
به گزارش شبنم ها،نسرین عاقلی دکترای تخصصی تغذیه و عضو هیئت علوم پزشکی دانشگاه گیلان گفت: افراد روزه دار باید به اندازه کافی با نوشیدن آب بین افطار تا سحر، مایعات مورد نیاز بدن خود را تأمین کنند، افراد روزهدار در کنار نوشیدن آب با نوشیدن مایعات دیگر همچون چای کم رنگ، دوغ کمنمک و تناول 5 عدد از میوههای تابستان یا 300 گرم خوردن هندوانه، میتواننداز کمبود آب بدنشان در مدت طولانی روزهداری جلوگیری کنند.
وی خوردن زولبیا و بامیه را به علت شیرینی زیاد منع کرد و گفت: روزهداران به هیچ وجه در سحر مواد شیرین نخورید زیرا باعث بالا رفتن انسولین در بدن و موجب احساس گرسنگی شدید در افراد روزه دار میشود.
این دکترای تخصصی تغذیه، نوشیدن یک لیوان شیر ولرم همراه یک تا دو عدد خرما برای افطار توصیه کرد و افزود: سعی کنید غذای افطارتان سبک و از مواد تشکیل شده با تخم مرغ مانند انواع کوکوها باشد، همچنین از غذاهای درست شده با شیر مانند فرنی و شیربرنج یا تشکیل شده از حبوبات مثل آش استفاده کنید.
وی خوردن غذاهای گوشتی و برنجی را در سحر لازم دانست و گفت: از خوردن سبزی و سالاد غافل نشوید.
این دکترای تخصصی تغذیه برای کسانیکه احساس عطش فراوان می کنند و عجله دارند که افطار خود را با آب لیوان سرد تگری باز کنند، توصیه کرد و اظهار داشت: این کار سلامتی روزه دار را به مخاطره میاندازد و موجب میشود فرد تشنگیاش بیشتر شود! چون معده با آب پر می شود، حالت خوبی به شخص دست نمیدهد و باعث پدید آمدن مشکلات جسمی در زمان روزهداری آنها میشود.
دکتر عاقلی افزود: در چنین شرایطی فرد نه تنها خیلی زود سیر میشود و نمیتواند غذا بخورد بلکه دچار مشکلات گوارشی نیز خواهد شد.
وی در ادامه، خوردن سس همراه با غذا و نوشابه های گازدار را منع کرد و گفت: نوشیدن نوشابه در تشدید تشنگی موثر است و باید جوانان و نوجوانان روزه دار شبی 14 عدد بادام پسته و فندق را برای تقویت جسمی خود داشته باشند.
دکتر عاقلی با بیان اینکه افرای که چاق هستند در ماه مبارک رمضان نباید با ولع بیشتری غذا از افطار تا سحر بخورند، ادامه داد: باید به اندازه کافی با دریافت کالری غذا بخورند و تا جای ممکن است فعالیت فیزیکی نیز داشته باشند و اما افراد لاغر میتوانند با برنامهریزی درست و افزایش دریافت کالری در بین ساعتهای افطار تا سحر برای جلوگیری از ضعف خود اقدام کنند و روزه بگیرند.
انتهای پیام /
طنین یاس

زمان دولت یازدهم برای اجراییکردن وعدهها و برنامههایش به نیمه رسیده است، معاونت امور زنان نیز از این قاعده مستثنی نیست، ابهامات و پرسشهای بسیاری در خصوص دغدغهها، اولویتها و سیاستهای اجرایی حوزه زنان؛ چه آنچه صورت گرفته و چه آنجه مورد نظر است در وقت باقی مانده انجام شود، وجود داشته و دارد. همین راستا مهرخانه گفتگویی با شهیندخت مولاوری داشته تا طی این گفتگو بخشی از این ابهامات را روشن کند و صحبتهای معاون رییسجمهور در امور زنان و خانواده را بشنود. این گفتگو با توجه به مشغله معاون رییس دولت یازدهم،ماحاصل یک گفتگوی کتبی و یک گفتگوی حضوری است که به شرح ذیل تقدیم مخاطبین میشود.
- خانم مولاوردی به عنوان اولین سؤال درخصوص حضور ایران بهعنوان عضو هیئت اجرای نهاد زنان ملل؛ این حضور یکی از مسایل جدید در حوزه بین الملل در امور زنان است. لطفاً توضیح دهید از این فرصت به چه صورت استفاده خواهد شد و چه تدابیری برای آن اندیشیدهاید؟
البته داوطلبشدن ایران اولینبار نیست که مطرح شده و پیش از این هم سابقه داشته است، اما در دوره قبل رأی نیاورد و در این دوره، رأی آورد. همان زمان من از برخی واکنشهای منفی در داخل که میگفتند این اتفاق مایه افتخار نیست، خیلی تعجب کردم. به نظر من این عضویت، یک فرصت است. ازطرفی مطرح شد که ما عضو نهاد زنان ملل متحد شدهایم؛ در حالیکه اینگونه نبود و صرفاً عضو هیئت اجرایی نهاد زنان ملل متحد، به مدت 3 سال شدهایم که این دوره عضویت هم از ژانویه آغاز میشود. این دوره عضویت یک فرصت برای مشارکت ایران بهعنوان یکی از اعضای کشورهای آسیایی است تا بتواند تأثیرگذاری لازم را در هنجارسازیهای صورتگرفته و نظارت بر استانداردهایی که تعیین میشود، داشته باشد. این عضویت و حضور در جلسات هم بیشتر برعهده دفتر نمایندگی ایران در سازمانملل است، و اینگونه نیست که معاونت امور زنان همیشه نمایندهای را برای جلسات اعزام کند.
- با توجه به حوزههای نگرانی که در مسئله زن وجود دارد و لزوم مفهومسازی، معاونت امور زنان چه تدابیر و برنامههای ویژهای در این زمینه دارد؟
خب یکی از دلایل خرسندی ما از این اتفاق، استفاده از فرصت هنجارسازی و مفهومسازی است که عمدتاً توسط این نهاد و هیئت اجرایی آن صورت میگیرد. اینکه ما چه برنامههایی در این زمینه داشتیم، باید صادقانه بگویم که تا به حال برنامهای نداشتیم، ولی این عضویت میتواند محرک خوبی برای ما باشد تا این فرصت سه ساله را غنیمت بشماریم.
بعد از اجلاس پکن در نشستهایی که بعد از آن داشتیم و گزارش سفر را ارایه میکردم، گفتم که ما وقتی به دنیا بهجای برابری جنسیتی، عدالت جنسیتی را معرفی میکنیم و اعلام میکنیم که بر این اساس میخواهیم برای بهبود حوزه زنان تلاش کنیم و یا بهاصطلاح مبنای ما برای توانمندسازی زنان، عدالت جنسیتی است، دنیا منتظر میماند ببیند که ما چه شاخصهها و مؤلفههایی را به کار خواهیم بست و چگونه این شاخصها را ارتقا خواهیم بخشید و از کجا له کجا خواهیم رسید. پس ما باید اینها را صدر برنامهریزیهای خود قرار بدهیم و بتوانیم در مقابل ایدهای که به دنیا ارایه دادهایم، پاسخگو باشیم. این امر هم میطلبد که همه گروهها، جریانها و تفکرات مختلف و رویکردها و گفتمانهای متفاوتی که وجود دارد، یک همگرایی و همزبانی با یکدیگر داشته باشند؛ وگرنه اگر هر گروهی حرف خودش را بزند و نهایتاً هم یکدیگر را خنثی کنیم، قطعاً نخواهیم توانست الگویی را که مدنظرمان است و 36 سال است گفتهایم ما میخواهیم به دنیا الگوی سومی بهدوراز افراط و تفریط؛ تحجر و ابتذال بدهیم، به سرانجام برسانیم.
- این بحثها بحثهای قابل دفاعی است، ولی در برابر هجمه جهانی ناچیز به نظر میرسد. نظام جهانی در موضوع زن در حال مفهوم سازی و هنجاری سازی است. مثلاً حق سلامت بهعنوان خنثیترین بحثی که مطرح میشود و ما هم در ظاهر با آن همنظر هستیم، ولی همین مفاهیم خنثی بعضاً براساس اصل برابری جنسیتی یا هنجارسازیهایی که صورت داده میشود، بار معنایی متفاوتی پیدا میکنند. به نظر باید جدیت بیشتری از معاونت زنان در این زمینه ها دید و برنامهریزی دقیقی باید صورت گیرد. شما اشاره کردید که تازه قرار است در این حیطه ورود داشته باشید، یعنی هنوز اقدام خاصی صورت نگرفته است؟
عرض کردم که این، نقطه آغاز برنامهریزیهای ما است که به آن توجه کردهایم و به این واقعیت در سفر نیویورک رسیدم و مطرح هم کردم و قطعاً دفتر برنامهریزیهای بینالملل ما این موضوع را در اولویت برنامههای خودش دارد. امیدوار هستیم که همه هم کمک کنند. چون موضوع بسیار مهمی است که این معاونت به تنهایی نمیتواند از پس آن بربیاید و هم وزارت امور خارجه و هم سایر نهادهای مربوط به حوزه زنان و خانواده و نهادهای مدنی به ما کمک کنند.
- تا به امروز برنامهها و اقداماتی که بارها از زبان خود شما یا سایر مسئولین معاونت امور زنان مطرح شده است، عنوان شده یک اولویتبندی موضوعی و برنامهای در حوزه زنان در معاونت طراحی شده است. لطفاً در خصوص این اولویتبندی توضیح دهید.
ما در این حدود 20 ماه فعالیت، اولین اولویتی که در دستور کار خود قرار دادیم بررسی و شناخت وضع موجود زنان و خانواده بود. ازطرفی بررسی و ارزیابی عملکردها را هم داشتیم. ازطرفی با توجه به سال پایانی برنامه پنجم توسعه و الزامی که این برنامه برای پیگیری فعالیتها در چارچوب 14 محور ماده 230 برعهده ما گذاشته بود، اقدامات قانونی خود را از طریق تفاهمنامه با دستگاههای اجرایی صورت دادیم و در ارزیابیهایمان غیر از 31 گزارش استانی که آماده کردیم، اطلس وضعیت زنان را ازنظر آسیبهایی که در استانهای مختلف وجود دارد تنظیم کردیم، تحلیل وضعیت انجام دادیم و تقریباً در سال 94 میتوانم ادعا کنم که به یک اولویتبندی دست یافتیم. البته در چند موضوع داریم فراتحلیل انجام میدهیم که هنوز به اتمام نرسیده است، اما آنچه که الان به آن دست یافتهایم این است که در شرایط فعلی با مجموعه شرایط و ملاحظاتی که در آن قرار داریم که بیتأثیر از شرایط عمومی جامعه هم نیست و در حوزه زنان و خانواده بهشدت تأثیر گذاشته است، بحث اشتغال؛ نه به معنای اشتغال رسمی، بلکه مشارکت اقتصادی یا توانمندسازی اقتصادی یا توانافزایی اقتصادی زنان، سلامت و بهداشت، آسیبهای اجتماعی، تأمین اجتماعی و تحکیم بنیان خانواده یا خانواده سالم را در اولویت برنامههای خود قرار دهیم. تمام سیاستها، برنامهها، تفاهمنامهها، همایشهایی که حمایت خواهیم کرد، کمکهایی که از سمنها خواهیم داشت و... همگی در این چارچوب قابل ارزیابی خواهد بود.
- با یک ارزیابی از عملکرد معاونت در این 20 ماه به نظر میرسد که اولویت بیشتر معطوف به مسئله اشتغال یا به قول شما توانافزایی اقتصادی زنان بوده است. اولویتسازی و اولویت قرار دادن این موضوع را چقدر به مصلحت وضعیت کشور میدانید؟
من نمیدانم چرا این برداشت از کار معاونت صورت گرفته است. ما آنچه که در این 20 ماه پیگیری کردیم، اولاً مطالبات زنان شاغل بوده؛ چون به نظر میرسد که صدای زنان شاغل بلندتر از صدای سایر زنان است و شنیده می شود؛ انتظاراتی که برای این گروه از زنان در دولتهای قبلی ایجاد شده و اجرا نشده است. بیشتر هم هدف ما متمرکز بر ایجاد توازن لازم بین کار و زندگی است و تسهیلات و امتیازاتی که قانون برای آنها قایل شده، ولی داده نمیشود. خب ما خیلی این امور را پیگیری کردیم و پای ثابت مصاحبههای من مرخصی زایمان، دورکاری، و... بوده، ولی این واقعاً بیانصافی است که بگوییم که معاونت بحث اشتغال را در اولویت پیگیریهای خودش قرار داده است. ما اشتغال را به معنای اشتغال رسمی و پشتمیزنشینی زنان نمیبینیم. ما با توجه به بررسیهایی که انجام دادیم و آسیبهای اجتماعی که بنیان خانواده در حوزه زنان را تهدید میکند، ریشه بسیاری از آسیبها در حوزه زنان را اقتصاد دیدیم؛ لذا به نظر ما توانافزایی اقتصادی زنان؛ بهویژه گروههای خاصی از زنان، ضرورت دوچندان پیدا میکند و با این نگاه به سراغ این موضوع رفتیم و بررسیهای خود را شروع کردیم و در بسته سند سیاست اجرایی اشتغال پایدار که الزامی است که شورای عالی اشتغال بر عهده معاونت زنان گذاشته و ما باید آن را برای زنان تدوین میکردیم، آنجا هم برای دو گروه از زنان؛ زنان فارغالتحصیل دانشگاهی و زنان سرپرست خانوار در مناطق محروم را در اولویت قرار دادیم. برای ما در آنجا امکان اینکه زنان را تشویق به اشتغال کنیم و انتظاری بیش از این در آنها ایجاد کنیم که بخواهند به استخدام رسمی دولت دربیارند، وجود ندارد. چون با توجه به وضعیت موجود ساختاری و دولتی که طبق برنامههای دولت دارد به سمت کوچکشدن و چابکشدن پیش میرود، چنین امکانی هم برای دولت وجود ندارد. لذا برنامههایی که در آنجا پیشنهاد دادیم با تصوری که از معاونت وجود دارد همخوانی ندارد و ما بیشتر به سمت بحث توسعه کارآفرینی، مشاغل خانگی، اشکال نوین کارآفرینی به دلیل اینکه جذابیتی برای دختران فارغالتحصیل دانشگاهی داشته باشد، معطوف بودهایم و همچنین توجهی به امر گردشگری سلامت شده است تا بتوانیم از این ظرفیت در شرکتهای دانشبنیان استفاده کنیم و از این سرمایه انسانی در برنامههای دولت در بخش خصوصی، تعاونیها و سایر بخشهای غیردولتی بهره لازم را بگیریم. به موازات این برنامهها هم برای گروههای مختلف زنان؛ زنان روستایی، زنان خانهدار و..، در حال پیگیری برنامههایشان هستیم و تقریباً همه زنان را مورد توجه قرار دادهایم، ولی به نظر میرسد که صدای مطالبات زنان شاغل بیشتر شنیده میشود.
- برنامه های معاونت را که مطالعه میکردم به برنامههایی برخوردم که ممکن است مطالباتی ایجاد کند، ولی کشور نتواند پاسخگوی این مطالبات باشد، مثلاً اشاره شده بود به صندوق اعتبارات خرد روستایی یا بحث توسعه زنان روستایی، اینها بحث های خوبی است، ولی بعضاً ولو اینکه نگاه ترویجی هم وجود نداشته باشد، با همین برنامهها مطالبهسازی صورت میگیرد. یعنی وقتی زنان را وارد عرصه اقتصاد میکنیم- البته اینها به معنای این نیست که مابهازای آن؛ یعنی واردنکردن زنان به عرصه اقتصاد، باید جایگزین شود- خودبهخود مطالبه ایجاد میشود. ازطرفی اثراتی که حضور زنان در عرصه اقتصاد در حوزه خانواده خواهد داشت و با آن مواجه خواهیم شد، در معاونت به چه ترتیب مطالعه میشود؟ چه نگاهی به آن وجود دارد و اصلاً آیا برای این امور برنامهریزی میشود؟
این مباحثی که پیگیری میکنیم، بیشترین همخوانی و سازگاری را با مسئولیتهای خانوادگی زنان دارد؛ یعنی زنان مانند زنان شاغل رسمی در وضعیتی قرار نمیگیرند که موظف باشند در ساعات خاصی بیرون از خانواده باشند و بیشترین توازن، سازگاری و تعادل را با زندگی خانوادگی خواهد داشت.
- خب فقط این چالش مربوط به ساعات حضور زنان در خانه نیست؛ همینکه زنان قدرت چانهزنی اقتصادی پیدا میکنند در خانواده...
این بد است؟!
- خیر، لزوماً بد نیست. با درنظر گرفتن یکسری ملاحظات بد نیست، ولی اگر این ملاحظات در برنامهریزیها در نظر گرفته نشود، میتواند آسیبزا باشد. من میخواهم بدانم معاونت زنان برای این ملاحظات فکری کرده است؟
خب باید مجموعه فعالیتهای معاونت زنان را در نظر گرفت. ما یکسری فعالیتها برای خانواده سالم در نظر گرفتهایم؛ انواع مهارتهای ارتباطی بین زن و مرد، آموزشهای لازم برای زندگی خانوادگی، و مواردی از این دست، در دست برنامهریزی است. الان بررسی ازدواج و طلاق در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی است و دبیرخانه شورا کارگروهی تشکیل داده است که معاونت هم در آن عضو است و دومین جلسه آن هم تشکیل شده است. تمام برنامههایی که در کل کشور در طول سالیان با هدف پیشگیری یا کاهش طلاق صورت گرفته است، ارایه شده و نقاط ضعف و قوت آنها در حال بررسی است. اولین طرح هم طرح خانواده پایدار در خراسان رضوی بود که ارایه شد و مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع این برنامهها به یک برنامه عمل میرسیم که بهصورت ملی در کل کشور به اجرا درمیآید. در کشور برنامههای متعددی به صورت پراکنده انجام میشود و نیاز به یک هماهنگکننده برای دستیابی به آن برنامه عمل داریم که ما پیشنهاد دادیم ستاد ملی زن و خانواده مناسبترین مرجع این هماهنگی است. یعنی به موازات توانافزایی اقتصادی این فعالیتها هم صورت میگیرد. اتفاقاً شعاری که امسال برای کارهایمان انتخاب کردیم "توانافزایی زنان در جامعه دوستدار خانواده" است؛ یعنی هر سیاستی که گذاشته میشود باید سمت و سوی خانواده داشته باشد. الان هم در حال انجام مطالعات تطبیقی هستیم تا سیاستهایمان را در راستای دوستدار خانواده داشته باشیم.
- درخصوص بحث اقتصاد و نرخ مشارکت اقتصادی زنان، ما نوعاً آمار داخلی جدی نداریم و آمارهای بینالمللی برای ما مورد توجه قرار میگیرد، که شاید خود آن آمارها گمراهکننده باشد.
یکی از دلایلی که به نظر ما رتبه ایران در مشارکت اقتصادی زنان را به شدت پایین میآورد، نداشتن آمار داخلی است. اگر ما این آمار را ارایه میدادیم، در مقایسه با سایر کشورها ممکن بود وضعیتی به این شکل نداشته باشیم.
- اتفاقاً به نظر میرسد که معاونت یا کلیت دولت و مشاورین شما در وزارتخانهها، آن آمارها را باور کرده و برنامهریزیهای خود را بر آن اساس قرار داده است.
اینکه ما باور کنیم یا نکنیم، به هر حال این آمار دارد به تمام دنیا عرضه میشود. ملاک ارزیابیها و نگاه مثبت یا منفی به کشورها، همین شاخصهای بینالمللی است که ارایه میشود و توجهات را به خود جلب میکند. ما اتفاقاً برای این مشکل و خلأ موجود، یکی از اولویتهای خودمان را که به سازمان ملل هم اعلام کردیم، همین بحث آمارها بر شاخصهای جنسیتی قرار دادیم. ما این آمارها را در داخل نداریم و باید این آمارها بومیسازی شود که ما با مشارکت پژوهشکده آمار ایران، پروژهای را شروع کردهایم و پیشنویس آن ارسال شده و معاونت در حال بررسی است تا نکات مورد نظر معاونت لحاظ شود و نظرات کارشناسان و صاحبنظران را هم را داشته باشیم تا بتوانیم هم در زمینه این آمار بومیسازی کنیم و هم خلأهای آماری را جبران کنیم و بتوانیم در آمارگیریهای مرکز آمارمان به آنها بپردازیم. اتفاقاً در سازمان ملل هم همزمان با کمیسیون مقام زن، اجلاس جهانی آمار برگزار میشود که امسال در آن اجلاس به این نتیجه رسیدند که یکی از دلایلی که سند اهداف توسعه هزاره (MDG) محقق نشده و به اجرا درنیامده، این است که شاخصهای آن بومیسازی نشده بود و کشورها تعلقخاطر لازم را به شاخصهایی که در آن سند آمده بود، احساس نمیکردند و به همین دلیل هم نتوانستند آنها را اجرا کنند. الآن برای الگوی توسعه پس از 2015 که پیشنویس آن آماده شده و در سپتامبر به تصویب مجمع عمومی خواهد رسید، قرار شده است که از این به بعد برای آن 17 هدفی که تعیین شده است، حتماً شاخصها بومیسازی شود و خود کشورها این کار را انجام بدهند و براساس آن مورد ارزیابی قرار بگیرند. این هم اتفاق مهمی است.
- اگر کشورها با برخی شاخصها مخالف باشند، میتوانند آنها را اجرا نکنند؟
این بستگی به قدرت چانهزنی کشورها دارد که بتوانند حرف خود را بزنند و آن را به کرسی بنشانند.
- در خصوص تسهیلات شغلی زنان آخرین اقدامات معاونت زنان کدام است؟
راستش اگر من بخواهم چند مورد که بیشترین وقت و انرژی معاونت زنان را در این 20 ماه گرفته است، بگویم، یکی مرخصی زایمان است و یکی بیمه زنان خانهدار. میدانید که خب بیمه زنان خانهدار حاصل فعالیت چندین دولت بوده و بالاخره هم به وضعیت مطلوبی که همه انتظار داشتیم دست نیافته است.
بعد از اینکه شورای نگهبان با قراردادن هرساله بیمه زنان خانهدار در قانون بودجه مخالفت کرد و نظر داد که باید به قانون دایمی تبدیل شود، تمام پیشنهادات ارایهشده؛ ازجمله پیشنهادت مطرح در ستاد ملی زن و خانواده را جمعآوری کردیم و به این نتیجه رسیدیم که تنها راهمان این است که اولاً سازمان بیمه تأمین اجتماعی باید مجاب شود که این بیمه ضرورت دارد و باید به اجرا دربیاید؛ چون بعضاً این بیمه را با بیمه زنان سرپرست خانوار یکی میگیرند؛ زنان سرپرست خانوار یکسری بیمههای خدمات درمانی و خاص خودشان دارند که سازمان بهزیستی متولی آن است و تأمین اجتماعی آن را انجام میدهد، اما بیمه زنان خانهدار ماهیت جداگانه دارد و متأسفانه فلسفه آن هنوز جا نیفتاده است. ازطرفی سازمان تأمین اجتماعی طبق ماده 27 قانون برنامه پنجم توسعه موظف است بیمههای چندلایه را در نظر بگیرد تا ما به نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی دست یابیم. ما متوجه شدیم که این بررسیها در سازمان تأمین اجتماعی آغاز شده و خود سازمان هم بر این نظر است که بیمه زنان خانهدار میتواند جزو بیمههای چندگانه باشد. البته قبل از آن بیمههای فراگیر اجتماعی مطرح شد و داستانهایی برای خود داشت، اما الان سازمان به این شکل دارد بیمه زنان خانهدار را بررسی میکند و ما هم حضور فعالی در این جلسات خواهیم داشت. منتهی به نظرمان رسید که این روند بررسی در سازمان تأمین اجتماعی کند است و طول میکشد، ازطرف دیگر هم خانمهای عضو فراکسیون زنان مجلس هم هر روز مصاحبه میکردند که چرا این لایحه به مجلس نرسیده؛ در حالیکه هنوز لایحه حتی به دولت هم نرسیده و از دولت به مجلس هم یک پروسه طولانی دارد. به همین خاطر ما به موازات شرکت در جلسات سازمان تأمین اجتماعی، یک لایحه برای معاون اول رییسجمهور ارسال کردیم و از مجموعه پیشنهادهایی که تا به حال مطرح شده بود و بررسیهایی که از صاحبنظران و کارشناسان و مسئولین؛ حتی وزیر سابق رفاه و تأمین اجتماعی گرفتیم، مورادی را در این لایحه ارایه دادیم که معاون اول آن را به کمیسیون اجتماعی ارجاع داده و کمیسیون اجرایی هم نظرات دستگاههای ذیربط را اخذ کرده و الآن در نوبت رسیدگی در کمیسیون اجتماعی است. یعنی از دست ما خارج شده و منتظریم که در دستور جلسات کمیسیون اجتماعی قرار بگیرد و بعد به هیئت دولت برود و بعد هم مجلس. منتهی اگر تا آن زمان پیشنهاد تأمین اجتماعی برسد، این آمادگی وجود دارد که ما یک لایحه مشترک با این سازمان ارایه دهیم؛ چون مشارکت تأمین اجتماعی در این زمینه بسیار مهم است تا در موقع اجرا به سرنوشت لوایح قبلی دچار نشود.
- ستاد ملی زنان و خانواده چه زمانی تعیین جلسه میشود؟
این را هم منتظریم. ستادها و شوراهای عالی که با حضور رییسجمهور است این مشکلات را دارند و ما همه کارهای آن را انجام دادیم. جلسهای با خانم دکتر خزعلی، آقای دکتر اسحاقی و خانم دکتر بداغی داشتیم. افراد پیشنهادی خودمان را هم به رییسجمهور معرفی کردیم تا برای سه سال دیگر انتخاب شوند. یعنی تمام مراحل آن طی شده و منتظریم و در نوبتیم.
- لطفاً در مورد وضعیت برنامه پنجم که امسال هم سال آخر است، توضیح دهید. اشاره کردید که تفاهمنامههای ماده 230 در حال انعقاد است.
بله، طبق ماده 230 وظیفه ما امضای تفاهمنامه است و سعی کردیم امسال تمام موضوعات را پوشش دهیم. تفاهمنامهها که به امضا میرسد، بعضاً فکر میکنند صرفاً نوشتهای است که جنبه اخلاقی دارد، نه الزام عملی؛ درحالیکه واقعاً اینگونه نیست. اتفاقاً در گزارش عملکردی که در حال حاضر در دست تنظیم است، خواستهام دقیق نوشته شود که مثلاً درخصوص فلان تفاهمنامه در 6 استان، چند زن تحت پوشش قرار گرفتهاند.
ازطرفی نشستهای منطقهای را با قوت بیشتری ادامه میدهیم و امسال سومین نشست بهزودی برگزار میشود. این نشستها درواقع ترویج همکاری شبکهای است. قلاً هم اعلام کردم که درصددیم بتوانیم این همکاری شبکهای را بین دولت با دولت، دولت با سمنها، و سمنها با سمنها ایجاد کنیم، به یک همافزایی دست یابیم و بتوانیم متناسب با آن اطلس آسیبهایی که درآوردیم و متناسب با آسیبهایی که در هر استان و استانهای همجوار به دلیل اشتراکات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی وجود دارد، برنامهها و تفاهمنامههای متناسب با آنها را با دستگاههای مختلف و NGOها داشته باشیم.
- در برنامه ششم توسعه چطور؟؛ چه ملاكها و شاخصهايي لحاظ شده است؟
ما در حال حاضر در مرحله مقدماتي تدوين برنامه ششم توسعه قرار داريم كه معطوف به تشكيل و شكل گيري ساختار برنامه و شوراي برنامهريزي و كميتههاي مشورتي است. ما برای تأثیرگذاری بر برنامه ششم توسعه برای هر یک از 29 شورای برنامهریزی این برنامه، 2 تا 4 نفر از صاحبنظران حوزه زنان و خانواده اعم از زن و مرد را معرفی کردیم تا دست کم یک نفر از آنها بتواند شرکت کند. ازطرفی یکی از 29 شورا، با عنوان فرهنگ، هنر، ورزش، جوانان و خانواده است که با پیگیریهای معاونت امور زنان، زنان هم به این شورا اضافه شد. بهعلاوه برنامه ششم توسعه 5 کمیته مشورتی دارد که در رأس ساختار برنامه است و به عنوان بازوی مشورتی ساختار تدوین برنامه عمل میکند. این ساختار در سازمان مدیریت و برنامهریزی است و قرار شده است امکان حضور در کمیتههای مشورتی را نیز بررسی کنیم.
برنامه ششم یک برنامه جامعنگر با توجه ویژه به موضوعات خاص است. تصور میکردیم زنان و خانواده جزو موضوعات خاص است، ولی با مؤلفههای تعریفشده در ساختار برنامه ششم، موضوع خاص، موضوعی است که محرک توسعه باشد و موانع توسعه را از سر راه بر دارد و در حال حاضر برنامهریزان توسعهای کشور آب و محیط زیست را موضوع خاص میدانند. مضمون اصلی برنامه ششم توسعه طوری تعریف شده است که به رشد تولید رقابتی مبتنی بر دانش و فنآوری در چارچوب سیاستهای اقتصاد مقاومتی و فرهنگ ایرانی- اسلامی در تعامل سازنده با جهان توجه شده است.
در زمینه کلیدواژههای دانش، بهرهوری، اقتصاد مقاومتی، فرهنگ اسلامی- ایرانی باید از ظرفیت زنان و خانواده برای پیشبرد اهداف برنامه استفاده کنیم و در حال بررسی هستیم که چگونه میتوانیم به برنامه وارد شویم و تأثیرگذاری لازم را داشته باشیم. به تمام وزرا نامه نوشتهایم و از آنها خواستهایم تا مدیران کل و مشاوران امور زنان و خانواده در شوراها و کمیتههای برنامه ششم وزارتخانهها عضویت داشته باشند؛ چراکه بیشتر آنها از اتفاقات دستگاههای خود خبر ندارند.
از مشاوران امور بانوان دستگاههای اجرایی و استانداریها هم خواستهایم که محورهای موردنظر متناسب با حوزه فعالیت خود را برای برنامه ششم توسعه بررسی و اعلام کنند. از دبیران کارگروههای معاونت امور زنان و خانواده هم درخواست کردهایم که محورهای موردنظر خود را پیشنهاد دهند که در حال دریافت نظرات و جمعبندی آنها هستیم و پیگیری میکنیم تا به درستی این موضوعات در جایجای برنامه ششم گنجانده شود.
- با توجه به برنامه دولت برای چابکسازی، درخصوص ساختار اجرایی حوزه زنان پیشنهاد شما چیست؟
یکی از چالشهای اساسی ما در این مدت بحث ساختار حوزه زنان و خانواده بود. در خود معاونت زنان دو ماه قبل از دولت یازدهم این تغییر و تحول صورت گرفته بود؛ بدون آنکه در سازمان معاونت و نیروی انسانی آن تغییری را احساس کرده باشیم، صرفاً عنوان عوض شد. وقتی این تغییر صورت میگیرد و این سیاستگذاری انجام میشود، به بازوهای اجرایی که میرسیم میبینیم ثبات و ساختار تثبیتشده را در ساختار امور زنان و خانواده در دستگاههای اجرایی نداریم. بخشنامهای که در ابتدای آغاز به کار دولت یازدهم صادر شد و الزام به ایجاد پست مشاور را لغو کرد، اوضاع ما را تشدید کرد که البته با پیگیریهای مکرری که انجام دادیم، این موضوع جا افتاد که برداشتهشدن این الزام به این معنا است که دستگاهها باید وضعیت موجود ساختارشان را بررسی کنند و اگر این ساختار متناسب با سیاست دولت مبنی بر چابکسازی، روانسازی، منطقسازی و کوچکسازی است، ادامه دهند؛ وگرنه ساختار جدید خود را پیشنهاد بدهند که در همان چارچوب باشد. این اتفاق افتاد ولی ساختار جدیدی پیشنهاد نشده و همان وضعیت قبلی دفتر مشاور امور بانوان و خانواده پابرجاست. سه یا چهار وزارتخانه هم اداره کل امور زنان و خانواده دارند.
در استانها ساختار تثبیتشدهتری داریم. مدیران کل امور زنان و خانواده فعال هستند و دستخوش تغییر و تحول نشدند. مشکل اساسی ما فرمانداریها هستند. در دولت دهم در فرمانداریها مشاورههایی در حوزه زنان و خانواده در نظر گرفته شدند؛ بدون آنکه پست سازمانی داشته باشند. در سفرهای استانی که حضور پیدا میکنم، یکی از دغدغههای این خانمها این است که سالهاست در حال فعالیتاند، بدون اینکه یک ریال دریافت کرده باشند. بعضاً از دستگاههای دیگر مأمور هستند و همزمان دو مسئولیت را با حجم وسیع کار انجام میدهند و این وضعیت صورت خوشی ندارد. ما همه این موراد را بررسی کردیم و ساختار پیشنهادی خود را هم آماده کردهاین، ولی هنوز منتظریم ببینیم پیش نویس ساختار مطلوب دولت و اصلاح نظام اداری که در دستور کار دولت است، بالاخره چه زمانی آماده میشود تا ما هم پیشنهاد خودمان را در همان چارچوب ارایه دهیم. دولت بهطور جد دولت به دنبال کوچکسازی و چابکسازی است و ما حق ساختارزایی نداریم و باید ببینیم با ساختارهای موجود، دستگاهها خود را به چه شکل تطبیق میدهند تا ساختاری مؤثر و مناسب در حوزه زنان در دستگاهها داشته باشیم. البته متأسفانه عملکردهای کلیشهای این ساختارها هم به این ساختارها بسیار ضربه زده و نگاههایی که وجود دارد، بسیار منفی است و این دفاتر را بیتأثیر میدانند. بعضی مراکز که هنوز مشاور معین نکردهاند، به شوخی میگویند مگر بقیه چه کار کردهاند که ما نکردهایم؟! اینها چالش اساسی ما بوده و در این 20 ماه بسیار اذیت شدیم و هنوز بهجای قطعی نرسیدیم.
- درخصوص لايحه تأمين امنيت زنان در برابر خشونت هم توضیح دهید؛ اینکه در حال حاضر در چه مرحلهاي قرار دارد؟
اين معاونت حسب تكاليف قانوني در حوزه بازنگري قوانين ومقررات و با توجه به تأکیدات مكرر مقام معظم رهبري مبني بر رفع ظلم وتعدي از زنان در خانواده وجامعه، در زمان دولت دهم، لايحه تامين امنيت زنان در برابر خشونت رت در 81 ماده با پيش بيني ضمانت اجراي قانوني و اقدامات پيشگيرانه با دو رويكرد حمايت از زنان قرباني و در معرض خشونت و پيشگيري از خشونت عليه زنان تدوین کرد و در تدوين آن، منابع فقهي، قوانين داخلي، اسناد بين المللي و قوانين و رويه هاي برخي كشورها و همینطور مطالعات ميداني و آماري مورد توجه قرار گرفته است.
این لايحه مسال 92 در كميته فرعي كميسيون لوايح هيئت دولت مطرح شد و به دليل ايراداتي از جمله قضايي بودن لايحه و ضرورت موافقت قوه قضاييه از دستور كار خارج شد. در زمان دولت يازدهم اين موضوع پيگيري شد؛ به نحوي كه طي مكاتبات و تشكيل جلسات مشترك با قوه قضاييه، به دليل جلوگيري از موازي بودن با قوانين ومقررات جزايي كشور، بخش مجازات و آيين دادرسي اين لايحه منفك و قرار شد برخي از مواد مورد نظر در لايحه تعزيرات كه در دستور كار قوه قضاييه است، در بخش جرايم خانوادگي، منافي عفت و مقررات بين المللي لايحه تعزيرات لحاظ شود.
در مواد پيشنهادي اين معاونت در لايحه تعزيرات، به موضوع تشديد مجازات خشونت خانگي در صورت تكرار، پيش بيني مجازات براي افرادي كه با تهديد و اغفال و تطميع زمينه فرار اطفال ،زنان و افراد داراي معلوليت و ناتوان از منزل را فراهم مي کنند، همچنين افرادي كه موجبات خودآزاري زنان و اطفال را ايجاد مي كنند و يا با اغفال و تهديد، موجب ترك زندگي مشترك آنان مي شوند و تشديد مجازات تعرض و مزاحمت نسبت به زنان و اطفال و اسيدپاشي، سقط جنين و جرايم رايانه اي و حريم خصوصي توجه شده است، ضمن اینکه موادي هم جهت اصلاح قانون مبارزه با قاچاق انسان كه با درج در لايحه تعزيرات نسخ خواهد شد، در مبارزه با بهره كشي جنسي از زنان و كودكان پيشنهاد شده است و به اقداماتي تحت عناوين مجاز قانوني مثل ازدواج موقت، اقامت، تحصيل و كار كه موجب خروج دختران از كشور به قصد بهره كشي جنسي مي شود توجه خاص شده است.
با تفكيك بخش مجازات و آيين دادرسي لايحه امنيت زنان در برابر خشونت و درج در لايحه تعزيرات عملا بخش اقدامات پيشگيرانه كه اهميت بسياری هم دارد، بدون نتيجه باقي ماند كه جهت انسجام بخشي به فعاليت دستگاه ها ي متولي و تعيين وظايف براي دستگاه ها و پيش بيني اقدامات پيشگيرانه براي جلوگيري از اين پديده، پيگيري تهيه و تدوين برنامه هاي آموزشي با همكاري دستگاه هاي اجرايي وسازمان هاي مردمي، ايجاد زمينههاي همكاري با نهادهاي دولتي و غيردولتي فعال در اين حوزه وتبادل نظر وتجربه در سطح داخلي وبين المللي، پيشنهاد اصلاح قوانين ومقررات ورفع خلاء هاي موجود به مراجع قانوني، پايش و ارزشيابي عملكرد دستگاه هاي موظف و ايجاد بانك جامع اطلاعات در اين زمينه ،ضرورت ايجاد مرجع ملي صيانت و حمايت از قربانيان آن احساس و آيين نامه و شرح وظايف اين مرجع با اخذ نظرات و پيشنهادات دستگاه هاي موظف تدوين شد، اما نظر به اينكه ايجاد اين مرجع نيازمند اخذ مجوز از دولت است، لذا ابتداي امر پيشنهاد تعيين مرجع ملي صيانت و حمايت از زنان در برابر خشونت را کردیم كه اين لايحه سال 93 به هيئت دولت تقديم و در دستور كار كميسيون لوايح جهت اخذ نظرات و پيشنهاد دستگاه اجرايي قرار گرفته است و جلسه كميسيون لوايح در همان سال تشكيل شد و جهت اعمال برخي اصلاحات به كميته فرعي كميسيون لوايح ارجاع شد. معاونت زنان در اين راستا متن اصلاحي را تحت عنوان آيين نامه تشكيل شوراي هماهنگي پيشگيري و مقابله با خشونت نسبت به زنان را در راستاي ساماندهي وظايف دستگاه ها و انسجام بخشي به آن در اين حوزه تهيه و به كميته جهت بررسي ارايه کرده است.
در این آيين نامه كه در راستاي اصل 138 قانون اساسي تدوين و از اختيارات هيت وزيران براي تصويب است، رياست شورا با معاونت امور زنان و خانواده رياست جمهوري است و براي 14 دستگاه متولي وظايفي پيش بيني شده است از جمله در اين آيين نامه به موضوع توانمند سازي و آموزش ، تمهيد برنامه¬ها و دوره¬هاي آموزشي پيشگيري از خشونت در خانواده وجامعه در مقاطع مختلف تحصيلي ، تهيه و توليد آثار شنيداري ، نمايشي و تجسمي مبتني بر ترويج رويكرد انساني به زنان در خانواده و جامعه ونقد و نفي نگاه نامتعارف و غير انساني خشونت آميز در برخي از مناطق كشور ، اتخاذ تدابيرلازم جهت مكلف کردن مراكز درماني به پذيرش فوري و درمان زنان قرباني خشونت وانجام اقدامات حمايتي اوليه و معرفي به مراكز حمايتي واورژانس اجتماعي و نيز الزام كليه مراكز در ماني و پزشكي به اعلام مراتب فوري موارد خشونت عليه زنان به مراجع انتظامي و مراكز اورژانس اجتماعي توجه خاص شده است.
- خانم مولاوردی به نظر خودتان شما چقدر با چهره اصلاحطلبیتان در مقام معاون رییسجمهور هستید یا با چهره اعتدالگرا؟ چون از نگاه ما که بیرون از دستگاه معاونت هستیم، ارتباطی که نوعاً شما با جریانات اصلاحطلبی دارد، بسیار متفاوت از ارتباط و تعامل شما با جریان اصولگرایی است. مثلاً در همین چند هفته اخیر در بزرگداشت فیلم قصهها شرکت کردید یا در نشست مجمع زنان مسلمان نواندیش. البته این تا حدی طبیعی هر دولتی است که با گرایش سیاسی خود کار کند و تعامل داشته باشد، ولی از یک جهت طبیعی نیست؛ چون دولت یازدهم خودش را دولت اعتدال معرفی کرده نه دولت اصلاحطلبی. و باید به همه جریانها اجازه فعالیت بدهد، کمک کند و تعامل داشته باشد.
اولین جلسهای که من با خانم مجتهدزاده داشتم ایشان جمله جالبی گفتند که کار شما خیلی سخت است، ما تکلیفمان روشن بود، دوران اصلاحطلبی هم تکلیف روشن بود و ما موظف نبودیم پاسخگو در این زمینهها باشیم، ولی وقتی بحث اعتدال مطرح میشود، باید همه را راضی کنید و دست آخر هم هیچکس راضی نخواهد شد. الان من همین مشکل را دوستان اصلاحطلب خودم هم دارم که احساس میکنند حذف شدهاند و به بازی گرفته نمیشود. این انتقادات از هر دو طرف مطرح میشود؛ در حالیکه من سعی میکنم اگر یک برنامه این طرح را شرکت میکنم، حتماً یک برنامه از طرف مقابل هم بروم. البته من اعتدال را به این معنا نمیدانم که کمی از این طرف را داشته باشیم و کمی از آن طرف، ولی یک ظرافت و هنر خاصی میخواهد که باید با تمرین به آن رسید. تا الان هم تلاش من این بوده که همه را داشته باشم؛ هرچند که هنوز به آن اتاق فکری که همه بتوانیم از آن استفاده کنیم نرسیدهایم و این یکی از آرزوهای من در حوزه زنان است. من احساس میکنم بهویژه در موضوعاتی که اهداف مشترک همه ما است، هرچند با رویکردهای مختلف، به این اتاق فکر نیاز داریم و من دارم به ترکیب آن فکر میکنم. ما نیاز داریم که در این زمینهها در کنار هم باشیم؛ بهویژه در حوزه زنان این در کنارهمبودن بیشتر احساس میشود. انشاءالله با تمرین به این اعتدال دست پیدا کنیم.
- سؤال آخر اینکه شاخصهای اعتدال در اولویتها و نگاه کلان معاونت به چه صورت است؟
دولت که بر سر کارآمد ما با برنامهای که رییسجمهور ارایه کرده بود و در دل آن، راهبردهای حوزه زنان و خانواده وجود دارد، مواجه شدیم. به نظر میرسید که برای اجراییشدن این برنامه بهاضافه اسناد بالادستی موجود و الزامات قانونی و مصوبات و متونی که داشتیم، در کنار اولویتی که باید برای برنامههای رییسجمهور قایل شویم، ما را بهجایی رساند که این شاخصهاا در حوزه زنان و خانواده برای جاریسازی رویکرد یا گفتمان اعتدال مناسب است. برای خود ما مشخص نبود که اعتدال یک رویکرد است؟؛ یا یک گفتمان است؛ مثل گفتمان سازندگی، اصلاحات یا مهروزی؟ در اولین همایش ملی اعتدال که برگزار شد، تاحدودی کمرنگ به این موضوع پرداخته شد و ما پیشنهاد دادیم که دومین همایش ملی اعتدال با موضوع زن و اعتدال برگزار شود که قرار است مهرماه امسال در روز ملی خانواده، برگزار شود و در آن همایش ابعاد این موضوع را مورد واکاوی و موشکافی قرار میدهیم، ولی در این چند ماهی که فعالیت داشتیم، بررسیهایمان ما را به این نتیجه رسانده که اعتدال را عدالت جنسیتی، ایجاد تعادل و توازن در جنبههای مختلف زندگی زنان، تعادل در ایفای نقشهای چندگانه زنان، حتی تعادل جنسیتی در بازار کار بدانیم و فعلاً با این تعریف برنامههای خود را پیش میبریم. دقیقاً هم آن را مطابق با الگویی میدانیم که طبق دیدگاه امام خمینی (ره) در زمان پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان الگوی سوم مطرح شد؛ به دور از افراط و تفریط و به ئور از تحجر و ابتذال.
منبع: مهر خانه

به گزارش شبنم ها، فعالیتهای هیئت تنیس روی میز استان همدان با وجود ورزشکاران خوب و مستعد در این رشته خاموش دنبال میشود و هیئت ناشنوایان و پیوند اعضای استان و ورزشکاران فعال در این هیئت از امکانات موجود استفاده میکنند.
هیئت ناشنوایان و پیوند اعضای استان، سالنها و اماکن ورزشی مورد نیاز ورزشکاران را با هماهنگی اداره کل ورزش و جوانان و سایر هیئتهای ورزشی فراهم میکند و ورزشکاران در دو بخش آقایان و بانوان با بهرهگیری از این امکانات تاکنون نتایج خوبی را در رشتههای مختلف ورزشی رقم زدهاند.
تنیس روی میز از جمله رشتههای ورزشی است که ورزشکاران پیوند اعضا در آن فعالیت میکنند و ورزشکاران برجستهای در بخش بانوان نیز تاکنون به این عرصه وارد شدند.
بانوان پینگپنگباز فعال در هیئت پیوند اعضای استان، زیر نظر مربیان مجرب تمرینات خود را پیگیری میکنند و تاکنون چند دوره به همراه مربی باسابقه استان در اردوی تیم ملی حضور داشتند و عناوین متعددی را بهدست آوردند.
امسال نیز سه بانوی پینگپنگباز همدانی به اردوی آمادگی تیم ملی پیوند اعضای کشور راه یافتند تا برای حضور در مسابقات جهانی جایگاه خود را در تیم ملی ثابت کنند.
گفتنی است نخستین اردوی آمادگی تیمهای ملی تنیس روی میز، بدمینتون، دوومیدانی، بولینگ و شنا برای حضور در بازیهای جهانی پیوند اعضا در دو بخش مردان و زنان از 27 خرداد ماه آغاز شده و تا دوم تیرماه در تهران پیگیری میشود.
در این مرحله از اردو ورزشکارانی از استانهای فارس، اصفهان، کردستان، تهران، کرمانشاه، مرکزی، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، زنجان، مازندران، قزوین، البرز، خراسان رضوی، همدان، خراسان جنوبی و یزد حضور دارند.
بانوان ورزشکار همدانی در رشته تنیس روی میز با ترکیب بهاره بیگی، الهام محمدی، معصومه برجی در این اردو حضور خواهند داشت.
لازم به ذکر است بهاره بیگی و معصومه برجی دو بانوی پینگپنگباز استان سابقه قهرمانی در مسابقات جهانی و آسیایی را در کارنامه خود دارند.
بیستمین دوره بازیهای پیوند اعضا از اول تا هشتم شهریور در ماردل پلاتای آرژانتین برگزار میشود که تیم پیوند اعضای کشورمان با ترکیب تیمهای مختلف از سراسر کشور در این رقابتها حضور مییابد.
انتهای پیام/
منبع: فارس

به گزارش شبنم ها، سرهنگ رسول مرادی درگفتگو با خبرنگار نافع گفت: مردم روستای حاشیه قاسم آبادهمدان به خاطر نداشتن آب شرب و آسفالت نبودن کوچه های روستای خود با تجمع و راه بندان جنب پمپ بنزین و گاز یامهدی (عج)بلوار امام خمینی(ره) از رفت آمدخودرو ها در هر دو لاین جلوگیری نموده و درخواست رسیدگی مسئولان استان به مشکلات بودند.
وی افزود:این تجمع صرفا مروبط به مسائل اجتماعی بوده است و ربی دادن هرگونه بحث سیاسی را به این تجمع تکذیب نمودند.
مرادی گفت: ما با تماسی که با فرماندار، معاون فرماندار رئیس راه سازی و بقیه مسئولان استان گرفته شد قرارشد همه مسئولان مرتبط عصر امروز قبل از نماز مغرب و عشاء در حسینیه قاسم آباد حاضر شوندو پاسخگوی مشکلات مردم باشند.
وی با بیان اینکه مسئولان باید نسبت به این تجمع مردم و راه بندان پاسخگو باشند.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها،همین چند روز پیش بود که اتحادیه جهانی کشتی اعلام کرد فرناز پناهی زاده بهعنوان اولین زن ایرانی به عضویت کمیسیون ورزش و زنان UWW درآمده است. این خبر کوتاه و شنیدنی از سوی سایت فدراسیون کشتی نیز منتشر شد تا بعد از موفقیتهای بانوان در رقابتهای ورزشی بینالمللی این بار شاهد موفقیت بانوان در رسیدن به یک کرسی بینالمللی هستیم. اتفاقی که تاکنون برای ایران سابقه نداشته که بانویی در بخش کشتی بتواند به این جایگاه برسد. در همین رابطه خبرنگار ورزشی شبکه اطلاع رسانی راه دانا گفت و گویی با وی انجام داده است که متن آن به شرح ذیل است:
فرناز پناهی زاده در خصوص علت و نحوه انتخاب خود به عنوان اولین بانوی ایرانی در اتحادیه جهانی کشتی، اظهار داشت: انتخاب من به عنوان یک خانم ایرانی و بالاتر از آن به عنوان یک بانوی مسلمان بیشتر مد نظر است. همانطور که می دانید کشتی زنان بیش از 2 دهه است که فعالیت دارد اما به واسطه نحوه پوشش، بسیاری از بانوان نمی توانستند در این عرصه فعالیت داشته باشند. اما با شروع کشتی آلیش و ورود آن به اتحادیه جهانی به عنوان یک سبک سنتی در کشتی، فضای حضور بانوان نیز در این رشته ورزشی فراهم شد.
وی در ادامه افزود: بعد از اینکه اتحادیه جهانی کشتی جهش و انقلاب ایجاد شده در بین بانوان ایرانی برای کشتی آلیش که شامل پوشش کامل می شود را مشاهده کرد، تصمیم گرفت تا هدایت این جایگاه را به یک بانوی ایرانی بسپارد. در این مسیر هدف کمیسیون زنان و ورزش نیز توسعه کشتی و ورزش زنان است. از این رو انتخاب من به عنوان یک بانوی ایرانی در اتحادیه جهانی کشتی این بود که بتوانیم برای کشتی زنان به خصوص بانوان مسلمان حرکتی جدید را آغاز کنیم.
پناهی زاده تصریح کرد: با شروع این ورزش در ایران خانم های ایرانی نیز وارد عرصه شدند و آن دسته از بانوانی که به ورزش کشتی علاقه داشتند توانستند وارد این رشته شوند محاسنی هم که این ورزش دارد این است که بانوان ایرانی در خصوص پوشش، شئونات اسلامی و اعتقادات مذهبی دغدغه ای نخواهند داشت.
اولین بانوی ایرانی حاضر در اتحادیه جهانی کشتی یادآور شد: پوشش این ورزش نیز شباهت بسیاری به پوشش ورزش جودو دارد و شامل پوشش های پیراهن، شلوار، مقنعه، ساق دست و حتی ساق پا می شود. از همین رو بانوان مشکلی برای پوشش و اجرای فن بپردازند. البته باید به این نکته توجه داشت که فن های این ورزش با فنون کشتی آزاد و فرنگی تفاوت دارد و در رشته آلیش از طریق کمربندی که به دور کمر بسته می شود فن باید اجرا شود.
پناهی زاده در پاسخ به این سوال که وضعیت این رشته در سطح جهانی چگونه است افزود: مسابقات جهانی این رشته در سال جاری برای اولین برگزار خواهد شد. مسابقات آسیایی کشتی آلیش نیز به طور رسمی برای اولین بار در ایران برگزار خواهد شد.
وی تاکید کرد: قطعا کشتی آلیش جذابیت ویژه ای برای بانوان خواهد داشت چراکه زمان مسابقه آن نیز 3 دقیقه است. قطعا پیشرفت بیشتر این رشته بانوان مستعد را جذب خواهد کرد. مسئله مهم نیز این است که خانم های کشورهای مسلمان از این به بعد می توانند ورزش کشتی را به راحتی ادامه دهند.
اولین بانوی ایرانی حاضر در اتحادیه جهانی کشتی در ادامه افزود: اتحادیه جهانی نیز قصد دارد که کشتی های سنتی زیر مجموعه اتحادیه به فعالیت خود ادامه دهد، از همین رو فعالیت کشتی آلیش از حالت انجمن به زیر مجموعه ای در فدراسیون های کشتی تبدیل شده است. مسابقات رسمی آن نیز از امسال آغاز خواهد شد.
پناهی زاده در خصوص اینکه آیا حضورش در اتحادیه جهانی به مجموعه ورزش و فدراسیون کشتی کشور نیز کمک خواهد کرد یا خیر تصریح کرد: امیدوار هستم که اینگونه شود یکی ازدلایلی که قصد داشتند کشتی را از المپیک حذف کنند، عدم فعالیت بانوان در این ورزش بود. در ایران نیز بانوان با این مشکل مواجه بودند که فعالیتی در ورزش کشتی برای آنها وجود نداشت، اما با فعالیت کشتی آلیش بانوان و انتخاب یک خانم ایرانی در اتحادیه جهانی، قطعا فدراسیون کشتی نیز در این زمینه سود خواهد برد.
اولین بانوی ایرانی حاضر در اتحادیه جهانی کشتی در پایان تاکید کرد: آنچه من احساس کردم استقبال خوب مسئولان ایران و اهالی فدراسیون کشتی بود برای همه آنها هم جالب بود که یک بانوی ایرانی توانسته در اتحادیه جهانی کشتی کرسی کسب کند.
انتهای پیام/
ایل بانو

به گزارش شبنم ها، این روزها با همه گیر شدن اینترنت،ازدواج های به اصطلاح اینترنتی و مجازی هم رونق پیدا کرده است تا جایی که پا به پای آن هم ،سایت های همسریابی به زعم خود رسمی و غیر رسمی مدام در حال افزایش اند تا به ادعای خودشان گره از مشکل ازدواج جوانان باز کنند.
این روزها نسل جدید در کوچه پس کوچه های سایت های همسریابی می گردند و تاس بخت و اقبال خود را به بالا پرتاپ می کنند تا شاید هنگامی که بر زمین مینشیند جفت شش بیاید.

هنوز زمان زیادی از قتل دختر جوانی که به سودای ادامه تحصیل درآمریکا فریب پسری از آن سوی آبها را خورده بود نمیگذرد.این دختر بر سر اشتباه خود و خانواده که به اندک اطلاعاتی از جوان خواستگار داشتند اکتفا کرده بودند،جان خود را گذاشت.
متأسفانه دختران و پسران ما قبل از اینکه طرف مقابل را کاملا بشناسند، به او علاقمند شده و بدون بررسی کافی وارد زندگی مشترک می شوند؛که بعد از مدتی هنگامی که هیجانات احساسی و عاطفی آنها فروکش می کند تازه متوجه تفاوت های مشکل آفرین می شوند و به فکر جدایی می افتند.

آسیب شناسان اجتماعی می گویند:ازدواج در شرایط آشنایی در سایتهای همسریابی اینترنتی حتی اگر با نظارت نهادهای واقعی هم صورت گیرد چون براساس آگاهی نیست موفق نخواهد بود و این مسأله میتواند به سوءاستفادههای عاطفی از یک قشر خاص منجر شود.
گفتنی است؛جامعه شناسان و آسیب شناسان خانواده هم معتقدند ازدواج اینترنتی در ایران بیشتر ضرر دارد تا منفعت.هرچند که متولیان سایت های همسریابی که این روزها زیاد شده اند می گویند اینگونه سایت ها زمینه ازدواج جوانان را تسهیل می کنند.
سرهنگ دوم علی رضا آذردرخش،سرپرست اداره پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا با بیان اینکه در حال حاضر شرایط سایتهای همسریابی اصلا قانونمند و قابل اعتماد نیست گفت:وجود هویتهای جعلی و غیر واقعی در این سایتها بسیار خطر آفرین میباشد،چرا که تنها مجردها مشتریان سایت های همسریابی نیستند و پشت نقاب کاربران این سایت ها، گاهی مردان متأهل و خانواده داری هستند که با انگیزه های دیگری پایشان به اینترنت باز شده است.چرا که منتقدان ازدواجهای اینترنتی معتقدند بیاعتمادی یکی از عمدهترین آسیبهایی است که زندگی زوجینی را که به واسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج میکنند، تهدید میکند.

وی تصریح کرد:فریب در ازدواج در سایتهای همسریابی بسیار آسان است.چرا که در این سایتها افراد به راحتی اطلاعات نادرستی از خود ارائه میکنند و گردانندگان سایتها نیز اغلب راهی برای راستیآزمایی این اطلاعات ندارند و متاسفانه گروههای منحرف و غیراخلاقی به بهانه آسانسازی ازدواج و همسریابی، اقدام به فریب افراد و سرقت اطلاعات شخصی و خصوصی آنان و گاهی حتی انتشار محتواهای منافی اخلاق و عفت عمومی با سوءاستفاده از تصاویر خصوصی آنان مینمایند که آسیب حیثیتی و تبعات جبران ناپذیر را برای افراد در پی خواهد داشت.
وی در ادامه از عواقب جبران ناپذیر این گونه سایت ها را خدشه دار شدن بنیان خانواده، ارزشهای دینی و شخصیت نوجوانان و جوانان ذکر کرد و گفت: والدین گرامی ضمن همراهی با فرزندان خود در فضای مجازی و کسب آگاهی و دانش در خصوص تهدیدات این فضا و به خصوص سایت های همسریابی، فرزندان خود را هرچه بهتر در این فضای کمک نمایند تا شاهد افزایش ایمنی خود و اطرافیان در فضای سایبر باشیم.
سرپرست اداره پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا با بیان اینکه این سایت ها با اهداف خاصی راه اندازی می شوند گفت:با توجه به اینکه مراجعان این سایت ها اکثر نوجوانان و جوانان هستند مجرمان سایبری با فریب این کاربران در هنگام دریافت حق عضویت،کاربران را به صفحات فیشینگ راهنمایی کرده و اطلاعات بانکی آنها را سرقت می کنند که در این خصوص در پلیس فتا پرونده ای تشکیل و مجرم آن دستگیر شده است.

سرپرست اداره پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا به کاربران توصیه کرد از ثبت نام و ارسال مشخصات و اطلاعات در این سایت ها خودداری کنند چرا که متاسفانه برخی کاربران بی محابا در این سایت ها عضو شده و تمامی اطلاعات خود از جمله شماره ملی، تاریخ تولد، شمارشناسنامه و غیره را در این سایت ها وارد می کنند و این امر می تواند تبعات بعدی داشته باشد که با آبرو و حیثیت کاربران مرتبط باشد.

سرهنگ آذردرخشدر پایان با بیان اینکه بررسی های روانشناسان و جامعه شناسان نیز حاکی از آن است محتوا و عملکرد سایتهای همسریابی فاقد اعتبار علمی است، گفت: تعاریف سایت های همسریابی از ازدواج و روابط دختر و پسر خارج از عرفی است که در جامعه وجود دارد. به همین دلیل خانوادهها و جوانان نباید به این سایتها اعتماد کنند.
این درحالی است که سرپرست اداره پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا مدام به کاربران فضای سایبر هشدار می دهند که در صورت مواجه با هر گونه مورد مشکوک آن را از طریق سایت پلیس فتا به آدرس Cyberpolice.ir بخش مرکز فوریت های سایبری،لینک ثبت گزارشات مردمی با ما در میان بگذارند،اما هیچ اقدامی در جهت بستن اینگونه سایت ها نمی کند و فقط به کاربران سایبری هشدار می دهد.
منبع: باشگاه خبرنگاران

در سه قفله شده و کلید آویزان پشت در، خانه پر از نور، ترس و واهمه از سرو صداهای وهم انگیز و کراهت در و همسایه از مجاورت با یک آدم تنها، رصد کنجکاو گونه همسایهها از ترددهای گاه و بیگاه اقوام و دوستان؛ صحنه آشنای سه دهه گذشته این روزها بیشتر به تصویری سیاه و سفید از فیلم های فارسی دهه ۵۰ می ماند.
به گزارش شبنم ها به نقل از مهام، آن روزها زندگی مجردی به این سادگی ها نبود. می گویند سالهای نه چندان دور حوالی دهه شصت و هفتاد برای تجربه زندگی مجردی در محله های تهران باید از کلانتری محل مجوز می گرفتند. امروز اما تجربه تنهایی در چارچوب خانه خیلی ساده تر از همفکری و همنوایی با یکی آدم زنده دیگر به نام همسر به نظر می آید. اگر شما هم به یاد دارید روزهایی را که بیشتر خانواده ها زندگی مجردی فرزندشان را پنهان می کردند حتما از عمق نگاه های حمایت گرانه خانواده های امروزی از زندگی مجردی فرزندانشان متعجب می شوید.
چیزی که دکتر سید حسن حسینی، جامعه شناس خانواده آن را بر هم زدن یکی از ویژگی های جامعه بشری از بدو تاریخ بشر تعریف می کند: ویژگی جامعه بشری زیستِ خانوادگی انسان ها بوده است؛ زن، مرد و فرزندانی که حاصل از آن ازدواج بودند. در حوزه اعتقادت و فرهنگ ما به تاسی از آیه شریفه ۲۱ سوره رم " من برای شما از جنس خودتان جفتی آفریدم که در کنار هم آرامش داشته باشید." زندگی خانوادگی از اهمیت و ارزش برخوردار است. زیست متعهدانه اگر درست صورت بگیرد زندگی موفق تر خواهد بود و آرامش بیشتری خواهد داشت.
او معتقد است: اگرچه شکل خانواده در دهه ها و قرن های مختلف دستخوش تغییرات و تفاوت هایی شده است اما عمومیت ازدواج همواره در هر عصری ادامه داشته است. اما در دوران مدرن و صنعتی به دلایل مختلفی با زندگی های مجردانه بیشتری مواجه هستیم. در دهه های قبل اگر زیست مجردانه ای هم وجود داشت با توجه به گستردگی بعد خانواده شکل دیگری داشت. زن های مجرد کسانی بودند که با خانواده پدری شان زندگی می کردند. اما الان این تجرد با تفکیک مکانی همراه است. زن ها جدای از خانواده پدری شان خانه ای دارند و به زندگی شان ادامه می دهند.
دکتر حسینی با اشاره به آمار منتشر شده از وجود یک میلیون تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر مجرد در کشور برای روشن کردن مفهوم زندگی مجردی؛ زنان و مردان زیر ۵۰ سال را مد نظر قرار داده و می گوید: وقتی از تجردگرایی و زندگی مجردی حرف می زنیم مد نظر ما زندگی مجردانه ای است که افراد تا سن ۳۵ سالگی ازدواج نکرده باشند و بعد از آن هم چون احتمال ازدواجشان کم است پیش بینی می کنیم که زندگی مجردانه را ادامه خواهند داد و یا یک شکل دیگر از زندگی مجردانه زنان و مردان است که ازدواج صورت گرفته و به دلایلی از جمله فوت یکی از طرفین و یا جدایی منتفی شده است؛ و طرفین و یا یکی از آنها دیگر ازدواج نکرده اند. زندگی مجردانه دراین سن قابل اهمیت تر و در خور بحث است.
این استاد دانشگاه در ادامه می گوید: در آمار جمعیتی ایران متناسب با سرشماری هایی که مرکز آمار انجام می دهد می بینیم که طی ۵۰ سال گذشته دامنه افرادی که زندگی مجردی را انتخاب می کنند، بیشتر شده است. مطابق با آمار سال ۱۳۴۵ در مجموع ۱.۶ درصد مردها زیست مجردانه داشتند و این آمار در زن ها فقط ۱ درصد بوده است. در سال ۱۳۸۵ مردها تعدادشان کمتر و تعداد زیست مجردانه زنها با ۸ دهم درصد افزایش به ۱.۸ درصد رسیده است. این در حالی است که همواره زیست مجردانه زنانه از مردانه بیشتر بوده است.
این آمارها با آمار علی اکبر محزون مدیرکل اطلاعات آمار و جمعیت ثبت احوال در فرودین ماه سال جاری تکمیل می شود: آمارها کاهش منفی ۶.۵ درصدی را نسبت به سال گذشته نشان می دهد که البته از سال ۹۰ شاهد رشد منفی ازدواج در کشور بوده ایم. به طوری که در سال ۹۰ منفی ۱.۹ درصد، در سال ۹۱ منفی ۵.۱ درصد و در سال ۹۲ نیز با کاهش منفی ۶.۷ درصدی مواجه بوده ایم.
دکتر حسینی یک نمای جمعیتی دیگر را بالا رفتن سن ازدواج می داند: طبق اسناد ثبت احوال کشور متوسط سن ازدواج مردان در سال ۱۳۴۵ ، ۲۵ سال و برای زن ها ۱۸ سال بوده است. در سال ۱۳۸۵ درست ۴۰ سال بعد سن ازدواج مردان به ۲۶.۲ رسید در حالی که برای زنان با ۵ سال اضافه شدن به۲۳.۳ رسید. این آمار به خوبی نشان دهنده افزایش سن ازدواج در زنان است. و در واقع این پدیده ای است که به تبع جوامع دیگر در جامعه ما دیرتر شروع شده است.
تجردگرایی تقصیر دختران؟
افزایش سن ازدواج در دخترها را خیلی ها به افزایش تحصیلات و تمایل دخترها به ماندن در دانشگاه مربوط می دانند. تحصیلاتی که نه تنها منجر به افزایش سن دختران می شود بلکه موردهای مناسب برای ازدواج با آنها را هم محدودتر می کند. دکتر حسینی معتقد است: در ساختار اجتماعی زندگی شهری به تدریج برابری هایی برای زن ها ایجاد شد. زنان در تحصیلات حق پیدا کردند که از سرمایه فرهنگی مناسب برخوردار شوند تا زمان ازدواج بتوانند مبادله مناسبت تری با همسرانشان داشته باشند. طولانی شدن تحصیلات بالا رفتن سن ازدواج کمک کرده است و تحصیلات در جامعه ما به نسبت همه طولانی تر است. در جامعه صنعتی زنان هم از حق تحصیل برخوردارند و هم از حق کار. در حقیقت برای پیدا کردن کار نیاز به تحصیلات طولانی مدت ندارند. اما در ایران باید تحصیلات طولانی مدت را بگذرانند و بعد تازه برای یافتن کار زمان بگذارند. در انتخاب زنان برای ازدواج سن باروری و سرمایه های فیزیکی زن محاسبه می شود و بالا رفتن سن مردان به تجرد در زنان بیشتر دامن می زند. در سطح کلان اجتماعی در فرهنگ ما شانس مردان برای ازدواج در سن بالا بیشتر از زنان است.
می خواهم "آقای خودم و خانم خودم باشم" این عبارتی است که بسیار از زبان دختران این روزها شنیده می شود. دکتر حسینی یکی دیگر از دلایل مجرد ماندن دختران را گریز از حس مسئولیت می داند: آنها با خودشان می گویند درس خوانده ایم، خانه و درآمد کافی داریم. لزومی ندارد خدمات ارائه دهیم و خدمات بگیرم. این افراد وقتی به فردگرایی منفی برسند حاضر نیستند که خودشان را با دیگری تقسیم کنند.
ترس از طلاق، دوری از ازدواج
دکتر بهمن صدیق روانشناس بالینی یکی از دلایل دوری جوانان از ازدواج و روی آوردن به زندگی مجردی را ترس از جدایی در نیمه راه می داند: خیلی از جوان ها امروز ترجیح می دهد که تنها زندگی کنند. آنها آمار طلاق و نسبت طلاق به ازدواج را می بینند و اخبارش را می شنوند. در کنار این آمارهای تکان دهنده باید به این فکر کنیم که چقدر بچه های ما مهارت های روانشناختی و بنیادی که برای تشکیل زندگی مورد نیاز است را آموخته اند؟ به صورت تشریفاتی دوره آموزشی مهارت های زندگی پیش از ازدواج می گذرانند اما آیا این ها معطوف به نتیجه بوده اند؟
اقتصاد بیمار؛ زن ها و مردهای بیکار
در فرهنگ ایرانی و اسلامی مرد مسوول معاش خانواده است. مسوولیتی که با وضعیت اقتصادی این روزها کمرشکن و وهم برانگیز است. دکتر حسینی می گوید: در فرهنگ کلان و در قانون مدنی مرد نان آور خانواده است. باید شاغل باشد و درآمد مناسب برای ارتزاق همسر را داشته باشند. در جامعه ای که با نظام اقتصادی بیمار و پرتلاطم است، قدرت خرید پایین است، بحران های اقتصادی وجود دارد و با بیکاری و تورم مواجه است این شرایط پیش نمی آید و مسلم است که معدل سن ازدواج بالا می رود و به تبع آن سن ازدواج در زنان نیز بالا می رود.
دکتر صدیق نیز بزرگترین چالش امروز ایران را پدیده چند پیشگی می داند: چند پیشگی چالش قرن است و اگر به منابع معتبر بین المللی رجوع کنید این چالش را می بینید. فرصت ها برابر نیست و چند پیشگی اجتناب ناپذیر است. وقتی قرار است یک جوان حداقل یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای اجاره خانه پرداخت کند این پول را باید از یک جایی در بیاورد. قیمت تمام شده زندگی خیلی بالاتر از این حرف هاست و از نظر ساختار اجتماعی و اقتصادی می تواند یک تهدید باشد.
زندگی های مجردی، نیازهای فروخورده و رابطه های فراخانوادگی
چشمانداز پسانداز حداقل ۵۰ میلیون تومانی و نیاز به همصحبتی و هم نشینی شاید ذهن را به خیلی از مقولات فراخانوادگی باز کند. دکتر حسینی رواج زندگی های مجردانه و تمایل به زندگی تک نفره را بستری مناسب برای ایجاد بحران های روحی می داند: کسانی که زیست مجردانه دارند با یک کم و کسری هایی روبرو هستند. تجرد در زندگی روزمره شان اثر می گذارد و ممکن است با یک سری عوامل دیگری بخواهند جبران مافات کرده و کمبودها را جبران کنند؛ یا نتوانند این کار را بکند و دچار اثرگذاری های نامناسب شوند. هستند کسانی که در کنار یک سری آزادی های اجتماعی صرفا به ازدواج به عنوان رابطه جنسی نگاه می کنند و با استفاده از آزادی های اجتماعی کمتر تمایل به ازدواج دارند.
دکتر صدیق از نظر روانشناختی زندگی مجردی ای که در جامعه ما حاکم شده است را با آنچه در دنیا اتفاق می افتد تا حدودی زیادی متفاوت می داند: گرایش به زندگی مجردی ایجاد شده و همراه با آن خیانت در زندگی زناشویی رایج شده است و این به وخامت موضوع اضافه می کند.
به عقیده او این موضوع ناشی از سردرگمی مسوولین فرهنگی در قبال تقویت کانون خانواده و ناهمگرا بودن برنامه ریزی ها در این زمینه است: سیستم ما در قبال تشکیل زندگی خانوادگی چه اقداماتی انجام می دهد؟ ازدواج سهل و آسان شعار یک است. جوان ها ازدواج کردن را بلد هستند اما در این زندگی پر تغییر که فرکانس تغییراتش زیگزاگی است چطور می توانند تاب آوری اشان را بالا ببرند.
صدیق می گوید: ترویج ازدواج در جوانان نیازمند همگرایی در سیاست گزاری هاست. در دولت کانادا خانمی که بچه دار می شود یک سال مرخصی با تمام حقوق و مزایا دریافت می کند. یک سال مرخصی دیگر هم می تواند یا خودش، یا شوهرش و یا هر دو به طور نصف نصف استفاده کند. این سیاست، تشویق کننده زندگی خانوادگی است؛ نه این که خانم به راحتی شغلش را به خاطر بارداری و بچه داری از دست بدهد. انتظار داریم دختر ما چه کند. این الگوهای کلیشه ای ناشی از فقر قابلیتی است. دخترهای ما کمی این را هم می فهمند و تا مورد مورد نظرشان را پیدا نکنند تن به ازدواج نمی دهند و این است که سن ازدواج بالا می رود.
همباشی ها
بالارفتن سن ازدواج و افزایش میزان مجردی این روزها راهی شده است برای دیده شدن برخی همباشی هایی که هیچ مجوزی برای آن نیست و یکی از پیامدهاش کاهش بعد خانواده و موالید است.
دکتر صدیق معتقد است: ما یک دید تونلی تنگ نظرانه پیدا می کنیم، به یک زاویه می تابانیم، بزرگش می کنیم و به کل جامعه تعمیم می دهیم. همه ماجرا لهو و لعب نیست. در جامعه در حال گذار ما نسل جدید به شدت بی پناه است. نمی تواند یک وام بانکی بگیرد و نمی تواند جذب بازار کار شود. علاوه بر این مجرد بودن برایش یک انگ می شود. بیرون از خانه مجبور است نقاب بزند تا بتواند از پس مشکلات بربیاید. سپر به دست می گیرد اما وقتی از کار برمی گردد دلش می خواهد نقاب ها را کنار زده و احساس کند روحش عریان است. پایش را دراز کند و از سرخوردگی هایش حرف بزند و یکی باشد که این سرخوردگی ها را بشنود؛ این نیاز روانشناختی است. بنابراین به سراغ سبک زندگی جدید ازدواج سفید و همباشی می رود. سبک جدیدی از زندگی که مطالبات و تعهداتش به صورت توافقی کمتر است و فرد با یک عدد کمتری از پس زندگی بر می آید.
دکتر حسینی همباشی های امروز ایران را تجربه از سر گذارنده جوامع صنعتی در دهه ۹۰ می داند: این خانواده ها در جوامع صنعتی خودبه خود به خانواده تبدیل شد و آنها دارای فرزند شدند و از دهه ۱۹۸۰ به دید به بچه های آنها به چشم حرامزاده نگاه نمی شد. در واقع جامعه می گردد و مشکلات خودش را حل می کند. یکی از مشخصه های شیعه اجتهاد است و ما خیلی پتانسیلمان بیشتر از دیگر ادیان در خصوص همباشی است. ما نظارت فقهای قدیمی و بنیان گذار انقلاب را داریم که دختر بالغه و رشیده می تواند خودش را بدون اذن پدر به صیغه مردی در بیاورد. در واقع ما پتانسیل فرهنگی اش را داریم اما وحشت این وجود دارد که طرح این مسئله صدماتش بیشتر از برکاتش باشد. چرا که ما هنوز در جامعه ای زندگی نمی کنیم که مردانش متشرع و اخلاقی باشند.
دکتر حسینی صدمات ایجاد شده در جامعه را ناشی از به هم خوردن قول و فعل و تضعیف اثربخشی توصیه های دینی می داند: ما یک جامعه دینی هستیم و بایدها و نبایدهای زندگی ما از متون دینی و رفتارهای دینداران حاصل شده است. معیار ما سیره نبوی صحبت می کنیم که هم قول و هم رفتارشان ایشان بوده است. در جامعه بخشی از صدماتی که ما خوردیم به هم خوردن این قول و فعل است و چون عینیت آن در زمان ما بهم خورده اثربخشی توصیه های دینی تضعیف شده است و ما هیچ جایگزینی برایش نداشتیم. فعل و حرف در کنار هم همان چیزی که از پیامبر دیده بودیم و شنیده بودیم. ما در بسیاری از حوزه ها حبل المتین نداریم که خودمان را به آن آویزان کنیم. البته ما به عنوان مسلمان مسئولیت فردی داریم و باید جوابگو باشیم و این چیزی است که در اعتقادات ما وجود دارد.
او جایگزینی اخلاق در جوامع غربی را راه نجات جوامع صنعتی از این بحران عنوان کرد: جامعه ما دچار وضعیت آنومیک شده است؛ یک سری هنجارها داشتیم و یک سری هنجارهای جدید معرفی شده است و به نظر می رسد که ما هر یک را به شکل مجزا بپذیریم وضعیتمان بهتر خواهد بود. فیسلوف های غربی اخلاق را جایگزین کردند. اگر این جایگزین را نداشتند وضعشان از ما بدتر می شد. جامعه مدرن برای خودش یک هنجار دارد وقتی یک دختر و پسر با هم رو هستند همه اطلاع دارند و اگر در خیابان دیگری یکی از دو نفر در وضعیتی دیگر دیده شود این مسئله از نظر اخلاقی برای آنها جایز نیست اما در جامعه ما این طور نیست ما نه تنها این را رعایت نمی کنیم نرم های اخلاقی جامعه مدرن را هم رعایت نمی کنیم. در جامعه مدرن افراد برای خود و تن خود ارزش قائل هستد و از آن بهره وری نمی کنند.
انحراف های اخلاقی، اندیشه های فمنیستی
ورود و رواج اندیشه های برتری جویانه و فمنیسیتی در فرهنگ هم از آن دست محرک های قوی برای سوق دادن زن ها به زندگی های تک محوری است. تفکراتی که به راحتی ترمز ازدواج را کشیده و شتاب انتخاب زندگی مجردانه را افزایش داده است. دکتر حسینی شدت و غلظت این مفاهیم را ناشی از تلاش زنان برای به دست آوردن برابری اجتماعی و نتیجه استثماری می داند که زنان در طول تاریخ دیده اند.
او می گوید: در جامعه ما زندگی مجردانه از قدیم برای مردها امر پذیرفته شده ای بوده است اما برای زنان چنین نیست. در این رابطه حتی ضرب المثل هایی که وجود دارد بسیار پروژکتیو و تکان دهنده است. استفاده از لفظ "ترشیده" به خصوص در میان تیپ های سنتی فشارهای روانی بسیاری را به مجردهای زن ما می دهد. علاوه بر این جامعه این زنان را در دسترس می بیند و بر این فشار روانی اضافه می کند.
شاید همین انگ ها و برچسب ها بود که در گذشته تن خانواده ها را از مجرد ماندن و جدا زندگی کردن دخترها می لرزاند. نگاه هایی که شاید یکی از علت های اصلی خروج دختران از خانه پدری و یا حتی شهر و دیار خود برای فرار از نگاه ها و حرف و حدیث های شبکه های خویشاوندی باشد.

به گزارش شبنم ها به نقل از مهر خانه، مجمع جهانی بهداشت، بالاترین مرجع سیاستگذاری بهداشت در سطح جهانی است که از وزرای بهداشت کشورهای عضو تشکیل شده است. بهطور معمول اعضای مجمع بهداشت جهانی در ماه می هر سال در مقر سازمان جهانی بهداشت در ژنو گردهم میآیند. مهمترین وظایف این مجمع، تصمیمگیری درباره مسایل عمده سیاستگذاری، همچنین تصویب برنامه کاری و بودجه و انتخاب دبیر کل سازمان بهداشت جهانی است.
مدیر اجرایی نهاد زنان ملل متحد در شصتوهشتمین مجمع جهانی بهداشت ضمن قدردانی از تلاش سازمان جهانی بهداشت در راستای اولویتگذاری آن در امر سلامت زنان، جهت شناسایی نقش زنان در سلامت برای همه و مشارکت با نهاد زنان ملل متحد برای پیشبرد الگوی سلامت زنان در همه جنبههای اقدامات آن، به گزارش جامع این سازمان در اجرای اعلامیه و برنامه عمل پکن اشاره کرده است. نکته قابل تأمل در گزارش سازمان جهانی بهداشت، خلأها و چالشهای مهمی است که در رابطه با سلامت زنان خصوصاً در کشورهای فقیر و کمدرآمد مطرح است.
رییس نهاد زنان ملل متحد در اظهارات خود در این اجلاس، به ملاحظاتی در رابطه با سلامت زنان اشاره میکند که با گذشت دو دهه از تصویب اعلامیه و برنامه عمل پکن، همچنان به قوت خود باقی است:
1. زنان و سلامت، حوزه حیاتی و مهم در راستای تحقق برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان و برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و توسعه پایدار تلقی شده است.
2. جامعه بینالمللی تاکنون استانداردها، اهداف راهبردی و اقدامات مرتبطی در رابطه با سلامت و حقوق زنان مقرر کرده است. همچنین نقش بخش عمومی و خصوصی، رابطه میان سلامت زنان با فقر، اشتغال، محیطزیست، آموزش، تصمیمگیری و تغذیه مورد توجه قرار گرفته است.
3. تلاش و همکاری دولتها، بخش خصوصی، مؤسسات و نهادهای مرتبط، جامعهمدنی و آژانسهای تخصصی مللمتحد برای تحقق سلامت زنان لازم تلقی شده است.
4. این رهیافت که زنان و دختران باید قادر باشند حق دسترسی به بالاترین استاندارد سلامت خود را مطالبه و دادخواهی کنند و مسئولیت و پاسخگویی دولت در قبال تأمین این حق زنان، مورد حمایت قرار گرفته است.
5. دسترسی برابر و درمان برابر برای همه زنان و مردان در بخش سلامت باید تضمین شود. همچنین دسترسی مقتضی، مناسب و برابر زنان به درمان، اطلاعات و خدمات بهداشتی باید ارتقا یافته و برنامههای پیشگیرانه که سلامت زنان را ارتقا میدهد، گسترش یابد.
6. نیازهای سلامت ویژه زنان باید شناسایی و پاسخ داده شود.
7. موانع ساختاری و اشکال مختلف تبعیض که سلامت زنان را با چالش مواجه میکند، باید برطرف شود.
8. خشونت علیه زنان بهعنوان معضلی جهانی، تهدیدی جدی برای سلامت زنان و دختران در جهان به شمار میآید.
9. احترام به حق همه زنان برای کنترل کلیه جنبههای سلامت و تمامیت جسمانی خود خصوصاً در رابطه با بارداری به منزله مبنای توانمندسازی زنان مورد تأکید است.
10. سلامت جسمی و باروری زنان و اعمال حقوق جنسی و باروری در راستای اقدامات مختلف از جمله ارایه آموزش جنسی جامع و خدمات جنسی و باروری، باید حمایت شود.
11. ارتقای تحقیق و گردآوری اطلاعات در رابطه با سلامت زنان و ارزیابی و نظارت بر سلامت زنان با استناد به آمار دقیق و جامع مورد توجه است.
12. افزایش منابع و مقابله با تخصیص نابرابر منابع از دیگر راهکارهای ارایهشده است.
13. با توجه به شیوع بیماری ابولا، تحقیقات نشان میدهد که زنان متفاوت از مردان تحتتأثیر عوارض ناشی از چنین بیماریهایی قرار میگیرند و در نتیجه سلامت و درمان ایشان باید مورد حمایت ویژه باشد.
14. برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان در بخش سلامت به منزله اقدامی مهم مورد تأکید و اعلامیه و برنامه عمل پکن به منزله راهبردی برای تحقق حق سلامت زنان شمرده شده است.
بهاینترتیب، برخی از مهمترین دغدغهها یا چالشهای مرتبط با سلامت زنان در عرصه بینالمللی عبارتاند از: ارتکاب خشونت جسمی، جنسی و روانی علیه زنان، سلامت باروری و جنسی زنان و دختران و آموزش، خدمات و اطلاعات مورد نیاز در این رابطه، بیماریهای واگیردار، اشکال مختلف تبعیض علیه زنان، عدم پاسخگویی دولتها در قبال احترام و تضمین حق سلامت زنان، فقدان تخصیص منابع و بودجه مورد نیاز و نیز عدم امکان دادخواهی در موارد نقض حق سلامت.
بااینحال در فهرست مذکور برخی معضلات و تهدیدات جدی سلامت و حیات زنان مورد اشاره قرار نگرفتهاند که در رأس آنها میتوان به بروز مخاصمات مسلحانه در برخی مناطق جهان و نقض حقوق اولیه و بنیادین زنان و دختران درگیر در مخاصمه و بیخانمان و پناهنده به دیگر کشورها اشاره کرد که در این رابطه وضعیت زنان در کشورهای سوریه، عراق و یمن بسیار نگرانکننده است؛ اگرچه با بیتوجهی و سکوت تأملبرانگیز نهادهای بینالمللی از جمله نهاد زنان ملل متحد مواجه است.
در رابطه با حق زنان در کنترل بر تمامیت جسمانی، نیز به مسئله باروری در اظهارات مدیر اجرایی نهاد زنان ملل متحد تصریح شده است که در رویه بینالمللی حقوق بشر عمدتاً آزادی زنان برای سقط جنین از آن برداشت میشود؛ اگرچه بدان تصریح نشده است. البته چنین رویهای با توجه به مبانی دینی، به شدت مورد انتقاد و اعتراض برخی کشورها خصوصاً کشورهای اسلامی قرار دارد.
انتهای پیام/

به گزارش شبنم ها، امروزه ماهوراه و تکنولوژی جدید ارتباطی سهم به سزایی در پیشرفت علم و رفاه انسانی داند.
درصد بالایی از جمعیت کره زمین در حال استفاده از این ابزارهای هستند. در کشور ما ایران بین 15 تا 55 در از خانواده ها به عنوان استافده کنندگان از ماهواره تخمین زده شده اند. بدون شک می توان گفت این گروه از مردم قربانیان تبعات و آسیب های ماهوراه هستند.
فاطمه رئیس زاده کارشناس ارشد روانشانسی بالینی در گفت و گو با خبرنگار ایل بانو به آسیب های ماهواره اشاره کرد و گفت:ترویج خشونت یکی از آسیب های آشکار و مهم که با گسترش ماهوراه رواج پیدا کرده است.
وی ادامه داد:طبق نظر روانشناسان همچون آلبرت و بندروا مشاهده باعث یادگیری می شود صحنه های خشونت آمیز به طور مکرر در فیلم های سینمایی و دیگر برنامه های تکرار می شود،و گاهی آنقدر این صحنه ها هنرمندانه و واقعی ساخته می شوند که افراد صحنه ها را واقعی تلقی می کنند،و در ضمیر ناخودآگاه بینندگان که ساعت های متوالی پای این برنامه های می نشینند تأثیرمی گذارد.
این روانشناس بالینی تصریح کرد:افراد در این تصاویر آموزش نحوه خشونت در چنین شرایطی را می بینند و متأسفانه بارها پیش آمده که خودشان این رفتارها را بروز داده اند و حوادثی تلخ را در جامعه به وجود آورده اند.
وی ابراز داشت:در سریال ها و برنامه های ماهوراه ای مسائل جنسی به راحتی و بدون سانسور به نمایش گذاشته می شود حتی در آگهی های بازرگانی ماهوراه ای نیز این مسئله قابل رویت است و فرزندان خانواده بدون محدودیت سنی و در نظر گرفتن شرایط دیگر در کنار خانواده به تماشای این صحنه ها می پردازند و این در حالی است که هیچگونه ظرفیتی برای پذیرش اینگونه اطلاعات ندارد و نهایتاً تحت تأثیر آن قرار می گیرند.
شکل گیری باورهای غلط در زمینه مسائل جنسی و عاطفی
رئیس زاده با بیان این که تبلیغات نادرست و غلو شده در شبکه های ماهواره ای می توانند زمینه ساز شکل گیری باورهای غلط در زمینه مسائل جنسی افراد شود افزود:در تبلیغات شبکه های مختلف مرتباً بر توانایی جنسی افراد مجرد و متأهل تأکید می شود در حالی که هدف این برنامه ها فقط فروش محصولات شرکت های سود جو است.
وی خاطر نشان کرد:در پی تبلیغات افراد در خصوص چگونگی و توانمندی جنسی خود دچار شک و تردید می شوند و در پی درمان های نادرست می روند که نتایج فاصله از آن گاهاً عواقب بسیار ناخوشایندی دارد.
این روانشناس بالینی اظهار کرد:آن چه به عنوان روابط عاطفی در سریال ه و فیلم ها به نمایش گذاشته می شود باعث شکل گیری سبک های نادرست ارتباطی بین جوانان می شود.
سست شدن بنیان خانواده و ایجاد اختلاف و تنش بین همسران
وی سست شدن بینان خانواده و اختلاف و تنش بین همسران را یکی دیگر از آسیب های شبکه های ماهواره ای بیان کرد و گفت:مقایسه منفی افراد با شخصیت ها،داستان ها و برنامه های ماهواره ای می تواند شرایط را برای ایجاد یک درگیری حسابی بین زن و شوهر فراهم کند.
رئیس زاده بیان داشت:خیلی از افراد غافل از این موضوع هستند که این برنامه ها در فضا و جامعه ای دیگر با فرهنگی مختص به خودشان ساخته شده است و منطبق با هنجارهای و ارزش های آن جامعه است.
وی بیان کرد:فیلم های و سریال های ماهواره ای خیانت همسران به همدیگر،زشتی زدایی و روابط نامشروع،اهانت به والدین و بی توجهی به آن ها،ترویج خرافاتی همچون طلسم و جادو را به طور هدفمند دنبال می کنند و عفت و اخلاق اجتماعی را نشانه گیری می کنند.
این روانشناس بالینی تصریح کرد:آن چه عاید بینندگان آن ها می شود تنش و درگیری خانوادگی مقایسه های ذهنی نادرست انتظارات نامعقول توجیهات اشتباه نارضایتی بی مورد حسادت روابط پنهانی است.
کاهش تعاملات واقعی و تأثیر منفی روابط بین افراد و شکستن حریم های خانواده
وی اظهار کرد:بارها مشاهده شده بعضی از افراد آن قدر مشغول نگاه کردن تماشای تلویزیون هستند که متوجه ورود و خروج یا صحبت های اطرافیان خود نیستند،این مسئله یکی از آسیب زا ترین پیامدهای استفاده مفرط از برنامه های تلویزیونی و ماهواره ای است.
رئیس زاده ادامه داد:فرد تعاملات بین خانواده و دوستان خود را در اولویت بعد از تماشای برنامه ها قرار می دهد و این به مرور باعث ایجاد فواصل روابط بین فردی قرار می گیرد،و وقتی افراد برنامه های مختلف را می بینند که با انزوا طلبی و مقابله با افراد خانواده و یا خیانت به آن ها می توانند موفق باشند می آموزند که به همان شیوه عمل کنند.
وی افزود:از طرفی چون اعضای خانواده بدون در نظر گرفتن حرمت ها به تماشای برنامه های مستهجن می نشینند،پرده های حجاب بین آن ها و والدین و یا سایر اعضای خانواده پاره شده و قبح خیلی از کارهای ناپسند شکسته می شود و بنا به فرمایش موالموحدین علی(ع)حیا از انجام افعال قبیح جلوگیری می کند پس زمانی که حیا نباشد هر اتفاقی ممکن است بیفتد.
نشانه گیری فرهنگ دینی و رواج بی حجابی و بی عفتی
این روانشناس بالینی با بیان این که دولت های غربی تا کنون تلاش زیادی کرده اند تا از طریق برنامه های مختلف ماهواره ای خود فرهنگ دینی جامعه ها را زیر سوال ببرند خاطر نشان کرد:گاهی فرهنگ ها را تحقیر کرده اند گاهی آن را غیر قابل مصرف و مستهلک معرفی کرده اند و گاهی نیز مقدسات ما را مورد تمسخر قرار داده اند و از این طریق برخی افراد کم اطلاع و حتی علی الظاهر تحصیلکرده را در دام شبکه های مختلف خود گرفتار کرده اند.
وی یادآور شد:با القای ارزش های ناسالم و نامطلوب خود می خواهند جامعه ما را به سوی انحطاط بکشانند،بهترین روش برای رسیدن به خواسته هایشان را بی حجابی دانسته اند و هم غمشان را روی این امر متمرکز کرده اند،زیرا عریانی منشأ بسیاری از مفاسد است.
ایجاد وابستگی و اتلاف وقت و به تبع آن افت عملکرد های تحصیلی،شغلی و اجتماعی
رئیس زاده اظهار داشت:تنوع و جذابیت برنامه های ماهواره ای باعث شده تعداد کثیری از افراد را پای تلویزیون ها میخکوب کند و آن ها ساعات زیادی را صرف تماشای این برنامه ها کنند از طرفی در پخش این برنامه ها به شکلی عمل می شود که مخاطبین و تماشگران را ترغیب به دنیال کردن ادامه آن ها کند.
وی ابراز کرد:وقتی فرد تا نیمه های شب مشغول تماشای برنامه های ماهواره ای باشد صبح به سختی بیدار می شود و روز را با خستگی طی خواهد کرد،ممکن است سر کلاس درس،یا در محیط کار چرت بزند و یا حتی مجبور به غیبت در کلاس و محل کارش شود پس با افت عملکرد مواجه خواهد شد.
این روانشناس بالینی در انتها یکی از مهمترین آسیب های تماشای برنامه های ماهواره ای را تأثیر در سلامت جسمی فرد بیان کرد و گفت:متآسفانه تماشای مفرط برنامه های ماهوراه ای باعث شده که بی حرکتی و سکون را در زندگی افراد ایجاد کند و زمینه سردردهای شدید،گردن درد،اختلال خواب و مشکلات دید و بینایی را فراهم کند.
انتهای پیام/
ایل بانو