
به گزارش شبنم ها، روزنامه شرق پس از این مقدمه آورده است: سراغ مولاوردی رفتیم تا از او بپرسیم بالاخره درهای ورزشگاه آزادی برای تماشای بازیهای والیبال به روی زنان گشوده میشود یا نه. او در گفتوگو با «شرق» میگوید صورتجلسه ورود زنان به سالنهای والیبال توسط نمایندگان نیروی انتظامی، وزارت کشور و وزارت ورزش و جوانان امضا شده و در انتظار ابلاغ وزیر ورزش و جوانان است.
حالا وعده و دستور روحانی برای ورود زنان به سالنهای والیبال باید توسط وزیرش ابلاغ شود؛ اتفاقی که اگر خردادماه امسال رخ ندهد، باز هم انتظار یکساله زنان ایرانی را بهدنبال خواهد داشت. سرنوشت لایحه تأمین امنیت زنان در مقابل خشونت، سهم زنان در انتخابات مجلس، حمایت از قربانیان اسیدپاشی و ... از دیگر محورهای این گفتوگو بود که آن را در ادامه میخوانید:
پیش از این اعلام کردید ممانعتی برای ورود زنان به سالنهای والیبال و تماشای مسابقات والیبال وجود ندارد و این نتیجه جلساتی بود که تشکیل دادید. از بیستونهم خرداد، دور برگشتِ مسابقات لیگ جهانی والیبال در ایران برگزار میشود. چرا خود شما بههمراه زنان کابینه برای تماشای مسابقات والیبال به ورزشگاه نمیروید تا تابوی رفتن زنان به ورزشگاه شکسته شود؟ بالاخره رفتن زنان به سالنهای والیبال آزاد شده است یا نه؟ این وعده روحانی و دستورش به شما بوده و شما هم اعلام کردید که برای والیبال آزاد است.
مسئولان میآیند و مشکلی هم ندارد. حتی در جریان بازیهای سال گذشته، مسئولان به سالن والیبال میرفتند. در مورد والیبال هم تا جایی که من در جریانم، اتفاقی نیفتاده؛ این موضوع سازوکارش تعیین شده، منتها ابلاغ نشده است.
سازوکارش کجا تدوین شده است؟
در جلسات وزارت کشور، نه شورای امنیت کشور. در این جلسات با حضور نمایندگان وزارت کشور، نیروی انتظامی و وزارت ورزش و جوانان سازوکارهایش تدوین شده و صورتجلسه امضا شده است.
چه سازوکارهایی؟
اعلام میکنند. امیدواریم نگرانیها رفع شود.
یعنی وزارت ورزش باید ابلاغ کند و هنوز ابلاغ نشده است؟
نمیدانم ابلاغ شده یا نه، در جلسه هیأت دولت با آقای گودرزی، وزیر ورزش، صحبت میکنم.
پس تا الان مشکلی برای ورود زنان به سالنهای والیبال وجود ندارد؟
من میدانم صورتجلسه امضا شده است، ابلاغ شده یا نه، خبر ندارم.
اگر ابلاغ نشود، زنان ایرانی باید یکسال دیگر هم صبر کنند و تماشای این دوره مسابقات را از دست میدهند؟
برای والیبال فکر نمیکنم مشکلی وجود داشته باشد از قبل هم مشکلی نبوده است.
پارسال هم فکر نمیکردید مشکلی وجود داشته باشد، اما آن اتفاقها برای زنان و خبرنگارها افتاد؟
پارسال همه آن اتفاقات و برخوردها جای سؤال داشت و عجیب بود. در مورد والیبال قبلا که مشکلی نبوده است. قطعا اگر ضمانت داده نشود، باید اعلام شود که حضور پیدا نکنند تا دوباره آن اتفاقات تکرار نشود.
این پاککردن صورت مسأله است. زنان این انتظار را از دولت دارند و توقع دارد ببینند اراده به ثمر نشستن این موضوع در دولت و شخص شما وجود دارد؟
حتما با آقای گودرزی صحبت میکنم.
انتخابات مجلس نزدیک است. سال گذشته مذاکراتی با رئیس مجلس داشتید؛ برای افزایش سهم زنان در میان نمایندگان مجلس، مذاکرات به کجا رسید؟ تدبیری برای افزایش سهم زنان در میان نمایندگان مجلس در نظر گرفته شده است؟
با توجه به وضعیتی که شاخص توانمندی سیاسی زنان در ایران دارد که زیر سه درصد است و زیرشاخههای سیاسی مختلفی را در برمیگیرد که یکی از آنها تعداد نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی در مقایسه با مردان است. به نظرمان رسید برای ارتقای جایگاه ایران در گزارش شکاف جنسیتی که مجمع جهانی اقتصاد سالی یکبار ارائه میدهد (ایران رتبه 137 را داشته است) باید بتوانیم تدابیری اتخاذ کنیم و از هر فرصتی برای این موضوع استفاده میکنیم. در دیدار با رئیس مجلس پیشنهاد دادیم در استانهایی که بیش از پنج نماینده دارند بهعنوان مثال حداقل یک نفر زن باشد و به این صورت به درصد قابلتوجهی خواهیم رسید و در شرایط فعلی ایدهآل ما 30 درصد است. بعدا متوجه شدیم مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال بررسی سیاستهای کلی انتخابات است. گزارش مفصلی از بررسی تطبیقی وضعیت مشارکت سیاسی زنان در ایران با کشورهای منطقه ترجیحا کشورهای اسلامی تدوین و به مجمع ارائه کردیم. مکاتبهای با آیتالله هاشمی انجام دادیم و درخواست کردیم در مجموع سیاستهای کلی انتخابات به اتخاذ تدابیر لازم برای افزایش تدریجی تعداد نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا توجه کنند که نامه ما ارجاع شده. هنوز جلسهای که این موضوع در آن بررسی شود تشکیل نشده و چون بندبهبند پیش میروند منتظریم؛ حتما دعوت خواهیم شد.
کی قرار است تشکیل شود؟
ظاهرا برای نظرخواهی از طرف مجمع تشخیص ارسال شده است و ما منتظریم.
به انتخابات مجلس میرسد؟
حتما؛ چراکه سیاستهای کلی انتخابات باید قبل از انتخابات اجرائی شود.
شخصا با آیتالله هاشمیرفسنجانی صحبت نکردهاید؟ نظرشان چیست؟
مکاتبه کردیم و بهنظر میرسد نظرشان مثبت است و در یکی از جلسات درباره این موضوع صحبت کردهاند. در حال انجام لابیها هستیم.
نظر آقای لاریجانی رئیس مجلس چه بود؟
تلویحا ایشان هم موافق است.
یعنی تصور میکنید مخالفتی نیست و به انتخابات مجلس میرسد؟ چند درصد فکر میکنید محقق شود؟
امیدواریم بالای 50 درصد محقق شود. چون واقعا وضعیت موجود مطلوب هیچکس نیست و اعضای فراکسیون زنان هم با اینکه اعلام میکنند با سهمیهبندی جنسیتی مخالف هستند، اما سازوکاری مدنظرشان است شبیه سازوکاری است که دکتر لاریجانی مطرح میکنند.
مشابه سازوکار شماست؟
بله، تقریبا همان نتیجه را خواهد داد و درنهایت هدف یکی است.
در این مدت دو سند درباره امنیت زنان مطرح بود؛ یکی لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت و دیگری سند تأمین امنیت زنان و کودکان بود. سرنوشت این دو به کجا رسید؟
لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت، در دولت قبل ارائه شده بود. بهعنوان کسی که مطالعاتی در زمینه خشونت علیه زنان دارم، آنموقع هم رصد میکردم؛ انصافا لایحه جامعی بهنظر میرسید چراکه با مشارکت اهل فن تدوین شده بود و مجموعه تدابیر را در نظر گرفته بود. در بحث خشونت علیه زنان نمیتوانیم به یکی، دو راهحل اکتفا کنیم مثلا بگوییم تغییر قوانین کافی است، باید به موازات آن تدابیر دیگری را نیز پیش ببریم؛ همزمان که قانون تغییر میکند باید تدابیر بازدارنده و فرهنگی داشته باشیم و همزمان برای تدابیر حفاظتی و حمایتی فکری کنیم، اما در مرحله بررسی کمیسیون لوایح، در قسمت تدابیر قانونی پیشنهادهایی برای وضع مجازاتهای جدید شده بود یا تشدید مجازات مرتکبان خشونت مطرح شده بود که از دیدگاه اعضای کمیسیون، این جنبه قضائی پیدا میکرد و طبق تفسیر شورای نگهبان لوایحی که جنبه قضائی دارد، باید با همکاری قوهقضائیه ارائه شود. برخی هم تفسیرشان این است که باید توسط قوه قضائیه ارائه شود؛ با این ایراد به پایان دولت که نزدیک میشوند از دستور کمیسیون خارج و متوقف میشود. بعد از رویکارآمدن دولت یازدهم یکی از لوایحی که در اولویت کار ما قرار گرفت، پیگیری این موضوع بود که جلسات متعددی را با قوهقضائیه برگزار کردیم. بهنتیجهرساندن لوایح، یک فرآیند بسیار فرسایشی و طولانی است. با پیشینهای که از کمیسیون لوایح داشتیم بهنظر میرسید باید بخش قضائی را در تفاهم با قوهقضائیه پیش ببریم. نمایندگان قوه قضائیه مطرح میکردند لایحه اصلاح قانون تعزیرات را در دستور کارشان دارند، ما میتوانیم این بخش را آنجا بگنجانیم و نیاز نیست شما این تدابیر قانونی را در لایحه تأمین امنیت زنان بگنجانید. ما تفاهمات را انجام دادیم حتی به مرز امضای تفاهمنامه با قوه قضائیه رسیدیم و به ما قول دادند و خیلی همکاری خوبی داشتند. بررسیهای کارشناسی به ما نشان داد اقدامات مختلفی در دستگاههای مختلف در دست انجام است و مرجعی میخواهیم که هماهنگی لازم را اعمال کند، پیشنهاد کارشناسی ما تأسیس مرجع ملی صیانت از زنان در برابر خشونت بود که البته اعلام این موضوع که هنوز به نتیجه نرسیده بود و صرفا یک پیشنهاد بود، واکنشهایی بههمراه داشت.
مقاومتها از طرف کجا بود؟
نگاه و تفکری در جامعه ما وجود دارد که اگر ما به این شکل به موضوع بپردازیم بهنوعی سیاهنمایی است. مرجع ملی صیانت از زنان در برابر خشونت یعنی؛ خشونت وجود دارد در این نگاه باید جور دیگری به موضوع بپردازیم و نباید اینطور برخورد کنیم.
اما این خشونت واقعا وجود دارد؟
بله، این به نظر ما و دولت اصلا قابلقبول نیست و پاککردن صورتمسئله است، اگر چشمانمان را باز کنیم بهراحتی میتوانیم شواهدی عینی در رابطه با این موضوع در پیرامون خودمان مشاهده کنیم.
به کجا رسید؟
کمیسیون لوایح پیشنهاد ما را بررسی کرد و همزمان وزارت کشور سند تأمین امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی را در دست تدوین داشت که آن هم برای خودش ماجرائی داشت. بعد از آغازبهکار دولت یکی از موضوعات مهمی که باید پیگیری میکردیم ماده 227 برنامه پنجم توسعه بود که دولت را موظف به تدوین سند کرده است؛ تقریبا در سال پایانی برنامه پنجم بودیم که پیگیری کردیم، چون در ماده نوشته شده دولت موظف است با همکاری وزارت کشور، مرکز امور زنان و خانواده آن زمان، پزشکیقانونی و نیروی انتظامی سند را تدوین کند و دستگاه خاصی را مشخص نکرده است. با استعلامی که از سازمان مدیریت و برنامهریزی انجام دادیم، نظر دادند وزارت کشور باید این کار را انجام دهد. از وقتی سرپرست اداره کل امور زنان و خانواده وزارت کشور منصوب شد، در دستور کارشان قرار گرفت و زمانی که کمیسیون لوایح برای لایحه تأمین امنیت برگزار شد در مرحله پایانی تدوین پیشنویس سند بودند که آنجا اعلام کردیم پیشنویس سند بهزودی آماده میشود، بنابراین نظر اکثر اعضای کمیسیون لوایح این بود که چرا دو سند در حوزه تأمین امنیت زنان داشته باشیم، باید یک قانون جامع داشته باشیم که همه موارد را در بحث روابط اجتماعی، خشونت خانگی و ... دربر بگیرد که لایحه ما بیشتر معطوف به خشونت خانگی و خشونت در خانواده بود و سند وزارت کشور در روابط اجتماعی و این را به ما ابلاغ کردند. قرار شد سازمان مدیریت و برنامهریزی متولی هماهنگی و ابلاغ شود. پایان سال 93 پیشنویس سند وزارت کشور به دست ما رسید در تعطیلات عید بررسی کردیم و نظر خود را اعلام کردیم؛ متن نهایی پیشنویس که آماده شد عمل تلفیق و یکپارچگی انجام میشود تا درنهایت یک سند در مقوله تأمین امنیت زنان داشته باشیم.
این اتفاق چه زمانی رخ میدهد؟ چراکه بحث تدوین لوایح، تصویب در دولت، ارسال به مجلس و تصویب در مجلس بسیار طولانی است و خشونت خانگی و خشونت علیه زنان دائما در حال قربانیگرفتن است؟
ما پیگیر هستیم وزارت کشور متن نهایی پیشنویس را به دست ما برساند.
تفاهمتان با قوه قضائیه به کجا رسید؟
سالهاست که اعلام شده طرح کلان اصلاح قانون مدنی در قوهقضائیه در حال انجام است و قانون مجازات به نتیجه رسید و تصویب و ابلاغ شده که برای اجرای آن و تلاش کردیم در اصلاح قانون تعزیرات هم این موارد دیده شود؛ بااینحال منتظر نمیمانیم حتما سه، چهارسال دیگر این اتفاق بیفتد در تلفیق بخشی برای تدابیر قانونی و تشدید مجازاتها قرار میدهیم.
در کمیسیون لوایح با این اوصاف به مشکل برنمیخورید؟
هرکدام زودتر به بار بنشیند و نتیجه دهد، مطلوب است.
در بحث تشدید مجازاتها اگر بخواهید مصداقی صحبت کنید قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
ما الان هم در قانون یکسری مجازاتها را داریم، اما هدف ما این است که خشونت علیه زنان از حوزه جرائم عمومی خارج شود و یک جرم خاص شود. چراکه مجازات خاص و برخورد خاصی را میطلبد، بهخصوص خشونتهایی که در داخل خانواده که باید مأمن انسانها باشد، صورت میگیرد. این موضوع در مورد کودکان هم صدق میکند برای همین در دنیا دادگاه خاص و تخصصی مقابله با خشونت علیه زنان با قاضی آموزشدیده و پلیس آموزشدیده مطرح است تا برخورد خاص را با جرم داشته باشیم همچنین باید تشدید مجازات صورت بگیرد چراکه جرمی که در داخل خانواده صورت میگیرد، باید متفاوت با جرمی باشد که علیه دزدی است که وارد خانه میشود و اینکه مجازاتها جنبه بازدارندگی داشته باشند. البته در چارچوب سیاستهای قوهقضائیه که به نظر درست میآید و با درنظرگرفتن وضعیت موجود سعی میکنیم با همکاری قوهمقننه کاهش عناوین مجرمانه را داشته باشیم. برای هر جرم کوچکی، یک مجازات تعیین نکنیم چراکه وضعیت زندانهایمان بههیچوجه قابلقبول نیست. ما رتبه اول تعداد زندانیان را در میان کشورهای اسلامی و رتبه پنجم را در میان کشورهای منطقه داریم و باید سیاست حبسزدایی و مجازاتهای جایگزین حبس، عملی شود در نتیجه باید هم در جهت تحقق این سیاستها حرکت کنیم و هم مجازاتها، بازدارندگی لازم را داشته باشند. ضمن اینکه صرفا نباید به تغییر قانون اکتفا کنیم. باید با استفاده از کتب درسی، رسانهها و... آموزشهای فرهنگی را داشته باشیم.
وضعیت قربانیان اسیدپاشی چگونه است؟ قرار بود یکسری اقدامات برای حمایت از قربانیان اسیدپاشی انجام شود. به کجا رسید؟
ما پیگیر هستیم و رسانهای نشدن به این معنا نیست که فراموش کردهایم. درحالحاضر دو قربانی اسیدپاشی از نظر درمانی، تحت حمایت دولت هستند، سایرین پیگیر درمان و ... نشدند. خانم مرضیه ابراهیمی در اصفهان و سهیلا جورکش در تهران مراحل درمانشان را طی میکنند. وزیر بهداشت حساسیت خاصی روی درمان هر دو مورد دارند و پیگیر هستند. مرضیه ابراهیمی چندین جراحی پوست و خانم جورکش عمل چشم را پشتسر گذاشته است. یکسری هزینههای دیگر وجود دارد که بر خانواده تحمیل شده و پیگیر آن موارد هستیم. هزینههای درمان را وزارت بهداشت تأمین میکند و سایر موارد را ما پیگیریم. با هر دو این خانمها ملاقات داشتم. منتها هنوز از نظر شناسایی عامل یا عاملان موضوع به جایی نرسیده است.
کلا برای قربانیان اسیدپاشی آیا قرار به تشکیل مرکز خاصی است؟
ما یک گزارش راهبردی خدمت رئیسجمهور ارسال کردیم و به معاونت حقوقی رئیسجمهور ارجاع شده و معاونت حقوقی هم همزمان با اسیدپاشیها پیشنهاد تشدید مجازات برای مرتکبان اسیدپاشی را ارائه کرده است که با همکاری قوهقضائیه در حال پیگیری و در دست اقدام است.
برای حمایت چطور؟
در مورد مرکزی برای حمایت از قربانیان اسیدپاشی، بررسیهای کارشناسی نشان داد اگر غیردولتی باشد مؤثرتر است. چندین سمن و فرد درخواست دادهاند و هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است.
یعنی اگر با یک انجیاو به توافق برسید، مرکز ایجاد میشود؟
بخشی از فعالیتهایش میتواند حمایت و توانمندسازی قربانیان اسیدپاشی باشد. این نگرانی وجود دارد که حمایتهای دولتی منجر به تشویق اسیدپاشی شود چراکه تجربیات مشابه وجود دارد.

شبنم همدان

به گزارش شبنم ها به نقل از مشرق، «زندگی شیرین» خانواده در اندیشه مقام معظم رهبری به کوشش احمد طهماسبی از سوی انتشارات یاقوت منتشر شد.
نویسنده در این کتاب با مرور بیانات رهبر معظم انقلاب موضوع خانواده را مورد بررسی قرار داده است، اهمیت خانواده و زن، وضعیت خانواده در جوامع اسلامی، سفارش به مسئولین در مورد زن، جایگاه و وظیفه زن در خانواده، نقش و وظیفه مرد در خانواده، وظایف متقابل زن و شوهر، سفارش به مردها، سفارش به زنها، سفارش به زنان و شوهران، سفارش فرزند به پدران و مادران، توصیه به جوانان، از بخشهای این کتاب است.
در بخش توصیه به جوانان، توصیههای رهبر انقلاب درباره موضوعاتی چون یاد خدا، عبادت با توجه، پرهیز از غربگرایی، حضور در فعالیتهای اجتماعی، استفاده از فرصت اجوانی، کتاب خوانی و علم آموزی، امیدواری بیان شده است. معظم له در موضوع حضور جوانان در فعالیتهای اجتماعی فرمودهاند: من به جوانها توصیه میکنم که در فعالیتهای اجتماعی حضور داشته باشند، منتهی مواظب باشند که این فعالیت اجتماعی آنها را از درس خواندن دور نکند، در فعالیتهای اجتماعی هم آن چیزهایی که جنبههای دینی آن واضحتر است، آنها را مرجع بدارند، مثلا فرض کنید دو راه وجود دارد که شما مخیرید به این اردو بروید یه به آن اردو؛ این اردو مربوط به جمعی است که جنبههای دینی بیشتری دارد. آن یکی کمتر. آن اردویی را ترجیح دهید که جنبههای دینی بیشتری دارد. البته ممکن است همیشه دوران امر این گونه واضح نباشد. مسلماً تشخیص دقیق شما و کمک پدر و مادرتان را لازم دارد.»
«زندگی شیرین» خانواده در اندیشه مقام معظم رهبری در 100 صفحه در شمارگان 5 هزار نسخه به قیمت 4 هزار تومان منتشر شده است.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها به نقل از خبرگزاری بسیج، مریم هاشمی دارنده نشان طلای وشوو قهرمانی جهان با تاکید بر اینکه او نیز حاضر است گزاره برگ مردمی را امضا کند گفت: شخصا حاضرم به عنوان اولین نفر فک شیت را امضا کنم اما این تقلای غرب برای دروغگویی علیه ایران و واکنش های منفی که نشان می دهد جای خوشحالی دارد. این رفتار نشان از ترس آنها دارد و نشان می دهد آمریکا و غرب چه ترس و وحشتی از ایران و اقتدار آن دارند.
وی ادامه داد :هر چند توافقی اگر صورت بگیرد به نفع ایران هم هست. اما واقعیت این است که ما بدون انجام این توافق هم توانسته ایم زندگی کنیم و ادامه داهیم . ما از انجام توافقات هسته ای خوشحال می شویم اما حاضر به پذیرش آن به هر قیمتی نیستیم. چرا که اگر این توافق حاصل نشود باز هم با رهنمودهای رهبر فرزانه به زندگی و مقابله با تحریم ها ادامه می دهیم.
هاشمی اظهار داشت : ما کشوری مسلمان هستیم که دعای خیر ائمه را پشت سر داریم و به همین دلیل آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. گفتن این به زبان نیست. این مسئله اثبات شده است. مگر نه اینکه با وجود تمام تحریم ها، با درایت رهبری و مسئولان جمهوری اسلامی توانستیم ایستادگی و مقاومت کنیم، پس بعد از این هم می توانیم و حاضر نیستیم تحت هر شرایطی تن به این توافق دهیم. مگر آنکه حقوق و شان ملت ایران رعایت شود.
ووشو کار محجبه ایران قاطعیت مسئولان مذاکره کنندگان ایرانی را بهترین راهکار برای گرفتن حق جمهوری اسلامی خواند تاکید کرد: در واقع اینگونه است که اگر با هر کسی از موضع ضعف وارد شوی بازنده خواهی بود. ما نباید دست پایین بگیریم و غرب باید بداند مذاکره کنندگان ایران با تکیه بر رهنمودهای رهبری به دنبال حق و حقوق قانونی ملت ایران هستند و چشم بسته هر توافقی را امضا نمی کنند، حال می خواهند بخواهند، نمی خواهند، نخواهند!
انتهای پیام/

به قلم: سمیرا خطیب زاده
به گزارش شبنم ها به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، متأسفانه سونامی جشنهای پرحاشیه در دانشگاهها چندی است که اوج گرفته و هر از چند گاهی از گوشه و کنار خبرهایی به گوش میرسد. هر روز هم در یک دانشگاه، فرقی هم نمیکند دانشگاه آزاد باشد یا دولتی. این بار هم بهانه شده است "جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه مازندران".
در خبری که در سایتها آمده بود خواندیم«در جدیدترین اقدام هفته جاری شاهد جشن دانشجویان خوابگاهها و جشن فارغالتحصیلی دانشگاه مازندران بودیم که این مراسم که با صحنههای رقص مختلط همراه بوده است.»

فیلم رقص دانشجویان در مراسم هم با سرعت هر چه تمامتر در فضای مجازی پخش می شود و دست به دست میچرخد.
از این دست اتفاقات کم نیستند، چندی پیش هم در جشن دانشجويي به مناسبت مبعث رسول اکرم(ص) در دانشگاه مهندسي فناوريهاي نوين قوچان، شاهد رقص و پایکوبی دانشجویان بودیم. این جشن دانشجويي كه با استقبال مسئولين دانشگاه و برخي اعضاي شوراي اسلامي اين شهر همراه بوده با رقص و انجام حركات موزون توسط دانشجويان همراه بود.
جای بسی تأسف است جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه که باید سرشار از فضیلت و علم باشد و نقش علم آموزی و دانش اندوزی در آن برجسته باشد تبدیل شده است به مراسم نمایش ابتذال. جولانگاه عده ای دانشجو که گویا ساحت مقدس علم و دانش و دانشگاه را با مجالس پارتی و یا شاهد هم کلاس آموزش و تمرین رقص و به اصطلاح امروزی حرکات موزون اشتباه گرفتهاند؟!
براستی این وضعیت اسفناک تا کجا میخواهد ادامه یابد؟ کام مردم تا کی باید با دیدن و شنیدن حوادث ناگوار از این دست تلخ شود؟!
از همه تأسف برانگیزتر آن است که مراسم اخیر در دانشگاه مازندران با حضور سرپرست روحانی این دانشگاه و معاون فرهنگی روحانی وی صورت گرفته است!! ظاهرًا دست اندرکاران و متولیان فرهنگی دانشگاهها و در راس آن وزارت علوم یا در خواب خرگوشی عمیقی فر رفتهاند یا اینکه خود را به خواب غفلت زدهاند! از قدیم گفتهاند کسی که به خواب رفته است را میتوان بیدار کرد اما امان از کسی که خود را به خواب زده باشد.
موضوع فقط به جشن فارغ التحصیلی دانشگاهها محدود نمیشود. دیر زمانی است که کلاس و سالنهای دانشگاه به جای محلی برای علم آموزی تبدیل به سالن انواع مد و فشن تبدیل شده است و متاسفانه زننده ترین لباسها و پوشش و غلیظترین آرایشهای نامناسب و نامتعارف در میان دانشجویان دختر و پسر رواج یافته و به حدی شایع شده است که بلاشک هیچ محلی از اعراب را در محیط دانشگاه ندارد.
اختلاط دانشجویان دختر و پسر و روابط خارج از حریم و حیا هم در دانشگاهها به وفور مشاهده می شود.
دست دادن های غیرمتعارف، شوخی و صحبتهای خارج از عرف در کلاس و در محیط دانشگاه کم کم رنگ عادی سازی به خود گرفته است و زنگ خطر را برای مسئولان و متولیان فرهنگی، خانوادههای دانشجویان و ... به صدا در آورده است!!
بیشک وجود و گسترش چنین فضاهایی رشد علمی دانشگاههای کشور را هم تحت تأثیر قرار داده است و فضای مثبت و رو به رشد علمی این مراکز را دچار حاشیههای زیانباری می کند که تأثیر منفی بر پربار بودن فضای علمی دانشگاه و نخبگی دانشجویان و به تبع آن رشد علمی کشور خواهد داشت.
قطعاً تساهل و تسامح بیش از اندازه متولیان و دست اندکاران این امر در دانشگاهها و وزارت علوم به دامن زدن چنین فضاهایی در دانشگاهها میانجامد و در عین حال به علامت سؤال بزرگی تبدیل شده است که پاسخگویی هر چه سریعتر موضوع را میطلبد که سؤالات زیر از آن دسته است.
• چرا برخلاف عرف رایج تمامی دانشگاههای مهم و معتبر جهانی که مدل پوشش استاندارد و مشخصی را در دانشگاهها تعیین کرده و به شدت بر رعایت آن پافشاری می نمایند، این مهم در دانشگاههای ایران تدبیر نشده و یا در صورت تدبیر به شکل صحیح و جدی اجرا نمی شود؟
• چرا مسئولان وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامی از کنار حوادثی از جمله دانشگاه مازندران به راحتی و بدون کوچکترین برخورد عبور میکنند و تذکرات لازم به دانشگاه خاطی را ابلاغ نمینمایند؟
• فلسفه وجودی حراست دانشگاه ها چیست که فضای علمی این مراکز به سالن مد دختران و پسران جوان دانشجو تبدیل شده است؟
• بروز و ظهور واژه "اسلامی" در عبارت دانشگاه آزاد اسلامی در چه شرایطی و زمانی خود را نمایان خواهد کرد؟
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها، اتحادیه جهانی کشتی اعلام کرد فرناز پناهیزاده به عنوان یکی از اعضای کمیسیون ورزش و بانوان این اتحادیه انتخاب شد. پناهیزاده به عنوان اولین زن ایرانی است که عضو اتحادیه جهانی کشتی شده است.
وی در دپارتمان بینالملل فدراسیون کشتی ایران مشغول است و اولین زن ایرانی است که امکان حضور در کمیسیون جهانی کشتی را پیدا کرده است.
لالوویچ رئیس اتحادیه جهانی کشتی در این باره اظهار داشت: خوشحالیم که هم اکنون پذیرای خانم پناهیزاده در خانواده کشتی خودمان هستیم. ما کاملاً پذیرای توانمندیها و تجربه وی در عرصه ورزش هستیم تا بتوانیم تأثیری بر ورزش بانوان در سطح جهانی بگذاریم. کشتی سزاوار داشتن افراد توانمندی است که پیامش را به دنیا برساند.
کمیسیون بانوان و ورزش مسئول بررسی و تحلیل پیشرفت کشتی بانوان در سراسر جهان است.
پناهیزاده در این خصوص اظهار داشت: کشتی ورزش ملی ایران است و در طول تاریخ مردان و زنان ایرانی همیشه کشتی را دوست داشتند و این رشته در اعماق وجود اسطورههای کشتی بوده است.
وی افزود: مطمئنم همکاری همه اعضای کمیسیون میتواند شرایطی را به وجود بیاورد که بتوانیم ورزش بانوان را پیش ببریم و کشتی را کمک کنیم.
منبع: فارس

به گزارش شبنم ها به نقل از گروه بینالملل مشرق، خانم گارینه ناظاریان ازجمله زنانی است که باوجود داشتن مسئولیتهای خانوادگی، به شغل سخت خبرنگاری مشغول است. وی خبرنگار مسیحی شبکه العالم در شهر حلب است که اخبار و گزارشهایی از رویدادهای این شهر برای مخاطبان تهیه میکند. با او درباره زندگی خصوصی و شرایط خانوادگیاش، اوضاع شهر حلب، زندگی روزانه مردم، علل اشغال آن به دست تکفیریها و جنایات آنها صحبت کردیم.
** خانم ناظاریان قدری درباره خود و زندگی خانوادگیتان بگوئید؟
من گارینه ناظاریان از مسیحیان شهر حلب سوریه، متأهل و دارای دو فرزند پسر هستم. رشته تخصصی من رسانه است و در حال حاضر خبرنگار شبکه العالم در این شهر هستم.
** اهمیت و جایگاه شهر حلب در جغرافیای کشور سوریه را چگونه ارزیابی میکنید؟
حلب یک شهر تاریخی و بسیار مهم در سوریه است که جاده ابریشم از آن عبور میکند به دلیل وجود انواع صنایع و کارخانه و مراکز تولیدی، این شهر به پایتخت اقتصادی سوریه تبدیلشده است.
قلعه حلب که یادآور میراث کهن سوریه در این دیار است بر اهمیت تاریخی و فرهنگی این شهر افزوده است بازار مهم تاریخی این قلعه از مهمترین آثار باستانی شهر محسوب میشود که موردحمله تکفیریها واقع شد.
** در خصوص حضور تکفیرها در شهر حلب و نبرد ارتش سوریه با آنها بگوئید.
تروریستها هماکنون در اطراف شهر حلب و مناطق روستایی آن مستقر هستند و با خمپاره و موشک آسایش مردم حلب را سلب میکنند؛ تروریستهای حلب بیشتر از گروههای جبهةالنصره، حرکة احرار الشام، الجبهة الشامیه و حرکه فتح هستند؛ این گروهها علاوه بر اینکه از یکسو با دولت قانونی سوریه میجنگند از سوی دیگر با یکدیگر برای تسلط بر مناطق و کسب غنائم بیشتر، درگیر هستند.
وجه اشتراک این گروهها انهدام سوریه، نابودی فرهنگ و تمدن این کشور و از بین بردن همزیستی مسالمتآمیز قرنهای گذشته میان ادیان در سوریه است. تروریستها برای دستیابی به این هدف شوم خود به هیچکس و هیچچیز رحم نمیکنند، حتی به اماکن مقدس نیز حمله میکنند لذا وقتی تروریستها با حفر تونل به زیر مسجد اموی حلب رسیدند درگیری شدیدی میان ارتش و تکفیریها رخ داد. یکی از سربازان مسیحی ارتش سوریه هنگام نبرد به احترام جایگاه مقدس مسجد پوتینهایش را درآورد سپس به جنگ با تروریستها ادامه داد و درهمان مکان مقدس به شهادت رسید. این اتحاد و همزیستی مسالمتآمیز بین مسلمان و مسیحی در سوریه چیزی نیست که بهراحتی نابود شود اگرچه تروریستها باهدف نابودی این برادری به جان سوریه افتادند.
** گروههای تکفیری چه خسارتهای را به شهر حلب وارد کردند.
متأسفانه گروههای تروریستی تکفیری در رمضان سال 2011 به این شهر حمله کردند و خسارتهای فراوانی به بار آوردند. بسیاری از کارگاهها، فروشگاههای دولتی و خصوصی پس از سرقت اموال، کاملاً تخریبشدهاند. این اموال مسروقه و بهویژه آثار باستانی به کشور ترکیه و از آنجا به قطر و عربستان منتقل شدند. ویدئوهای این اموال مسروقه باافتخار از طرف گروههای تکفیری در شبکههای اجتماعی بارگذاری شده است.
** کمکهای مالی و تسلیحاتی چگونه به دست تکفیریها در شهر حلب میرسد؟
شهر حلب هممرز با ترکیه است و مهمترین پایانه گمرکی " باب الهوا " در این منطقه واقعشده است. ترکیه از این پایانه برای تروریستها انواع کمکهای مالی و تسلیحاتی ارسال میکند.
در نزدیکی این شهر آرامگاه سلیمان شاه مؤسس دولت عثمانی واقعشده بود که اخیراً ارتش ترکیه با هماهنگی گروههای تکفیری جسد سلیمان را در تجاوزی آشکار، به ترکیه منتقل کردند، این در حالی است که تکفیریها وجود هرگونه آرامگاه و اماکن مذهبی را شرک میدانند این اقدامات افراطی مولود جاهلیت معاصر به سرکردگی وهابیت است اما همین گروهها در تناقضی آشکار به این آرامگاه هیچ آسیبی نرسانده بودند که این موضوع بیانگر هماهنگی میان تکفیریها و دولت ترکیه و اهداف مشترک آنها در نابودی کشور سوریه است. امروز همه مردم به خاطر روشنگریهای رسانهها به این نتیجه رسیدند که تکفیریها مجری اهداف آمریکا و اسرائیل در منطقه هستند و از دین استفاده ابزاری میکنند.
** با این شرایط مردم در حلب چگونه زندگی میکنند؟
ازآنجاییکه بیشتر مناطق شهر حلب در برد موشکی و خمپارهای تروریستهای تکفیری وجود دارد آرزوی خانواده من و تمام خانوادهها در شهر حلب این است که شب را بهسلامتی تا صبح سپری کنیم، اگر فرزندانمان صبح به مدرسه میروند دعا میکنیم که عصر سالم به خانه بازگردند؛ و به دلیل کار، درس و خرید در بازار بازهم در آرزوی دیدار هم میمانیم. تأکید میکنم این آرزوی یک مادر در شهر حلب است آیا تا فردا بچههایم زنده میمانند؟ مردم با چنین وضعیت دشواری در حلب زندگی میکنند و به این نتیجه رسیدند که مقاومت تنها راه بقای آنها است ما زندگی خود را ترک نمیکنیم زیرا تکفیریها از 80 کشور دنیا آمدهاند تا زندگی را از ما بگیرند ما نباید تسلیم شویم آنقدر مقاومت میکنیم تا پیروز شویم.
** از مشکلات و سختیهای کار خبرنگاری در شهر حلب بگویید؟
ازیکطرف کار خبرنگاری برای من با توجه به وظایفی که در قبال خانوادهام دارم کار سختی است؛ و از طرف دیگر چون شهر " حلب " در تیررس تروریستهای تکفیری است کار تهیه گزارش و خبر بسیار سخت است به خاطر دارم که در بازار حلب مشغول تهیه گزارش بودم که ناگهان خمپارهای از طرف تروریستهای تکفیری شلیک شد متأسفانه این خمپاره در نزدیکی میدان سلیمانیه منفجر شد که براثر آن تعدادی مجروح و شهید شدند. در آن هنگام تصاویر زنی مجروح با صورتی خونآلود را برای شبکه العالم ارسال کردم. هرچند من این گزارش را بنا به وظیفه تهیه و ارسال کردم اما یادم هست زمانی که به خانه برگشتم تا فردای آن روز قادر به خوردن و آشامیدن نبودم و نمیدانستم چگونه این واقعیت را برای خودم توجیه کنم تا تأثیر منفی بر خانوادهام نداشته باشد. چهار سال است که مردم حلب با این وضعیت رقتبار زندگی میکنند.
**مسلمانان و مسیحیان در این شهر چگونه با یکدیگر تعامل میکنند؟
بهعنوان یک مسیحی قرآن و دعای کمیل امام علی علیهالسلام را میخوانم برای تهیه گزارش شبکه العالم و هنگام تشدید درگیریها دعای مرزداران امام سجاد علیهالسلام را میخوانم، از این ادعیه کمک میگیرم زیرا روح انسان را جلا میدهند اینها مناجات با پروردگار است در موبایلم تمام این ادعیه ذخیرهشده است.
ازلحاظ زندگی و تعامل با اهل دیانت ما از دیرباز با مسلمانان زندگی برادرانه داشیم اکنون که اختلافات شدیدی در بیشتر کشورهای منطقه به دلیل ظلم حاکمان بروز کرده است، ما در شهر "حلب " مسلمان - مسیحی در یک ساختمان باهم زندگی میکنیم، بر سر سفره یکدیگر نانونمک میخوریم. تا این حد ما باهم قرابت و نزدیکی داریم ببینید حتی مادرم در تمام ماههای مبارک رمضان با مسلمانان روزه میگیرد.
فرزندانم نوحههای عزاداری ماه محرم امام حسین را با ارادت گوش میدهند بهعنوان نمونه نوحه "جئناک زینب ثوار " را زمزمه میکنند، پسرم در منزل راه میرود و سرود "علی مدد " حزبالله را میخواند؛ آنها دوست دارند در آینده به عضویت حزبالله درآیند. خوشحالم که روح مقاومت در میان کودکان ما احیاشده است اینها به برکت همزیستی با مسلمانان است.
** حمایت ایران از ملت و دولت سوریه را چگونه ارزیابی میکنید؟
ایران هرگز دوستان خود را در شرایط سخت فراموش نکرده است، ایستادگی این کشور در حمایت از سوریه و مقابله با تکفیریها حقیقتاً جبرانناپذیر است. ایران کشوری پیشرفته، زیبا، امن و با تمدن دیرین درعینحال بافرهنگ درخشان در جهان شناختهشده است. جمهوری اسلامی ایران منعکسکننده حقیقت اسلام رحمانی است. اگرچه ایران همواره بهطور مستقل در حوزه بینالملل تصمیم میگیرد و تابع کشورهای زورگو نیست اما همواره با تحریمهای کمرشکن روبرو شده است.
دشمنان این کشور سعی میکنند روند رو به رشد ایران را کند و یا متوقف کنند؛ اما جمهوری اسلامی به پشتوانه حمایتهای بینظیر ملت ایران باصلابت بهسوی اهدافش بهپیش میرود و با تمام مشکلات خود، مظلومان جهان را فراموش نکرده است. مطمئناً دعای مظلومان جهان همپشت سر ایران است از خداوند متعال خواستار آرامش برای همگان هستم و امیدوارم تروریستها و حامیان عربی و غربی آنها هر چه سریعتر در جهان ریشهکن شوند. موفق باشید

به گزارش شبنم ها به نقل از جماران، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی صبح امروز و در ادامه سفر خود به گلستان در دیدار با جمعی از بانوان این استان اظهار داشت: یکی از عوامل تاثیرگذار و مهم که انقلاب را به نقطه پایانی رساند حضور پررنگ زنان در همه صحنه های انقلاب بود و ما شاهد بودیم که خیلی ها به هیچ عنوان راضی نبودند و از لحاظ دیدگاه های خاص دینی حضور زنان در عرصه انقلاب را تاب نمی آوردند، ولی وقتی امام حضور زنان را تجویز کردند و زنان در عرصه های مختلف انقلاب وارد شدند انقلاب شکل و شمایل دیگری گرفت و تسریع شد.
وی افزود: در هر نقطه ای که خانم ها و مادران دیروز و فردای جامعه وارد عرصه تاثیرگذاری شدند، آن جمع بیش از هر نقطه و زمان دیگری توفیق یافت.
یادگار امام با توصیه به این که در جوامع محلی و استانی این حضور را باید با ارزش تلقی کنیم یادآور شد: زنان به علل مختلف آموزگاران اصلی و رهبران فرهنگی این جامعه هستند. اگر خانم ها در جامعه ای سلامت را پیشه کنند و ارزش ها را تبلیغ کنند آن جامعه ارزشمند و سالم می شود. لذا هرچه کار فرهنگی بیشتری در حوزه خانواده و زنان صورت گیرد اولین یافته های فرهنگی جامعه که خانواده است سالم تر می شود و این سلامت به فضای عمومی جامعه تسری می یابد.
وی ابراز امیدواری کرد: درس امام برای معنویت و بیداری تؤام با سالم اندیشی مورد توجه قرار گیرد و تاکید کرد زنان می توانند مبلغین خوبی برای این درس باشند.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها، دو عامل مهم و تعیین کننده زندگی عصر نوین، یکی فراهم شدن امکان تحصیل و دیگری دشواری های اقتصادی است که موجب شده خانم ها دوش به دوش آقایون در خارج از خانه کار کنند. انگیزه اولیه بسیاری از خانم ها برای اشتغال بیرون از خانه فقط مادی نیست.
بیشتر خانم ها به این دلیل تمایل دارند کار کنند که از این راه «رضایت خاطر» به دست می آورند، زیرا بیکاری، بطالت و افسردگی می آورد. این روزها زندگی ماشینی امکاناتی برای خانم ها فراهم کرده تا کارهای خانه را در کمترین زمان ممکن به انجام برسانند؛ برای همین وقت اضافی فراوانی دارند که می توانند در آن زمان برای جامعه خود مفید واقع شوند. از طرفی، بیشتر خانم هایی که به دلیل «تمکین» از همسرشان، از کار بیرون از خانه چشم پوشی می کنند، بعدها احساس می کنند به آن ها ظلم شده و با تاسف می گویند: «اگر کار می کردم آزادی عمل بیشتری داشتم!»
کارکردن و حضور نداشتن خانم ها در خانه، منشأ بسیاری از اختلاف های همسران امروزی است. زنان امروز با زنان دیروز که فقط همراه شوهرانشان به کار کشاورزی و دامداری می پرداختند، فرق دارند. عصر فناوری جدید همه چیز را در هم ریخته و نوع کارها هم عوض شده است.
معايب اشتغال زن در بيرون از خانه
- اشتغال زن در بيرون از منزل مسلما وقت و انرژي بسياري را از وي مي گيرد و لذا طبيعي است كه چنين زماني با خستگي رواني و جسمي بيشتري(نسبت به زن خانه دار)در منزل حضور يافته و آن انرژي را كه بايد صرف همسر و فرزندانش كند را نمي تواند بگذارد.
- يكي از مسايلي كه باعث مراوده و گفتگوي بيشتر زن و مرد با يكديگر مي شود، مسايل اقتصادي و مالي است. اين در حاليست كه در زنان شاغل به علت استقلال مالي، ميزان گفتگو پيرامون اين مسايل بسيار كاهش يافته و لذا مي تواند باعث ايجاد گسل عاطفي ميان زن و مرد گردد.
- زنان شاغل علاوه بر كار خارج از خانه ناچارند عمده ترين كارهاي داخل خانه را هم به تنهايي به دوش بكشند. در حاليكه اكثريت مردان يا مهارتهاي مربوط به خانه داري را نياموخته اند و يا همكاري لازم را با همسري كه پا به پاي آنها در بيرون از منزل مشغول به كار است ندارند. اين مساله از يك طرف باعث خستگي بيش از حد زن مي شود كه نتيجه آن كاهش توجه و رسيدگي به همسر و فرزندان مي شود و از طرف ديگر مي تواند موجبات اختلاف ميان زن و مرد را پديد آورد.
- و در نهايت آخرين و و مهمترين عيبي كه اشتغال زن در بيرون از خانه دارد، مشكل نگهداري و تربيت فرزند(يا فرزندان)است. در بسياري از موارد كار مادر و بچه داري در تضاد يكديگر قرار مي گيرد. براي مثال با توجه به تعهدات مادر در محل كار و مسئوليتهايي كه وي بر عهده دارد هميشه اين نگراني را دارد كه مي تواند وقت براي فرزندش بگذارد و با او حرف بزند؟ مي تواند در امر تربيت وي نقش اصلي و اساسي را داشته باشد؟ و ....
طبعاً تحمل مسؤوليتها و دغدغههاي كار بيرون از خانه، بسيار سخت است؛ چه بسا كه وقتي مرارتها و مشقتهاي داخل خانه نيز به آن افزوده گردد؛ زن در طول زمان به بيماريهاي مزمن دچار خواهد شد- اگر كار زن همراه با اختلاط با مردان باشد، زن به مرور زمان ويژگيهاي زنانه خود را از دست خواهد داد.
مزاياي اشتغال زن در بيرون از خانه
- اشتغال در بيرون از منزل به زنان كمك مي كند تا از تخصص و تحصيلات خود بهره ببرد كه اين مساله در امنيت رواني و احساس كارآمدي شان بسيار موثر است.
- اين دسته از زنان، با كار كردن در بيرون از منزل، باري از مشكلات اقتصادي را از دوش همسر برداشته و موجب مي گردد كه خانواده از لحاظ مالي در رفاه بيشتري به سر ببرد.
- در دوران كهنسالي و كهولت سن و در نبود همسر به علت برخورداري از مستمري، وابسته و نيازمند فرزندان نخواهند بود كه خود اين مساله در سلامت روان دوران پيري و استقلال بيشترشان موثر خواهد بود.
- مشاركت اجتماعي زن در جامعه، مراودات وسيع اجتماعي و به خصوص اشتغال در بخشهاي فرهنگي باعث افزايش آگاهي ها و دانستني هاي زن شده و او را در تربيت فرزندان حمايت بسياري مي كند.
- خانم شاغل، از نظر روحی دچار پیری زودرس نمی شود و کمتر افسردگی به سراغش می آید.
- وقتی خانمی در خارج از خانه کار می کند، با مشکلات کسب درآمد و به اصطلاح پول درآوردن آشنا می شود، بنابراین به ارزش کار همسرش بیشتر پی می برد و او را بهتر درک می کند!
- در دوره سالمندی سربار دختر یا پسر نخواهدبود، زیرا یک مستمری و حقوق بازنشستگی برای دوران کهولت خود دریافت می کند؛ بنابراین از این خانه به آن خانه فرستاده نمی شود که کشنده ترین دردهای نگفتنی در کهنسالی است.
- چون به اقتصاد خانواده کمک می کند، در اندوخته خانواده هم شریک و سهیم خواهد بود. همین مشارکت، به او احساس امنیت بیشتری می دهد.
- به دلیل حضورش در خارج از خانه و در متن جامعه، از معلومات و دانش اجتماعی روز بی بهره نمی ماند؛ به خصوص اگر به خاطر پیشرفت در کارش مجبور باشد کمی مطالعه و تحقیق هم کند. از طرفی، مطالعه باعث می شود در تربیت فرزندان از آگاهی بیشتری برخوردار شود.
- از نظر حفظ زیبایی، تناسب اندام و خوش لباسی تا حدی مطابق فرهنگ روز خواهدبود. همین امر به شادابی روحیه اش کمک فراوانی می کند.
- بیشتر خانم ها دوست ندارند برای رفع نیازهای مالی شان، که این روزها بسیار هم حیاتی است، مدام از همسرشان پول تقاضا کنند. آن ها می خواهند بخشی از نیازهای خانواده را تامین کنند.
- خانمی که در خارج از خانه کار می کند و از کارکردن احساس رضایت دارد، مقدار زیادی از وابستگی افراطی اش به همسرش کاسته می شود، به طوری که قادر است از نظر روانی هم خود را اداره کند.
انتهای پیام/
منبع: باشگاه خبر نگاران

این پرسش که از نظر متخصصان زنان و زایمان پاسخ واضح و روشنی دارد تنها به دلیل ناآگاهی جامعه از مزایای زایمان طبیعی و معایب عمل سزارین شکل گرفته و مادران را سر دوراهی قرار میدهد. این در حالی است که در بیشتر موارد به دلیل مخفیکاری درباره آسیبهای سزارین و نگاه کاسبکارانه برخی پزشکان به این عمل، این روش غیرمعمول جای خود را با زایمان طبیعی عوض کرده و باب تازهای از مشکلات و نیازهای درمانی را روی مادران گشوده است. عفونت، ایجاد چسبندگی و نازایی یا آمبولی و خطر مرگ از مهمترین پیامدهای عمل سزارین است که کارشناسان این حوزه در گفتوگو با«وطن امروز» جزئیات بیشتری از این عوارض خطرناک را بازگو کردهاند.
کم نیستند رویههای غلطی که با تبلیغهای آشکار و پنهان ماهوارههای فارسیزبان بهعنوان یک روش متداول بین خانوادههای ایرانی جایی برای خود یافتهاند. بیشک این موضوع که جمعیت گستردهای از زنان ایرانی این روزها بیشتر به جای زایمان طبیعی به عمل سزارین فکر میکنند به دلیل میدانداری شبکههای ماهوارهای و البته تبلیغ برخی پزشکان داخلی است که به دلیل منفعتطلبی و کسب درآمد بیشتر و نگاه کاسبکارانه به بیمار، آسیبهای سزارین را حاشا کرده و مادران را به انجام عمل سزارین تشویق میکنند. موضوعی که آسیبهای فراوانی را هم از نظر اقتصادی و هم از جنبه اجتماعی برای کشور به همراه داشته است. همانطور که از نام زایمان طبیعی مشخص است تنها مسیر فرزندآوری به صورت طبیعی همین راه است اما شگردهای تبلیغی سودجویان در سالهای گذشته طوری حقیقت را وارونه جلوه داده که مادران عوارض متعدد سزارین از خونریزی و عفونت گرفته تا حتی خطر عقیم شدن را به جان میخرند و روش اورژانسی بچهدار شدن را جایگزین روش طبیعی و فیزیولوژیک آن کردهاند. درست مانند اینکه فردی برای خوردن غذا و پرکردن شکم، معده خود را
به تیغ جراحی بسپارد!
رکوردشکنی ایران در سزارین
۴۰ تا۶۰ درصد زایمانها در بیمارستانهای دولتی و خصوصی کشور به صورت سزارین انجام میشود. مقایسه این آمار با سطح حداکثر ۳۰درصدی آن در کشورهای اروپایی بهخوبی جایگاه ایران در فهرست رکوردداران انجام سزارین در دنیا را هویدا میکند اما اینکه چرا ثبت رکوردی تازه در این زمینه بهعنوان یک امتیاز منفی برای نظام سلامت تلقی میشود به دلیل وجود عوارض متعدد سزارین است که حتی جان مادر و فرزند را تهدید میکند. متاسفانه امروز زنان و دختران جامعه چشم خود را بر حقیقت بستهاند و تحت تاثیر تبلیغات خوش رنگ و لعاب سودجویان، برای فرزندآوری تیغ جراحی را انتخاب میکنند، غافل از اینکه سزارین پایان راه نیست و میتواند یک عمر با عفونت و حتی نقص عضو باعث آزار خانواده و تحمیل هزینههای سنگین به نظام سلامت شود.
عملی همراه با یک عمر گرفتاری
همانطور که بارها در رسانههای گوناگون در این باره مطالبی منتشر شده است، سزارین روشی غیرطبیعی برای به دنیا آوردن فرزند است که با دخالت پزشک صورت میگیرد به این معنا که هر زمان جان مادر یا فرزند در خطر باشد به تشخیص متخصص زنان و زایمان روش سزارین جایگزین عمل زایمان طبیعی میشود. دخالت در روش فیزیولوژیک زایمان بدون شک خالی از اشکال نبوده و عواقبی را به دنبال خواهد داشت. ترکستانی، متخصص زنان و زایمان و رئیس اداره سلامت مادران وزارت بهداشت در این باره به «وطن امروز» میگوید: سزارین دارای عوارض و خطرات بسیاری است که میتوان آنها را در ۲ دسته عوارض مادری و عوارض نوزادی دستهبندی کرد. وی در توضیح عوارض نوزادی عمل سزارین بیان داشت: از آنجا که در زایمان طبیعی نوزاد به هنگام و با طی فرآیند فیزیولوژیک خاصی به دنیا میآید کمتر دچار عارضه تنفسی میشود اما در سزارین مشکلات تنفسی نوزادان ۴برابر بیشتر از زایمان طبیعی است. این متخصص زنان و زایمان با اشاره به استفاده از تیغ جراحی در این عمل خاطرنشان کرد: برش روی رحم از دیگر خطراتی است که جان نوزاد را تهدید میکند. این احتمال وجود دارد که در هنگام عمل، تیغ جراح با بدن نوزاد برخورد کند. ترکستانی سومین عارضه نوزادی سزارین را افزایش احتمال به دنیا آمدن فرزند نارس عنوان میکند و میافزاید: زایمان طبیعی در بزنگاه لازم به وقوع میپیوندد و به طور قطع دوره رشد جنینی تکمیل شده است اما محاسبه اشتباه در تعیین زمان عمل سزارین میتواند موجب به دنیا آمدن فرزندان نارس شود. علاوه بر این سزارین عواقب و خطراتی برای مادر نیز به همراه دارد که به گفته ترکستانی این عوارض خود به ۲ دسته زودرس و دیررس قابل طبقهبندی هستند. این متخصص زنان و زایمان با اشاره به عوارض زودرس این عمل اظهار میدارد: عفونت اولین خطری است که مادر سزارینی را تهدید میکند. این عفونت ممکن است در محل جراحی یا به صورت عفونت ادراری نمایان شود. موضوعی که به مراتب در سزارین بیشتر از زایمان طبیعی اتفاق میافتد. این عضو هیات علمی دانشگاه معتقد است خونریزی در سزارین دو برابر بیشتر از زایمان طبیعی است و این موضوع میتواند عارضه دیگری برای سزارین به شمار آید. همچنین این مورد را هم باید در نظر داشت که ممکن است حین انجام عمل اندامهای مجاور نیز دچار آسیبدیدگی شوند. ترکستانی بیان داشت: جدیترین مشکلی که ممکن است با سزارین اتفاق افتد ترمبو آمبولی و آمبولی است که آمار مرگ و میر مادران را افزایش میدهد. خون لخته شده در اثر سزارین میتواند از لگن وارد جریان خون شده و مرگ مادر را باعث شود. افزون بر این از عوارض دیررس سزارین که سراغ مادران میآید میتوان به چسبندگیها اشاره کرد. رئیس اداره سلامت مادران وزارت بهداشت در این باره میگوید: چسبندگی ممکن است در روده یا اعضای مجاور رحم به دنبال انجام سزارین اتفاق افتد.
تهدید جدی جان مادر در سزارین
نکته قابل توجه اینجاست که سزارین میتواند جان مادر را از طریق عارضهای خاص در حاملگیهای بعدی به خطر اندازد. به گفته ترکستانی، این عارضه که به جفت سرراهی مشهور است در اثر پایین قرار گرفتن جفت اتفاق میافتد یعنی در اثر سزارین لایههای رحم آسیب دیده و جفت به اعضای مجاور چسبندگی پیدا میکند. این کار باعث میشود زایمان مادر زودتر انجام گرفته یا گاهی پزشک مجبور شود که رحم مادر را خارج کند که این کار به معنی عقیم شدن مادر است.
تیرخلاص به زایمان طبیعی
کسب درآمد از انجام این عمل و ارائه خدمات متعدد قبل و بعد از سزارین باعث شده برخی پزشکان سزارین را بهعنوان تنها راه زایمان پیش پای مادران بگذارند. علاوه بر این تلاش برنامههای ماهوارهای با ترفندهایی مانند تناسب اندام و زیبایی یا القای هراس از درد زایمان تا حدی باعث دور شدن زنان و دختران از بلوکهای زایمان طبیعی بیمارستانها شده و تیر خلاص را به زایمان طبیعی شلیک کرده است. فروغ نیلچیزاده، مدرس حوزه و دانشگاه در تبیین پشت پرده فعالیت شبکههای ماهوارهای برای ترویج سزارین بیان داشت: رسانهای که هویت زنانه و ارزش مادری را هدف گرفته باشد فرزند را بهعنوان ثمره زندگی تلقی نکرده و ارزشی برای آن قائل نمیشود بر این اساس سزارین را بهعنوان بهترین روش زایمان تبلیغ میکند. وی در این باره به «وطن امروز» میگوید: چنین فعالیتهایی حاصل تشکیل اتاق فکری است که یک فرآیند اندیشهای را دنبال میکنند و در این بازی شطرنج به نحوی مهرههای خود را آرایش میکنند تا فکر و رفتار زنان جامعه ما را منجمد کنند و نقابی بر چشم زنان میبندند تا آسیبها و خطرات سزارین را نبینند.
دوری ۴ساعته مادر و نوزاد سزارینی
اما در مقابل صفآراییهایی که در برابر زایمان طبیعی انجام میشود، وزارت بهداشت نیز با رایگان کردن زایمان طبیعی و ایجاد بلوکهای زایمانی در مراکز درمانی یا بهکارگیری بیهوشی و زایمان بدون درد به مبارزه با گردنکشی نمودار میزان سزارین پرداخته است. برنامهریزی وزارت بهداشت تنها به دلیل مقابله با عوارض عمل سزارین و حفظ سلامت مادران صورت میگیرد. عوارض و پیامدهایی که به باور لیلا هادیپور، متخصص زنان و زایمان نهتنها جسم مادر را آزرده میکند بلکه از نظر روحی و عاطفی نیز زن را تحت تاثیر قرار میدهد. این متخصص زنان و زایمان با تاکید بر تشدید اثرات روانی سزارین به «وطنامروز» میگوید: مادری که از راه طبیعی صاحب فرزند شده بیدرنگ میتواند فرزند خود را در آغوش گرفته و شیردهی را آغاز کند اما در عمل سزارین به دلیل استفاده از داروهای گوناگون مادر نمیتواند تا ۴ ساعت پس از عمل به فرزندش شیر دهد که این موضوع شکلگیری رابطه عاطفی مادر و فرزند را تحت تاثیر قرار میدهد. هادیپور میافزاید: حساسیت به داروی بیهوشی و مشکلات ریوی نیز از جمله آسیبهایی هستند که باعث پذیرش دوباره بیمار به دلیل نیاز درمانی میشوند. به گفته این پزشک، یکی از مهمترین عوارض سزارین تاثیر این روش در زایمانهای بعدی است. مادری که یک بار سزارین انجام دهد مجبور میشود در زایمانهای بعدی هم از همین روش استفاده کند. وی از زایمان زودرس، حاملگی خارج رحمی و تاخیر در رشد داخل رحمی در حاملگیهای بعدی نیز بهعنوان دیگر عوارض سزارین نام میبرد.
بیداری حس ناب مادری
هرچند سزارین هم در کنار زایمان طبیعی روشی برای وضع حمل به شمار میرود اما لیست بلندبالای عارضههای این روش تصنعی باید تردید مادران در انتخاب روش زایمانشان را به یقین تبدیل کند، چرا که بدون شک بیدار شدن حس ناب مادری به هیچ عنوان تناسبی با به خطر انداختن جان نوزاد ندارد. از طرفی با در نظر گرفتن تمهیدات ویژه از سوی وزارت بهداشت برای انجام زایمان طبیعی ایدهآل و حفظ حریم مادران، پاسخ پرسش «سزارین یا زایمان طبیعی؟» بهخوبی روشن است.
منبع: وطن امروز