید. یادتان باشد هدف خوبی است که بتوانید نمره 8 یا بالاتری را برایش درنظر بگیرید. در صورتی که این عدد خیلی پایین است، شاید عزت نفس پایینی دارید.
هدف گذاری به تنهایی کافی نیست. باید به قول و قراری که با خودتان می گذارید پایبند باشید. گاهی اوقات بعد از پنج تا شش روز اهدافی که با جدیت آنها را روی کاغذ نوشته بودید به سرعت فراموش می شوند، بنابراین برای خودتان جایزه های کوچکی تعریف کنید. این جایزه می تواند یک ولخرجی کوچک برای خودتان باشد تا به این بهانه خوشحال و با انگیزه به حرکت تان ادامه دهید.
باید هدفی را در آینده مشخص کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید اما فراموش نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن است
روزمره گی، عین مردن است
حتی اگه شب رو دیر خوابیدید، صبح زود بیدار بشید!
زیر بارون راه برید، نترسید از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکشید !
توی حموم آواز بخونید، آب بازی کنید، چه اشکالی داره ؟!
بی مناسبت کادو بخرید! بگویید این توی ویترین برای تو بود
در لحظه دست دادن به یه دوست، دستش رو فشار بدید !
لباس های رنگی بپوشید !
آب نبات چوبی لیس بزنید !
نوزاد فامیل رو بغل کنید !
عکساتونو رو با لبخند بگیر ید!
بستنی قیفی لیس بزنید !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکشید !
به کوچیکتر ها سلام کنید !
تلفن رو بردارید و به دوست های قدیمیتون زنگ بزنید !
برید دریا، شنا کنید !
هفت تا سنگ بندازید تو دریا و هفت تا آرزو کنید !
به آسمون و ستاره ها نگاه کنید !
چای بخورید، برای دیگران هم چای دم کنید !
جوراب های رنگی بپوشید !
خواب ببینید!
شعر بگید!
خاطرات قشنگ رو بنویسید !
بالا بلندی، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیرید و آرزو کنیدو فوتشون کنید !
خواب بد دیدید بپرید، حتما یه لیوان آب بخورید !
باغ وحش برید، شهربازی، چرخ و فلک سوار بشید !
جمعه ها به کوه برید، هر جاش که خسته شدید، یه ذره دیگه ادامه بدید !
نون خامه ای بخرید و با لذت بخورید !
قبل خواب کارای روزتون رو مرور کنید !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزنید !
نفس های عمیق بکشید!
به دردو دل دیگران با دقت گوش بدید !
سوار تاکسی شدید بلند سلام کنید !
چون ... هر جا وایستید، مردید !
زنده باشید، زندگی کنید !
برای زنده موندن از داشته هاتون غافل نشید !
قدر همشون رو بدونید، بگذارید زندگی از اینکه شما زنده اید، به خودش ببالد !
به گزارش شبنم ها، به نقل از مشرق، موضوع حجاب برای زنان خارجی که به ایران سفر میکنند، به دلیل تبلیغات رسانهای علیه اسلام و ایران، گهگاهی با اما و اگرهایی روبرو میشود و هر از چند گاهی پوشش این زنان به یک از اخبار رسانههای داخلی و خارجی تبدیل میگردد؛ موضوعی که یکی از قوانین جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.جدیدترین نمونه آن مربوط به حجاب مهمانداران زن شرکت هواپیمایی فرانسوی «ایرفرانس» در ایران بود.