
به قلم: سعید ساداتی
به گزارش شبنم ها، شاید به گزاف نباشد اگر طلاق را یکی از اصلی ترین معضلات اجتماعی هر جامعه ای عنوان کنیم؛ معضلی که از یک سو دلایل خاص خود را دارد و از سوی دیگر، آسیب هایش نه تنها متوجه افراد (زن و شوهر و فرزندان) است بلکه این روند قطعا می تواند آسیب های اجتماعی را نیز به همراه داشته و سلامت جامعه را هم به خطر بیاندازد.
در این گزارش سعی داریم خطراتی که طلاق بر جامعه و اجتماع متاثر خواهد کرد را بررسی نماییم.
الف) زنان مطلقه و آسیب های مخرب بر جامعه
زنان مطلقه؛ ازدواج مجدد و صف خلوت خواستگاران
زنان مطلقه معمولاً نسبت به مرداني كه متاركه نموده اند، كمتر ازدواج مجدد مي كنند. از جمله علل اجتماعي اين وضعيت، وجود فرزندان، سن زن و عدم پذيرش مردان جهت ازدواج با زن مطلقه مي باشد. البته اين امر به علل عاطفي مانند شكست در ازدواج قبلي و عدم تمايل براي ازدواج و نيز عدم اعتماد مردان به موفقيت زنان مطلقه در زندگي زناشويي و عدم روحيه مناسب جهت آغاز زندگي جديد باز مي گردد.
در فرهنگ ايراني زنان مطلقه براي ازدواج، از اعتبار كمتري برخوردارند و مردي كه ازدواج نكرده كمتر به سراغ آنها مي رود و در اغلب موارد مرداني كه زنان خود را از دست داده اند يا همسر خود را طلاق داده اند، به خواستگاري آنها مي آيند، در اين شرايط زن مطلقه ديگر نمي تواند آزادانه حق انتخاب داشته باشد و سطح توقعات او از طرف متقابل، بسيار تنزل مي كند و بسياري از شرايط ناگوار را به اجبار پذيرا مي شود، زيرا در غير اينصورت براي هميشه تنها خواهد ماند.
از سوی دیگر، از آنجایی كه يكي از كاركردهاي خانواده، ارضاء تمايلات جنسي بوده است، با فروپاشي خانواده، فرد با فقدان ارضاء جنسي مواجه مي شود. چنانچه فرصت ازدواج و تمتع جنسي از طريق مشروع ميسر نشود و فرد چنين نيازي را به دليل تجربه جنسي قبلي شديدتر از گذشته احساس نمايد، به سوي انحرافات جنسي و فساد اخلاقي (روسپيگري) كشيده مي شود. احتمال وقوع اين شرايط علي الخصوص زماني كه فرد با مشكلات اقتصادي و تأمين معاش دست به گريبان باشد، شدت مي يابد و فرد مطلقه را به سوي مفاسد مالي و اخلاقي سوق مي دهد.
ب) اثرات مخرّب طلاق بر فرزندان
ب-1) فرزندان طلاق و بزهکاری های اجتماعی
کودکان و نوجوانان خود را نخستين قربانيان اين عفريت عصيانگر مي دانند. به بيان ديگر طلاق آثار مخرب معنوي و مادي زيانباري در پي دارد كه بارزترين نتيجه آن از نظر كمي و كيفي بر روي كودكان است.
بيگمان بعضي از بزهكاران جوان متعلق به خانوادههايي ميباشند كه دچار تعارض و كشمكشهاي خانوادگي و اختلالات رواني و عاطفي هستند، وجود تنشهايي رواني و اختلالات عاطفي در خانواده كودك ميتواند او را وادار به فرار از خانه نمايد تا با گروه بزهكاران همكاري و تشريك مساعي نمايد. در روانشناسي جنايي، بروز انحرافات اجتماعي يا جامعه زدگي و تشكيل گروه آسيب ديدگان اجتماعي، ثمره جراحت عاطفي كودكان در خانوادههاي طلاق تشخيص داده ميشود.
آمارها مؤيد اين نكته است كه بيشتر جرم و بزهكاريهاي كودكان و نوجوانان ريشه در مسائل و مشكلات خانوادگي، طلاق و از هم پاشيدگي كانون گرم خانواده دارد. ميزان جرائم و خودكشي در اطفال باقي مانده از طلاق به نحوي بارز افزايش مييابد. اين اطفال خيلي بيشتر از ديگر همسالان خود مورد سوء استفاده جنسي قرار ميگيرند و بي بند و باري و اعتياد نيز در ميان آنان شيوع بيشتري دارد. تحقيقات انجام شده در باره علل بزهكاري كودكان نشان ميدهد كه كودكان طلاق از امنيت رواني و عاطفي برخوردار نبوده و وجود جانشين مادر در محيط خانواده منجر به ناسازگاري، انحراف و فرار كودك از محيط خانواده ميشود.
بر اساس مطالعات انجام شده در ايران، 95% نوجوانان و جواناني كه به اتهام دزدي در مراكز بازپروري بسر ميبرند، فرزندان خانوادههايي هستند كه پدر و مادرشان از هم جدا شده و يا يكي از والدين اقدام به ازدواج مجدد كرده اند.
ب-2) فرزندان طلاق و تربیت نامناسب
وقتي طلاق اجتناب ناپذير مي شود، مسئله مهم سرپرستي كودكان است. تك والدي مشكلات خاص خود را به همراه خواهد داشت، از جمله اينكه اگر كودك با هر دو والد در ارتباط باشد، يعني يكي از والدين، كودك را سرپرستي نمايد و ديگري هم بتواند با او ديدار كند، ناهماهنگي ميان دو الگو، دو نوع روحيه و شخصيت را به او خواهد آموخت. به ويژه اگر والدين در رفتار و سخنان خود سعي در موجه كردن رفتارهاي خود داشته باشند، كودك قادر نخواهد بود هماهنگي و سازگاري ميان اين دوگونه رفتار را بيابد.
از طرفي زندگي با يك والد و بي ارتباط بودن با والد ديگر موجب مي شود كه كودك شناخت صحيحي از جنسيت و صفات روحي و بيولوژيكي والد ديگر پيدا نكند، لذا پسرهايي كه با مادر زندگي مي كنند، ممكن است با بسياري از صفات مردانه بيگانه و بي تجربه بمانند و برعكس دختراني كه تنها با پدر زندگي مي كنند، احتمال دارد از شناخت الگوهاي رفتاري زنان و اصول خانهداري و همسرداري محروم بمانند.
دختران نوجوان نيازهاي ديگري دارند، آنها فكر ميكنند كه والدين مدلهاي اساسي نقش آموزي هستند و بدون حضور آنها رشد مناسب رفتار بزرگسالي در نوجوان مشكل خواهد بود، علي الخصوص زماني كه اين عدم حضور در اثر طلاق باشد. كاملاً بديهي و منطقي است كه اگر الگوئي وجود نداشته باشد، نقش آموزي دچار مشكل ميشود و منطقيتر اينكه اين فقدان در صورتي كه ناشي از يك ضد ارزش باشد، نقش آموزي سختتر ميگردد. به عبارت ديگر فرزندان باقي مانده از طلاق در همانندسازي مشكلات زيادي خواهند داشت. پسر در همانند سازي از پدر و دختر در الگوپذيري از مادر.
از سوي ديگر با فقدان حضور پدر كنترل فرزند پسر توسط مادر به دشواري انجام مي شود. زيرا والدين بر روي كودكان همجنس خود كنترل بيشتري دارند، با فقدان حضور پدر، در واقع پسر، مهمترين منضبط كننده خود را از دست مي دهد، با توجه به اينكه سرپرستي كودكان پس از طلاق غالباً با مادران است.
زندگي با يكي از والدين نمي تواند شخصيت كامل و متعادلي را در كودك پديد آورد. اينگونه زندگي نمي تواند همه نيازهاي كودك را برآورده سازد. زيرا كودك در اين نوع زندگي براي رفتارهاي خود تنها يك مربي و الگو دارد و از لحاظ محبت و سرپرستي تنها به يكي از والدين تكيه مي كند. از سوي ديگر جامعه هرگز نخواهد توانست نقش پدر و مادر را براي طفل ايفا كند و همه نيازهاي عاطفي و رواني و معنوي او را تأمين نمايد.
ب-3) فرزندان طلاق و زندگی پس از طلاق
مشاهده تعارض والدين و روابط زناشويي ضعيف آنان، احتمالاً تأثير نامطلوبي بر موفقيت ازدواج فرزندان ميگذارد. بيشتر بچه هايي كه با خانواده هاي طلاق و يا با سرپرستي يكي از والدين زندگي ميكنند علاوه بر اينكه دچار انحرافات جنسي و اخلاقي ميشوند، ازدواجشان نيز به طلاق ختم ميشود و درصد طلاق در اين گروه كه پيشينه طلاق والدين را دارند، در مقايسه با ديگران بيشتر است.
طلاق و جدايي موجب ميشود فرزندان نسبت به زندگي، دلسرد و غمگين شوند و در زندگي اجتماعي و خانوادگي ناسازگاري داشته باشند و اين به زندگي آتي آنها لطمه وارد خواهد ساخت. از سوي ديگر افراد جامعه به دليل تقبيح طلاق و نگرش منفي نسبت به آن، تمايل چنداني به وصلت و انتخاب همسر از خانوادههاي طلاق گرفته و فرزندان طلاق ندارد، لذا احتمال ازدواج اين فرزندان نيز نسبتاً پايين است.
ب-4) فرزندان طلاق و اختلال در هويت فردي و خانوادگي
هنگامي كه طلاق زنجيره خانواده را از هم پاره ميكند، پدر و مادر هويت جداگانهاي دارند، ولي آن كسي كه ديگر نامي ندارد و بي پناه و متزلزل در اجتماع رها شده است، فرزند ميباشد، حتي اگر زير چتر حمايتي يكي از والدين هم باشد، باز جامعه به ديده يك فرزند درمانده به او مينگرد كه وليّ و سرپرستي ندارد. جدايي پدر و مادر يك اثر آني و زودگذر نيست و در تمام مراحل زندگي فرزندان اثر منفي خواهد داشت. پراكنده شدن اعضاء خانواده و محروميت فرزندان از سرپرستي مشترك والدين پس از فروپاشي و انحلال خانواده، آنها را از داشتن مواهب و مزاياي زندگي خانوادگي محروم كرده و هويت فردي و خانوادگي خود را مختل مينمايد.
برداشتي كه كودكان از مسئله طلاق دارند با برداشت والدين آنها متفاوت است. كودكان ميخواهند از محبت و همراهي والدين خود برخوردار باشند و مطمئن باشند كه هر دو آنان در كنارشان هستند، با طلاق و جدايي، تعلق و دلبستگي فرد به خانواده كاهش مييابد و هويت خانوادگي او مخدوش ميشود.
**********
هر چند میتوان اثرات مخرب دیگری از تاثیر طلاق بر جامعه را برشمرد، اما به نظر می رسد، اگر همین آثار فوق الذکر نیز خانواده و در نهایت جامعه را تهدید کند، میتواند زمینههای خطرناک جبرانناپذیری را برای انحطاط جامعه به وجود بیاورد.
قاعدتا پر بیراه نیست اگر بگوییم تصمیم عاقلانه یک زوج مبنی بر گذشت از زیاده خواهیها و حتی بعضا حق و حقوق قطعی خود و تن ندادن به منفورترین حلال خدا، نه تنها می تواند آینده خود و فرزندان شان را تضمین نماید، بلکه سلامت جامعه را نیز در پی خواهد داشت.
انتهای پیام/
منبع: طنین یاس

به قلم: سمیرا خطیب زاده
به گزارش شبنم ها به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، کافیست سری به سطح شهر بزنی یا چند خط مترو را عوض کنی. حضور مدل جدیدی از زنان و دختران چادری توجهات را جلب میکند. چادریهایی که انواع و اقسام آرایش را بکار بردهاند و در ظاهر هیچ فرقی با یک بدحجاب ندارند. بعضیهایشان هم هر روز مدل جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و آرایش را رو میکنند و جالب توجه آن است که خود را چادری هم میدانند. انگار فراموش کردهاند که چادر آمده است تا زینتها را بپوشاند، حجاب آمده است تا جذابیتها را پنهان کند!


متاسفانه در چند سال اخیر، این فرهنگ جدید چادری بودن وسعت قابل توجهی نیز گرفته و زنگ خطر را به صدا در آورده است. حتما شما هم دیدهاید دخترانی که چادر میپوشند اما آرایش هم میکنند، لاک هم میزنند یا در برخی موارد موهای خود را نیز به زیباترین شکل در کنار چادر به نمایش میگذارند!
شاید برخی در توجیه این قسم از چادری بودن بگویند که اینها مقدمه است برای کسانی که تابحال چادر را تجربه نکردهاند اما به واقع باید گفت این پوشش و این نوع از چادری بودن هیچ محلی از حجاب و عفاف ندارد و به نوعی زیر سوال بردن و مضحکه نمون اصل چادر است.
بحث اساسی آن جاست که حجاب باید در مسیر پوشیدگی و حیا باشد. در مسیر جلب توجه نکردن برای نامحرمان، وگرنه اگر مثلا حجاب داشته باشی و حتی چادری هم باشی و از ابزارهای دیگر جلب توجه، آن هم به غلیظ ترین شکل ممکن استفاده کنی، فرق تو با یک بیحجاب یا بدحجاب در چیست؟

حجابی که در مسیر خودنمایی باشد نه تنها با فلسفه حجاب در تعارض است، بلکه اساس ضد حجاب است.
بهتر است کمی هوشیار باشیم و حوادث اطرافمان را با دقت و موشکافی بیشتری بررسی کنیم. سخن ما در دفاع از حجاب برتر است. در دفاع از « چادر». گویا اینبار دست نااهلان و نامردمان «حجاب برتر» را نشانه رفته است. گویا اینبار میخواهند با چادر حجاب را بیحجاب جلوه نمایند.
حجاب اسلامی و آنچه حجاب برتر است یعنی در مقابل نامحرم، فقط آشکار ساختن گردی صورت و دست از مچ تا انگشتان بدون وجود زینت و آرایش و بدون استفاده از لباسهای چسبان یا بدننما و به همراه رفتار و گفتاری که حجاب ظاهری را کامل کند.

حال بهتر است هر کدام از زنان جامعه، چه چادری و چه غیر از آن خود را با این میزان واقعی بسنجند و بدانند تا چه حد از این میزان فاصله گرفتهاند.
در یک کلام حیا را که نفهمی چادر سیاه هم تورا محجبه نخواهد کرد.
انتهای پیام /

شبنم همدان

به گزارش شبنم ها، امروزه فناوریهای کامپیوتری برای بسیاری از موارد در علم پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد و معمولا در نمایشگاههای سالانه CES شاهد عرضه بسیاری از فناوریهای پزشکی برگرفته از علوم کامپیوتری هستیم. در نمایشگاه سال جاری یک طرح مفهومی در زمینه کنترل حرارتی بدن نوزادان معرفی شد که میتوانست به خوبی به مادران در نگهداری از کودکان خود کمک کند.
این طرح پس از گذشت چند ماه به مرحله عملیاتی شدن رسیده و سرانجام به بازار مصرف عرضه شده است. این پروژه شامل یک برچسب است که بر روی بدن کودک چسبانده میشود. این محصول که توسط سازندگانش TempTraq نام گرفته است میتواند حرارت بدن کودک را بر روی خود نمایش دهد.
به صورت عمومی یکی از مشکلاتی که مادران با آن روبرو هستند این است که چگونه میتوانند بدون بیدار کردن کودک خود از حرارت بدن او و احتمال تب کردن کودک آگاه شوند و در این راه TempTraq میتواند به صورت کامل این مشکل را حل کند زیرا دیگر نیازی به بیدار کردن کودک نیست و تنها با نگاه کردن به اطلاعات ارسال شده توسط برچسب میتوان درجه حرارت بدن کودک را مشاهده کرد.
سازندگان این محصول، آن را با نرمافزارهای اندروید و iOS همراه کردهاند تا بتوان به راحتی از TempTraq استفاده کرد. اطلاعات از این برچسب به کمک بلوتوث به این نرمافزارها انتقال پیدا خواهند کرد و به همین دلیل نیز کنترل 24 ساعته حرارت بدن ممکن خواهد بود. قیمت تعیین شده برای این دستگاه برابر با 25 دلار است، البته TempTraq، یکبار مصرف بوده و نمیتوان از آن برای مدت طولانی استفاده کرد.
جام نیوز

به گزارش شبنم ها، اگرچه رحلت حضرت امام خمینی (ره) تلخ ترین اتفاق در دفتر نظام جمهوری اسلامی است، اما به اوج رسیدن "ولایت فقیه" به عنوان یادگار بابرکت او با انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای، آن ایام تلخ را به روزهای شیرین بدل ساخت.
در این سالها دشمنان نظام اسلامی و ولایت فقیه با هر توان و ابزاری درصدد ضربه به این جایگاه رفیع بوده اند، که صدالبته راه بجایی نبرده اند.
در همین زمینه و در ایام رحلت امام (ره) و انتخاب مجلس خبرگان رهبری، شبکه های ضدانقلاب همانند بی بی سی و صدای آمریکا، برنامه هایی جهت پیشبرد اهدافشان در دستور کار قرار می دهند.
شبکه صدای آمریکا در برنامه افق با انتشار یک نظرسنجی با این سوال که " جایگاه ولی فقیه را در آینده سیاسی حکومت جمهوری اسلامی چگونه ارزیابی می کنید" نقش ولایت فقیه در ساختار آینده جمهوری اسلامی را در معرض رای مخاطبانش گذاشت.
این شبکه گزینه های ذیل را به عنوان سر فصل نظرسنجی خود قرار داد:
1) استمرار خواهد داشت
2) به شکل کنونی قابل استمرار نیست
3) به نقشی سمبلیک محدود خواهد شد
اما آنچه جالب توجه است، علی رغم سیاست ضدایرانی این شبکه، 68 درصد مخاطبان گزینه اول یعنی "استمرار نقش فعلی ولی فقیه در آینده سیاسی جمهوری اسلامی" را به عنوان گزینه مطلوب خود انتخاب کردند.

گفتنی است در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی بنابر اعتراف مسئولان کشورهای غربی "اصل ولایت فقیه" بزرگترین مانع در پیاده کردن نقشه های آنها برای از بین بردن استقلال مردم ایران بوده و بر همین اساس بیشترین تلاش رسانه های معاند جمهوری اسلامی برای باز کردن راه بازگشت دشمن و تلاش برای ضربه به استقلال کشور، در خدشه وارد کردن به جایگاه ولایت فقیه متمرکز گردیده است.
منبع:جام نیوز

به گزارش شبنم ها به نقل از گروه بینالملل خبرگزاری فارس، سخنان حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در بیست و ششمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) معمار انقلاب اسلامی ایران در رسانههای انگلیسی و عربی بازتاب یافت.
روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» در گزاش خود با تمرکز بر سخنان مقام معظم رهبری درباره عدم اعتماد به قدرتهای مستکبر به ویژه آمریکا و مرتبط کردن آن با مهلت تعیین شده برای حصول توافق نهایی هستهای نوشت: فرماندهی کل قوای ایران در سخنان امروز پنجشنبه خود به مناسبت بیست و ششمین سالگرد درگذشت امام راحل تاکید کردند که آمریکا و دیگر قدرتهای مستکبر قابل اعتماد نیستند.
به نوشته این روزنامه آمریکایی،آیتالله خامنهای در سخنان امروز خود تاکید کردند که فرمایشات و رهنمودهای امام خمینی به معنای قطع رابطه با دیگر کشورهای جهان نبوده است.
وال استریت ژورنال در خاتمه نوشت:سخنان امروز مقام معظم رهبری به خاطر در پیش بودن مهلت تعیین شده 30 ژوئن برای حصول توافق نهایی هستهای بشدت مورد توجه و رصد قرار گرفته است.»
«کریستینا پامر» خبرنگار شبکه خبری آمریکایی «سیبیاس نیوز » نیز در گزارشی از تهران نوشت:آیت الله خامنهای، رهبری ایران که حمایت خود از گفتوگوهای هستهای را اعلام و البته مدام نسبت به صداقت آمریکا و کشورهای غربی حاضر در مذاکرات ابراز شک میکند، روز پنجشنبه نیز مجددا شک و بدگمانی به طرف غربی ( آمریکا) را در سخنرانی به مناسبت سالگرد درگذشت امام خمینی بیان کرد.
«خبرگزاری فرانسه» نیز در گزارشی در این رابطه نوشت: آیتالله خامنهای فرمانده کل قوای ایران، امروز پنجشنبه خواهان اتحاد مسلمانان جهان برای مقابله با ظلم و ستم غرب شد.
خبرگزاری فرانسه در ادامه گزارش خود نوشت: در این مراسم که به مناسبت بیست و ششمین سالروز رحلت آیتالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در تهران برپا شد، آیتالله خامنهای نسبت به برقراری هرگونه رابطه با آمریکا، یکی از چند قدرت جهانی در حال مذاکرات هستهای با ایران، هشدار داد.
این منبع خبری در خاتمه ضمن اشاره به ستایش مقام رهبری ایران از نقش امام خمینی در نسبت دادن لقب «شیطان بزرگ» به آمریکا نوشت: مقام رهبری ایران در سخنان خود نسبت به صداقت قدرتهای جهانی در مذاکره هستهای با ایران اظهار شک و بدگمانی کرد.
«شینهوا» خبرگزاری رسمی چین نیز در گزارشی از تهران نوشت: آیتالله خامنهای رهبر عالی رتبه ایران مخالفت خود را با حملات هوایی ائتلاف عربستان علیه یمن اعلام کرد.
این خبرگزاری به نقل قول سخنان مقام فرماندهی کل قوای ایران پرداخت و از قول ایشان نوشت: «ما بمباران یمن را محکوم کرده و حمایتمان را از ملت رنج کشیده این کشور اعلام میکنیم.»
خبرگزاری لبنانی «المنار » نیز در گزارشی نوشت:مقام رهبری ایران در سخنانشان نسبت به دسایس دشمنان هشدار دادند.
المنار نوشت: آیتالله خامنهای در سخنان خود بر پایبندی مردم ایران به اصول و مبنای امام خمینی راحل تاکید و افزودند که یکی از این اصول این است که آمریکا کماکان «شیطان بزرگ» محسوب میشود.
المنار در در خاتمه نوشت:رهبر انقلاب ایران نسبت به سیاستهای تفرقهانداز برخی گروهکهای تکفیری در عراق، سوریه و لبنان علیه شیعه و سنی هشدار داده و خواهان عدم در ورطه افتادن مسلمانان در دام آنها شدند.
وبگاه لبنانی «العهد» نیز در گزارشی در خصوص سخنان امروز رهبر انقلاب نوشت: «آیتالله خامنهای تاکید کرد که گروهکهای تروریستی مانند داعش هیچ ارتباطی با اسلام ندارند و مورد حمایت آمریکا و اسرائیل هستند.»
به گزارش این منبع خبری رهبر جمهوری اسلامی ایران افزودند:« ما نمیتوانیم وعدههای مستکبران به ویژه در مسائل خاص اعتماد کرده و تنها به خدا اعتماد داریم».
روزنامه عرب زبان «الحیات» چاپ لندن نیز در گزارش خود در این باره نوشت: رهبر ایران امروز خواستار وحدت ملی داخلی و جهانی برای مقابله با استکبار جهانی خصوصا آمریکا شد.
به گزارش الحیات آیت الله خامنهای نسبت به توطئههای کنونی برای اختلافافکنی میان شیعه و سنی بز اشاره و از آمریکا در خصوص تحریکاتش برای اختلاف افکنی در کشورهای اسلامی انتقاد کرد».
شبکه تلویزیونی «المیادین» لبنان نیز بخش بیشتر سخنان آیتالله خامنهای مربوط به فلسطین را بازتاب داد و از قول ایشان نوشت: «آرمان فلسطین هرگز از دغدغههای ما خارج نخواهد شد. همانگونه که با بمباران یمن مخالفیم با محاصره غزه نیز مخالف هستیم. امام خمینی نیز با آمریکا مخالف و حامی فلسطین و آرمان فلسطین بود. ایشان اعتقاد داشت که آمریکا «شیطان بزرگ» است. دشمن میخواهد که به وضعیت اول و تسلط بر ایران برگردد و ملت سدی محکم در برابر آن خواهند بود».
روزنامه «القدس العربی» نیز با تمرکز بر سخنان آیتالله خامنهای در زمینه «وحدت ملی» به نقل از ایشان نوشت:«از خصوصیات بارز امام خمینی عدم اعتماد بر قدرتهای استکباری بود. آنچه امروز درخصوص ایران وآنچه درباره آن اعلام میشود، حاکی از آن است که نمیتوان به وعدهها اعتماد کرد.»
به نوشته القدس العربی، رهبر ایران همچنین ضمن اشاره به توطئهها برای تفرقهافکنی دینی، تحرکات آمریکا را در این خصوص مورد انتقاد قرار داد.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها، فاطمه آلیا گفت: موضوع «کاهش ساعت کاری زنان شاغل با شرایط خاص» از جمله معدود موضوعاتی است که دولت و مجلس بر روی آن توافق دارند.
وی ادامه داد: چرا که این موضوع لایحه است و به لحاظ اعتبارات محل اشکال نیست چون این موارد قبلا دیده شده است و مربوط به تمام بانوان شاغل نیست و تنها زنانی که دارای شرایط خاص هستند و مادرانی که فرزند معلول دارند مشمول این لایحه میشوند.
وی ادامه داد: امیدوار هستیم که هفته آینده در دستور صحن علنی قرار بگیرد، بخشی از بانوان شاغل در دستگاههای دولتی هفتهای 44 ساعت کار میکنند که در این مورد مشکلی نیست اما در مورد کسانی که مشمول قانون کار یا تأمین اجتماعی هستند نیز تبصرهای لحاظ شده است و نگرانی این بخش هم برطرف شده است و آن اینکه دولت به صورت پلکانی به کارگاههای تحت پوشش تسهیلاتی ارائه دهد و مشوقهایی برای آنها در نظر گرفته شود این تبصره مشکلی برای تأمین اجتماعی نیست با توجه به اینکه در صحن علنی مطرح میشود سایر نمایندگان میتوانند پیشنهادات خود را ارائه دهند اما تسهیلات و تخفیف و اقدام به صورت پلکانی در این لایحه دیده شده است.
این عضو کمیسیون اجتماعی افزود: با توجه به اینکه هم اکنون رویکرد سیاستهای جمعیتی کشور ایجاب میکند که ما تسهیلاتی برای مادرانی که فرزندان زیر 6 سال دارند قائل شویم در قوانین مربوط به معلولان هم این مورد را داریم که تسهیلاتی برای مادرانی که فرزندان معلول دارند هم قائل شویم بنابراین لایحه کاهش ساعت کاری زنان شاغل با شرایط خاص لایحه بسیار مهم و مؤثری است و بهتر است کارشناسان و نمایندگان قبل از مطرح شدن لایحه در مجلس به جای نفی اصل موضوع پیشنهادات مثبت و ایجابی داشته باشند.
آلیا ادامه داد: با توجه به اینکه دولت و مجلس موافق این موضوع هستند وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی نیز باید به وظیفه خود عمل کند و شرایط اجرای این گونه قوانین را فراهم کند و موانع را از میان بردارد.
انتهای پیام/
منبع: فارس

به گزارش شبنم ها، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب هماکنون در بیستوششمین سالگرد ارتحال امامخمینی (ره) در حرم مطهر ایشان در حال سخنرانی هستند.
مهمترین محورهای فرمایشات مقام معظم رهبری به شرح ذیل است:
ـ اگر ملت ایران بخواهد هدفها و راه را ادامه دهد، باید راه و اصول امام بزرگوار را درست بشناسد، نگذارد شخصیت امام را تحریف کنند که تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم، یا فراموش کنیم، یا خدائی نکرده عمدا به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد.
ـ منظومه فکری امام دارای خصوصیات کامل یک "مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی" است. اولا متکی بر جهان بینی توحید است؛ ثانیا این مکتب، زنده و پویا و پرتحرک و عملیاتی بود. مثل بعضی تئوری سازی های روشنفکرانه نبود که در بحث حرفهای قشنگی است، اما در عمل کارآیی ندارد. منطق، فکر و راه امام، عملیاتی بود. به همین دلیل هم پیروز شد و پیش رفت.
ـ شخصیت اصلی امام در تحقق آیه وجاهدوا فی الله حق جهاده است. امام با آن زمینههای برجسته علمی وارد میدان مجاهدت فی سبیل الله شد و تا آخر عمر خود ادامه داد.
ـ دو کار بزرگ و بی سابقه در تاریخ کشور ما بوسیله امام تحقق پیدا کرد. یکی برانداختن بنای سلطنت موروثی ظالمانه و غیرعاقلانه.
ـ کار بزرگ دوم، ایجاد یک حکومت و نظام بر اساس اسلام بود، که این هم بعد از صدر اسلام در تاریخ کل اسلام بیسابقه بود.
ـ آنچه امروز عرض میکنم دربارهی تحریف شخصیت امام رحمهالله است. امام را نباید به عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی نگاه کرد. بعضی اینجور میخواهند. این غلط است.
ـ امام مظهر عینی حرکت عظیمی است که ملت ایران آغاز کرد و تاریخ خود را متحول کرد. امام بنیانگذار یک مکتب فکری و سیاسی و اجتماعی است.
ـ جامعه تشیع فقط به تاریخ گذشتهی خود متکی نیست. چشم به آینده دارد. در سختترین شرایط یکنفر معتقد به مهدویت، دل خالی از امید نمیداند. میداند که این دوران تاریکی و ظلم، این دوران تسلط ناحق قطعاً سپری خواهد شد.
ـ اعتقاد تشیع به مهدویت به همینجا محدود نمیشود. این شعله در جوامع شیعی، در قرنهای گذشته بوده و همچنان وجود خواهد داشت و انشاءالله دوران انتظار منتظران سر خواهد آمد.
ـ خطر تحریف امام، به عنوان یک هشدار باید در گوش مسئولان، صاحبنظران انقلاب، شاگردان قدیمی امام و علاقهمندان این راه باشد. در داخل هم بعضی شخصیت امام را تحریف میکردند. آنها حتی در زمان حیات امام، حرفی که به نظرشان پسندیده بود به امام نسبت میدادند. بعد از رحلت امام هم همین جریان ادامه داشته، حتی تا آنجا که امام را به صورت یک آدم لیبرال معرفی میکنند.
ـ یکی از اصول امام، اثبات اسلام ناب محمدی (ص) و نفی اسلام آمریکایی است. اسلام آخوندهای درباری، اسلام داعشی و اسلام بی تفاوت در برابر جنایات صهیونیسم و آمریکا و چشم دوخته به قدرتهای بزرگ، همه سر در یک آخور دارند. از نظر امام همه اینها مردودند.پیرو امام باید مرزبندی داشته باشد هم با اسلام متحجر، هم با اسلام سکولار.
ـ یکی دیگر از اصول امام اعتماد به صدق وعده الهی، و بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر است. این که امام به مستکبرین، هیچ اعتمادی و اعتقادی نداشت، این موجب می شد به وعده های آنها اعتنایی نکند. ما در قضایای جاری خود داریم لمس می کنیم که نمیشود به وعده مستکبرین و حرفهای جلسه خصوصیشان اعتماد کرد.
انتهای پیام/
نافع

به گزارش شبنم ها، حجتالاسلام رضا غلامی (رئیس مرکز پژوهشهای علوم انسانیِ اسلامی صدرا): امروز در حالی بیست و ششمین سالگرد ارتحال ملکوتی امام (رضوان الله علیه) را گرامی میداریم که خط تحریفگری آراء و مواضع امام (ره)، در سایه سکوت و برخورد گزینشی موسسهای که قانوناً مکلف به پاسداری از مواضع امام (ره) است، کار خود را آغاز کرده است.
عدهای در جهت دستیابی به منافع پوچ خود و با هدف رسیدن به امیال جاهطلبانه خود، در صدد ارائه تصویری دوگانه از مواضع بنیادی امام به نسلهای جدید هستند. در واقع، میخواهند درباره مواضع امام که بنای انقلاب بر روی آن استوار شده است، تردید بوجود بیاورند و مواضع سست و غیر انقلابیشان را به عنوان مواضع امام جا بیندازند. البته فرمایشات امام، هم مستحکم است و هم شفاف، لذا تحریف آراء و مواضع ایشان کار سادهای نیست لکن همین تردید افکنیها برای جریان انقلاب خسارت بار است بنابراین بنده پیشنهاد میکنم دوستان انقلابی ما، یک نهضت بزرگ برای بازخوانی افکار و اندیشههای امام به راه بیندازند و البته به بازخوانی صرف اکتفاء نکنند و وارد انطباق افکار و اندیشههای امام با گفتار و رفتار مسئولین هم بشوند. واقعاً باید دید آنهایی که ادعا میکنند در خط امام هستند چقدر در ادعای خود صادقند و عملکرد آنها چه نسبتی با افکار امام دارد.
یکی از مواضع بنیادین امام، ضدیت با غربزدگی و لیبرالیسم است. شما امکان ندارد در افکار امام، با غربزدگی و یا لیبرالیسم ذرهای مماشات مشاهده کنید. امام حقیقتاً در به چالش کشیدن غربزدگی و غربزدهها جدی است و تاکید میکند، تا زمانیکه قبله کشور غرب است، این کشور و این ملت روی سعادت و خوشبختی حقیقی را نخواهد دید. مثلاً ملاحظه کنید، ایشان میفرمایند باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاستبازان پیوسته به غرب و شرق، با وسوسههای شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بینالمللی نکشانند.
بنده این مطلب را در یکی از نشستهای اندیشه راهبردی از مقام معظم رهبری شنیدم که فرمودند، اگر امام نبود، عدهای دوباره استبداد را به این کشور برمیگرداندند. این یک واقعیت است که اگر امام و مقام معظم رهبری نبودند، لیبرالها همان کاری را که در انتهای نهضت مشروطه کردند یعنی از یک طرف شیخ فضل الله نوری را به جرم مخالفت با مشروطه در میدان توپ خانه تهران به دار آویختند و زیر چوبه دار کف و سوت زدند، و از طرف دیگر، با دادن کشور به رضاخان، استبدادی قوی تر از استبداد قجری را به کشور تحمیل کردند و دیدید که کشور چه مصیبتی از پهلوی ها کشید.
*روحیه استکبارستیزی و دفاع از مظلومین جهان
یکی دیگر از مواضع اصولی امام، استکبارستیزی و دفاع از مظلومین جهان است. از نظر امام، راس نظام استکبار جهانی رژیم ایالات متحده است؛ شما اگر مروری بر تاریخ معاصر جهان داشته باشید، تأیید خواهید کرد که منبع بیشتر مصیبتهای عالم آمریکاست. در حقیقت، نقش آشکار یا پنهان ایالات متحده در عمده جنگها و آدم کشیهای جهان و در غالب مظالم این عالم، غیرقابل انکار است. بنابراین، امام، امریکا را شیطان بزرگ مینامند. توجه داشته باشید که این یک شعار نیست؛ این، یعنی شیطان بزرگ بودن آمریکا، باور عمیق امام است لذا همانطور که انسان مسلمان نباید حتی یک لحظه با شیطان کنار بیاید، نباید با آمریکا نیز که تجسم شیطان در این دنیاست، کنار بیاید.
با این وصف، دیگر تعظیم کردن به آمریکا، لبخند زدن به او، اعتماد کردن به او، و توقع کنار گذاشتن خصلتهای شیطانی از طرف این رژیم پلید، هیچ نسبتی با افکار امام و با خط امام ندارد بلکه ضد فکر و خط امام است. از طرف دیگر، امام معتقد است آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند چراکه برای امام ذات سست و شکننده جریان باطل کاملا روشن است. جریان باطل به تعبیر قرآن مانند بیت عنکبوت سست است و سرانجام آن، مرگ و نابودی است. بر این اساس، امام از آمریکا هیچ ترسی ندارد و واقعا اعتقاد دارد این رژیم در برابر ملت مؤمن ایران، هیچ غلطی نمیتواند بکند. شما ملاحظه بکنید، ایالات متحده در این 36 سالی که از عمر پربرکت انقلاب سپری شده است با تمام توان وارد مبارزه با انقلاب اسلامی شده است اما هر روز شکست جدیدی را از این انقلاب تجربه میکند. در حقیقت، تاکنون آمریکا در هیچ قضیهای نتوانسته بر انقلاب اسلامی غلبه کند و امروز در برابر حرکت زنده و رو به رشد انقلاب کاملا درمانده شده است.
*اهتمام در راستای استقلال ایران
استقلال ایران، یکی دیگر از مواضع بنیادی امام است. بنده وقتی فرمایشات امام را مرور میکنم، ملاحظه میکنم، ایشان در اغلب بیاناتشان به نحو مستقیم یا غیر مستقیم بر روی ضرورت دست یابی به استقلال و سپس حراست از آن تاکید دارند. در واقع، بیانات و نوشتههای امام مملو است از تاکید بر روی استقلال و رفع همه وابستگیها به شرق و غرب. من تعجب میکنم کسانی که امروز ادعای پیروی از امام میکنند، چگونه به خود اجازه میدهند، به سمت ریختن قبح وابستگی و کم اهمیت یا بی اهمیت جلوه دادن استقلال و خوداتکایی بروند. حالا گفته میشود دیگر خودکفایی در همه زمینهها منطق اقتصادی ندارد. بله، ما هم میدانیم لذا میگوییم منظور از خودکفایی در فرمایشات امام و مقام معظم رهبری، خود اتکایی است که معنای ساده آن، برخورداری قدرت تامین تمامی نیازهای ضروری کشور است. یعنی اگر روزی خواستند درباره یک کالای ضروری ملت را تحریم کنند، بلافاصله بتوانیم با استفاده از توانایی داخلی، آن را با برترین کیفیت تولید کنیم.
یکی دیگر از مواضع بنیادی امام، اسلامی شدن کل نظام است. در این زمینه، اولاً، امام احیاگر اسلام ناب محمدی (ص) در تاریخ معاصرند و ثانیاً، امام معتقد به اسلام سیاسی هستند که مولود اسلام ناب محمدی (ص) است. در حقیقت، امکان ندارد شما از اسلام خالص و حقیقی باخبر باشید و به آن ایمان آورده باشی، و بعد از بطن افکار یا عمل شما، سکولاریسم استخراج شود؛ اسلام ناب، اسلامی نیست که تماشاچی باشد، بلکه خود بازیگر اصلی و بی رقیب عرصه اجتماع و سیاست است. از طرف دیگر، توجه داشته باشید که نقطه مقابل اسلام ناب محمدی (ص)، اسلام آمریکایی صرفا به معنای اسلام غربزده و مقهور غرب نیست بلکه از منظر امام، اسلام جهال و متحجرین نیز مصداق بارز اسلام آمریکایی است و چه بسا اسلام جهال و متحجرین خطرناک تر از اسلام لیبرال باشد.
*قانون گرایی از مواضع اصولی امام خمینی
قانونگرایی، یکی دیگر از مواضع اصولی امام است. در نگاه امام، التزام به قانون چه قانون اساسی و چه قوانین موضوعه، چیزی نیست که قابل مسامحه باشد. برای حفظ ثبات در کشور و رفع گرفتاریها، همه باید قانون را که در جمهوری اسلامی و با احراز عدم مغایرت آن با شرع مقدس از سوی شورای نگهبان، اسلامی است، رعایت کنند. کسی حق ندارد هر کجا قانون مطابق میلش بود به آن عمل کند و هر جا نبود به آن عمل نکند. بعضیها اینگونهاند که قانون را با منافع خود میسنجند. هر کجا قانونی با منافع آنها سازگاری داشته باشد، فریاد قانون گرایی سر میدهند و برعکس، هر کجا قانون با منافع آنها در تضاد باشد، به آن بی محلی میکنند یا اصطلاحا، زیراب آن را میزنند.
امام به صراحت به قانون شکنانی مثل بنی صدر میگوید شما غلط میکنید که قانون را قبول ندارید؛ قانون هم شما را قبول ندارد! در قضیه فتنه 88 چه اتفاقی افتاد؟ خوب، همین افرادی که امروز خودشان را به امام میچسبانند، به صراحت به ستیز با قانون برخاستند. گفتند چون اسم ما از صندوقهای رای بیرون نیامده است، قانون را قبول نداریم و با کشور و منافع ملی همان کردند که دیدید. قانون باید مبنا باشد و اگر اینگونه شد، کشور م تواند از فتنه گریهای آینده با موفقیت عبور کند. من تعجب میکنم، مسئولین در کشور دائما میگویند فلان چیز با قانون اساسی مغایرت دارد. مثلا اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره تایید صلاحیت رؤسای دانشگاهها یا تعیین سیاستهای کلی برای برنامههای پنج ساله توسعه و غیره. باید به ایشان گفت، همین حرف که فلان امر با قانون اساسی مغایرت دارد، خلاف نص قانون اساسی است چراکه تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است نه شما!
*ولایت فقیه
موضع بنیادی دیگر امام، ولایت فقیه است. اساساً این امام بود که ابر نظریه ولایت فقیه را ارائه داد و آن را به معنای جامع خود، از متن تعالیم اسلامی خارج کرد. در حقیقت، کاری که امام انجام داد، کنار زدن گرد و غبار زمان و همچنین کنار زدن تفکرات غلط و نمایان کردن ولایت فقیه در تعالیم اسلامی بود. خب، ملاحظه بفرمایید، امام ولایت فقیه را هدیه الهی برای ما توصیف میکنند و میفرمایند، پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.
از نظر امام، رمز عبور ملت ایران از پیچ و خمهای پر مخاطره برای رسیدن به موفقیت، وجود ولایت فقیه و مهم تر از هر چیز، حمایت همه جانبه و قاطع ملت از آن است. شما نگاه کنید، اگر ما ولایت فقیه نداشتیم، انقلاب و نظام یک سال هم دوام نمی آورد. این ولایت فقیه است که موجب دوام نظام اسلامی و حفظ جمهوریت و اسلامیت آن شده است. لذا دقت بفرمایید، امروز، هم نقطه تمرکز دشمن بیرونی و هم ضد انقلاب در داخل، ضربه زدن به ولایت فقیه است چراکه تا زمانیکه ولایت فقیه باشد، این نظام پابرجا و پیشرو خواهد بود.
حالا در چنین شرایطی، ببینید مدعیان پیروی از خط امام با ولایت فقیه چه میکنند. در فتنه 88 چه کردند و هم اکنون چه میکنند. حالا که دیدهاند ولایت فقیه را نمیشود حذف کرد، به دنبال بی خاصیت کردن آن از طریق شورایی شدن و غیره یا تحت اختیار در آوردن آن از طریق مجلس خبرگان آینده هستند. مثل فیلمهای تخیلی امریکایی، فکر می کنند به راحتی این کار را می کنند و ملت هم سکوت می کند! لذا نقشه میکشند که مثلا اینگونه ترکیب خبرگان را به نفع خود تغییر دهند فلان عنصر را وارد کنند و در حد رهبری او را بالا ببرند و غیره. این در حالی است که اینها باید آرزوی بیخاصیت کردن ولایت فقیه و یا دسترسی نااهلان و نامحرم به این جایگاه را به گور ببرند. این ملت به لطف خدا بیدار است و با شناختی که از جریان های فکری و سیاسی دارد، اجازه نمیدهد با ولایت فقیه که ستون خیمه نظام اسلامی است، چنین معاملهای بشود.
*حفظ روحیه انقلابی جوانان
یکی دیگر از مواضع بنیادی امام، انقلابیگری و حفظ روحیه انقلابی در بین جوانان است. بعضیها امروز میگویند، روحیه انقلابی برای همان چند سال ابتدای انقلاب بود، امروز دیگر روحیه انقلابی برای منافع ملی دردسر ساز است لذا انقلاب را حفظ کنیم لکن روحیه انقلابی را کنار بگذاریم! سئوال بنده از این افراد این است که مگر میشود به انقلاب باور داشت اما روحیه انقلابی پیدا نکرد؟ کسی که روحیه انقلابی ندارد، در حقیقت، با انقلاب خداحافظی کرده است. میخواهم تاکید کنم، اتفاقا این روحیه انقلابی است که مردم را در صحنه نگه داشته است. این روحیه انقلابی است که مردم را در قبال کشور و آرمانهای والای آن غیرتمند کرده است.
این روحیه انقلابی است که مردم را از بیتفاوتی در برابر سرنوشت کشور نجات داده است. بنابراین، روحیه انقلابی داشتن برای حفظ انقلاب و نظام و مقابله با دسایس نو به نوی دشمن، یک ضرورت است و بحمدالله امروز بر خلاف میل برخی، جوانان ایرانی دارای روحیه انقلابی هستند و اگر خدای ناکرده تجاوزی هم به کشور بشود، به مراتب قوی تر از جوانان دهه 60 برای دفاع از کشور به صحنه خواهند آمد.
*حمایت از مستضعفین
موضوع دیگر، امام و حمایت از پابرهنهها و مستضعفین است. امام میفرمایند، فقرا و متدینین بی بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان انقلابها هستند؛ ما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا به هر صورتی که ممکن است، خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم. ملاحظه بفرمایید، میگویند خط اصولی. خب، جدای از اینکه امام پابرهنهها را ولی نعمتان همه ما میدانند، تاکید میکنند که ما باید کوشش کنیم، که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم. از نظر امام، این اخلاق، اخلاق طاغوتی و میراث طاغوتها در ایران است.
لذا انقلابی بودن با اشرافیت، با تجمل گرایی، با دنیازدگی و با تکبر و این چیزها قابل جمع نیست. در جای دیگر امام میفرمایند یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخها و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد. پس ملاحظه کنید که امام سر این قضیه با کسی رودربایستی ندارد. حالا ببینید، کسانی که ادعا میکنند وارث امام هستند با حرم امام چه میکنند؟! من وقتی چند شب پیش عکسهای حرم را دیدم، عمیقا متاسف شدم. سؤال من این است که به چه اجازهای و با چه منطقی این جا را شبیه کاخ های پیروان اسلام آمریکایی درآوردید؟ چرا در ذهن نسلهای جدید تناقض بوجود میآورید؟
از یک طرف دیدگاهها و سلوک عملی امام درباره ساده زیستی و پرهیز از هرگونه اشرافیت را میبینند و وقتی به محل زندگی امام و حسینیه محقر جماران نگاه میکنند، شوکه میشوند و بعد میآیند حرم امام با چنین صحنهای روبرو میشوند و گرفتار یک تناقض میشوند. مسؤلان خارجی هم وقتی جماران میآیند از ساده زیستی امام شوکه میشوند و قطعا برایشان سئوال بوجود میآید که چرا ساده زیستی ایشان را در حرم نمیبینند؟ بعد میبینیم میآیند با افتخار حرم جدید که از محل بیتالمال ساخته شده را افتتاح میکنند و بی توجه به محرومین جامعه که کمرشان زیر بار مشکلات اقتصادی خم شده، زیر ستونهای تجملی ساختمانهای جدید آن، عکس یادگاری میاندازند.
بنده میخواهم در اینجا تاکید کنم که وارث حقیقی امام کسی است که از حنجره او حرفهای امام شنیده شود نه چیز دیگر؛ وارث واقعی امام کسی است که عمل او در تمامی زمینهها، رنگ و بوی عمل امام را داشته باشد نه کس دیگر. ما امروز این را در کسانی که خود را وارث امام معرفی میکنند نمیبینیم. ما در فتنه 88 چیز دیگری دیدیم و در قضایای دیگر. میآیند یک شبه نام علامه و آیت الله برای خودشان میگذارند و سفر استانی و استقبالهای چنین و چنان ترتیب میدهند. خوب اینجا که پاکستان و هند نیست که به همه طلبهها علامه گفته شود. اینجا علامه تعریف دارد. به کسی علامه گفته میشود که هم زمان در چندین رشته مهم علمی در قله باشد. حالا شما در کدام رشته در قله علمی بسر میبرید؟ کجاست کتابهای شما و نظریههای برجستهای که ارائه دادهاید؟ کدام جامعه علمی شما را به عنوان یک صاحب نظر بزرگ تایید کرده است؟ چرا به شعور مردم توهین می کنید؟
*جهانی شدن انقلاب اسلامی
یکی دیگر از مواضع بنیادی امام، جهانی شدن انقلاب اسلامی به مثابه مقدمه ظهور حضرت ولی عصر (عج) است. امام، جهانی شدن انقلاب را ناشی از ذات انقلاب و تکلیفی که بر عهده دارد میبیند و در جایی میگویند، امیدوارم که این نهضت و این انقلاب به ظهور امام عصر سلام الله علیه منتهی بشود و امیدوارم که این انقلاب ما، به همه دنیا و برای همه مستضعفین، برای نجات همه مستضعفین به همه دنیا صادر شود. از منظر امام، انقلاب را باید جهانی کرد ولی نه به روش غربیها در جهانیسازی. برعکس غرب که میخواهد خود را بوسیله فلج کردن مغزها و گرفتن هوشیاری از ملتها جهانی کند، اسلام میخواهد خود را از طریق بیدار کردن ملتها و آزاداندیش کردن آنها جهانی کند.
انقلاب اسلامی نشان داده است برای جهانی کردن خود نیاز به کشور گشایی و امثال این کارها ندارد. فکر اسلام ناب محمدی (ص) در هر شرایطی در بین ملتها و جوامع نفوذ میکند و کسی هم نمیتواند جلوی آن را بگیرد. بنده میخواهم این را مورد تاکید قرار دهم، کسانی که در صحنه انقلاب مردود میشوند، در انقلاب حضرت حجت ارواحنا فداه جایی ندارند. انقلاب برای همه ما امتحان است و اگر از آن سربلند بیرون نیاییم، باید برای همیشه فکر یاری دادن امام زمان (ع) را از ذهن خود بیرون کنیم. بنابراین حواسمان باشد در چه شرایطی هستیم و بدانیم اگر خدای ناکرده این انقلاب شکست بخورد، شاید یک وقفه طولانی در ظهور اتفاق بیفتد چرا که قرار نیست انقلاب مهدوی (ع) با معجزه و کرامت پیش برود.
باید مقدمات آن فراهم شود و این شیعیان حضرت هستند که با مجاهدتهای بسیار و غلبه بر فتنهها، مقدمه ظهور را فراهم میکنند.
در پایان عرایضم میخواهم این فرمایش امام را بخوانم که فرمودند، باید تمامی قدرتها و ابرقدرتها بدانند که ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون برای اعتلای کلمه الله ایستادهایم. و بنده عرض میکنم، برای جوانان انقلابی ما هیچ چیز شیرینتر از فدا کردن جانشان برای حفظ انقلاب و میراث قدسی امام نیست.
*سخنرانی در نشست امام و ایستادگی در برابر استکبار ، مورخ دهم خرداد ماه در کانون اندیشه جوان
انتهای پیام/
منبع فارس